Loot

Loot

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Loot 2022 S03E07 720p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-11-19
Downloads: 25
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫باربی مسیح!

‫صبح بخیر، مالی.

‫بازم ممنون برای این فرصت ‫که دستیار جدیدت باشم.

‫برات یه اسموتی درست کردم،

‫برنامه‌ت رو پرینت گرفتم، ‫و لباست رو هم ست کردم.

‫پیژامه کریسمس؟

‫تنها چیزی بود که توی کمدت فهمیدم.

‫ببین، ببخشید اگه خواب‌ آلودم. ‫دارم روی ۱۱ ساعت خواب کار میکنم.

‫آرتور و من دیشب یه دعوای حسابی داشتیم.

‫- نمیخوای بدونی سر چی بود؟ ‫- اوه، اشکالی نداره. به نظر شخصی میاد.

‫نه، شغل دستیاری شخصیه.

‫منظورم اینه که، من و نیکلاس ‫در مورد همه چی حرف میزدیم.

‫زندگی عاشقانه‌مون، احساساتمون، و گناهکارانه‌ ترین ‫سلبریتی‌ هایی که روشون کراش داشتیم.

‫مال من خرس چارمینه. ‫حس میکنم واقعاً میتونه حالم رو خوب کنه.

‫خیلی خب، خوبه که بدونم. ‫میتونم شخصی انجامش بدم.

‫خیلی خب، عالیه.

‫خب، آرتور خیلی درگیر ذهنش شده درباره ‫کل مسئله پول، و اوضاع خیلی متشنجه.

‫و ما با هم ارتباط برقرار نمیکنیم، ‫و حس خیلی بدی داره.

‫یا همه چی خوبه.

‫چی؟

‫تو داشتی همه اون کلمات ممنوعه رو میگفتی، ‫مثل "متشنج" و "بد".

‫چی میشه اگه اونا رو با کلمات خوشایند ‫جایگزین کنی، مثل "خوب" و "عالی"؟

‫ولی این واقعیت نیست.

‫- اوضاع خوب و عالی نیست. ‫- هست، هست.

‫تو نمیتونی فقط چیزهایی رو بگی که درست نیستن.

‫آره، میتونی.

‫برای مثال، بابام با دوست کلیساییش بروس، ‫به پالم اسپرینگز نقل مکان نکرد.

‫اون خونه‌ست و داره ماشین رو تعمیر میکنه، ‫در حالی که مامانم داره شام درست میکنه.

‫یه جورایی این رو دوست دارم.

‫منظورم اینه، چه فایده‌ ای داره خیلی پولدار باشی، ‫اگه نتونی واقعیت خودت رو خلق کنی؟

‫این کاریه که ما انجام میدیم.

‫من طوری رفتار میکنم که ‫انگار هیچ دعوایی اتفاق نیفتاده،

‫و بعدش دوباره به حالت دیوونه، ‫سکسی و باحال خودمون برمیگردیم.

‫متاسفم، ولی "سکسی" یه کلمه ممنوعه.

‫باید برم دستام رو بشورم.

به دلیل برگزاری رویداد خصوصی ] [ .عشق آرتور و مالی، بسته است

‫مالی، اینجا چه خبره؟

‫تو کل این رستوران رو فقط برای ما بستی؟

‫آره. و من همه غذاهای مورد علاقه تو رو اینجا دارم.

‫فرنی گندم، نون تست ساده، ‫موز خرد شده، حلیم جوی ساده، بدون دارچین.

‫خب،

‫بیا بغلم، کابوی.

‫مالی، داری چیکار میکنی؟

‫- چی؟ ‫- ما یه دعوای خیلی بزرگ داشتیم.

‫میدونم، ولی اگه نداشتیم چی؟

‫نمیفهمم.

‫ولی اگه میفهمیدی چی؟

‫خیلی خب، فکر کنم باید بشینیم و حرف بزنیم.

‫عالیه.

‫خب، میخوای راجب چی حرف بزنی؟

‫کاری که داری اینجا میکنی ‫یه جورایی خودِ مشکله.

‫همه چی همیشه طبق خواسته های توئه.

‫کجا میریم، چیکار میکنیم، ‫چطوری مشکلاتمون رو حل میکنیم.

‫من به خواسته های خودم نیاز دارم.

‫خب، خواسته های تو چیه؟

‫نمیدونم.

‫من...

‫حس میکنم به یکم زمان نیاز دارم ‫تا همه چی رو سبک سنگین کنم.

‫خب، شاید باید یه استراحت داشته باشیم.

‫چی؟

‫وای.

‫وقت استراحت؟

‫به نظر خیلی جدی میاد.

‫آره، به خاطر همینه که وقت استراحت خواستم.

‫خب، من فردا یه جلسه توی ساکرامنتو دارم.

‫این مدت کافیه که من توی وقت استراحت باشم؟

‫شاید تا اون موقع تصمیمت رو بگیری؟

‫بیا، بازم داری شرایط رو تعیین میکنی.

‫این یه الگوی واقعی برای توئه.

‫- الگو؟ ‫- آره.

‫من تا حالا ندیدم تو توی زندگیت یه الگو بپوشی، ‫آقای پیراهن دکمه‌ دار آبی.

‫آقای شلوار خاکی.

‫آقای زیرپوش سفید.

‫- باشه، وقت استراحت. ‫- چیه، حالا یه متخصص لعنتی شدی؟

‫باشه، مالی، آروم باش.

!به من نگو آروم باش

‫من سعی کردم "بغلت کنم، کابوی،" ‫و تو من رو رد کردی!

!جرات نکن بهم بگی آروم باش

!آروم باش - !گور بابات -

‫سلام، دختر عمو.

‫میخواستی با هم بگردیم یا چیزی؟

‫نه، من نباید.

‫خیلی خب، عالیه. شب بخیر.

‫راستش، آره، میشینم.

‫باشه.

‫باشه. آره.

‫به شما دو تا نگاه کنید.

‫چه زوج بامزه‌ ای هستید.

‫خیلی شیرین.

‫قدر این رو بدون

‫قبل از اینکه بره توالت.

‫عزیزم.

‫شاید بهتره بری بالا به اتاق مهمون.

‫فکر کنم مالی بهم نیاز داره.

‫حتماً، آره.

‫باشه.

‫آره.

‫من و آرتور یه دعوای خیلی بزرگ داشتیم.

‫کاش نیکلاس اینجا بود.

‫اون همیشه میدونست چی بگه، ‫و چه فیلم هایی بذاره،

‫و چه افسردگی هایی رو توی بوریتوم آسیاب کنه.

‫معلومه که دلت برای نیکلاس تنگ شده.

‫اون بهترین دوستته، نیکی خرسی

‫اگه اینقدر ناراحتی، ‫چرا نمیری بهش سر بزنی؟

‫اوه، نه، نمیتونم این کار رو بکنم.

‫منظورم اینه که، از وقتی که رفته کره، ‫به ندرت ازش خبری داشتم.

‫و نمیخوام حس کنه که باید از من مراقبت کنه.

‫اون فصل تموم شد.

‫فقط به خاطر اینکه یه فصل جدید هست، ‫به این معنی نیست که بقیه کتاب هیچ وقت اتفاق نیفتاده.

‫ببین، من واقعاً نمیدونم چطور شروع کردیم ‫به حرف زدن درباره کتاب ها،

‫ولی این واقعاً چیزی نیست که الان بهش نیاز دارم.

‫ممنون که سعی کردی.

‫حالت بهتره؟

‫متاسفم، اینزلی. نه، بهتر نیستم.

‫اتفاقاً بهتری.

‫صبح بخیر، خانم ها.

‫هاوارد، اینجا چیکار میکنی؟

‫این فقط یه فرصت عکس گرفتن سریع با فرمانداره.

‫خب، من همیشه میخواستم برم ساکرامنتو.

‫منظورم اینه که، زادگاه گرتا گرویگه.

‫و فیلم "لیدی برد" جزو پنج فیلم برتر منه.

‫به علاوه، تو خیلی چیزها رو پشت سر گذاشتی.

‫مطمئن شو که یکم استراحت میکنی.

‫اوه، خیلی لطف داری.

‫من معمولاً توی پروازها از حال میرم.

‫خب، اجازه بده پیشنهاد کنم ‫برای لذت تماشای تو

‫- جاز کن برنز؟ ‫- جاز؟

‫یا همونطور که من دوست دارم صداش کنم، "یاز".

‫اونا بهش میگفتن موسیقی شیطانی.

‫مالی توی ساکرامنتوئه چون پیام ما خیلی محبوبه.

‫هی!

‫اون سعی نمیکنه با فرماندار چرب‌ زبونی کنه.

‫فرماندار داره سعی میکنه باهاش چرب‌ زبونی کنه.

‫هی، داری با تلفن حرف میزنی؟

‫اشکالی نداره. منم باید یه زنگ بزنم.

‫ملت مالی کاملاً مردمیه.

‫و افراد قدرتمند واقعاً دارن بهش گوش میدن.

‫- ما… ‫- نتایج آزمایش بیمار.

‫- سابرینا… ‫- گفتم، آزمایش…

‫- اشکالی نداره بعداً بهت زنگ بزنم؟ ‫- نتایج.

‫- باشه. ‫- باشه. خیلی خب. خداحافظ.

‫مثبته؟ مثبت برای چی؟

‫دختر، چی میخوای؟

‫میشه یه چیزی ازت بپرسم؟ ‫میشه امشب چند نفر رو دعوت کنم؟

‫چی؟ میخوای توی خونه من مهمونی بگیری؟

‫نه، دقیقاً مهمونی به اون صورت.

‫فقط ۲۵ نفر دور هم جمع میشن، ‫غذا میخورن، مینوشن و میرقصن.

‫دستینی، فکر کنم وقتشه که ‫دنبال آپارتمان خودت بگردی.

‫به خاطر مهمونی؟

‫به خاطر مهمونی. به خاطر اینکه ‫لباس زیرهات همه جا پخش و پلاست.

‫کاری که با صف تماشای نتفلیکس من کردی، ‫بی احترامیه!

‫من نمیخوام کا-چینگ دبی رو ببینم، ‫هر چی که هست.

‫ولی من داشتم خوش میگذروندم که ‫خواهر هم‌ اتاقی باشیم و با هم صمیمی بشیم.

‫خب، میتونیم به صمیمی شدن ادامه بدیم، ‫فقط جدا جدا.

‫الان دقیقاً مثل لیلا رفتار میکنی.

‫این یه اشاره به کا-چینگ دبی بود، و تعریف نیست.

‫لیلا کیه؟

‫طراح داخلی خونه علیه.

.وای

‫ساکرامنتو به طرز عجیبی ‫یه محله‌ کره‌ ای پر جنب‌ و جوش داره.

‫دختر عمو، یه چیزی هست که باید بهت بگم، ‫که ممکنه الان یکم ازش عصبانی بشی،

‫ولی بعداً باعث میشه به هم نزدیک‌ تر بشیم.

‫ما توی ساکرامنتو نیستیم.

‫- ما توی کره‌ ایم! ‫- چی؟

‫چند ساعت بیهوش بودم؟

‫سیزده ساعت.

‫- اینزلی، چطوری گذاشتی این اتفاق بیفته؟ ‫- خب، وقتی این کار رو گرفتم،

‫تو بهم گفتی قانون شماره یک اینه که ‫هیچ‌ وقت، هیچ‌ وقت تو رو بیدار نکنم.

‫باشه، من پای حرفم هستم. دختر خوب.

‫- چه غلطی کردی؟ ‫- مجبور شدم یه کاری بکنم.

‫بدون نیکلاس داشتی از هم می‌پاشیدی.

‫نه، ما همین الان داریم برمیگردیم به هواپیما.

‫خیلی دیره.

‫مالی!

‫وای خدای من، نیکلاس.

‫سلام.

‫- بوی خیلی خوبی میدی. ‫- بوی خیلی خوبی میدی.

‫بولگاری.

‫تام فورد، وانیلا سکس.

‫خیلی هیجان زده شدم ‫وقتی هاوارد گفت از سئول رد میشی.

‫آره، منم همینطور.

‫چون ما اینجا برای کنفرانس اومدیم.

‫آره. هاوارد و اینزلی هم باهام اومدن، پس...

‫ما یه جورایی حالا هسته اصلی سه نفره ایم

‫باشه، خیلی باحاله.

‫راستش رو بخوای، تو چطوری؟

‫- ببخشید، نمیتونم صبر کنم. ‫- وای خدای من.

‫لس آنجلس. و تو قراره بکشی...

‫- بکشم؟ ‫- آره. بکش.

‫باشه، بچه ها. باشه. ‫داریم از فینیکس میریم لس آنجلس.

‫همه سوار بشن.

‫- باشه. ‫- سوفیا؟

‫آرتور، اینا دیگه چیه؟

‫اینا دوستای منن، آلن آر. و آلن بی.

‫ما با هم توی یه گروه مردونه ایم.

‫گروه مردونه.

‫چرا یه نقشه اینجاست؟ ‫شماها چه نقشه ای دارین؟

‫اصلاً از این خبرا نیست.

‫نه، ما فقط یه مشت مرد مطلقه ایم که دوست داریم ‫با هم وقت بگذرونیم و یکم تخلیه بشیم.

More Farsi Persian subtitles for Loot

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left