The first 200 lines.
واقعاً به این فکر میکنم که دربارهی جرمی .به اِلین بگم
،خدای من .دوباره از این حرف نزن
.ما یه سیاست دفتری بدون الکل داریم
.باید بهش احترام بذاره - ،آره، آره، میدونم -
ولی تو یه بطری شراب زیر میزش پیداکردی
.تو یه مهمونی کریسمس
،باشه ،فقط فکر میکنم تو خط کاری ما
.کاملاً حرکت نامناسبیه
،باشه، خب
بیا بگیم منابع انسانی یه خبر ناشناس دریافت کنه
دربارهی یکم ودکا .توی کشوی بالایی جرمی
.ادامه بده - ،بعد، فرضاً -
یه بررسی روتین از میزش انجام میدن
.و مشروب پیدا میکنن - .مشروبی که تو اونجا گذاشتی -
.آره، یا ممکنه خودش داشته باشه
یعنی، آدم واقعاً هرکسی که باهاش کار میکنه رو
.نمیشناسه
.یعنی، خودت رو ببین
.میدونم اون لنزها تجویزی نیستن
باشه، خب، میدونم واقعاً .قضیه چیه
.تو فقط یه دفتر اختصاصی خوشگل میخوای
باشه، دفتر اون خیلی به دستشویی .نزدیکتره
.همینه - آره، و کار عملی رو -
خیلی آسونتر میکنه اگه مجبور نباشم به اون
.دفتر مکعبی لعنتی برگردم
از کِی کار عملی انجام ندادن رو دوست نداری؟
.فکرکردم مسافرت با من رو دوست داری
.وای خدا - .ضعیفه -
لعنتی، فکر میکردم .نباید تلهپورت کنه
.نباید
.ولی به فاکتور بیشتر نیاز داره
به قدر کافی داریم؟
.آره، توی ون
.باشه - .خیلیخب -
.یک، دو، سه، باز کن
.باشه .خیلیخب، خیلیخب
.باشه
.آره
.باشه
.بریم
illusion مترجم: امیرعلی
خوبی؟
!جنا
.فکرکنم
تو؟
.آره
...اون یهو
.آره
،اون توی اتاقت بود، هنری
.وقتی اومدم خونه
.من هم دیدمش
کجا؟ توی... بیمارستان؟
.نه
.وقتی بچه بودم
،تو خونهی دیپی بود
ولی قبل از اینکه ،خونهی دیپی باشه
،وقتی خونهی من بود
.و بابام اونجا بود
وقتی بچه بودی؟ .درک... نمیکنم
،داشتن دعوا میکرد
و بابام
،سعی داشت ازم محافظت کنه
.و اون نرفت
.من رو ترک نکرد .مامانم رو ترک نکرد
.اون یارو بردش
.اون کسی بود که بردش
.و حالا دنبال توئه
.آره
.هی، بابامه
.توی بیمارستانه چیکار کنم؟
اگه ناپدید شدنت رو دیده باشه چی؟
.جنا، نمیدونم .جواب نده
...نه، واقعاً فکر میکنم - ...جنا -
.واقعاً فکر میکنم باید جواب بدی
،جنا
.این وضع رو ببین
چطوری قراره توضیحش بدیم؟
...فقط
...قراره
حلش میکنیم، باشه؟
،تمیزکاری رو شروع میکنیم .و حلش میکنیم
باشه؟
.باشه
.کلئو، نباید بری اونجا
.ازم دور شو - .گوش کن، نمیتونی اینجا باشی -
.الان جدی هستم
.غلط میکنی که نمیتونم - ...گوش کن -
.هی - .کلئو -
!کلئو - .سعی کردم جلوش رو بگیرم -
میدونستی؟ میدونستی پسرت با دخترم چیکار کرده؟
...ببین، الان
.بیا بعداً دربارهاش حرف بزنیم - .یا مسیح، بیل -
!نه، نه دربارهی اون
...ببین
،نه تا دیشب ،ولی با کلی حرف زدم
و فکر میکنم .یه سوءتفاهمی شده
یه سوءتفاهم؟
.پسرت به دختر من تعرض کرده
.حالا، ما از چیزی مطمئن نیستیم
عذر میخوام؟
چی بهش گفتی؟
چرا ازت میترسه؟
ازم میترسه؟ ...چی
.واقعاً، نمیدونم
هرکاری در قدرتم بوده کردم .تا ازش محافظت کنم
.من هرگز بهش صدمه نمیزنم
از چی ازش محافظت کنی؟
...ببین، کلئو، هنریتا
.هنری، نه هنریتا
...مطمئنم اون کمکت میکنه فکرکنی
،اون یه دختر کوچولوی حساسه ولی هنریـه، باشه؟
.باشه
.خیلیخب، قبول .هنری
ولی ببین، من کسی هستم
که سعی داره این .وضع رو درست کنه، حتی الان
بهم بگو من رو استخدام نکردی .که دهنش رو ببندی
.که کاری کنی بچهات زندان نره
.نه، البته که نه ...بهت گفتم
فکر میکنی چون پول داری و توی پلیس آشنا داری
میتونی با پول دادن از زیر صدمه زدن به دخترم قسر در بری؟
.امکان نداره .شدنی نیست
من از تو و فروشگاه ،مسخرهات نمیترسم
.بیزنسمن خوشمشرب آمریکا
،باشه، خانوم کولز .وقتشه برید
!ولم کن
.این مشکل تو نیست، دیل
.جفتمون میدونیم این حقیقت نداره
.وضع رو بدتر نکن
اصلاً اینجا چیکار میکنید؟
چه خبره؟
،گوش کن، کلئو بعداً میام خونه
.و همه چیز رو توضیح میدم
.لوکاس، کلئو رو به بیرون ساختمون همراهی کن
...زودباش، فقط .کلئو، زودباش، زودباش
!بیل
.خوب به نظر میای، لوکاس
.از دیدنت خوشحالم
فکر نکنم افتخار آشنایی قبلی .رو داشته باشیم، خانوم
.یکی از کارمندهای جدید نمایشگاهه
.نگران نباش
.میتونی بهش اعتماد کنی
.فکر میکنم وقتشه من برم
.فکر نمیکنم الان کار عاقلانهای باشه
موافق نیستی، بیل؟
باید یه مدت .باهامون بمونی
.باشه، زودباش
.فقط برو اونجا
بریم سراغ کارمون، باشه؟
.معاون هالچه
یکم نزدیک نیستید؟
.جلوی دید مخفی شدیم .بیا تو
،به عنوان یادآور تو به عنوان دوست سازمان مبارزه با مواد مخدر اینجا هستی
و به هیچ عنوان .اَفسر قانون نیستی
.فهمیدم
.اسلحهی کمریت
.شوخی میکنی
.پروتکل سازمانه
.یه هدست برات هست
،قهوه یکم سرده .ولی هنوز خوبه
.ممنون
راحت بشین. این عوضیها همیشه قبل از رسیدن به اصل مطلب
.حرف میزنن
.شاید بتونی با یه شناسایی کمکمون کنی
قدبلند بلوند اون پشت؟ .توی پروندههامون نیست
همین اخیراً اطراف .بون موتورز دیدیمش
.اون کلئو کولزه
.یه فروشنده توی نمایشگاهه
.فقط یه تماشاگره
پس با بیل کار میکنه؟
.تو بحث فروش ماشین .هیچ نقشی توی کار و کاسبی مواد نداره
.باربی رو شناسایی کردیم
.کارمند جدید .همهی تیمها دست نگه دارن
میتونیم از اونجا خارجش کنیم؟
.جرمایا میلر تازه رسیده
تا وقتی پول نقد و مواد نبینیم .کاری نمیکنیم
.سلام، عزیزدلم .منم
...الان توی بیمارستان کنارت نشستم و
...نمیدونم، فقط
.میخواستم صدات رو بشنوم .همین
.همهاش بهت زنگ میزنم
.سلام، عزیزدلم .منم
...الان توی بیمارستان کنارت نشستم و
...نمیدونم، فقط
.میخواستم صدات رو بشنوم .همین
.باشه
.و دیگه تمومه
داری با قمه بخیهام میزنی؟
.دیگه تمومه، قربان
،اون حالش زیاد خوب نیست
.ولی میخواد باهات حرف بزنه
.هی ،اگه حرفش شد
میشه بگی ما چقدر خوب بهت رسیدگی کردیم؟
تشویق و تصدیقتون ...به ترفیعمون کمک میکنه، پس
.گوشی لعنتی رو بده
بله؟ - اگه تیمم ردت رو نزده بود -
.الان مرده بودی
.خبر دارم
چه اتفاقی افتاد؟
باید بدونم اگه، کسی از اهداف قبلیم
.دختری به نام هنریتا کولز داشتن یا نه
No comments yet. Be the first to leave one.