The first 133 lines.
ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه
حال
حال،ادامه
یوکاری چان!،صبح بخیر
ازون موقع داشتی چیکار میکردی پشت بوته؟
!هیـ-هیچی
!بیا باهم تا مدرسه بریم
عا...باشه
فکر کنم سانائه چان رو هم دیدم که جلوتر از من میرفت،تو هم دیدیش؟
نه،ندیدمش
بررسی میز
بررسی میز
عا یادم اومد فکر کنم دیرتر امروز بررسی میز داریم
که اینطور؟اصلا یادم نبود
واقعا اصلا نگران به نظر نمیرسی
خب،چیزی ندارم که بخواد برام دردسر درست کنه
مطمئنی؟
...نه،حالا که میگی دیگه مطمئن نیستم
ممکنه که از خونه یه مانگایی یا بازیی بدون اینکه حواسم بوده باشه آورده باشم
نگاه همش تقصیر توعه که الان استرسی شدم
خب.پس چطوره یه دور امتحانی بریم؟
قبل از دور واقعی
چه تاثیری داره اصن؟
اگه الان میزت رو چک کنیم دیگه برای بعدا نیازی به نگرانی نیست
خب پس،بررسی رو شروع میکنم
...این یه جوری منو بیشتر استرسی میکنه
مشـ-مشکلی نیست،مگه نه!؟
!نیشیکاتا کون
باید با معلمت با احترام بیشتری حرف بزنی
!مگه تو معلمی آخه
چشم
بهتر شد
اععععع!اون کههههه
آخ لعنتی!نکنه چیزی پیدا کرده!؟
!وضعیت خیلی بده
بیخیال،فقط کتاب انگلیسیت بود
ترسوندمت؟
اصلا،تو بگو یه ذره
اصلا منو نترسوندید
خیله خب
خب پس،الان نوبت منه
باشه،مشکلی نیست
ریاضی
!بفرمایید خدمت شما
خیله خب
!بدترین ترس زندگیت رو برات درست میکنم
"خیله خب"تصورت از کارای بزرگسالا خیلی خنده داره؟
!با معلمت با احترام حرف بزن
چشم
!تاکاگی سان پلشت !خیر سرم مثلا الان من معلمم
به نظر میرسه اصن هیچی براش مهم نیست
شرط میبندم چیزی تو میزش نیست که بخواد تو دردسر بندازتش
!اگه اینطوره،پس خودم یه دونه میسازم
یه دقه،تصورمه یا واقعا یه چیزی توی لباس ورزشیشه؟
...نکنه که؟
با اون لبخندش میخواد منو تحریک کنه؟
مشکلی پیش اومده؟
!انقدر تحت فشار قرارش میدم تا اعتراف کنه
...لباس ورزشیت مطمئنی چیزی توش قایم نکردی؟
پس می تونید چکش کنید
خب،بفرمایید،راحت باشید
چی شد؟مشکلی پیش اومده براتون؟
نمدونی که چقدر خجالت آوره که به !لباس ورزشیت دست بزنم
...پنج
...چهار
!ص-ص-ص-صبر کن
...سه !صـ-صـ-صـ-صبر کن
!صـ-صـ-صـ-صبر کن
...دو
...یک
!صفر
!وقت تمومه
اصلا چرا تاکاگی سان قوانین میزاره؟
!مثلا قراره اینجا من معلم باشم !خیلی ترسناکه
خب،میتونی راحت باشی !چون امروز هیچ بررسی میزی نداریم
چی!؟
من فقط"فکر کردم"ممکنه یکی داشته باشیم
...دوباره باهام بازی کردی
خب راستی
!بفرما،خیلی ممنون که بهم قرضش دادی
!می دونستم
!خیلی ساده ای،نیشیکاتا سنسی
هر وقت دوست داشتین میتونین منو برا بررسی کردن میز سوپرایز کنین
نفرین بهت!تاکاگی سان
وظیفه کتاب خونه
وظیفه کتاب خونه
خب
...ازونجایی که فستیوال فرهنگی در راهه
کیمورا و سوکیموتو
وظیفه کتاب خونه
کتابخونه
این کارت رو میبینی که پشت هر کتاب هستش
برش دار،اسم دانش آموزیت رو بنویس و تاریخ بزن
بعدش کارت رو اینجا بزار
و وقتی که برش گردوندی تاریخش رو بنویس،و بزارش پشت کتاب
همش همین بود
خیلی راحت
کتابخونه
خب پس
فکر نکنم که دانش آموزای زیادی بیان، پس دیگه سپردمش به شماها
خدایا،زمان غذا خوردمون یه بار در هفته اینجوری از بین میره
مشکلش چیه؟ میتونیم برا گذروندن زمان رمان بخونیم
اع،رمان؟
خیلی خوش میگذره
خب پس،گاهی وقتی میخونی؟
گاهی وقتا هم مانگا میخونم
به نظر میرسه خیلی حال و هوای خوندن داشته باشی
خب،میدونی چیه،حسیه دیگه...حسی
خب بیا کتاب بخونیم،کاری نداریم بکنیم
کتاب،هاه؟
...حالا که میبینم،اونقدرم برام جالب نیست
اما شاید بتونم یه چیز خوبی پیدا کنم
کتاب
راهنما
در مورد دایناسور ها
!دایناسورااا
!ایول! من عاشق کتاب های مصورم
چیز خوبی پیدا کردی؟
.نه، هیچی
!نزدیک بودا !مطمئنم اگر بفهمه کتاب های مصور دوست دارم بهم میگه بچه
.هی، من یه فکری دارم
بیا یه کتاب برای هم انتخاب کنیم بعد باهم بخونیمش، باشه؟
.ها؟ باشه
!جا نزنیا
نویسنده: توموکو میناکامی
.من تا حالا اینو نخوندم
درمورد چیه؟
من چیزی دربارش نمیدونم .همینجوری انتخابش کردم
!کتاب راهنمای مصور دایناسورها؟
.انگار از خوندنش لذت میبردی
...از اولش میدونست
.تاکاگی سان...وقتی داره کتاب میخونه خیلی جذاب میشه
داشتی به من نگاه میکردی؟
No comments yet. Be the first to leave one.