The first 94 lines.
کیم مین کیو در نقش جونگ ایی چان
پارک چو رونگ در نقش سو جی هه
هان سانگ هیوک در نقش کانگ سه وونگ
ریو جین در نقش لی دونگ هون
قوانین ویژه عاشقانه
قسمت سوم قانون لرزیدن قلب، عمیقا عاشق شدن
بذارین کمکتون کنم
اوه!
مو؟
اوه!
پیرهن؟
رنگ کارِ ساختمونی؟
نه، من داوطلبم
منم همینطور
واقعا؟
زود باش. بیا جمع کنیم بریم
اینجا بودی؟ آره
من سو جی هه ام
آه، که اینطور من جونگ ایی چانم
ممنون بابت قهوه
به عنوان داوطلب برای ساختن سرپناه خیلی کمک کردی؟
خیلی نه. این اولین بارمه که دارم برای ساختن کانون اصلاح و تربیت کار میکنم
راجب کانون اصلاح و تربیت اطلاعات زیادی داری؟
خب، این مربوط به کارمه... واسه همین یه کم میدونم. تو چی؟
پدر مادرم بیرون از شهر یه کانون اصلاح و تربیت تاسیس کردن
من داوطلبانه اومدم اینجا که تو ساخت سرپناه کمک کنم
و بعدش معلوم شد که دارن کانون اصلاح و تربیت درست میکنن
که اینطور
معلومه خیلی به کانون اصلاح و تربیت علاقه داری
راستی، موهات مشکلی نداره؟
اون موقع چندتا تارش کَنده شد
فکر کنم یه چندتاییش کَنده شده باید مسئولیتشو قبول کنی
مسئولیتشو قبول کنم؟ من؟
چرا انقدر ترسیدی؟ داشتم شوخی میکردم
فکر کنم تو باید مسئولیت قبول کنی
چرا من؟ برای چی؟
پیرهنم! بخاطر آرایشت، من...
چجور آهنگی گوش میدی؟
من اومدم باشه، خسته نباشی
چش شده؟ چرا انقدر پر انرژیه؟
تو بالاخره از خماری در اومدی
اینطور نیس. حس شیشمم بهم میگه یه اتفاقی افتاده
هیچکدوم از حدسات درست از آب در نمیاد گفتی اون دختر و پسر از هم جدا میشن
اما معلوم شد میخوان ازدواج کنن
بیا راجب حقایق حرف بزنیم نه حدسیات، دادستان کانگ
وقتی داریم راجب احساسات حرف میزنیم چطور میتونی از حقایق حرف بزنی؟
بچه ای که هیچی از دنیا نمیدونه عجولانه رفتار میکنه
@Mehdi_Rain : کانال تلگرام
سلام سلام
ناهار خوردی؟
آره، معلومه چیکارم داشتی؟
دادستان کانگ سه وونگ
این روزا داری با یه نفر قرار میذاری، نه؟
دوباره کسی ازت خواسته منو بهش معرفی کنی؟
چطور میتونم انقدر محبوب باشم
موضوع این نیس!
فقط میخوام بپرسم تا بتونم راجب پرونده ـم بهتر تصمیم بگیرم
دخترا معمولا از چی خوششون میاد؟
پرونده؟ چجور پرونده ای؟
میشه یه نگاه بهش بندازم؟
بسته به نوع پرونده استانداردها میتونه متفاوت باشه
مسخره بازی در نیار! چت شده؟ خودت گفتی پرونده ـس
نکنه همون چیزیه که من فکر میکنم؟
دخترا از چجور پسری خوششون میاد؟
وای، حدسم درست بوده عجبا!
من تو اینجور چیزا خیلی تیزم
قاضی لی بهم گفت بچه
اما این درست نیست، هر چی نباشه من استاد حدس زدنم
ساکت شو، باشه؟ من جدی ام
جدی هستی؟
پس فکر کنم یه قرارداد جدی لازم داریم
آرزوم چیه؟
اتاق، اتاقم نه، نه، اتاقت نه، اتاق کوچیک
میخوام مالکیت کامل اتاق کوچیک رو داشته باشم
نمیتونم اینکارو کنم این عادلانه نیس
بهش فکر کن. من 2 سال تو خوابگاه و موسسه آموزشی زندگی کردم
اگه بذارم اتاق کوچیک رو بگیری
اینطوری تو بیشتر از من تو اتاق جداگونه زندگی میکنی. خب که چی؟
منظورت از "خب که چی" چیه؟ ما توافق کردیم که هر 2 سال یه بار اتاق رو عوض کنیم
تو قبلا از اون اتاق استفاده کردی، پس منطقیه که منم واسه یه مدت ازش استفاده کنم
اگه میخوای مالک واقعی بشی باید مستقل...
تو باید مستقل باشی چرا اسباب کشی نمیکنی؟
با حقوق بخور نمیر، چطور میتونم مستقل باشم؟
حداقل تو یه حقوق بخور نمیر داری من حتی اونم ندارم
و اگه از خونه برم، ممکنه دوباره یه خلافکار بشم
میدونی که؟ قاضی لی حکم داده که تا آخر عمرم کنارش بمونم
واقعا میخوای دوباره خلافکار بشم؟
منظورم این نیس، اما خودت میدونی که من انقدر حساسم که نمیتونم تو سالن بخوابم
منم حساسم! من حتی حساس ترم!
اینطوری نباش بیا بهم کمک کن
میدونی بعد از اینکه موفق بشم چه کارایی برات میکنم
پس در نتیجه، قاضی جونگ صادقانه به کمکم نیاز داره
میخوای با کمکِ من یه رابطه رو شروع کنی
به هر حال نمیدونم به نفعم میشه یا تو دردسر میفتم
No comments yet. Be the first to leave one.