The Bequeathed (Seon-san) - First Season

The Bequeathed (Seon-san) - First Season

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Bequeathed S01E06 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-Wendy
A Commentary by llillusionll

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
x264
720p
720
webrip
BRip
Published on: 2024-01-19
Downloads: 44
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آقای یوک سونگ‌سو

پیرزنِ توی روستاتون ...که روی لبش یه زخم داره

بگو ازش چی می‌دونی

کی رو میگی؟

آخه مشخصات خیلی مبهمی دادی

توی مراسم ختم حضور داشت

...یه ژاکت سبز پوشیده بود

و اینجا، درست بالای لبش زخم داشت

!اوه

حتماً اون خانمه رو دیدین که شمنه، ها؟

مطمئنم همون رو میگید

شمن؟

آره، بعضی از مردم روستا ...میرن پیش اون شمن

که مثلاً طالع‌شون رو ببینه

اونقدرها نمی‌شناسمش

خونه شمنه کجاست؟ می‌دونی؟

...جاده‌ی کوهستانیِ روبروی ساختمان دهیاری

...اگه یکم اون مسیر رو دنبال کنید فکر کنم اونجا یه کلبه داره

آدرس می‌خواید؟

بله، ته‌سو

...بالای جاده کوهستانی

،که روبروی ساختمان دهیاریه باید یه کلبه کوچیک باشه

چند نفر بفرست اونجا

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

« میراث برجای مانده » « قسمت ششم و آخر »

«ترجمه از «امیرعلی ::. illusion .::

به پشیمونی یا کینه چنگ نزن

.دیگه کینه‌ای وجود نداره می‌تونی بری شاد باشی

برو پیش مادرت

دیگه برو و باهمدیگه شاد باشید

تو... کی هستی؟

ها؟

طفلکی

زندگی خیلی بی‌رحمه

،زندگی باهات خیلی بد تا کرده

برادرزاده عزیزم

طفلکی

...تو

الان بهم گفتی برادرزاده؟

جریان چیه؟

تو کی هستی؟

...من

...گمونم میشه گفت

عمه‌ات میشم، خواهرِ پدرت

...گفتی

نه، بهم گفتن عمه‌ام مُرده

برادرزاده عزیزم

کاش اینجوری نمی‌شد

صبرکن

وایسا ببینم

همون اسلحه است

پس کار تو بود، ها؟

جه‌سوک و آقای کانگ، کار تو بود، ها؟

چرا؟

برای زمین. برای تدفین‌گاه‌مون

به خاطر اون؟

پس شوهرم رو به خاطر اون زمین کشتی؟ ...زمینی که می‌تونست مال تو باشه اگه

چرا فقط خودت رو نشون ندادی؟

لازم نبود کسی براش بمیره، پس چرا؟

به چه دردم می‌خوره؟

من چیزی از عمرم نمونده

فقط می‌خوام زمین به یونگ‌هو برسه

گفتی یونگ‌هو؟

کیم یونگ‌هو؟

کیم یونگرهو؟

درسته، من مادرشم

تو... مادرشی؟

...اون

نه، کیم یونگ‌هو پسرِ پدرم بود و تو خواهرشی

پس چطور ممکنه؟

...یونگ‌هو بچه‌ی منه و همینطور

...اون

بچه‌ی برادرم هم هست

الان داری چه کسشعری تحویلم میدی؟

آخه چه زری داری می‌زنی؟

...این

اصلاً منطقی نیست

...چه

چه غلطی کردی؟ !تو حال‌بهم‌زنی. چندشی

برادرزاده عزیزم، باید درست صحبت کنی، شنیدی؟

،حتی لطف کردم به اینجا آوردمت

!تا روحت نجات پیدا کنه

...بگذریم

...از جایی که خانواده هستیم و این حرف‌ها

گفتم بهتره بدونی

چندش نیست، عشقه

یونگ‌هوی ما فرزند من و پدرته

پدرت عاشقم بود

منم عاشقش بودم

می‌دونی الان دارم چه شایعاتی توی روستا می‌شنوم؟

مردم میگن تو و میونگ‌هی !معشوقه‌اید، محض رضای خدا

چرا باید این مدل حرف‌ها رو بشنوم، ها؟

...مراقب زن و بچه‌ات باش

به جای اینکه با اون دختر احمق وقتت رو هدر بدی

میونگ‌هی، باید وسایلت رو جمع کنی !و باهاش بری

اون دیگه رفته

چطوری باید دنبالش بره، ها؟

جهیزیه‌مون رو قبول کرد، نکرد؟ !دیگه مسئولیتش با اونه

اون یه زن دیگه داره

،از اول داشت !ولی خودت می‌دونستی

اگه بره پیشش، با آغوش باز قبولش می‌کنه؟

می‌دونی چقدر خرج کردم که اون دختر لعنتی رو شوهر بدم؟

،اگه اون حرومزاده نباشه پس کی قبولش می‌کنه، ها؟

،اگه اون دختر عقل تو سرش باشه میره دنبالش

اونجوری شاید حداقل بذاره زیر سقف خونه‌اش بخوابه

!میونگ‌هی

!یون میونگ‌هی

!میونگ‌هی

!یون میونگ‌هی

!میونگ‌هی

!یون میونگ‌هی

داری چی‌کار می‌کنی؟

!نمی‌تونی - !نه -

چیزی نیست. چیزی نیست

بذار همینجوری بمیرم، بذار دیگه

!نمی‌تونی. نمی‌تونی

اگه بمیرم واسه همه بهتر میشه

نه، اون... حرفت واقعیت نداره، میونگ‌هی

،تظاهر می‌کنی به خاطرم خجالت نمی‌کشی !ولی می‌کشی

.اینجوری فکر نکن دیگه !لطفاً این رفتارت رو تمومش کن

...من

نمیرم دنبالش. نمیرم. نه

نگرانش نباش

،دوباره با پدر حرف می‌زنم پس نگران نباش

.لطفاً کمک کن ...فقط تو می‌تونی

نجاتم بده، میونگ‌هو

نمیشه فقط تا ابد کنار تو باشم؟

از حالا، نمی‌تونم؟ نجاتم بده

نمیشه فقط باهم بمونیم؟

ها؟

میونگ‌هو، نجاتم بده، خواهش می‌کنم

،دنیا ممکنه طردمون کرده باشه

...ممکنه قضاوت‌مون کرده باشه

ولی مهم نبود چون عشق‌مون شکوهمند بود

شکوهمند؟

...شماها

!فقط روانی هستین! خدای من

لعنتی

همیشه برام سوال بود کجای زندگیم اشتباه پیش رفته

حالا می‌فهمم همه‌اش تقصیر شماست

،تقصیر شماست که زندگیم به این روز افتاده

!آشغال‌های چندش

!ریدم توش

مایه‌ی شرمه که برادرزاده‌ام اینجور عقیده‌ای داره

هی، اون چیه؟ - یه چیزی اونجاست -

بریم بررسیش کنیم - خیلی‌خب -

این دیگه چیه؟

داری میگی کسی اینجا ساکنه؟

هیس. ساکت

اون چیه؟

گندش بزنن

سلام، رسیدین؟

رسیدیم قربان - آها -

شمع‌ها روشنن، ولی کسی نیست

بیشتر می‌گردیم - باشه -

گفت کسی توی اون کلبه کوهستانی نیست

باید فوری کیم یونگ‌هو رو پیدا کنیم

درک نمی‌کنم

یون میونگ‌هی چرا باید فقط به خاطر اون تدفین‌گاه مرتکب قتل بشه؟

اگه فقط پیداش می‌شد، مال اون نمی‌شد؟

اونجوری می‌تونست به کیم یونگ‌هو واگذارش کنه

چون پسرشه

اگه یون میونگ‌هی ،خواستار اون تدفین‌گاه می‌شد

همه حقیقت رو می‌فهمیدن

یون میونگ‌هی اون احساس رو به خوبی می‌شناسه

می‌دونه مسخره شدن چقدر حس بدی داره

تمام زندگیش از اون درد مخفی شده

فکر می‌کنم هر کاری می‌کنه تا از کیم یونگ‌هو در برابرش محافظت کنه

...تمام زندگیم رو

،همیشه مراقب بودم که گناهانم نخوان پاپیچم بشن

یا بدتر، پاپیچ بچه‌ام یونگ‌هو بشن

...واقعاً تلاش کردم

از یونگ‌هو محافظت کنم

واسه همین حتی توی گزارش ثبت خانوادگی نیست

واسه همین اون زمین باید بهش برسه

فقط اونجوری واقعاً به یون یونگ‌هو تبدیل میشه

قبلاً با برادرم میونگ‌گیل درباره‌اش صحبت کردم

!میونگ‌هی

...ولی چون اونجوری مُرد

اوضاع اینجوری شد

،برادرزاده عزیزم

متأسفم

!می‌خوان پسرت رو بکشن

چی؟

...خب، من... درسته

،اگه فوراً تماس نگیرم کیم یونگ‌هو می‌میره

،اگه همین الان تماس نگیرم کیم یونگ‌هو می‌میره

می‌فهمی، درسته؟

چی داری میگی؟ کجا؟

الان کجاست؟

فقط می‌خواستم بگم ...یه توافق‌نامه امضا کنه و آزادش کنن

ولی فکر می‌کنم یه مشکلی پیش اومد

پس فقط... باهاشون تماس می‌گیرم

.به گوشیم نیاز دارم !اگه من بمیرم، پسرت هم می‌میره

یونگ‌هو می‌میره؟

...باید همین الان بهشون زنگ بزنم

تا یونگ‌هو نجات پیدا کنه

قسم می‌خورم. پسرت رو نجات میدم

...تو چه غلطی چه گوهی خوردی؟

قربان

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left