Bluebird's House

Bluebird's House (파랑새의 집)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Bluebird's House E32 korean-dream ir
A Commentary by shahlaz
korean-dream.irترجمه و زیر نویس شهلاز

Tags

other
Published on: 2015-08-09
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

= قسمت 32 =-

چیزی پیدا کردی؟

اونها وقت برای حذف تراشه نداشتن

شاید

شاید نقشه ها هنوز یه جایی اینجاها باشه

چی؟

شاید یکی از داخل کمکشون کرده

کمک داخلی؟

بله

برای اینکه اونها فرصت نداشتن

تراشه رو حذف کنن

فکر کنم اونها در یکه نقطه کور نسبت به دوربینهای امنیتی

به یکی تحویلش دادن

پدر ، کیم جی وان هرگز این کارو نکرده

مطمئنم شمام همین نظر منو داری پدر

گفتم که اگه یه کم به من وقت بدین حتما پیداش می کنم

موقع غذا خوردن خیلی شلوغش می کنی

مامان ، فکر نمی کنی یه کم امتیاز گرفتم؟

این روزها فقط تمام فکر و ذکرت همین شده؟

فکر کردی پدرت نمی دونه؟

اون می دونه ولی به روش نمیاره

این خودش نشونه خوبی نیست؟

اینطوری فکر کن

اما باید از بابات یاد بگیری

وحشتناک ترین زمان وقتیه که هیچ کاری نمی کنه

با حرفات منو بیشتر نترسون

اوه منم

جی وان در مورد تراشه امنیتی متوجه شده

مراقب این موضوع باش

باشه

سوپرایز

عزیزم متاسفم

من نمی دونستم تا وقتی که یونگ جو بهم گفت

امروز تولدته

اون خیلی عصبانی بود

اون واقعا حواسش به تولد باباش بود

پس چرا تنها اومدی؟ یونگ جو کجاست؟

فکر کردم با هم میاین

سلام

تو که گفتی برم واسه چی زنگ زدی؟

موضع چیه؟

تو که گفتی من یه متقلبم

واقعا بخاطر اونبار متاسفم

...خب

کی خلاصه نویسی رو می خوای؟

فراموشش کن نویسنده پولکی

واقعا متاسفم

من مقدار زیادی ایده دارم

می تونم سخت بنویسم

می خوای فردا یکی برات بفرستم؟

بعدش باهام قرار داد می بندی؟

بعد از خودندنش در موردش فکر می کنم

متشکرم

واقعا خیلی ممنونم

متشکرم

یونگ جو

غذا خوردی؟

گرسنه نیستم

مادر ، در مورد پدر می دونستی؟

یونگ جو

می دونستی و این کارارو می کردی؟

بله من باعث شدم بابات بمونه

می دونستم ولی نتونستم بهش بگم بیاد بیرون

نه نمی خواستم

درسته

می دونستم

توی راه خونه فکرشو کردم

برای چی باید با بابا این کارو بکنی؟

بخاطر اینکه من بد سرمایه گذاری کردم

و مجبور بودم هر ماه 1000 دلار قسط بدم

پس چطوری می تونستم به بابات بگم کارشو ول کنه؟

برای ماه آینده هیچ پولی نداریم

منم یه کار خیلی سخت داشتم

اما بابا مجبوره اون جو

وحشتناک رو تحمل کنه

فکر کن اون چه حسی داره

!بس کن

با دونستن این

چطوری تونستی بذاری توی اون جهنم بمونه؟

با این حالا واسه خودت میرفتی یوگا و تفریح می کردی

شما خیلی وحشتناکی مادر

!چطور جرات می کنی

به چه جراتی با مادرت اینطوری حرف میزنی

برای چی صداتو روی مادرت بلند می کنی

تو

زود باش از مادرت معذرت خواهی کن

نشنیدی چی گفتم؟

همین الان عذر خواهی کن

عزیزم کافیه

لطفا این کارو نکن

برگرد اینجا

!ما تو رو اینطوری بزرگ کردیم؟

کافیه عزیزم

برای چی فقط گوش میدادی مین جا؟

تو هر کاری تونستی کردی

یعنی چی؟

تو هیچ کار اشتباهی نکردی

مامان چیکار می کنی؟

هان؟

این همون کیفی نیست که سوگ یونگ بهت داده؟

می خوای جایی بری؟

گمشو ، فکرشم نکن

نمی شه فقط یه بار بدی دستم بگیرم

هونگ سوک

فکر می کنی چند می تونم اینو بفروشم؟

مامان

سون هوی بهت پول نمی ده؟

یه کم ازش بگیر

اینقدر باهاش دست به عصا نباش ناراحت می شم؟

همه اش تقصیر توئه ، تقصیر تو

اگه بخاطر تو نبود من مشکلی نداشتم

اگه نقشه هنوز توی ساختمون باشه

جای امیدواری هست

درسته

همه چی درست می شه

من از تیم امنیتی خواستم تراشه رو پیگیری کنند

اما هیچ سیگنالی توی ساختمون نیست

...پس

چرا هیچی جور در نمیاد؟

کسایی که اون زمان نقشه رو گرفتن

در مورد تراشه امنیتی می دونستن

چند نفر از کارمندا اینو می دونن؟

مطمئن نیستم

منم تا وقتی تو بهم گفتی نمی دونستم

پس کسی که از داخل کمک کرده

باید جزو کسایی باشه که خبر داشته

اوکی ، من یه لیست از شون درست می کنم

ممنونم هیون دو

الان ممنونی؟

خیلی خوبه که دوستت پسر صاحب اینجاست

...اما خانم سو یه کمی به نظرت

بعدا در موردش حرف می زنیم

مادر بزرگ دیگه نمی تونم اینجا بمونم

هی

حس خوبی داره اینجا

عرق کردن پوستت رو نرم می کنه

یه کم دیگه بمون

دارم خفه می شم مادر بزرگ

فکر می کنی

فکر کردی داشتن پوست خوب آسونه؟

مادر من باید یه اتاق گرمتر برم

زیاد عرق نکردم

اتاق داغتر؟

مامان من همینجا می مونم

باشه منم یه کم داغ تر می خوام

مادر بزرگ

چیه؟

نظر شما در مورد اینکه مادر با یکی قرار بذاره چیه؟

اون داره یکی رو می بینه؟

نه ، اون نه

ما بزرگ شدیم و اون هنوزجوونه

برای همین فکر کردم تنها می مونه

هیچ وقت خودش شروع نکرده

من بهش بارها و بارها گفتم

نگران ما نباش و ازدواج کن

اگه یه آدم خوب به پستت خورد

اما هر وقت که بهش اینو گفتم

اونم گفت نمی تونه مارو ول کنه

الان دیگه خسته شدم اینقدر بهش گفتم

موضوع چیه؟

دلت می خواد مادرت ازدواج کنه؟

براستش من دلم نمی خواست مادرم با یکی قرار بذاره

نمی خواستی؟

شمام همین حسو نداری؟

درسته؟

شمام همینطوری؟

عرق کردم

من دیگه باید برم

فقط پنج دفعه دیگه

بعدش با هم میریم

دارم می میرم مامان بزرگ

عمه ات خودش اصرار داشت

ولی هنوز نیومده

کی؟ عمه؟

موشو آتیش زدن

داره میاد

مامان - زود باش بیا -

اونی شمام اینجایی؟

سلام عمه

عمه تخم مرغ می خوای ؟ برات شربت برنج بگیرم؟

نه ینجا تخم مرغ هست

بلند نشو

مادر بزرگ بخاطر پوستش

مارو خفه کرد

بله به پوستم نگاه کن

اصلا به سنم می خورم

این بخاطر پشت کاریه که دارم

درست می گی

خیلی خوشحالم فقط جی وان به سانگ جون رفته

اگه تو هم به اون رفته بودی من

از نا امیدی دق می کردم

متاسفم

کی قراره دخترت فارغ التحصیل بشه؟

یه ترم دیگه مونده

شما بخاطر اون یه ترم

باید به این کار بچسبی

و منم نمی خوام اخراج بشم

ما باید ترم های بیشتری به این کار ادامه بدیم

من نمی خوام اینطوری زندگی کنم

حتی وقتی که پیر شدم

More Farsi Persian subtitles for Bluebird's House

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left