The first 155 lines.
قسمت غیر انسانی تو داره کنترلشو از دست میده
یه چیزی درباره ی انسانها
کار کردن روی جادو های ممنوعه میتونه پایان این دنیا رو رقم بزنه
اگه درست بگم "پایان اسرافیل" اسمش بود ...گـ گـ گـ گناهکاران
!بسه، یو چان
...گناهکاران باید
شروع شد
...همه چیز نابود میشه یو سان، خواهش میکنم به خودت بیا
!یو سان
سرهنگ گورن شما که بلایی سر یو سان آوردین؟
چجور یه انسان ضعیف توی همچین دنیای متلاشی شده ای دووم بیاره؟
چند نفر قربانی هیراگی ماگی شدن
تا دنده ی نفرین رو کامل کنن؟
مثل همیشه شهوت شما ...انسان ها داره از کنترل خارج میشه و
و ما خون آشامی به قدری متکبریم که همه چیز رو با خونسردی به دست میگیریم
"نبرد در ناگویا"
اینطور فکر نمیکنید؟
"دنیای انسان ها"
شی چان
قدرتتو به من قرض بده، ماهیرو
چرا وایسادی؟ میخوای منو بکشی بکش
خودتون چطور؟ چرا جاخالی ندادین؟
اگه تو بخوای منو بکشی مشکلی ندارم
به عنوان مجازات کشتن خواهرم هیراگی ماگی؟
،عشق یه طرفه ای که به تو داشت اون تو رو میخواست
...توسط یه شیطان تسخیر شد و
درسته. من کشتمش
اما خواهر من هنوز داخل اون شمشیر زندست درسته؟
تو توسط خواهر من تسخیر شدی
تو دنده ی نفرین رو کامل کردی و به خانواده ی هیراگی خیانت کردی
استفاده کردن از یو سان هم دستور خواهرمه؟
قصدت چیه؟
اگه چیزی نیست که به یو سان کمک کنه
در این صورت میشه تمومش کنی؟
چرا؟ نکنه عاشقش شدی؟
درسته، اون واقعا اینجاست
اما من کنترلشو دارم، تسخیر نشدم
اگه بگم بهت اعتماد ندارم چی؟
به درک. هر کاری مخوای بکن
"فصل نهم: صنعت پایه ای طلسم"
دوباره اینجایی، یوسان
ترسیدم
باید یکم دیگه استراحت کنی
به اندازه کافی استراحت کردم. الان دیگه مشکلی ندارم
...اون باید به دستور دکتر باشه. درضمن
چیه؟
...هیچی
بیولوژی خون آشام" "و سیر تکل آنها با صنعت طلسم
...بازم داری هنتای میخونی؟ همه ی مردا
!هوی، پسش بده! پسش بده
بذار ببینم
"فصل نهم: تبدیل اسنان ها به خون آشام"
خدایا
"صنعت طلسم"
...یو سان
تو میخوای میکا سان رو به حالت انسان برگردونی؟
اگه میخوای بدونی من چیا میدونم بهت میگم
میخوای بشنوی؟
آره میشنوم
ای بابا فقط همچین موقع هایی حرف گوش کن و کاوایی میشی
!ببند باو! بس کن و بهم بگو
"صنعت طلسم شرقی"
اول از همه، خیلی کم پیش میاد انسانها به خون آشام تبدیل بشن
خون آشاما دوست ندارن که تعدادشون زیاد بشه
از همه مهم تر فقط یه اصیل زاده میتونه انسان رو به خون آشام تبدیل کنه
یعنی میگی میکا توسط یه اصیل زاده انتخاب شد؟
کسی به ذهنت میرسه؟
آره، یه جورایی
خب؟ میخوای خون آشاما رو بکشی؟
نه... میکا زنده ـست.واسه الان همینم کافیه
خب، شینوا. تو راهی داری که بشه خون آشام رو به انسان تبدیل کرد؟
...که اینطور
خیلی بد شد
یه جورایی خیلی بالغ به نظر میای
واسه اینه که دلیلت برای زنده موندن تغیر کرده؟
خصوصی ویژه هیاکویا یوییچیرو
به اولین دفتر گزارش بدید
گورن داره منو پیج میکنه؟
مه احتمالا از خانواده ی هیراگیه
خانواده ی هیراگی رهبر همون گروه شیاطین که تونستن دوباره ژاپن رو
بازسازی کنن؟
باید عجله کنی بری
...راستی فامیلی تو هم هیراگیه
اوه، بالاخره دوزاریت افتاد؟
راستش حقیقت داره، من شخص رده بالاییم
حالا میتونی همونجوری که باید منو بپرستی
اما جدا از شوخی هیراگی ها معمولا آدمای ترسناکین، مراقب باش
سلام، یو کله خر
پس خانواده ی اصلی پیجت کرده و تو هم خر کیف داری میری پیششون؟
ها؟ این چه طرز حرف زدنه؟
میگم یو؟ میدونستی؟
روزی روزگاری یه پیرمردی یه مرغ ماهی خوار رو از تله نجات میده
اون ماهیخوار برای پیرمرد یه لباس زییا با بال های خودش درست کرد
هاه؟ چی میگی؟
کسی که تو رو نجات داد "من" بودم
نه تنها نجاتت دادم، که یادت دادم چطور زندگی کنی و شمشیر بزنی
این ادا اطوارا چیه؟ یهویی خیلی داری رییس بازی درمیاری
اگه متشکر هستی امروز باید تلافی کنی
...آخه تو چتـ
تو به من بدهکاری
پس واسه خانواده ی هیراگی دم تکون نده
که اینطور پس حرفت اینه
حرفم همینه
شرمنده روی گلتم. اما من هیچ اهمیتی به دعوا آدما نمیدم
دهنتو ببند بچه
...ممکنه تو اهمیت ندی، ولی جوری که دنیا
لازم نکرده تو نگران باشی
من به هیچ وجه دوستامو ترک نمیکنم و خیانتم نمیکنم
ها؟ اما یه جایی رو اشتباه کردی
من رفیق تو نیستم
هاه؟ پس چی هستی؟
.مافوق. ناجی. محافظ
از لحاظ فنی خداتم
!رو اعصاب
ها؟ توام پیج شدی؟
چطور بود؟
فقط یه مصاحبه بود
ظاهرا دارم به خاطر همکاریم یه درجه ارتقا میگیرم
توی مبارزه با خون آشاما
هاه؟ ارتقاء
شکی توش نیست. من لیاقتشو داشتم
که اینطور
هی! حداقل یه چیزی بگو
تو خودتم میدونی
من کاملا تو میدون نبرد بی فایده بودم
...مشخص میشه همش حرف بوده
...من... من ضعیفم
و با این حال احتمالا من تنها کسیم که ارتقا گرفته
فقط به خاطر اینکه از خانواده ی ...معتبر سانگوام
اگه میخوای به این سیاست ...کثیف بخندی... بخندی
میتسوبا من نمیخندم
به هر حال من هیچ خبر نداشتم کی فکرشو میکرد دو تا شازده خانوم توی تیممون باشه
من تازه فهمیدم شینوا هم از از خانواده هیراگیه
تو... احمقی؟
ببند باو. اما ارتقا خیلی خوبه
تا میتونی بالاتر برو و به منم کمک کن
منظورت خانوادته؟
...آره
درباره ی اونم توی مصاحبه ـت سوال میشه
به من دستور دادن " مراقب اون پسر "باش چون ممکنه جاسوس باشه
اه؟ خب تو درباره من چه فکری میکنی؟
"بهشون گفتم "امکان نداره
که " اون اینقدر مغز ندار "که بتونه کسی رو گول بزنه
....هه. شرط میبندم همیتو گفتی. ولی
ممنون که بهم باور داری
...یو
هم؟
خانواده ی هیراگی ترسناکن. مراقب باش
ممنون
چی شده؟ چرا داری آه میکشی؟
شینوا! چیکار داری؟
هیچی. فقط یکم قدم میزدم
میت چان هم پیج شده بود؟
به سرهنگ دوم ویژه ی واحد نابودی خون آشام ارتقا پیدا کردم
اوه ایول! پس یه سنگو میتونه بدون هیچ کاری هم ارتقا بگیره
No comments yet. Be the first to leave one.