The first 120 lines.
... پسره فقط خودش تنهاست
! باشه
. ولي یه بچه-ي معمولي نيست
! ما هم رحمش نميکنيم
! آره
. مثلِ اينکه شايعات حقيقت داشت , کيدو سان
. آري
ولي جريان چيه !؟ يه بچه-ي تنها چرا بايد بياد وسطِ اينهمه آدم !؟
. انقدر حرف نزن نگا کن
! بیاید نشونِ این بچه بدیم با بزرگترش در بیوفته چی میشه
!! باشه
... کيتازاوا یو
! نایتو سان
! حالا که اينجايي ديگه حرف نداره
اين همه آدم جمع شدن که چي !؟ همه-ي اين رفقامون واسه-ي یه بچه اومدن ؟
...نايتو سان دمت گرم اومدي , جانِ من سؤال نکن چرا
. التماس میکنم
از چي ميترسي ؟
! جانِ من , نايتو سان
! بلند شو اومدش
! او...اومد
... تنهاست
! جدي خودشُ دس بالا گرفته
!!! باکي
میترسی بیای اینطرف !؟
! نگاش کن ... فقط يه جوجه ست
! نايتو سان
! بی شرف
فک کردي خيلي گردن کلفتي ؟ ! ببينم با شمشيرِ من چيکار ميکني
! احمق
! کيتازاوا سان
! چه سريع ـه ... يه لحظه به حسابِ رهبراي گروه رسيد
دراصل , اون باید بیشتر نگرانِ کسایی باشه که دست خالی نیستن
... اونایی که شمشیر و چاقو دارن
... حالا اصلِ ماجرا شروع میشه
نصفِ اون احمقا قصدِ رفتن کردن , امّا نصفِ ديگه دو دل موندن
! نميتوني مارو بترسوني جوجه ! انگار نفهميدي ما 100 نفريم
! در مقابلِ يه بچه
به چي ميخندي !؟
! 4
! ها ؟ بلند حرف بزن
. شما همتون رو هم اندازه-ي 4 نفريد
چی ؟! چهار نفر ؟
چهار نفر ؟ منظورش چيه ؟
! احمق ميخواد با همشون مبارزه کنه
! پسره-ی انتر
! پس بيايد همگي بريزيم سرش
. احمقا
! رفقا ! رفـــقا مون
اون ميدونِ که هر حلظه حداکثر 4 نفر ميتونن بهش حمله کنن
...امّا کیدو سان ... اونا هم 100 نفرن که ميشه 25 تا مبارزه-ي 4 نفره
... کیدو سان
! گرفتیمش
! داره فرار ميکنه ! بريد دنبالش
کيدو سان , نبايد جلوشونُ بگيريم ؟
. به اندازه کافي دندونِ عملي دارم
! کیدو سان
. وقتشِ اين مهموني رو تمومش کنيم
هوی کره خرا ... نصفه شبی چه غلطی میکنید ؟
! زود باشید فرار کنید
! از وقتِ خوابتون گذشته , بريد خونه هاتون
همينطور ميخواي ولشون کني برن ؟
. هوي , باکي
! آ , تويي حاجي
! کيدو سان
! به خاطر حمله به پليس بازداشتي
. اينم یه ملاقاتِ ديگه با دندونپزشک
. بسکه به اين خون خوارا پول دادم حالم بهم خورد
کيدو سان , خوبي ؟
. من خوبم ... بهتر از اين جسدا
... خُب باکی , انگار به 100 نفر نرسیدی , بزار ببینم
... سي و هفت نفرشون ... بله
, دور از انتظار بود که به 100 نفر برسه . امّا ميتونست بيشتر از اين باشه
. خُب .. بله , تا وقتي که پليس مداخله کرد
. کارت خوب بود , حالا برو يکي ديگه پيدا کن
! آخرش شکست همون شکست ـه , باکي
اي بابا , فقط 37 تا ؟
. جداً تو فکرِ 50 تا بودم
. تا آخرش فک میکردم از پسشون خوب بر میام
مطمئني ميخواي ولش کني بره ؟ ! زد يکي از دندوناتُ کند
شايد تو هم ميخواي يه دندونت کنده بشه ؟
... نه
شماها همينطور ميخوايد بيايد دنبالِ من ؟
. کاريش نميشه کرد يکي از اين اراذل ممکن ـه هنوز يه جايي قايم شده باشه
. بعلاوه , اینجام تا با شما جوون جغله ها سر و کله بزنم
. دارم به این همکارم کار یاد میدم
. شناختنِ تو و کسايي مثلِ تو هم بخشي از کارم ـه
. باشه بابا همين که تو ميگي
. ميدوني , خيلي بچه-ي سرسختي هستي
. ها , خوب شد گفتي
, توي شهر يه جورايي همه-ي اراذل از باکي ميترسن . تقريباً مثلِ یه افسانه ست
. لازم نيست حرفِ منو باور کني , خودت ميبيني
اينا چيه ديگه ؟
. ميدونن نميتونن شکستش بدن , اينطوري خرابکاري ميکنن
. در اصل اين تنها راهي ـه که ميتونن شکستش بدن
! همه جا از اين نقاشي ديواريا هست
اين چيزا براي همسايهها يا پدر مادرش مشکل درست نميکنه !؟
اون اينجا تنهاست , هيچکس اينجا زندگي نميکنه , حتّي پدر مادرش
پدر و مادر نداره ؟
. داره , فقط اين طرفا زندگي نميکنن
. چقد حرف میزنی , ساکت
. شرمنده
! سيگارتونم نندازيد رو زمين
فهميدي منظورم چيه ؟ . اون "هانما باکي" ـه
, هروقت که چيزي در موردِ مبارزه توي اين شهر شنيدي
. ميتوني مطمئن باشي باکي يه جوري به قضيه مربوط ـه
, اراذل بدتر از اونم توي شهر هستن
... آدمايي که ميتونن يه نفرُ از وسط دو شقه کنن
. و باکي هم تازه 13 سالش ـه
13سال !؟
. امروز نتونستم رکوردِ يک دقيقه-ي پدرمُ بزنم
. همون يک دقيقه ايي که خيلي وقت پيش زد
. نميتونم
. هيچوقت نميتونم اميد داشته باشم مثلِ پدرم بشم
. منتظرتون بوديم
. مثلِ اينکه زخمي شديد
. ولش کن تو فکرش نرو
دوس ندارم اينُ بگم , ولي وقتي در حالِ تمرين هستيد نبايد مبارزه کنيد
... اگر ميخوايد يک مبارزِ سطحِ بالا بشيد پس
. خفه شو بابا
No comments yet. Be the first to leave one.