The first 164 lines.
"گوراکپور، سال 1974"
"در حال تدريس شيمي"
شما برين بيرون سخنراني تموم شد ديگه
همه دخترا برن بيرون
...اسم هرکي رو گفتيم بلند شه
و بقيه برن بيرون...
مانوج تريپاتي
چيتندر ميشرا
آمر ميشرا
سانديو شوکلا
بقيه برن بيرون
عوضي، لباس جلف ميپوشي و قمه ميکشي
درست رو بخون و اين کارارو بذار براي ما، فهميدي؟
بيا امروز لاتي واقعي رو نشونت ميديم
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مبين - ويرايش: سميرا
"از همه چهرهـت رو پنهون ميکني"
"وحشت دقيقا مثل توئه"
"حتي خدا هم ازت وحشت داره"
"روي سر همه نشستي و حمکراني ميکني"
"همه رو با اسلحه ميفهموني"
"تو طوفان و تو خرابي هستي"
"حيله گر" "بر اساس حوادث واقعي"
چيزي پيدا کردين؟ بله ميخواد از دهلي به گوراکپور بره-
چطوري؟ اين رو نگفته ولي رفتنش قطعيه-
از مرز نيپال شايد-
و ميدونه که توي دهلي دنبالش ميان
از کجا ميدونه؟ نميدونم ولي خيلي اطلاعات داره-
اين دختره کيه؟ قربان درباره اون چيزي نميدونم-
پس تو چي ميدوني؟؟
آبيشک
چقدر وقت ميبره؟؟
قربان اين برامون مشخصه که توي منطقه دو دهليه
يعني طرفهاي جنوبه
ولي پيدا کردن مکان دقيقش يه کم زمان ميبره
خب منم دارم همون رو ميپرسم، چقدر زمان ميبره؟
اگه پشت سر هم تلفني حرف بزنه و مکانش رو هم عوض نکنه، شايد يه دو سه ساعتي زمان ببره
خانوادهـت تا الان دنبال پسر برات نگشتن؟ چرا گشتن-
يکي از يکي بدتر، پسرهاي پاک و برهمني
پس چرا قبول نکردي؟ نحوه انتخاب من از اولش هم متفاوت بود-
وقتي پدر و مادرم دست به کار شدن ديگه پشت سر هم پسرهاي برهمن رو ميديدم
و من هم ردش کردم و بهشون گفتم که اگه ازدواج کنم ازدواج عاشقانه ميکنم
فرقي نميکنه اون پسر برهمن باشه يه هر مذهب ديگه اي
بعدش چي؟ چي ميخواستي بشه،جر و بحث شروع شد-
و منم که دختر سرکشيـم،چمدونم رو بستم و اومدم بيرون
و حالا سرنوشتم رو ببين يه پسر برهمني گيرم اومده
من کجام برهمنه؟؟ برهمنه اصلي پدرمه
روزي دو بار عبادت ميکنه
يه چيزي رو بگو
تو اينقدر از خونهـت دوري
اين همه وقت دور بودي آخرين بار کي باهاشون حرف زدي؟
حتما نگرانت ان
داداش
پسرم
چرا گريه ميکني؟
سلام بابا
شنيدم يه هفته قبل رسيدي اينجا
آره يه چندتا کار مهم داشتم
چه کار مهمي توي نوکري جناب تيواري بود؟
دانشگاه چي؟ ولش کردي؟ ميخواد چيکار؟-
الان کار کردن مهمتره مثلا درس هم بخونم که چي بشم
باجه دار بانک بشم؟؟
يا مدير مدرسه
اينجا چي کم داشتي. تا حالا چيزي خواستي و بهت نداديم
اينا رو ول کنين اين هميشه اينطوريه
دانشگات خوب پيش ميره؟ عاليه-
کسي بهمون يه صبحونه ميدين يا تموم روز ميخواين باهوبالي رو بغل کنين
برو يه چيزي بهش بده
خيلي ترسيده بودم
چرا؟
فکر نميکردم که دوباره برگردي
چطور ميشه نيام بايد برميگشتم
نميتونستم مستقيم از خواهرت هم بپرسم
اون هم که چيزي نميدونست
اينجا ميمونين يا نه؟
فکرم اينه که بمونم
ولي بقيهـش بستگي به کارم داره
کار چي؟
بايد يه کاري بکنم خب
يعني دوباره ميري
ببين چي برات آوردم بگيرش
ببينش
از خارج برات موبايل آوردم
توش سيم کارت ميندازي و زنگ ميزني
و باطري رو هم اينجا ميندازي يه چيزي بگم-
خيلي تغيير کردي
دو تا سرباز هم توي خونشه
خودش يه ارتش داره
توي خونه خيلي سخته
اوي اينجا چيکار ميکنين؟ فعلا بستهـست، برين گمشيد
يه راه آسون هم هست
صبحها تنها توي باغچه ميگرده
اون وقت درستشه
يه ديوار پشتي هست ...ميري رو اون و دو سه تا تير
ميزني تو سينه و يکي هم... توي مغز اون مادر خراب
تا وقتي افرادش سر برسن کارش تموم شده
همين درسته داداش
يه چيزي بگم داداش
بگو
شما، گاجو و بقيه تون
از وقتي که توي دانشکده هم بودم ميدونستم که افراد بابوجي هستين
همه اينجا شما رو ميشناسن خب که چي؟؟-
ولي کسي من رو نميشناسه
اين بار کشتن يه لات که تو کوچه ميپلکه، نيست
ميدوني کيه؟ ميدونم که دارم اين حرف رو ميزنم-
اگر هم گير بيوفتم به عنوان يه لات ناشناس شناخته ميشم
هيچکس نميشناسم
هرجور که حساب کنين به نفع شماست
چطوري ميخواي اين کار رو بکني؟
آدم داري؟؟؟
نميترسي؟ ترس؟؟-
از چي؟ از اين که خونه تنها زندگي ميکني-
حتما ميترسي
چرا بترسم
تو که هستي
من که عاشق همين اخلاقاتم
ولش کن
فقط حرف ميزني اصلا دلت نميخواد من رو ببيني
عزيزم يه کم درک کن دارم دنبال يه فرصت مناسب ميگردم
چه فکري کردي؟ کي از اونجا ميري؟ ...فکر کن که-
يه لحظه وايسا چي شد؟-
کيه؟
يه لحظه وايسا
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
کيه؟
داداش منم
ميکشمت به خدا چرا قبلش بهم زنگ نميزني؟
داداش گوشيتون اِشغال بود
چي کار داري بگو؟ يه مشکلي داريم-
چي شده؟ سخته که بريم اونجا-
يه کاري مي کنيم يه راه ديگه پيدا مي کنيم
دو دقيقه وايسا
الو؟ کي بود؟-
تانوج بود بعدا بهت زنگ ميزنم
عوضي بايد الان گوشي رو قطع ميکرد؟ تانوج-
آها
پس اينم باهاشه آره ولي اين کيه؟-
چطوري داداش تانوج؟ عاليـم-
درسها چطوري پيش ميره؟ خوب پيش ميره-
دو تا سمبوسه، يه چايي براي داداش تانوج بيار
تانوج پرتاب سينگ؟؟
بگو
داداش کارت داره کي؟؟-
توي هتل برهمنها گفته ضروريه
بيا، وقت خوبي اومدي
شيريني ميخوري؟
بشين چرا گفتين بيام اينجا؟-
چرا، مگه کار اشتباهيه؟
نه داداش منظورش اينه که يه تاکور توي سالن برهمنها چيکار کنه
ازمون ميترسه
همه ميدونن که کي از کي ميترسه
اگه مشکلي هم داري خودم رفعش ميکنم
رفع کن ببينم آروم باشين ديگه-
بيا
ميخواست مهندس بشه
سه بار هم آزمون داده
درباره من خيلي چيزا ميدوني
رنگ شورتمم بگو
مهندس بشي که چيکار کني؟؟ هيچي گيرت نمياد
شما جوري حرف ميزنين که انگار اينقدر قدرت دارين که من هر چي بخوام بشم شما انجامش ميدين
به کسي زور نميگيم با عقلمون کار ميکنيم
با هم ميخوايم يه کار خطرناک بکنيم
چه کاريه؟ آسون نيست، فقط همينقدر ميتونم بگم-
تا اون جايي که من متوجه شدم اين کاري که ميخواين بکنين وسيله زيادي ميخواد
چطوري جورش ميکنين؟ از قبل نيپا همهـش رو اوکي کرده-
No comments yet. Be the first to leave one.