The Princess Bride

The Princess Bride

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Princess Bride
A Commentary by SOKOOOOOT
زیر نویس فارسی The Princess Bride

Tags

other
Published on: 2009-07-31
Downloads: 87
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

- سلام عسلم - سلام مامان

حالت بهتره ؟

يکمي

حدس بزن چي شده

چي ؟

بابابزرگ اينجاست

مامان نمي توني بهش بگي من مريضم ؟

تو مريضي براي همين هم اون اينجاست

اون لپمو فشار مي ده من از اين بدم مياد

شايد نکنه

هي مريضمون چطوره ؟ ها ؟

فکر کنم شما دو تا رفيق رو تنها بزارم

- من برات يه هديه ويژه آوردم - چيه ؟

بازش کن

يه کتاب ؟

درسته وقتي من همسن تو بودم به تلوزيون مي گفتند کتاب

و اين يه کتاب بخصوصه

اين کتابيه که پدرم وقتي من مريض بودم معمولا برام مي خوند

و منم اينو معمولا براي پدرت مي خوندم

و امروز مي خوام براي تو بخونمش

ورزش و هيجاني هم توش داره ؟

شوخي مي کني ؟ شمشير بازي جنگ شکنجه ، انتقام

غولها ، هيولاها ، تعقيب و گريز ، فرار

عشق واقعي معجزه

خيلي بد به نظر نمي رسه سعي مي کنم بيدار بمونم

اوه خوب خيلي ممنون لطف تو رو مي رسونه

راي اعتماد تو باعث قوت قلبه خيلي خوب

" تازه عروس پرنسس ", نوشته اس . مورگنشتاين

فصل اول

باترکاپ(آلاله) درمزرعه ايي کوچک در روستاي از فلورين بزرگ شده بود

سرگرمي مورد علاقه اون اسب سواري بود

و اذيت کردن پسر کارگر مزرعه ايي که اونجا کار مي کردند

اسمش وستلي بود ولي اون هيچوقت اونو با اين نام صدا نمي کرد

آغاز عالي ايي نيست ؟

چرا واقعا خوبه

هيچ چيزي به اندازه اينکه وستلي رو پي اين کار و اون کار بفرسته باترکاپ رو خوشحال نمي کرد

پسر کارگر زين اسب من رو برق بنداز

مي خوام تلالو چهره خودم صبح توش ببينم

هرچي شما بخواييد

"هرچي شما بخواييد " چيزي بود که هميشه به اون مي گفت

پسر کارگر اينو پره آب کن ...

لطفا

هرچي شما بخواييد

اون روز اون شگفت زده فهميد که "هرچي شما بخواييد " که پسره هر دفعه مي گه

منظورش اينه که " من عاشقتم "

و بيشتر شگفت زده شد روزي که فهميد اونم واقعا عاشق اونه

پسر کارگر

اون پارچ رو براي من بيار

هرچي شما بخواييد

صبر کن صبر کن

اين چيه ديگه ؟ مي خواي سرمو گول بمالي ؟ پس تفريحش کجا رفت ؟

کتاب ماچ ماليه ؟

صبر کن فقط صبر کن

کي خوب ميشه ؟

طاقت بيار و عصباني نباش بگذار من بخوندن ادامه بدم

وستلي پولي براي ازدواج نداشت

پس دارايي هاي ناچيزش رو بست و مزرعه رو ترک کرد

تا بدنبال بخت و اقبالش توي دريا بره

اون موقع زمان خيلي حساسي براي باترکاپ بود

من اينو باور نمي کنم

مي ترسم ديگه هيچوقت تو رو نبينم

البته که مي بيني

ولي اگه اتفاقي برات بيافته ؟

حالا اينو گشو کن :

من هميشه ميام براي بودن با تو

ولي چطور مي توني اينقدر مطمئن باشي ؟

اين عشق واقعيه

فکر مي کني اين چيزيه که هر روز اتفاق بيافته ؟

وستلي به سرنوشتش نرسيد

کشتي اش مورد حمله دزد دريايي مخوف رابرت قرار گرفت

کسي که هيچوقت اسيرهاشو زنده نمي گذاشت

وقتي باتر کاپ خبر قتل وستلي رو گرفت ...

کشته شدن توسط دزدان دريايي خوبه

...رفت توي اتاقش و در رو بست

و براي روزها نه چيزي خورد و نه خوابيد

هيچوقت دوباره عاشق نمي شم

پنج سال بعد ،

ميدان اصلي شهر فلوراين پر از جمعيت شده بود که تا حالا اين همه جمعيت رو به چشم نديده بود

براي شنيدن خبر اينکه تازه عروس شاهزاده بزرگ هامپردينک چه کسي خواهد بود

مردم من

يه ماه از الان کشور ما پانصدمين جشن ساليانه رو خواهد داشت

در آن غروب (که جشن تموم شد ) من با يه دختر که مثل خوده شما غير اشرافي است ازدواج خواهم کرد

ولي شايد الان شما اونو يه آدم عادي ندونيد

-دوست داريد باهاش آشنا بشيد ؟ - بله

مردم من پرنسس باتر کاپ

پوچي باتر کاپ رو از پا در آورده بود

اگرچه که قانون اون سرزمين به هامپردينک اجازه مي داد که عروسش رو انتخاب کنه ,

اون عاشقش نبود

با وجود اينکه هامپردينک بازم هم اطمينان داشت که اون عاشقش خواهد شد ,

تنها لذتي که اون توي روزهاش پيدا کرده بود اسب سواري بود

مي تونيم يه کلمه باهاتون صحبت کنيم بانوي من ؟

ما اعضاي بيچاره ايي هستيم که سيرکشون رو گم کردند

روستايي اين نزديکي هست ؟

براي مايلها اين نزديکي ها هيچي نيست

پس هيچکس اينجاها نيست که صداي جيغ شما رو بشنوه

اون چيه که داري ميشکافيش ؟

مارکه پارچه ايي هست که روي ينوفورم افسرهاي ارتش گيلدر مي گذارند

گيلدر کيه ؟

کشوري که اونبر درياست دشمن بزرگ فلورين . برو

وقتي اسب به قصر برسه مارک پارچه ايي شاهزاده رو مشکوک مي کنه

به اينکه گيلدري ها عشقش رو دزديند

و وقتي هم جسد مرده اونو در سرحدات مرزي گيلدر پيدا کنه

ظنش کاملا به يقين تبديل ميشه

تو هيچوقت در مورد کشتن کسي حرفي نزده بودي

من تو رو استخدام کردم که کمکم کني يه جنگ رو شروع کنم

اين يه راه کار با حيثيته که افتخارات و رسوم خودش رو داره

من فقط فکر مي کنم کشتن يه دختر بي گناه درست نيست

من دارم ديوونه مي شم يا اينکه کلمه "فکر " از لبهاي تو اومد بيرون ؟

تو براي مغزت استخدام نشدي کوه عظله

من هم با فيزيکس موافقم

اوه مست لايعقل هم داره حرف مي زنه

هر اتفاقي که براي اون بيافته هيچ ربطي با تو نداره

من مي کشمش

و اينو يادت باشه هيچوقت فراموش نکن

وقتي من تو رو پيدا کردم

يه مست آب دهنوي ريقو بودي که نمي تونستي يه برندي هم بخري

و تو تنهاي، احمق، درمانده، نواميد

مي خواي برت گردونمت همونجايي که بودي

يه بي مصرف در گرينلند ؟

اين فيزيني مي تونه واقعا نق بزنه

نق ... نق فکر مي کنم دوست داره سرمون داد بزنه

شايد البته قصدش نباشه اذيت کردن

اون واقعا خيلي کوچيکه براي دلربا بودن

اوه تو يه استعداد ذاتي داري برا قافيه درست کردن

آره بعضي وقتها

بسه

فيزيکس تخته سنگها روبرو هستند ؟

اگه باشند ما خواهيم مرد

ديگه قافيه بسه جدي مي گم

کسي بادوم زميني مي خواد ؟

با طلوع آفتاب مي رسيم به کليف

چرا اينکار رو مي کني ؟

مطمئن شم کسي تعقيبمون نمي کنه

اين غير قابل باوره

بر خلاف آنچه فکر ميکنيد شما دستگير مي شيد

و وقتي هم دستگير شديد شاهزاده همتون رو دار مي زنه

از بين تمام گردنهايي که توي اين قايق هستند والا مقام

تنها گردني که بايد نگرانش باشيد ماله خودتونه

اين کار رو بس کن آروم باش ديگه تقريبا تمومه

مطمئني که هيچکس تعقيبمون نمي کنه ؟

همونطور که بهت گفت اين کاملا و دقيقا و از هر راهي که فکر کني غير ممکنه و غير قابل باوره که تعقيبمون کنن

هيچکي توي گيلدر نمي دونه که ما چيکار کرديم

و هيچکس هم در فلورين يه اين زودي به اينجا نمي رشه

حالا از سر کنجکاوي چرا مي پرسي ؟

هيچي فقط همينجوري عقب رو نگاه کردم و يه چيزي اونجا بود

چي ؟!

حتما ماهيگراي محلي اند که براي گردش اومدن بيرون

در دريايي پر از مار ماهي ...

برو برو دنبالش

من شنا بلد نيستم

من فقط شنا سگي بلدم

به چپ

چپ چپ

مي دوني صداي چيه عالي مقام ؟ جيغ مار ماهي ها

اگه بهم شك داري فقط صبر كن

هميشه وقتي كه مي خواند گوشت يه آدميزاد رو بخورند بلند تر جيغ مي كشند

اگه همين الان شنا كني برگردي قول مي دم بهت آسيبي نرسه

شك دارم كه همچين چيزي از مار ماهي ها بهت نرسه

اون در اين موقع توسط مار ماهي ها خورده نشد

چي چي ؟‌

مار ماهي نگرفتش

برات توضيح مي دم چون انگار عصبي شدي

عصبي نيستم

خوب ممكنه يه كمي مظطرب شده باشم ولي اين فرق مي كنه

چون اگه بخواي مي تونم الان خوندن رو بس كنم

نه مي توني يه مقدار ديگه بخوني ... اگه بخواي

مي دوني اون چه صدايي هست والا مقام ؟ صداي جيغ مار ماهي ها هست

ما از اين گذشتيم بابا بزرگ شما اينو خونديد

اوه اوه خداي من خوندم متاسفم ببخش من رو

بسيار خوب بزار ببينم اون توي آب بود مار ماهي ها اومدند بگيرنش

اون ترسيده بود مار ماهي ها داشتن بهش حمله مي كرد كه اونوقت ....

بزارش زمين فقط بزراش زمين

فكر كنم نزديك تر شده

اون به ما كاري نداره بادبان ها رو باز كن

به گمانم فكر مي كني شجاعي مگه نه ‌؟‌

فقط يه مقداري

ببين اون درست بالاسرمونه

شايد داره از همون بادي استفاده مي كنه كه ما مي كنيم

هركي كه هست خيلي دير جنبيده

مي بيني ؟‌

صخره هاي جنون

بجنب چيزها رو تكون بده ... .

و اونها رو

تكونش بده

ما در امانيم

فقظ فيزيكس اونقدر قويه كه از اين راه ما بالا بياد

اون يه مدتي اين اطراف مي چرخه تا يه بندرگاه پيدا كنه

داره از طناب بالا مياد و داره بهمون نزديك ميشه

باور نكردنيه

سريعتر

فكر مي كردم دارم تندتر مي رم

تو قرار بود كه اون چيز عظيم الثه باشي تو به اين بزرگي هم هستي يه افسانه اي

و هنوز اون داره برنده ميشه

خوب من دارم سه نفر رو مي كشم ولي اون فقط خودش رو مي كشه

من هيچ عذري رو

فقط مي خوام برم براي خودم يه غول جديد پيدا كنم ، تمام

اينو نگو ويزني لطفا

قشنگ معلومت شد كه شغلت در خطره ؟‌

دستهاي خيلي خوبي داره

نيافتاد ؟ باور نكردنيه

More Farsi Persian subtitles for The Princess Bride

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left