The Decalogue

The Decalogue (Dekalog)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Decalogue (Dekalog) S1 E01 by :**Erfan Mohammad**720p
A Commentary by Maxpayne92
اصلاح و سینک به صورت کاملا دقیق و هماهنگ

Tags

720p
720
Published on: 2020-04-13
Downloads: 36
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ONE

11...

12...

13...

20...

21...

نمیتونم ادامه بدم

بابا؟

بابا؟

بابا؟ داری به چی فکر می کنی؟

کرمیت داره از خانم پگی فرار میکنه ..

سوار یک سورتمه که با سرعت شصت و دو کیلومتر در ساعت حرکت میکنه ..

پیگی دنبالشه و با سرعت هشتاد و هفت کیلومتر در ساعت اسکی میکنه

چقدر بعد از اون راه افتاده؟

سه دقیقه

مقدار عددی رو وارد کنید

بابا، حلش کردم

در عرض ده دقیقه و بیست و شش ثانیه بهش میرسه

سلام

بیا تو

سرده، نه؟

میگم اگه یه نفر خارج از کشور بمیره

آگهی ترحیمش هم پخش میشه؟

احتمالا ..

میدونی، آگهی ها پولین تو پول میدی، اونا چاپ میکنن

چرا مردم میمیرن؟

بستگی داره.. سکته قلبی، سرطان..

تصادف، یا فقط سن زیاد ..

منظورم اینه که، مرگ چیه؟

مرگ؟

قلب دیگه خون رو پمپ نمیکنه...

خون به مغز نمیرسه ...

همه چیز متوقف میشه ..

همین

چی باقی میمونه؟

هر کاری که کردی

خاطره ی کاری کردی به عنوان یه انسان

خاطره خیلی مهمه به نظرم

یادت میمونه که یه نفر بود..

که با جهش های بامزه رد میشد یا یه نفر که مرد مهربونی بود

چهره اش رو، لبخندش رو یادت میاد فاصله ی بین دندونای جلوییش

ول کن، پاول، الان نه

چی میخوای؟ خیلی زوده

ترش شد، آره؟

آره...

اینجا نوشته، مرسم نماز میت روحش شاد ..

تو هیچ وقت چیزی درمورد روح نگفتی

این فقط یه جور خداحافظیه ..

روحی وجود نداره...

عمه ایرنا میگه هست ..

بعضی از مردم اگه باورش داشته باشن صرفا زندگی براشون راحتتر میشه

تو چی؟

من؟

واقعا نمیدونم

به چی فکر میکنی؟

هیچی ... فقط ...

صبح خیلی خوشحال بودم که تونستم محاسبه رو درست انجام بدم

و بعد کبوتر برای خورده نون ها اومد

ولی من رفتم خرید و یه سگ مرده دیدم

بالای سرش زانو زدم و به خودم گفتم، چه فایده ای داره؟

کی نیاز داره بدونه که چقدر طول میکشه که پگی خانم به کرمیت برسه

هیچ اهمیتی نداره کدوم سگ بود ؟

اونی که چشمای آبی داشت

همیشه می شد توی خاکدونی ها پیداش کرد

شاید اون جایی که الان هست بهتره. تو چی فکر میکنی؟

اره

ما مدرسه ی شماره ی 218 رو بازدید کردیم که با مدیرش صحبت کنیم

میبینم که بین بچه ها شیر پخش میکنین

آره ما با لبنیاتی یه قرارداد بستیم

هر کدوم از بچه ها توی زنگ تفریح طولانی یه لیوان شیر میگیره

ولی این شیر بدمزه است بچه ها میریزنش توی توالت!

ولی این شیر بدمزه است بچه ها میریزنش توی توالت!

نه توی زنگ های تفریح مدرسه ی ما

اون چیه؟ یه خوکچه ی هندی

واسه چیه؟

برای کلاس زیست شناسی آوردمش ولی معلم ازش میترسه

ببین، دندونای تیزی داره، مگه نه؟

پاول!

فقط یه بار دیگه!

ناهار چی داریم؟

سوپ، با یه چیزی بعدش خوبه؟

معلومه که هست، گرسنمه!

چند نفر از تلویزیون امروز اومده بودن مدرسه ی ما

چرا؟

یه چیزی در مورد شیر

بهمون گفتن که راجع بهش حرف بزنیم این کارو کردی؟

معلومه که کردم!

میخوای کیفت رو بیارِی خونه؟

آره، یه چیز جالب میخوام نشونت بدم

میبینی؟

وایسا دم در

کدوم در؟

جلویی

باشه. من آماده ام

حالا نگاش کن الان قفلش میکنه

قفل شد؟

برو توی حموم

ولی به چیزی دست نزن

شیر آب رو نگاه کن

آب

ببین چه برنامه ای درست کردم

یه نامه از مامان گرفتم که توش گفته بود

توی روز ساعت به ساعت چی کار میکنه

بعد اونو دادم به حافظه اش

مامان 15.33

خوابه

ازش بپرس چه خوابی میبینه

چه خوابی داره میبینه؟

نمیدونم

تو میدونی مامانت چه خوابی میبینه؟

نه، فکر نکنم بدونم..

چرا؟ ساده است.. تو

من؟

معلومه

داره خواب تو رو میبینه

خواب بابا رو نمیبینه؟

کسی چه میدونه..

میدونه بابا چی کار میکنه؟ کم و بیش...

یا مسیح!

چیه؟

گرسنمه

بریم

کاش بابا بذاره اینو امتحان کنم

میتونه با اطمینان بگه که مامان چه خوابی میبینه

مسابقه بدیم؟

میخوای اوانس بهت بدم؟

شروع

خوب بود

میخوای ظرفا رو بشورم؟

میخوام یه چیزی نشونت بدم

پاول بیا اینجا

اون جامدادی صورتی رو برام آوردی؟

درسته

آره، دادم ظاهرشون کردن

میدونی این کیه؟

آره

اون ... مهربونه؟

آره

عاقل؟

به نظرت اون میدونه آدما واسه چی زندگی می کنن؟

فکر کنم خدا بدونه

بابا میگه ما زندگی می کنیم که زندگی رو..

..برای اونایی که بعد از ما میان راحت تر کنیم

ولی بعضی وقتا موفق نمی شیم

بعضی وقتا نمی تونیم میدونی

تو زندگی این مهمه که بتونی واسه بقیه کاری کنی

کمکشون کنی...

هروقت در حق کسی لطفی میکنی هرقدر هم کوچیک

حس میکنی که بهت نیاز دارن

و بعد، زندگی راحت تره

کارای بزرگ و کوچیکی هستن که میتونی انجام بدی

از انجام دانشون لذت میبری،احساس خوشحالی میکنی

زندگی...

یه پیشکشه...

یه هدیه...

میگم

بابا برادر توه، درسته؟

نمیدونی مگه؟

آه، منظورت اینه

پدرت و من

هر دودر یک خانواده ی کاتولیک بزرگ شدیم

ولی بابات خیلی زود فهمید که...

خیلی از چیزها رو میشه شمرد و اندازه گرفت

و بعد کمکم اعتقاد پیدا کرد که همه چیز این طوره..

هنوزهم اینطوری فکر میکنه

به نظرم بعضی وقت ها شک میکنه ولی زیر بارش نمی ره

یه زندگی مثل زندگی بابات ممکنه معقولانه تر به نظر برسه

ولی به این معنی نیست که خدایی وجود نداره

..برای پدرت هم همین طوره... میدونی منظورم چیه؟

فهمیدی؟

نه راسش

خدا وجود داره

خیلی ساده است .. اگه باور کنی

تو چی؟

تو به خدا اعتقاد داری؟

آره

اون کیه؟

چه احساسی داری؟

دوستت دارم

دقیقا

و این همون چیزیه که خدا هست

کیش و مات!

حالا راحت شد

تا الان شیش تا رو برده

کیش و مات

ولی ببین، از وزیرش به عنوان سپر استفاده میکنه

هفت تا

و بعد توی موقعیتی قرار میگیره که ما میخوایم باشه

کیش

بهت گفتم.. همیشه یه جور بازی میکنه

خب، الان چی؟

فیل .. و کیش و مات

مات

تبریک میگم

ممنون

سلام

پاول؟

با پدرت صحبت کردی؟

عمه ایرنه ست

خب؟

More Farsi Persian subtitles for The Decalogue

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left