The first 200 lines.
«بياتوموويز؛ مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور» :.: Bia2Movies.bid :.:
ويدئوي تمرين در خانه ،جديدترين پديدهايِ که از راه رسيده
که براي همهي شماهايي که دوست دارين خوش هيکل باشين و از پس هزينهي بالاي باشگاه بر نمياين فراهم شده
...ولي ويدئوي تمرين در خانه به همون راحتي که ميگن هست؟
!بياين امتحان کنيم
مطمئناً چيزي که اون نشون ميده راحت نيست
تيکه ننداز، تالي
اگه بميره بعداً احساس گناه ميکني
.ادامه بده، کارول همينطوري
خوب شدي
فکر کنم واقعاً حالش بده
!سوزش عضله رو حس کنيد
!اوه
!کات
صحنه هفت تميزکاري ميخواد - باشه -
...آره، اون بايد، آم
دستمال. آوردم - .مرسي، کيت -
قابلي نداشت. در خدمتم
آينه
داري ميدرخشي، کارول
جذابيت ازت ميباره
آدمهاي جين فاندا زنگ زدن و ميخوان پيشنهاد بدن ويدئوهاي خودت رو بسازي
آينه
من اين شکلي هستم؟ - هي -
نه، نه، نه. نبايد توي دوربين ...اين شکلي ديده بشم، مثل
عموي الکلي رودالف باشم
اوه، نه
.کارول، صبر کن کارول
نه - اوه، کارول -
بيخيال. ميتونيم بعد از فيلمبرداري اون قرمزي و حذفش کنيم، کارول
اون بخش رو براي امشب لازم دارم
خب، کريسمس من مبارک باشه
به نظر بايد يکي از قديميهاي کارول رو از زير خاک در بياريم
کارول در حين امتحان خوانندگي»؟»
معرکهست. از اون متنفره
درستش ميکنم
تو يه نابغهي پليدي، کيت مولارکي
واسه همين من رو نگه داشتي
يا.. يا، هي، صبر کن، نگه دار
من يه فکر بهتري دارم
نگو، تالي - اصلاً نميدوني چي ميخواستم بگم -
،ميخواي بگي منو بفرست تو، مربي»، ولي طولانيتر»
ميتوني يه بخش تکراري رو بذاري
،که کارول توش آهنگِ زانادو رو به گوه ميکشه
يا ميتوني اجازه بدي من و کيت يه چيز تازه تهيه کنيم
،اگه يه دونه «تالي امتحان ميکند» بگيريم کارول تو خواب تو رو ميکشه
من فقط ميخوام يه خبر واقعي رو امتحان کنم
...وقت نداريم تا يه داستان
.تا ساعت 5 پخش نداريم کاملاً وقت براي ساختن يه قسمت جديد هست
تو ميخواي بنويسيش؟
معلومه که خودش مينويسه
باشه، پس
صبر کن، الان قبول کرد؟ - خيلي گيج شدم -
آره، حتي تهيهکنندهي برنامههاي بيمزه عصر هم
.تا يه حدي تحمل داره
بفرمائين، يه چيز بهتر پيدا کنيد
يه ساعت وقت دارين تا باهام درميونش بذارين
،اگه خوشم نياد با همون کارولِ کلاسيک پيش ميريم
ممنون
!خداي من! خداي من
!ميخوايم تاليِ عالي رو انجام بديم
...وازي پشمالو هيچ مويي نداشت چون که
از «کرم مو بر» استفاده ميکرد
.نرم مثل ابريشم. نرم مثل ابريشم
.نرم مثل ابريشم
باشه، بيا اينجا
.ميسوزه و بوي تخممرغ فاسد ميده
اُه، چيزيت نميشه
!يا امام زاده بيژن، بتمن - !خفه شو -
،حالا که لنگهات شکل پاگنده نيست پسرها ديوونهت ميشن
آره، جز اينکه وقتي قضيه پسرهاست انگار حلقهي يگانه رو دستم کردم
مثل داستان هابيت؟
نامرئي هستم
پسرهاي کلاس هشتم احمقن - آره. پسرهاي دبيرستاني هم همينطور -
.دلت نميخواد بهت توجه کنن باور کن
،مگه اينکه.. وايسا از يکي از پسرهاي دبيرستاني خوشت اومده؟
نه
.کي؟ آره که اومده ...ببين، صورتت داره قرمز ميشه
باشه
...دوست برادرم رابي ،اگه از يه پسري خوشم مياومد
يه روز، يه نفر مثل رابي ميبود
يکي مثل اون
ولي مهم نيست چون من نامرئيم
شايد مُدلي که به اون ميخوره نباشي؟
چرا؟ چون مثل تو خوشگل نيستم؟
تو کاملاً خوشگلي
فکر نکنم از من هم خوشش بياد
..آه
فقط يه بار هم شده ميخوام يه پسري بهم نگاه کنه
ميدوني، مثلاً، واقعاً نگاهم کنه
،کاري کنه معدهم مثل تِرن هوايي بزنه بيرون وقتي
...يواش خم ميشه تا لبهام رو بوس کنه و
پسرها از اون مزخرفات رومانيتک نميخوان، کيت
يه چيز ديگه ميخوان
ببخشيد
نميخواستم باعث بشم به پت فکر کني
.نميکردم من به اون فکر نميکنم
هيچوقت؟
شبها، فکر کنم
خدايا، بعضي وقتها چشمهام رو ميبندم و صورت خنگش رو ميبينم و ميخوام با مُشتم بزنمش
کاش ميتونستم به خاطرت با مشت بزنمش
نيازي به عصبي بودن نيست
چرا بايد عصبي باشم؟
چون از وقتي جدا شديم اولين آخرهفتهايِ که از مارا فاصله ميگيري
و هميشه وقتي عصبي هستي زيادي وسيله جمع ميکني
.فقط يه شبه. چيزي نيست .خوشحالم که اينطوري داريم انجامش ميديم
يعني، خيلي سالم و خيلي پيشرفت دار و خيلي امروزيـه
،يادم رفت بهت بگم به پيشنهاد من داريم يه تيکهي زندگي پس از طلاق
.توي مجله انجام ميديم کيمبر خوشش اومد
«جدايي در عصر جديد»
داري درمورد نحوهي نگهداري از بچهمون تو مجلهي سياتل مينويسي؟
«نورا افران گفته؛ «همهچيز يه کپيـه
اگرچه من کُپيـه رو نمينويسم
کيمبر ايده رو دادش به يه وبلاگنويس 26 ساله
که هيچوقت متأهل نبوده و يه مادر نيست
ولي من به دل نگرفتم
بايد يه مقدار آنتيبيوتيک بردارم محض اينکه جايم زخم بشه
.چيه؟ من عصبي نيستم حتي يه آخرهفتهي کامل هم نيست
و قبل از برنامهي فرداي مارا برميگردم
دقيقاً. به علاوه اين قضيهي دو تايي تو يه خونه زندگي کردن فکر تو بود
خب، يعني، جفتمون توافق کرديم که مارا نبايد مجبور بشه فقط
به خاطر جداييِ ما بين دو تا آپارتمان غمزده با تشکهاي بد بو رفت و آمد کنه
درسته. از نظر فني، هر دومون توافق کرديم
اگرچه يه آپارتمان غم زده نيست
،براي يه اجارهي کوتاه مدت خوبه ..راستش
،يه خورده غم زدهست ولي تشکي در کار نيست
،يه مُبلِ کشوييـه که فرق ميکنه
پس به نظر تو اين فکر خوبي نيست؟
من اينو نگفتم
«الان گفتي؛ «از نظر فني، هر دوموم توافق کرديم
که انگار به زبون موافقت کردي ولي دلت باهاش نيست
چي؟ - انگار که مجبورت کردم -
تا با برنامه من پيش بريم - ...نه. باشه. خب. آم -
.اين مسخرهست نميدونم چرا داري ناراحت ميشي
.آره، حتماً نه، درسته، معلومه که نميدوني
باشه. اون رفتار چه معنياي داره؟
يعني هميشه اين کار رو ميکني
يه بُمب مياندزاي وسط و وقتي بهش اشاره ميکنم اينجورياي؛
«ها. اين بمب از کجا پيداش شد؟»
نميدونستم کلمهي «از نظر فني» يه بمُبـه
،تو تهيهکنندهي اخباري کاملاً ميدوني کلمات چقدر اهميت دارن
.ميدوني چيه؟ ولش کن نميخوام به داخل يه دعوا کشيده بشم
باشه، کي داره کي رو به دعوا ميکِشونه؟ ها؟
ميشه فقط از اول شروع کنيم؟
لطفاً
،و محض اطلاعات خيلي خوشحالم که اين شيوهي جدايي رو مطرح کردي
و فقط از نظر فني هم نميگم
باشه
...آم
و يادت نره که مارا بايد با غذاش آنتيبيوتيک بگيره
و موقع خواب هم داروي پروبيوتيک
اونا کار همديگه رو خراب نميکنن؟
نه. آنتيبيوتيک باکتريهاي خوب رو ميکُشه و پرو خوبها رو بازسازي ميکنه
صبر کن - اوه -
شايد اين آخرهفتهي خوبي واسه اينجوري زندگي کردن نباشه
باشه، ميدونم به عنوان بابا ...اساساً پائينتر از سطح مامانم، ولي
...منظورم اونجوري نبود
و ميدونم که وقتي مامانت رفت
بابات گوشت فاسد به خوردتون مياد يا هرچي
،ولي اين 1974 نيست، من يه باباي مُدرنم
و ميتونم از پس گلودرد چرکي بر بيام
باشه، آره، عاليه
،ميدوني ،هميشه ميتونم روي مُبل بمونم
اصلاً متوجه نميشين که اونجام
جز اينکه قراره روي مبل باشي
آره، مُبلي که توي زيرزمينـه - ميشنوي چي ميگي؟ -
اگه هيچکدوم از اينا ميخواد جواب بده بايد حد و مرزهاي واضحي داشته باشيم، خب؟
وگرنه، همه گيج ميشن
باشه، اون خيلي طلاقانه به نظر اومد
يه طلاقِ خوب همچنان يه طلاقـه، کيت
نميتونيم تظاهر کنيم که نيست
آره. فهميدم
از الان بوش رو حس ميکنم
.کم کم خيلي بهتر ميشه نميدوني اصلاً
هي - سلام، رابي -
سلام، سلام
هي، يکم براي ما نگه دار - هي -
...خيلي بيشتر هست و شير
بيسکوويتها فقط يه وسيلهن که به سمت شير هدايتتون ميکنه
ممنون - ببخشيد. مامانم عقدهي شير داره -
وظيفهم اينه که سالم نگهتون دارم و به رشدتون کمک کنم. اينم از اين
مرسي، مامان
ميدوني، اصلاً نميدونستم ميشه با جوي دو سر کلوچه درست کرد
اين آخرهفته تو مدرسه مراسم رقص ندارين؟
آره، احتمالاً بخوايم بدون دختر بريم
آره - با همديگه -
تو هم ميري، تالي؟
کلاس هشتميها اجازه ندارن تو رقص دبيرستاني باشن
يعني، اگه ازشون خواسته بشه ميتونن برن
هي، شنيدم تو و پت
آخرهفتهي پيش تو يه مهمون جنگلي از سر و کول هم بالا ميرفتين
...آه.. آره، اون.. از خداش باشه. بيا
يعني، نگاهش کن
آره، خب؛ تو اونجا نبودي
پت ريچموند؟ اون سال آخري نيست؟
.راستش، بهتره برم مامانم احتمالاً نگرانم شده
اُه، تا دم در باهات ميام، عسل
.يه فلاسک چاي زنجبيلي درست کردم به حالت تهوع کمک ميکنه
.نه، لازم نبود اين کار رو بکني راضي به اين همه زحمت نميشد
خب، نه، واقعاً چيزي نيست
No comments yet. Be the first to leave one.