The first 200 lines.
ميتونم با خارج از کشور تماس بگيرم؟
اهل کجايي؟
اهل اينجا که نيستي، مگه نه؟
.من اهل يه شهر کوچيکم
.يه لحظه صبر کن
.بيا بشين
.متشکرم
.برو
چي؟
.زودباش فرار کن
اسمت چيه؟
.کيم هانگ آه
نامزد شاه کره ي جنوبي؟
.فقط يکي دو نفر که نيستن
هر کي فرار ميکنه اسمشُ ميذاره .کيم هانگ آه
.ثابت ميکنم
به چي زُل زدي؟
.تو غيرقانوني وارد کشورمون شدي
،خوب گوش کن ببين چي ميگم
= وگرنه تو يه ثانيه جونتُ از دست ميدي =
.دستگاه ترجمه
با خانم کيم هانگ آه که درست رفتار ميکنيد؟
.سپردمش ديگه دست شما
.مطابق قانون باهاش رفتار ميکنيم
،البته
،ولي
ولي مطابق قانون تا يک ماه ميتونيد ،تو زندان نگهش دارين
= مگه نه؟ =
ميدوني براي چي کيم هانگ آهُ نکشتم؟
...فکر کردي ميترسيدم ؟ نه
به اين خاطره که کيم هانگ آه يعني ،برگ برنده
برگ برنده اي که با يه حرکت ميتونه .شمال و جنوبُ کنترل کنه
پس کِي ميخواي ازش استفاده کني؟
.به زودي بهت ميگم
!چته
اگه بخواي همينجوري سر و صدا کني باهات ،مثل بقيه ي شمالي ها رفتار ميکنم
.برهنه ات ميکنم و ميگردمت
.لعنتي. چقدر دردسر درست ميکني
.دستم مجروحه. خيلي درد ميکنه
هنوز دکتر نيومده؟
،يه هفته ديگه بايد تحملش کني
،موقع جابه جايي
ميذارم دکتر ببيندت، خوبه؟
جا به جايي؟
به کجا؟
!من از کجا بدونم لعنتي! برو بخواب
.اعليحضرت
!عذر ميخوام
تونستيد قوانين درخواست به آي سي سي رو پيدا کنيد؟
.بله
،با توجه به فصل هفتم قوانين آي سي سي
،براي ارائه ي يک درخواست اصولي
هر گونه جرمي عليه شهروندان
به صورت عمدي
،که خلاف قوانين باشه
.برابر با مرتکب شدن جرم عليه انسانيته
،مشارکت در قتل شاه و ملکه ي فقيد
.کاملا در اين توصيف ميگُنجه
حالا ديگه سرگرميتون شده ماهيگيري؟
اگه ميخواستين برين سراغ يه سرگرمي ديگه حداقل يه چيزي رو انتخاب ميکردين که توش .مهارت داشته باشين
اين ديگه چيه؟
.بعد از يه ساعت هنوز هيچ چي نگرفتيم
.شروع خوب خودش يعني اينکه نصف راهُ رفتي
هميشه احساس ميکردم که خودتونُ از من .دور نگه ميدارين
،ميدونستم ازم چه انتظاراتي دارين .ولي نميتونستم بهشون برسم
ميخواستم خوشحالتون کنم ولي .تواناييشُ نداشتم
،قبلا ميترسيدم
که نزديک شدن به ملاک هاي شما برام خيلي سخت باشه، براي همين هميشه جلوي شما احساس .شرمندگي داشتم
فکر کنم براي همين بود که
.از دست شما عصباني بودم
.ميخواستم خود کم بينيمُ پنهان کنم
.ولي الان خوشحالم
.واقعا. الان فکر ميکنم فقط خودمم و خودم
پدر، مهم نيست چه اتفاقي براي من ميوفته
.به هيچ عنوان خودتونُ سرزنش نکنيد
.چون هر چي بوده، خودم انتخابش کردم
پدر، شما شمايين
.و منم منم
چرا؟ قراره اتفاقي بيوفته؟
.اوه، تکون خورد
.يه ساعته منتظريم
چطور تونستي از دستش بدي؟
.بده به من. درستش ميکنم
.يه چوب ديگه هست، اونُ بردار
همينُ بدين بهم، دو تا چوب ماهيگيري .لازم نداريم
.خودم ميتونم، مطمئنم يه ماهي ميگيرم
تمام شواهد عيني و غير عيني جمع آوري شده، درسته؟
در مورد رابطه شون با سياست هم بررسي کردين؟
رقابت هاي مشترک دبليو او سي و ،ازدواج بين شمال و جنوب
.کاملا با سياست دولت هماهنگي داره
.ميتونيم داداخواستمونُ ثبت کنيم
.خيلي خوبه
.تمام اين موارد بايد محرمانه باقي بمونه
لطفا اين بحث ها رو فقط بين اعضاي .کليدي مطرح کنيد
.ا...اعليحضرت
.معذرت ميخوام
ولي مطلبي هست که همين الان .بايد به عرضتون برسونم
ايون شي کيونگ
.ميخواد بره به چين
از زماني که وارد گارد سلطنتي شدم .حتي يک روزم مرخصي نداشتم
.فقط ميخوام برم مرخصي
براي چي فکر ميکني بايد اعليحضرت رو کارِت نظارت داشته باشن؟
.براي اينکه ميترسيم ديوونه بازي دربياري
.متوجه شدم
...اگه نميخواين بهم مرخصي بدين
= استعفا نامه =-
هي. ايون شي کيونگ؟
کاپيتان، اين چه کاريه؟
.درحال حاضر اجازه ي خروج از کشور ندارين
منُ ممنوع الخروج کردين، اعليحضرت؟
داري چيکار ميکني؟
اعلحضرت در حال مطالعه ان، گفتن کسي مزاحمشون .نشه
.همين الان گفتن
.شما اجازه ي ورود ندارين
ميخواين به دادگاه احضارش کنين؟
پس اين چه کاريه؟
،حتي اگه احضارشم بکنين
بازم چين اجازه نميده
نيروهامون وارد کشورش بشن و .کيم بونگ گو رو دستگير کنن
براي همين ميگم اجازه بدين ...برم پيش کيم بونگ گو
افراد زيادي هستن که
.که دارن جاسوسيشُ ميکنن
اگه بونگ گو بخواد يکي يکي شونُ بکشه چي؟
.بونگ گو ميدونه که من دست راست شمام
،از من براي بدست آوردن اطلاعات استفاده ميکنه
.به هر قيمتي حاضره منُ قانع کنه
چرا نميذارين من اين کارُ انجام بدم؟
به اين خاطره که من دوست شمام؟
،خيالتون راحت
من هيچ وقت به چشم يه دوست .به شما نگاه نکردم
،براي همين، ازتون خواهش ميکنم
!بهم اجازه بدين برم، اعليحضرت
!لي جائه ها
ميتوني براي هميشه اونجا بموني .و دنبال يه دوست باشي که سرگرمت کنه
،الان که کيم هانگ آهُ کنارت نداري
ميترسي منم از دست بدي، مگه نه؟
.خيلي وقته ديگه احساس گناه نميکنم
!ازتون خواهش ميکم درست فکر کنيد
لي جائه ها؟
.گفتي با هم دوستيم
فکر کردي کي هستي؟
...مطمئن باش
.برميگردم
...بمب گذاري هاي تروريستي سابق
بمب گذاري در قطار آلمان=- -=اقدام به حمله ي تروريستي
کافيه؟
همه چيُ درست بررسي کردي، درسته؟
.بله
...کد رمز
-= زمان مناسبي براي برقراري تماس تلفنيه؟ =- ميدونين که، درسته؟
...ولي قبل از اون
.بايد مشکلمون با چينُ حل کنيم
.درسته
.يه لطفي بهم بکن
.قبل از رفتن برو ديدن جائه شين
.الان به خوبي از شرايطش خبر داري
.حتما از احساسشم خبر داري
،هر چي هم خرفت و کند ذهن باشي
با اين همه چراغ سبز نشون دادنش ...حتما يه چيزهايي دستگيرت شده
ميتونم هر کاري دلم خواست انجام بدم؟
مگه تا حالا اينجوري نبوده؟
ميتونم يا نميتونم؟
نه مثل کاپيتان محافظين که روبروي شاهزاده ،خانم ايستاده
.يه آدم که روبروي يه آدم ديگه ايستاده
کدوم" آدم که رو به روي يه آدم ديگه ايستاده"؟
!بايد بگي يه مرد که مقابل يه زن ايستاده
.به حرف دلم گوش کنم
...اين بار، همين يه بار
ميتونم برم ببينمش؟
منم، شاهزاده لي جائه شينُ .بيارين به باغ پشتي
تا دو کيلومتري رو محافظ بذارين و به هيچ .کس اجازه ي نزديک شدن به اون محوطه رو ندين
.بله، هيچ کس اجازه ورود نداره
.به جز کاپيتان ايون شي کيونگ
راضي شدي؟
ويلچرمُ براي چي ميبرين؟
در مورد خاطراتم شنيدي، مگه نه؟
من يه هيولام. حتما داري فکر ميکني .چه آدم چندش آوري ام
پدر من بود که در مورد آن ميون دو به بونگ گو .خبر داد
.ولي من تصميم گرفتم خودمُ سرزنش نکنم
.پدرم پدرمه، منم منم
.شاهزاده خانم، وضعيت شما هم همينطوره .تقصير اون ها بوده نه شما
.فراموششون کنيد، شما خيلي قوي هستين
.اصلا تقصير شما نبوده
شاهزاده خانم، من به زودي .بايد برم مرخصي
چرا؟ ميخواي کجا بري؟
.من بهتون تکليف شب دادم
.هر وقت تمومشون کنين، برميگردم
.بازم داري مثل کتاب ها سخنراني ميکني
"روزي 100 بار ميگين " تقصير من نبوده
ايون شي کيونگ، خودتم بايد روزي 100 بار .همينُ بگي
باشه. روزي 3 بار لبخند بزنيد، حتي .اگه زورکي باشه
نبايد روان درماني رو فراموش کنيد تا حالتون .کاملا خوب بشه
بايد تمرين کنيد که جلوي مردم .ظاهر بشين
.باشه
.و دوباره آواز خوندنُ از سر بگيريد
ديگه چي؟
!عذر ميخوام
براي چي؟
واقعا که، احمق، اين چه کاري بود؟
.پس تصميم شي کيونگ اينه
No comments yet. Be the first to leave one.