The first 200 lines.
این برنامه حاوی زبان تند و برخی صحنههاست
که ممکن است از همان ابتدا برای بعضی بینندگان ناراحتکننده باشد.
همش به خاطر برگنه. چی؟ مالکوم در مورد برگن حرف زد. چی؟
مامان و بابا دارن از هم جدا میشن.
یه چیزی هست که باید ازت بپرسم.
آنی، چیزی شده؟ فردا توضیح میدم.
کاری داشتید؟ دنبال آنی میگشتم.
تو رختخوابشون نخوابیدن.
چی شد؟ لیزا فریل شد.
آنگوس گفت میتونم پیشش بمونم.
آنگوس، باید باهاش حرف بزنی. اون به حرف من گوش نمیده.
آنی دچار دردسر شده؟
هیچکس آنی و نوآ رو از وقتی دیشب مهمونی رو ترک کردن، ندیده.
شوهر سابقش که در آستانه طلاقه چی؟
از وقتی از هم جدا شدن پسره روانی شده.
روث؟
پلیس. میای بیرون؟
پروفسور یوآن روسی
ایان بت سابقه خشونت داره؟
نمیدونم اینجا چی پیدا میکنیم، تاش.
آنی بت رو پیدا کردیم.
رد خون.
آنتون
آنتون... برگن؟
یک دانشآموز دختر شتلندی شده است
یکی از جوانترین افرادی که پذیرفته شده
در دانشگاه آکسفورد.
آنی فلک ۱۵ ساله در رشته ریاضی تحصیل خواهد کرد
در این موسسه معتبر، سال آینده.
ممکنه شبیه یک دانشآموز دختر معمولی به نظر برسه
اما آنی فلک ۱۵ ساله یک نابغه است
وقتی پای ریاضی در میون باشه.
بعد از اینکه در ۱۰ سالگی در ریاضیات پایه نمره ۱۰۰٪ کامل گرفت
آنی یک سال بعد در امتحان سطح بالاترش هم همین کار رو کرد.
من فقط همیشه ریاضی رو دوست داشتم.
دوست داشتم مسائل رو حل کنم.
و حالا میری آکسفورد.
حتماً بیصبرانه منتظرشی. آره. قطعاً.
خانواده و دوستانت در مورد همه اینا چی میگن؟
اونا واقعاً خوشحالن.
فکر نمیکنی دلت براشون تنگ بشه؟ یه ذره.
ولی مامانم بهم سر میزنه و منم برای تعطیلات برمیگردم.
بعد از دانشگاه چی؟ اون موقع دوست داری چیکار کنی؟
شاید دوست داشته باشم کاری با کامپیوتر انجام بدم.
یا شاید نجوم.
اینکه کامپیوتر باشه یا نجوم، هنوز مشخص نیست.
ولی یک چیز قطعیه.
این دانشآموز دختر شتلندی قراره به موفقیتهای بزرگی برسه.
مدتیه اونجا افتاده بوده.
بررسیش کردیم و یک گلوله به قفسه سینهاش خورده.
که احتمالاً با یه کلت اتوماتیک بوده.
تاش؟
تاش؟
ببخشید.
چی میگفتید؟
یک گلوله به سینه، درسته؟
احتمالاً با یه کلت اتوماتیک.
هیچ نشونهای ازش نیست، درسته؟
نه.
ولی پوکه فشنگ پیدا کردیم. ۹ میلیمتری.
یکی اینجا و دوتا تو راهرو. میفرستیمشون برای بالیستیک.
نظری در مورد زمان مرگ؟
من میگم حداقل ۲۴ ساعت تمام اینجا افتاده بوده.
دوستت بود؟
خیلی متاسفم.
خب،
اطلاعات بیشتری در موردش داریم؟
کارت شناسایی فرانسویش نشون میده ۲۶ سالشه و متولد تولوز هست.
یه کارت بانکی انگلیسی داره ولی گوشی نداره و هیچی با آدرسش روش نیست.
پس تو شتلند چیکار میکنه؟
شاید مالکوم کید بتونه بهمون بگه.
مالکوم کید؟
چند شب پیش، تو خونهاش.
مالکوم به من گفت که دلیل اینکه به برادرش شلیک کرد
"به خاطر برگن" بود.
فکر کردم منظورش اون مکان بود ولی اگه منظورش این یارو بود چی؟
فکر میکنی نوآ چیزی از اینا رو دید؟
نمیدونم.
با من بیا.
یه زمانی اینجا بوده.
شاید هیچی ندیده.
حتماً یه چیزی دیده که اون خون رو روی تیشرتش داره.
آنی اصلاً اینجا چیکار میکرده؟
قرار دیروقت شب با یه مرد فرانسوی مرموز.
شاید یه رابطهای بوده؟
آنی واقعاً یه دوستپسر رو به خونهای که شوهرش داره بازسازی میکنه میاره؟
اون هم با یه بچه نهساله همراهش؟
در هر صورت، باید ایان رو پیدا کنیم.
خونه و دفتر ایان بت رو تحت نظر داریم.
و یه واحد هم تو تالار بری مستقره
در صورتی که بخواد ماشینشو برداره.
گوشیش چی؟ هنوز خاموشه ولی مجوز ردیابی صادر شده.
به محض اینکه ایان روشنش کنه میتونیم مکانشو ردیابی کنیم.
باشه. همینجا بمونید تا کار پزشکی قانونی تموم بشه.
بعدش به یه سری اطلاعات پیشزمینهای در مورد قربانی دوم نیاز داریم.
اسمش آنتون برگنه. فرانسویه. ببینید چی میتونید در موردش پیدا کنید.
حتماً. اوه، سندی یه واحد بفرست خونه هریس.
باید خبر بشن.
در این فاصله، ما تو بیمارستانیم. فهمیدم.
نظرت چیه؟
فقط یه ساختمونه، آنگوس.
آه. دقیقاً همون چیزیه که اونا میخوان تو فکر کنی.
جلوی چشم همه قایم شدن، میفهمی؟
من برم مستقر شم.
اون کیه؟
مایکل و نورین استک هستن، عمه و عموی نوآ.
نورین خواهر ایانه. درسته؟
اوه، تاش.
این دیگه چه بلاییه؟
هنوز نمیدونیم.
این DI کالدره. از نوآ چه خبر؟
دکتر میگه از لحاظ جسمی خوبه، ولی هنوز تو شوکه.
با این چیزایی که سر پسر بچه اومده، جای تعجب نداره.
چرا کسی باید آنی رو میکشت؟
آخرین بار کی آنی رو دیدی؟
شاید یکی دو روز پیش.
از وقتی آنی ایان رو ول کرد، ما کمتر و کمتر اون و نوآ رو دیدیم.
میدونی الان ایان کجاست؟ نه.
گوشیشو جواب نمیده.
باید اینجا باشه.
با نوآ حرف زدی؟
سعی کردم. ولی حرفاش هیچ معنی نمیده.
۶۱، ۶۷
۷۱، ۷۳
۸۹، ۸۷
نوآ؟
حالت چطوره؟
۱۰۱، ۱۰۳، ۱۰۷
نوآ.
نوآ، میدونم که زمان خیلی وحشتناکی رو گذروندی.
ولی باید چندتا سوال ازت بپرسیم. اشکالی نداره؟
میتونی بهمون بگی اون شب تو خونه قدیمی چی شد؟
کسی مادرت رو اذیت کرد، نوآ؟
۲، ۳
۵، ۷
نوآ، حرف منو میفهمی؟
۲۳، ۲۹
باشه، میرم یکی رو میارم.
۳۷، ۴۳
۳۱ رو جا انداختی.
۳۱ هم یه عدد اوله.
واقعا؟
آره. مطمئنم که هست.
نوآ، اعداد رو دوست داری؟
مامانت هم اعداد رو دوست داشت، مگه نه؟
مامان کجاست؟
اِم...
مامانت مرده، نوآ.
چرا مرده؟
اِم... نمیدونیم.
ما امیدوار بودیم که...
که تو شاید بتونی تو این زمینه به ما کمک کنی.
چون میدونیم که تو و مامانت اون شب تو اون خونه بودین.
و فکر کردیم شاید بتونی بهمون بگی چی شد؟
یادم نمیاد.
یادم نمیاد.
یادم نمیاد.
باشه.
هی... یادم نمیاد. فقط نفس بکش.
باید عادی نفس بکشی. نفس بکش، نوآ.
نوآ، عادی نفس بکش. همه چی خوب میشه.
لعنتی.
الو، میشه فقط...
ببخشید، اِم...
فقط نفس بکش، ازت میخوام نفس بکشی.
نفس عمیق بکش، باشه؟
حالش خوبه.
آره.
بابا.
آنی بِت، حسابدار خوداشتغال ۳۸ ساله.
دیروز عصر در ملکی که متعلق به شوهرش، ایان، بود، مرده پیدا شد.
و انگار پیدا کردن یه جسد کافی نبود، این آقا هم هست.
آنتون بِرگِن، تبعه ۲۶ ساله فرانسوی.
در اتاق طبقه بالا در همون ملک، مرده پیدا شد.
تنها چیزی که الان میدونیم اینه که هردوشون بر اثر جراحات ناشی از گلوله مردن.
میدونین چه نوع اسلحهای بوده؟
یک کلت نیمهاتوماتیک ۹ میلیمتری.
که یک سلاح جدی و خطرناکه.
نباید از اینا زیاد تو شتلند باشه. نه.
با جرم سازمانیافته و مبارزه با تروریسم تماس میگیرم.
ببینیم میتونن کمکمون کنن شناساییش کنیم.
در مورد این شاهد چی؟ اون پسر بچه کوچیک؟
متاسفانه، فکر میکنیم نوآ توی اون مزرعه بود.
زمانی که آنی و بِرگِن کشته شدن.
باهاش حرف زدین؟ سعی کردیم.
ولی الان نمیتونه یا نمیخواد چیزی رو که اتفاق افتاده به یاد بیاره.
اون کاملاً دچار ضربه روحی شده.
پس باید بهش فرصت بیشتری بدیم.
آنی و بِرگِن چه ارتباطی با هم دارن؟
نمیدونیم.
جز اینکه هردوشون جمعه شب تو اون مزرعه بودن.
ما به بررسی کامل پیشینه هر دو قربانی نیاز داریم.
سابقه تماسها، سوابق بانکی، شبکههای اجتماعی.
باید بفهمیم رابطهشون چی بوده.
آیا دنبال یه رابطه نامشروعیم؟ خب، سخته گفتنش.
ولی میدونیم که آنی و ایان وسط مراحل جدایی بودن.
شوهرش در مورد این بِرگِن میدونه؟
از جمعه شب هیچ کس ایان رو ندیده و ازش خبری نداره.
و انگار گوشیشو خاموش کرده.
پس باید پیداش کنیم.
No comments yet. Be the first to leave one.