Release info

Ruby Ring E052 Forum Korean-Dream ir
A Commentary by sunflowermag
(mohammadyu)ترجمه و زيرنويس: محمدهادی

Tags

other
Published on: 2015-03-06
Downloads: 18
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.درسته. من همه چیزُ از دست دادم

.چیزی ندارم که بخوام از دست بدم

.من هنوزم دوسِت دارم

من منتظرم تا تو به خودِ قبلیت برگردی

چرا اینو نمیفهمی؟

تو کی هستی؟

چرا داری به یه غریبه تبدیل میشی؟

.فکر کنم این مال زمانیه که من عاشقش شده بودم

... قبل از این، اون فقط وسیله ای برای

.تحقق جاه طلبی های من بود

.من عاشقش نبودم. فقط دلم براش می سوخت

... اما اون لحظه

،وقتی که اشکاشُ دیدم

.احساسی بهم دست داد که فهیدم عشق واقعا وجود داره

.اما من اول راه بودم، و سرم شلوغ بود

... فرصت هام و آرزوهام برای رسیدن به موفقیت

.نمی تونستم همه ی اونا رو از دست بدم

.تو تمام مدت میدونستی

.تو میدونستی من جونگ روبی ام، نه جونگ رونا

.من حسابشو میرسم

،کاری که اون انجام خیلی بیرحمانه و وحشتناک بود

... من توی چشماش زُل میزنمُ

.اشتباهاتش رو به یادش میارم

نقشه ات چیه، جونگ روبی؟

قسمت 52

چی؟

اون حافظه ـشُ بدست آورده؟

.میدونم

.وقتی من و مادرت فهمیدیم خیالمون راحت شد

،اون هیچ وقت چیزی نمیگه

.اما مادرت شبهای زیادی از نگرانی رونا بیداره

،پس وقتی رونا رو دیدی

.بهش برس و بهش دلداری بده

خواهرا واسه همین چیزا هستن دیگه، درسته؟

.باشه عمه چوریم

.فعلا

شما خوبید، خانم جونگ؟

میدونی رونا کجاست؟

.رفته بیرون قهوه بخوره

بهتر نیست شما برید دکتر ... ؟

.رئیس چشه

.اون بهم گفت ازم متنفره بارها و بارها

.بهم گفت خیلی ازم متنفره

.گفت من نابخشودنی ام

این حقیقت داره؟

تو حافظه اتُ بدست آوردی؟

کجا قایم شدی؟

تو کجایی، جونگ روبی؟

.همین حالا خودتو نشون بده

اینجا چیکار داری؟

جدا حافظه ی اون برگشته؟

.تا ابد می خوای طولش بدی

میدونی که من بی صبرم؟

.زود باش بگو چی تو فکرت ـه

.شنیدم حافظه ات برگشته

حقیقت داره؟

... عمه چوریم

.نمیشه چیزی بهش گفتا

.همینطوری یه چیزی گفتم

چی؟

مامان، عمه چوریم، اینسو و تو خیلی به .حافظه ی من علاقه دارید

.من فقط اینو گفتم تا دیگران دیگه ناراحت نباشن

پس حافظه ات برنگشته؟

مطمئنی؟

میبینی؟

.داری سروصدا میکنی

.خیلی خسته کننده است

چه اتفاقی برای شما افتاده؟

جدی میگی؟

چه اتفاقی برات اقتاده؟

متوجه نمیشم

چرا تو اینقدر کنجکاوی؟

،حافظه ای من برگشته باشه یا نه

برای تو چه اهمیتی داره؟

... آیا

،تو نگرانی که من تو اداره

باعث شرمساری تو و گیونگمین بشم؟

چی؟

تو نگرانی که من توی هر طبقه و هر مرد تنهایی رو که دیدم از راه به در کنمُ خانواده رو از بپاشونم؟

.نگران نباش

،عادات قدیمی به سختی میمیرند

... اما من دوست ندارم دیگران بگند

.من دارم شبیه رونای قدیمی میشم

.پس نگران من نباش

.فقط روی یه مدیر خوب بودن تمرکز کن

،تو ممکنه اینو ندونی

اما من به همه ی چیزای وحشتناکی که درباره من و تو توی دستشویی زده شد گوش کردم

!جونگ رونا

.ترسوندیم

.من باید برم

،از اونجایی که من یه کودن هستم، باید سخت کار کنم

.تا بتونم از تو جلو بزنم

.اوه، درسته

میدونی مدلِ من کیه؟

یکی مثل؟

.تو، جونگ روبی

یعنی حقیقت نداره؟

حافظه ی اون برنگشته؟

... مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد، لطفا بررسی

!دپونگ! دپونگ

!دپونگ

.لعنتی، باید یه جای دیگه پیدا کنم

.نمیشه

.درسته. خوب. خوبه

،قلبت مثل طلاست

.اما دستُ پا چلفتی هستی

.میدونم

بارها و بارها

هرچی باهوش باشی و دستات .خوب باشن، اگر خوش قلب نباشی، به درد نمی خوره

پس کمکم می کنید دیگه

لازم نیست نگران چیزی باشم دیگه، درسته؟

چی؟

.خدای مهربون

چیزی یواشکی بین گیونگمین و روبی اتفاق افتاده؟

،امروز صبح

.اونا طوری رفتار میکردند که انگار هیچی نشده

.بله. من فکر می کنم اونا مصنوعی بودن

.اونا گفتند می خوان از شما عذر خواهی کنن

.اونا قبل از رفتن به سر کار اومدن به اتاق من

چی گفتن؟

گفتن که این اتفاق هرگز دیگه تکرار نمیشه

.و خیلی شرمنده هستند

.منم هیچ چاره ای جز عذز خواهی نداشتم

شما هم عذر خواهی کردید؟

.بله، عذر خواهی کردم

،به اونا گفتم من چیزی گفتم که نباید می گفتم

.و اینکه اونا باید سعی کنن همراه هم باشن

،من خیلی عصبانی بودم

،چیزای خیلی بدی گفتم

.اما هرچی نباشه من مادربزرگ ـشونم

،من تمام شب احساس بدی داشتم

.اما الان احساس بهتری دارم

.اومدی

.من برگشتم

هان؟

اتو" داره از کجا میاد؟"

چرا اینقدر پایینُ نگاه می کنه؟

چیکار کنم؟ پولم

چیکار کنم؟

.گوم هی

.گوم هی

چیه؟ چیزی شده؟

.گیونگسوک

.بله، بهم بگو

گیونگسوک، من

راستشو بهم بگو، چی شده؟

،اگه بهم نگی

.دیگه هیچوقت باهات حرف نمیزنم

.من فکر کنم گول خوردم

چی؟ گول خوردی؟

تو گول خوردی؟

ناهار آماده است؟

.بله، مادر

چرا امروز اینقدر تو خودش بود؟

ازش پرسیدی؟

... اه... بله... ام

،تو راه خونه اون یکی از دوستاشو دیده

.و اینطور که معلومه دوستش سرطان داره

.اون واقعا ناراحته

سرطان؟

چه نوع سرطانی؟

.سرطان سینه

از ناهار لذت بردی؟

.آره. فکر کنم

چرا یهویی اینقدر سرد شد؟

... همینکه می تونم گیونگمین رو ببینم

... یا می تونم حداقل کنارش باشم

.خوشحالم

.لطفا اینطوری نباش

.اینکارو با من نکن

.یکی جدیدشو براش میگیرم

.روبی

چرا روبی اینکارو کرد؟

چرا اینقدر درمورد رونا کنجکاو ـه؟

.تقصیر منه

."حواستو جمع کن، "به گیونگمین

.جونگ روبی عشق واقعیت ـه

.سلام، عزیزم

.متأسفم، نائب رئیس به

واقعا؟

.باشه

.فکر کردم ماه عسل یک ماه طول میکشه

.حسودیم میشه، خانم جونگ

یک ماه زیاد نیست؟

.آقای به، به ما گفت 10 سال طول میکشه

کجا دارید میرید؟

.اون می خواد منو ببینه

.اون میگه اگه منو نبینه دیوونه میشه

نمی تونم اجازه بدم همسرم الان دیوونه بشه، می تونم؟

.شرمنده

.خیلی وقته ندیدمتون خانم به

فکر کردی داری چیکار میکنی؟

چطور جرات کردی بیای اینجا؟

.اومدم چون دلم برات تنگ شده بود

.برو. شوهرم داره میاد

.خوشحال میشم همسرتُ ببینم

.خیلی حرفا داریم با هم بزنیم

.بعدا باهات تماس میگیرم

.برو

،اگه زنگ نزنی

Ruby Ring / Ruby's Ring (루비반지 / Rubibanji / 루비의 반지 / Rubi ui banji) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Ruby Ring / Ruby's Ring (루비반지 / Rubibanji / 루비의 반지 / Rubi ui banji)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left