The first 158 lines.
آنچه در گوست گذشت
اولین
فرانک داشت می اومد که سوپرایزت کنه
برای اینکه بتونی خانواده ات رو جمع و جور کنی
بریدن باید تجارت خانوادگی رو یاد بگیره
قراره که با کی کی تراویس کار کنی
از آشناییت خوشحالم
آره من چیز های زیادی در موردت شنیدم
با نخوابیدن با طاریق خودت رو از
غم و ناراحتی زیادی نجات میدی بهم اعتماد کن
آیا قدرت کافی برای دریافت مجوز برای
کار گروه مشترک پلیس فدرال و نیروی ویژه محلی رو داری ؟
میتونم سعی ام رو بکنم
این عکس از یک دوربین ترافیکی
توی شب خودکشی کری گرفته شده
و فقط چندتا خیابون از آپارتمان اون فاصله داره
تو اجازه تحقیق درباره مونت طاهادا رو نداری
متوجه شدی ؟
مکا
کدوم گوری داری میری ؟
آخ
هی . اینقدر بهم سخت نگیر و گیر نده
وقتی بهت سخت نمی گیرم و گیر نمیدم که یه گلوله
حروم کسی که زیک رو ازم گرفت کرده باشم
چی تو هم اینجا درس میخونی دیگه ؟ آره
مونت میدونه؟
زانو بزنید
مکا ستوان اول من بود
جنساش متعلق به منه
ما می تونیم پول در بیاریم براتون
شما فکر می کنید می تونید جای مکا رو بگیرین ؟
البته که می تونیم
این جنده کیه ؟
تنها چیزی که ازش میدونم اسمشه نوما
از الان به بعد من برای اون کار میکنم
من ، کین ، بریدن
وگرنه اون هر سه تامون رو می کشه
تن لشتو ببر توی ماشین . نه لطفا
خون یه آدم افتاده گردنمون
لورن بالدوین مرده
سلام . چیکارا میکنی با سختی ها ؟
چقدر دیگه باید وانمود کنم که مرده ام ؟
مترجم : عرفان اعلایی
اوه خدا رو شکر
سلام
من کجام؟
تو توی بیمارستانی لورن
یه اتفاقی
افتاد
ضربه خیلی شدیدی خوردی
دکتر گفت ممکنه کمی طول بکشه
تا خاطره اون شب رو دوباره بدست بیاری
اما بهترین جمع بندی که ما میتونیم بکنیم اینکه
تو رو بیهوش کرده بودن
توی یه وسیله نقیله گذاشته بودن
و به بیرون شهر برده بودن
و بعد به داخل دریاچه هل دادنت
ما نمی دونیم توسط چه کسی
ماشین دزدی گزارش شده
اما هیچ سر نخی که به دزد مرتبط باشه پیدا نشده
هر کسی که پشت این قضیه بوده همه چیز رو برنامه ریزی کرده بوده
و بسیار دقیق بوده
اما تو واقعا خوش شانس بودی
یه مردی با سگش در حال پیاده رویی بود
و تو رو دید که داری به داخل دریاچه میری
اگه اون با 110 تماس نمی گرفت
امشب اوضاع خیلی فرق می کرد
سلام . حالت چطوره ؟
یه چیزایی برات آوردم
اینترنت نیست اما
ببین ، من باید پدر و مادرم رو ببینم
یا یه تماس تلفنی داشته باشم
جنی جدی میگم هر چیزی که بشه لطفا
ما راجب این موضوع حرف زدیم لورن
پدر و مادرت فکر میکنن که تو مردی
درست مثل بقیه افراد به جز سرپرست من
و پزشکت
این تنها راه تضمین امنیت تو و اوناست
توی مدتی که من دارم پرونده خودم رو می سازم
و اون چه پرونده ای هست؟
من به معنای واقعی کلمه بهت گفتم کار کی بوده
پس برو دستگیرش کن
لورن اون مرد و سگش اون شب کسی رو ندیدن
و با تایید خودت تو بیهوش بودی
وقتی که توی اون ماشین قرار داده شده بودی
بنابراین تو بطور قطع نمیدونی که واقعا چه اتفاقی افتاده
باشه ولی من میدونم چه اتفاقی افتاد
اون دختره افی ، اون سعی کرد منو بکشه
من حرفت رو باور می کنم
واقعا باور دارم اما در حال حاضر
من حتی یه مدرک محکم برای ادامه دادن ندارم
پس من نیاز دارم که توی موضوعی به من کمک کنی
نه
نه
به معنای واقعی کلمه هر بار که یکی از شما این حرف رو به من زد
زندگی من به طور تصاعدی داغون تر شد
باشه بسته شدن این پرونده تنها راهی هست
که تو رو از اینجا نجات میده و میتونی به زندگیت ادامه بدی
حالا با توجه به الگوی واقعیت ، منطقیه که
افی به تنهایی کار نمی کرده
و با اتصال اون نقاط بین اون و چیزی که من گمان می کنم
یک سازمان مواد مخدر بسیار بزرگتره
بهترین راه برای بدست آوردن اون چیزیه که همه امون می خوایم
پس اون با بریدن کار میکرده؟
من قبلا اینو بهت گفتم
تمرکز تحقیقات ما فراتر از بریدن ئه
طاریق سنت پاتریک واضح ترین
بافت پیوند دهنده بین اوناست
من هیچ مدرکی ندارم که طاریق با
بریدن و افی کار میکرده
و مشخصه که تو هم مدرکی نداری
خب تا زمانی که من یه پرونده بی عیب و نقص
بر علیه همه اونایی که مسئول
تلاش برای کشتن تو بودن پیدا نکنم
این واقعیت که طاریق ، افی ، بریدن و طاهادا ها
همه باور دارن که تلاش اونا موفق بوده تنها چیزی هست که
در حال حاضر باعث زنده نگه داشتن تو و خانواده ات میشه
بهم اعتماد کن
من نمی تونم باور کنم که نوما پاریس ئه
و من اینجا گیر کردم تا از شما آمریکایی های خسته کننده مراقبت کنم
آره آره آره
منم از دیدنت خوشحالم
من بهش گفتم که اون دیوونه است
که این فرصت رو به شما ها داده
شما ها فقط این فرصت رو هدر میدید
منظورم اینکه کاملا واضحه که حرفات
براش زیاد اهمیت نداره
من بطور مشخص مشتاقانه منتظرم
که وقتی شکست خوردی بهت شلیک کنم
احمق
نمی خوام دروغ بگم فکر کنم اون با ما حال میکنه
نه اون کاکاسیاه میخواد بکشتت
باشه اهالی مهمونی کن خب ساعت داره تیک تاک میکنه
و این بچه کوچولو ها آماده رفتن به خونه همیشگی شون هستن
هی اون کاکاسیاه ها کی هستن که اونجا وایسادن کین ؟
تعدادی از پسرای خیابون جامائیکا رو برای کمک استخدام کردم
چه خبر ؟
ما این کارو انجام می دیم یا نه ؟ من یک ساعت دیگه کلاس دارم
آره و من باید برم یه سری سهام رو تجزیه و تحلیل کنم که
قطعا باید سرگرم کننده تر از کوکائین باشه
کین خانوادت خیابون ها رو غرق کردن درسته؟
آره من این کاکاسیاه ها رو آوردم امروز شروع به پخش جنس بکنن
در حالی که درو و لورنزو محدوده ما رو گسترش میدن
باشه . من و افی میریم سراغ دانشگاه های سطح بالا
تا زمانی که اوضاع توی استنفیلد آروم بشه
اوضاع توی محوطه دانشگاه خوب نیست و کورس کورکت هم که از بین رفته
پس استنفیلد خارج از دسترسه
بریدن تو کارای باشگاه های کشور ، باشگاه های فارغ التحصیلان رو انجام بده
اساسا هر جایی که سفید پوست های ثروتمند کاری رو که ما انجام میدیم انجام میدن
ولی ما به خاطر اون حبس می کشیم
بچه ها من فکر میکنم ما داریم یه بازار خفن رو نادیده می گیریم
معامله گرای موجود توی هولدینگ وستون این جنس ما رو می بلعن طاریق
برو بیرون باو . تو احمقی ؟
پسر تو به کل دنیا گفتی که
مواد مخدر می فروختی
تو الان از استنفیلد هم تحت نظر تر هستی
ما هیچ کوفتی رو هر جایی که
به اسم تو ربطی داشته باشه نمی فروشیم
No comments yet. Be the first to leave one.