The first 155 lines.
مترجم علیرضا جوهری
پارک جو هیون
پارک یونگ وو
کانگ هون
شکارچی با چاقوی جراحی
مکانها، شرکتها، شخصیتها، سازمانها، پسزمینه، محیط، پرونده و غیره
همگی ساختگی هستند. بازیگران کودک و حیوان تحت نظارت سرپرستان و کارشناسان بودهاند.
خواهر بزرگتر؟
یون سهاون
آره، اینطوری انجامش میدن.
وقتی تموم شد...
...دستاتو اینجوری بذار رو هم و چشماتو ببند.
بعد از ته دل خداحافظی کن.
خداحافظ.
خداحافظ.
شکارچی با چاقوی جراحی
قسمت آخر
چه بدشانسی.
اینجا رسماً یه اتاق کالبدشکافیه.
تجهیزاتش رو هم با خودش آورده.
به تیم مشترک زنگ بزن و بخواه که مستقیماً بررسی کنن.
بله، فهمیدم.
سه-اون.
بابا...
بابا خیلی دوستت داره.
رسیدی.
خیلی وقته منتظری؟
اینجا هیچ تغییری نکرده.
به نظر میرسه اونجاست؟
جایی که جونگ-می رو دفن کردیم.
بله.
ماشین باری یون جو-کیون پیدا شده.
ولی سه-اون اینجا نیست.
نجاتم بده.
خواهش میکنم نجاتم بده.
این یه ساعت معمولی نیست.
بلکه یه ساعت خاصه...
...که میتونه یکی رو خبر کنه وقتی بهش نیاز داری.
سه-اون رو...
...کشتی؟
مگه اون اینقدر مهمه؟
نسیم دریا خیلی سرد بود.
بیا بریم، بابا قایق رو آماده کرده. و ما یه شروع جدید رو آغاز میکنیم.
چرا باید بیام؟
به خاطر تو همهجا پلیسه.
نه به خاطر من، به خاطر تو.
و تو چی؟
تو چه فرقی داری؟
فقط چون تو تلویزیون حرف زدی...
...فکر میکنی اونا حرفاتو باور میکنن و میفهمن؟
وقتی داشتی اون رو میشکافتی، کی پیشت بود؟
...تکه تکه میکردی، میدوختی و میبریدی؟
اون کارآگاه لعنتی؟
یا مادر دیوونهت؟
من.
فقط من!
کسی که کنارت بود.
تو خاصی.
تو با بقیه آدما فرق داری.
فقط بابا میتونه خاص بودن تو رو بفهمه.
کسی که دوستت داره.
فکر میکنی کی کنارت مونده؟
در نهایت...
...فقط منم.
میفهمی منو؟
دوستم داری؟
بیشتر از اینا.
خیلی درد داره، نه؟
موقعیت دکتر سو مشخص شده؟
فقط میتونیم تأیید کنیم که از عوارضی موجین خارج شده...
...و گزارشی از یه صاحب کشتی در اطراف موجین گرفتیم که به قتل رسیده.
تخمین زده میشه یک ساعت پیش مرده باشه.
ما صدای ضبط شده تماس روی تلفنش رو پیدا کردیم. اگه یون جو-کیون دو تا صندلی سفارش داده باشه...
...و ما داریم از پلیس ههآن درخواست کمک میکنیم.
اگه اینطوره، از همون اول براش سه-اون مهم نبوده.
به احتمال زیاد همینطوره.
اگه اون بچه تو ماشین باری نبود...
...جو-کیون حتماً اونو همون دور و برها انداخته.
من جستجو رو به تیم شما میسپارم و شما مستقیماً به اینجا ملحق بشین.
من باید برم.
اگه من نرم، مدرک یا...
...جسد سه-اون هیچوقت پیدا نمیشه.
رئیس جونگ، صدامو شنیدی؟
یه دکمه بزرگ سمت راست هست، درسته؟
اگه فشارش بدی، یه دکمه دیگه ظاهر میشه.
بعد یکی میاد کمکت.
کمک ۱۱۲
کمک ۱۱۲
کمکم کن.
کمک.
رئیس جونگ؟
یه لحظه صبر کنین.
کمک پیام از طرف سو سههیون
تو از ساعتی که من دادم استفاده نمیکنی.
دادمش به اون بچه.
شاید اون بهش نیاز داشته باشه چون شباهتهای زیادی با من داره.
کمک پیام از طرف سو سههیون
رئیس هونگ. --مترجم علیرضا جوهری--
محل سه-اون پیدا شده.
من میرم به بچه کمک کنم. و شما به دکتر سو کمک کنین.
بله.
بزن بریم.
داروهای قوی
اگه قبلاً این کارو کرده بودم...
...خواهر اون-سو و سه-اون نمیمردن.
شوخی نکن و اون چیزو بده.
بابا.
خداحافظ.
سه-اون.
سه-اون؟
سه-اون.
سه-اون.
هی!
هیچوقت...
...دوباره همدیگه رو نمیبینیم.
نه.
سه-اون!
سه-اون.
سه-اون!
سه-اون.
سه-اون!
سه-اون! --مترجم علیرضا جوهری--
سه-اون!
سه-اون، کجایی؟
سه-اون!
سه-اون!
سه-اون!
سه-اون!
سه-اون!
سه-اون، کجایی؟
لعنتی، واقعاً کجاست؟
سه-اون!
سه-اون، صدامو میشنوی؟
سه-اون!
یون سه...
سه-اون!
نه.
ارشد چانگ جین.
ارشد جئون!
هنوز داره حرکت میکنه.
سه-اون؟
صدای عمو رو میشنوی؟
من...
...دوست خواهر سههیونم.
میشناسیش، درسته؟
خواهر سههیون...
...ازم خواست نجاتت بدم.
بنابراین، نباید بخوابی.
فکر میکنی...
...من قبل از تو میمیرم؟
نگران نباش.
من با دوزی که تو استفاده میکنی دارو تزریق نمیکنم.
هنوز خیلی...
...کارا هست که میخوام انجام بدم.
از الان به بعد...
No comments yet. Be the first to leave one.