The first 200 lines.
7 قسمت
اوه؟ وون
بله، مادر. داريد جايي ميريد؟
نه، هانا گفت امروز تا ديروقت کار ميکنه
پس براش غذاهايي که دوست داره رو درست کردم. ببين
اوه! وون
خوبه اومدي بيرون.ميتوني براش ببريش؟
براي منم هست؟
معلومه! بيا
ظرف سه تايي براي بقيه ي کارمنداس
اين صورتي ـه، براي هاناس
اين آبي ـه ، مال ـه توئه
هيچوقت با هم قاطيشون نميکنم
ديگه ميرم
به سلامت
تلفن همراه مورد نظر شما خاموش ميباشد
....لطفا بعد از شنيدن صدا بوق
براي چي اومدين اينجا؟
اومدم سرگروه تيم بازاريابي رو ببينم، اوه هانا
ولي الان هيچکس اينجا نيست
اون گفت تا ديروقت کار ميکنه
همه رفتن
آه، که اينطور
بله، دِه بوک. خواهرت گفت که تا ديروقت کار ميکنه، درسته؟
آره. شرکت نيست؟ و به تو هم زنگ نزده؟
نه. فعلا مشکلي نيست
بله. يعني داري ميگي بعد از ظهر براي يه کاري رفت بيرون؟
اوه بله، نا يونگ
امروز خبري از هانا نشنيدي، نه؟
هانا؟ چرا؟ چي؟
اوه، هيچي. بعدا ميبينمت. باشه
پروژه اي رو که يه سال روش کار ميکرد دادن به يه نفر ديگه
حتما خيلي ناراحته
اوه هاناي احمق
اگه همچين اتفاقي برات افتاده بود بايد زود بهم زنگ ميزدي.
يعني کجا رفته؟
حتما حوس پاي مرغ تند کردي
اوه ها نا، واي به حالت اگه يه جا غش کني، و همين حالا بيا اينجا
چي گفت؟ تو شرکت نيست؟
يعني هانا تصادف کرده؟
خفه شو
نه، فقط دارم نگران ميشم
نگران نيستي. تو دنيا به اين بزرگي
همچين چيزي ممکنه
نه، اگه اونجوريه
نبايد پليسُ خبر کنيم؟
دخترمون، که بالاي سي سالشه، تا اين ساعت خونه نيومده، زنگ بزنيم پليس اينو بگيم؟
به خاطر اينکه بچه ها رو لوس کردي اينجوري نشده؟
هاناس
هي! اوه هانا
آره. آره، باشه
باشه
چي گفت؟
اوه، فقط
گفت خونه ي دوستش ميخوابه و فردا از اونجا ميره سرکار
ببين! الکي نگران شديم
هـ هـ هي! زود برو به وون بگو
اوه
داداش، خواهرم زنگ زد و گفت
که خونه ي دوستش خوابيده و فردا از اونجا ميره سر کار
کدوم دوستش؟
تو نميدوني؟
کي؟
اوه، و اين
بعد از زنگي که زدي، فکر کردم يه چيزي عجيبه به خاطر همين رفتم تو اتاق خواهرم و
اينُ ديدم
خوش اومديد
يه سوييت دو نفره، لطفا
آه، بله
آب گرم و يه فضاي اروم ميخوام
بله. از تي اِن دي تخفيف کارمندي شاملتون شد
ممنون
چون ميخواستم صداتُ بشنوم
داشتم ديوونه ميشدم
بهش فکر نکن
خواهشا حواست به چيزايي بي معني مثل قرار گذاشتن پرت نشه
و خودتُ جمع و جور کن، سرگروه اوه هانا
درسته. توي زندگيم
ديگه هيچ مردي نيست
مامان! مامان
بيا بريم داخل
ديوونه شدي؟ به جاي اينکه خونه باشي اينجا چکار ميکني؟
زود باش. همه چيو برات تعريف ميکنم
زود باش
همچين اتاقي چقدر پولشه؟
هي! پول داري؟
چرا اينجوري ميکني، مامان؟ دخترت لايق همچين جايي ـه
همچين آدمايي لياقتشون مردن ـه
چطور ميتونن اينقدر کثيف و کلاهبردار باشن
و کار يکي ديگه رو بدزدن؟
چي؟
مامان، واقعا خوب بلدي فحش بديا
معلومه که خوب بلدم
هي، برو باهاشون دعوا کن حتي اگه فحش بخوري
کسايي که از اصول اخلاقي ـه تجارت هيچي حاليشون نيست
بايد يه مشت بزني تو دهنشون تا فکشون بياد پايين
البته، مامان خودمي
حالا خيلي سبک تر شدم مامان
هي، ولي چرا وقتي اون چرندياتُ شنيدي هيچکاري نکردي؟
بايد بهشون يه درس حسابي ميدادي بعد ميرفتي
ميخواستم همينکارو بکنم
ولي بي انصافيه
و خجالت آورم هست
خجالت آور، از چي خجالت ميکشي؟
کسي که پشت سرت اون کار کثيفُ کرده بايد خجالت بکشه
مامان، تو اين مدت، خيلي تلاش کردم، ميدوني؟
من يه زن شاغلم، يه حرفه اي
سعي کردم ارزشمُ ببرم بالا، و همه ي سختيا و چيزاي کثيف زندگيُ تحمل کردم
اين همه سعي کردم تا به اينجا برسم، ولي
ميدونم
بقيه ممکنه ندونن، ولي من خوب ميدونم
و، ميدوني اون پروژه چيه؟
وقتي بقيه داشتن ول ميگشتن
من سعيمُ کردم و وقتي بقيه خواب بودن، من نميخوابيدم
نميتونستم برم سر قرار، و يه سال کامل
خيلي سختي کشيدم. ميدوني منظور چيه ، مگه نه مامان؟
معلومه که ميدونم
ولي اونا چطور به خودشون جرات دادن اونُ ازم بگيرن؟
فقط يه لحظه بي دقتي کردم
اين زياده روي نيست، مامان؟
اون آشغالاي عوضي. منظورم، اون گدا گشنه هايي ـه که هر چي دم دستشون ميرسه رو ميريزن تو دهنشون
چطور تونستن همچين چيزيو ازم بدزدن؟
خيلي احمقم
چرا احمقي؟ گفتم که اون عوضيا همشون احمقن
بدترين چيزش اينه که اونا ميگن من ديوونه ي يه مرد شده
ميگم اونا جوري رفتار ميکنن انگار من حق ندارم قرار بذارم
يعني چي؟ آخرش به خاطر يه مرد
تبديل به يه احمق نشدم؟
چه چرت و پرتايي ـه که بهم ميبافي، دختر؟
گريه نکن، باشه؟
تو احمق نيستي
چيز مهمي نيست
همه ازم يه احمق ساختن
هيچکس طرفم نيست
تو چت شده، واقعا؟
چرا هيچکس طرفت نيست؟ منُ داري
مامان، ممنون
معذرت ميخوام. معذرت ميخوام، مامان
و، وونُ هم داري
وونُ کنارت داري
ميدوني امروز وون چقدر اينور و اونور دنبالت گشت؟
وون، دنبالم ميگشت؟
ميدوني من
مهم نيست چقدر بهش فکر کنم فقط نميفهمم
منظورم اينه که کجاي دنيا يه مرد مثل وون پيدا ميشه؟
نسبت به اون آشغالاي عوضي که باهاشون قرار ميذاشتي
وون صدبرابر نه، هزار برابر بهتره
يه الماس درست جلوي چشمات ـه
چرا جاي ديگه رو ميگردي؟
مامان، راستي، چرا من وونُ به چشم يه مرد نميبينم؟
ولي، بايد وونُ بيخيال شي
چرا؟
جام جهاني 2002 آرزوي موفقيت براي تيم ملي
جام جهاني 2002 آرزوي موفقيت براي تيم ملي
اوه! پيروز باشي کره! هي
اوه! پيروز باشي کره! هي
خوش اومدين
سالن استراحت رمانتيک به همراه موسيقي
اينجاست، سرويس دهي ـه ما
اينا همکلاسيام هستن. باهاش اشنا شيد، بچه ها
اين سونبه چويي وون از دانشکده ي مديريت بازرگاني ـه
يک، دو، سه
سلام
بچه ها خسته نباشين
چي ميخواي بخوري؟- (پنکيک، تره فرنگي و دونگدونگجو (يک نوع شراب برنج محلي است-
خب! گرسنه اي، مگه نه؟- بله-
اينجا غذاي دريايي دوکبوکي ـش عاليه
پس غذاي دريايي دوکبوکي خوبه، از همه ش
اينم پولش، بيست- بفرماييد
ممنون! دوستت دارم
خوشمزه درستش کنيد
وون، وون
هي، عاليه! نگاهشُ ديدي؟ ديديش؟
چطور ميشه نگاه يه نفر اونجوري باشه؟
بيشعور، همه ي چيزاي خوبُ داره
اين چيه، اونجا؟
اوه اوه، کارمون تمومه
هي، هي، اون اينجاست. مزاحم
اوه،واقعا که! من بايد
يه ضرب! يه ضرب
واي، واقعا عاليه
خوبي؟- خيلي-
اوني، ظرفامونُ بزنيم بهم
جينگ
واي! عاليه
يکم ديگه پنکيک و سبزيجات ميارم
هي، بخور، بخور. هي، اين چيه؟
به سلامتي
خوب درستش کن
خوشمزه س
اوه، انگار خوشمزه س
عاليه، نه اوني؟
خيلي! خيلي، خيلي
مزه ش عاليه، ولي يکم دل درد ميگيري
ميدوني، يه چيزايي توش ريختم که خوردني نيست
چي کار داري ميکني؟
خوبي، هانا؟
شايعات شنيدم و فکر کردم، هيچ راهي نيست، ولي
چي؟ يک به علاوه ي يک؟ دوست؟
رک و پوست کنده بگو داري از آب گل آلود ماهي ميگيري! يا از اينجا گمشو
No comments yet. Be the first to leave one.