The first 200 lines.
دانلودها تقدیم میکند
جـــــم مـــــتـــــر Alan White
مـــــتـــــرجـــــم Alan White
مـــــتـــــرجـــــم Alan White
مـــــتـــــرجـــــم Alan White
مـــــتـــــرجـــــم Alan White
جـــــم مـــــتـــــر Alan White
اســـــــــتار عليه نيرو هاي شــــيطــاني
بیا این پیکنیک روی سقف با برگشتن تام رو شروع کنیم
!من اسموتی درست کردم فکر کنم
!آه چقدر بدمزس
!یه امتحانی بکن
!و چیزی که دوس داری رو درست کردم !تخم مرغ سقفی
اوه, نه
حالا دیگه تخم مرغ زمینی شدن
آه, اصلا برام مهم نیست
از اینکه برگشتی خوشحالم
!میخوام سفری که رفتی رو برام تعریف کنی
اوه! , اوه ! عالی بود
یجورایی دید منو نسبت به زندگی عوض کرد
آم, حالا که حرفش شد
میشه راجب یه چیزی باهات حرف بزنم؟
حتما! چیه؟
من اخیرا یه سری تجزیه و تحلیل توی احساسات خودم انجام دادم
و به همین حس هم رسیدم
...من حس میکنم که بهتره
...بهتره که ما
!فکر کنم بهتره که ما بهم بزنیم
!چی گفتی؟
اوه, آم
فکر کنم بهتره با آدمای دیگه ای آشنا بشی
!چی داری میگی؟
!گفتم فکر میکنم بهتره بهم بزنیم باهم
!نیروی طوفانیه زمستانی
آخیش! حالا میتونید سخن بگوئید اعلی حضرت
آم, استار؟
فکر کنم بهتره ما از هم جدا بشیم
وایسا. چرا؟
خیله خب, میدونم که دوست دختر خوبی نبودم
ولی خب دیگه انقدرم بد نبودم
برات این همه غذا درست کردم
!و برات یه مهمون هم اوردم
یه گربه ی نادر و فوقالعاده ی سیاه و سفیدی به اسم اقای. پاندا خوشگله
...استار, برای اینا ازت ممنونم
اما, میدونی توی پایان این روز
مهم نیست که چیکار میکنی یا نمیکنی
مهم اینه که چه مسیری رو میری
و من و تو, مسیر های متفاوتی رو پیش گرفتیم
خب, حداقل همیشه باهم دوست میمونیم نه؟
نه, نمیشه
تو واقعا آدم خوبی هستی
دقیقا بخاطره همینه که چرا فکر میکنم
دوست بدون مون هم برای من دردناکه
خب, توی یه زندگیه دیگه میبینمت
جایی که ما جفتمون گربه های پاندایی داریم
باشه
اه,تام؟ داری چیکار میکنی؟
!برو دیگه
دارم سعی میکنم
یکم با ستون آتیشی مشکل دارم
فقط,آه, برای چند لحظه نگاه نکن
جدی؟ - !اذیت نکن دیگه -
هنوز اونجایی !مگه نه؟
فقط آم...چند لحظه دیگه صبر کنی حله
تقریبا تمومه ...فقط باید یه
اوه! خیله خب این دیگه چیه؟
به چی دارم الان نگاه میکنم؟
!چرا کار نمیکنه
تامس دارکانیوس لوسیتور ...تو که
داری چیکار میکنی؟ - !خودمم نمیدونم -
شاید دروازه ی آتشین به تقویت بیشتری نیاز داره
واقعا اینطوری کار میکنه؟
احتمالا نه. ولی خب به امتحانش می ارزه
!تام, آتیش توی خونه نداریم
فکر کنم فهمیدم چیشده
تو الان خیلی احساساتی شدی
و احتمالا با قدرتت تداخل پیدا کرده
خیله خب, باشه
فکر میکنی که بتونی ...اینکارو بکنی
اوه! اره اره حتما
!یه دروازه داره میاد برات
هاه؟ چی؟
!خداوکیلی؟
خب, منم الان احساساتیم, میفهمی؟
!اومدم
سلام, بچه ها
اومدیم راجب ...این, اه
هلیکوپتر پلیس بپرسیم
آره, بنظر میاد بالای این خونه یخ زده باشه
اوه, درسته, اونو میگید
ببخشید, تقصیره منه
اما میشه یه چند دقیقه دیگه تشریف بیارید؟
من الان یه کاری دارم
از همکاری تون ممنونم
!بارب
چشم, رئیس! من الان نردبون میزارم و میرم بالا
و احتمالا یه چند ساعتی اون بالا هستم
که بفهمم چه خبره
باشه, خیله خب, همونطور که گفتم من الان یه کاری دارم
!خــــب هرکاری لازمه بکنید
!استار
!اینجا چه خبره؟
آه, داریم راجب هلیکوپتر پلیس حرف میزنیم
نه, شما نه !استار, تام
!چرا شما ها انقدر ناراحتید؟
منو تام از هم جدا شدیم
!چی؟
!تمام
!ولی آخه چرا؟
آه, ممنونم, ولی الان چیزی ...که نیاز داریم یه
!من دقیقا میدونم چی نیاز دارید
از اینکه با "جوان غمگین" تماس گرفتید ممنونیم
چه کمکی میتونم بهتون بکنم؟
سلام! دوتا جوون توی خونم هستن
!اونا میخوان از هم جدا بشن
!اوه , متاسفم که اینو میشنوم
الان حالشون چطوره؟
اوه, اونا داغون هستن
یکی شون داشت گریه میکرد و یکی دیگشون انگار میخواست
...که تلاش کنه برای - عجب کابوسی -
...اینکه خونه رو بسوزونه
اوه, عزیزم این چیزا توی زندگیه همه هس
منو رافائل کلی از هم جدا شدیم
قبل اینکه باهم ازدواج کنیم
ممنون که یادم انداختی
...یادت میاد بعد از روز ولنتاین از هم جدا شدیم
آره, جدایی خیلی سخته
جدایی از عزیز دله دبیرستانیم
بدترین اشتباه زندگیم بود
نزدیک 20 ساله که بعد از جدایی
نفهمیدم شادی واقعی چطوریه
خیلی ناراحتم
!من دیگه میرم
!هی, وایسا ببینم
دیگه بدتر از این نمیتونه بشه
!تمرکز کن, تام
تو میتونی
نفس آروم بکش
نفس آروم بکش
نفس آروم بکش
!گفتم نفس آروم بکش
تام, تا فردا صبحم بگی نمیشه برادره من
آه! ببین, میدونم که دیگه از من خوشت نمیاد
...ولی من هنوز - !معلومه که ازت خوشم میاد -
!خب پس چرا انقدر داره سخت تر میشه؟
فکر میکنی برای من آسون بوده؟
!این احتمالا سخت ترین کاری بوده که انجام دادم
...و کنار تو بودن الان
یه خاطره بزرگی میشه
از اینکه چقدر نمیدونم دارم چیکار میکنم
اوه تام من متاسفم
نمیخواستم ناراحتت کنم
!من ناراحت نیستم
خب, شاید یذره ناراحت باشم
بیا بزار کمکت کنم
!اوه! استار
بفرما
پسر, عجب شایع بازی شدا
آره امروز کلا همش...ضایع بازی بود
آره
الان چی میشه؟
خب, میخوام که هنوزم باهات دوست باشم, استار
...فقط
حس میکنم بهتره با کسی قرار بزارم
که بتونم بهترین دوستش هم باشم
تو همین الانش هم یکی داری
آره. درک میکنم
!سلام, مرغای عشق
زود که برنگشتم؟
داشت خوب پیش میرفتا
برای 3 ساعت فقط توی فروشگاه بودم
خب فهمیدم که دیگه...جااااااان؟
آه...چـــــیشده؟...؟
منو تام داریم از هم جدا میشیم
چی؟ چرا؟
یکم...یکم پیچیدس
ولی خب به نفع خودمونه
برای هردو مون
من بهتره برم
حس میکنم الان دیگه آمادم
منم همینطور
اوه هممم درسته
بعدا میبینمت, ستاره ی دنباله دار
بیا برات یکم ناچو درست میکنم
این بنظر خوب میاد
میدونی, شنیدم فصل جدید
...سریال "مهمونی شب, میخواد
!عاو, بیخیال
!شوخیت گرفته؟
حدس بزن چیشده؟
نـــه! بازم؟
بازم چی؟
کل روز میخواستیم که یه دروازه باز کنیم
اما ظاهرا جفتمون برای اینکار زیادی احساساتی هستیم
!خب...من که ناراحت نیستم
...منظورم اینه که
!میتونم کمکتون کنم
!با قیچی خودم
!یه دروازه ی بدون احساساتی شدن داره میاد
آم, مارکو؟
No comments yet. Be the first to leave one.