The first 164 lines.
قسمت ۳۱-
این قدر خودتو اذیت نکن خیلی سخت نگیر
باشه
دکتر کوآک
اوه خانوم لی
باید براتون سخت بوده باشه
نه اصلا
هیون می رم یه چند تا آب بگیرم
ببخشید
مادرت خوشگله
کارت خیلی خوبه
می خوام زود تر مرخص شم
چرا؟چه کاری هست که این قدر بدجور می خوای انجامش بدی؟
درمان مریضا؟
من تنها پزشک عمومی تو کشتی بیمارستانیم
خداجون .همه تون مثل همید به کار اعتیاد دارین
بزار زخمتو ببینم
یه کم پیش دکتر اوه چکش کرده
گفت وضعیتش خوبه؟ معلومه
مطمئنم با توجه به این که کی عملت کرده اینو گفته
خودت زخمتو چک کردی؟
خوب بخیش زده؟
نه.کج و نامرتب بود
چرا دکتر سونگو نمی بینم؟
مثلا جراحمه.نباید یه سری بهم بزنه؟
چرا همش دکتر اوه رو جای خودش می فرسته؟
کی گفته دکتر اوه جای اون می یاد؟
دکتر سونگ مورد تو رو به دکتر اوه واگذار کرده
چرا؟ مطمئن نیستم.گفت سرش شلوغه
این قدر سرش شلوغه که تو اورژانسم کار نمی کنه؟
نه هنوز تو اورژانس کار می کنه
هنوز تو اورژانس کار می کنه
اونوقت نمی یاد منو ببینه؟
اصلا نیومده ببینتت؟ نه
فکر کنم واقعا از دستت عصبانیه
عصبانی؟ جه گول گفت
حتی دیگه تو رو همکار خودشم نمی دونه
کاری کردی که ناراحتش کنه؟
اگه نه پس چرا نمی یاد دیدنت؟
فکر کن چه کار اشتباهی می تونی انجام داده باشی
من دیگه می رم
سلام.کوآک هیونم
وای خدا.تعجب کردم این قدر زود بهم زنگ زدی
شنید بدجور زخمی شدی
نه حالم خوبه
الآن خیلی بهترم
خوش حالم اینو می شنوم
پدر حالش چطوره؟
نتونستم بیام پیشش
نگران نباش
یه نفر دیگه خیلی خوب حواسش بهش هست
یکی دیگه؟
اون جاست
فانوس دریایی رو می بینی؟
به نظر می یاد خیلی به هم نزدیکن
مثل پدر و دختر می مونن آهان
خوبی؟
جاییت
زخمی نشده؟
بفرمایید
کیه؟
فقط
جی ایونه
بگو نگران نباشه
باشه
الو؟
سلام
یونگ ایونم
خب؟
می تونم ببینمتون؟
دفعه ی قبل ازم فرار کردی
حالا چی شده می خوای ببینیم؟
معذرت می خوام
کجایی؟
حالتون چطوره؟
من که بیمار روانی نیستم
پسرم تیر خورده.معلومه که حالم خوب نیست
منظورم این نبود
می دونم.بشین
چرا هنوز وایسادی؟
نترس سقف نمی ریزه.بشین
ادامه بده
ببخشید؟ چی می خواستی بگی؟
هیون
چطوره؟
حالش بهتره؟
بهتر شده
خوش حالم اینو می شنوم
در هرحال
من به زودی می رم نیویورک
وقتی که برم
اگر ممکن باشه دیگه بر نمی گردم
لطفا به هیون نگین
دلیلی که داری می ری رو؟
می تونید این لطفو در حقم بکنید؟
باشه این کارو می کنم
خراب کردنت نفعی به حال من نداره
حالت اصلا خوب به نظر نمی یاد
خواب و خوراکت از دست رفته؟
این کارا لازم نیست
چیِ عشق این قدر مهمه؟
خیلی سخته
نه؟
مهم نیست چه قدر سخت تلاش کنی
عشقتو برگردونی جواب نمی ده
مردای خانواده ی من این شکلی ان
ممکنه نجیب و بخشنده باشن
ولی در مورد یه سری چیزای مشخص
دلسرد می شن و کاری نمی کنن
باید صبر می کردی
اون درگیر رزیدنتی و حال و اوضاع پدرش بود
وقت نداشت
چرا باهاش نرم تر نبودی؟
اونوقت
هیون هنوزم با تو بود
واقعا
این جایی
دکتر کیم جه گول
بهم گفت باید این جا باشی
چرا اومدی این جا؟
شنیدم
چه اتفاقی افتاده
تو
هیونو عمل کردی
بهت حسودیم می شه
تو تونستی
خیلی کارا
برای هیون بکنی
خیلی بهتر بود
اگه مجبور نمی شدم این کارو بکنم
این برای تواه
برای بیان سپاس گزاریم نسبت بهت
شاید فکر کنی
من به در نخور بچه و قدرناشناسم
اما در واقع
چیزی که بیش تر از همه به خاطرش ازت ممنونم
اینه که تا آخرش در مورد دروغم به هیون
چیزی نگفتی
تو کاری کردی
بدون این که غرورمو از دست بدم
از این جا برم
برای همین ازت ممنونم
من خیلی وحشتناکم نه؟
نه خیلی طبیعیه
می فهمم
ممنون
از طرف من حواست به هیون باشه
ببخشید دیر وقت زنگ می زنم
من پزشک عمومی کشتی بیمارستانی دکتر هیون هستم
وقت آزمایش خون -
این شماره ی خانوم موماک جومه؟
ایشون وقت آزمایش خون داشتن ولی کشتی نمی تونه بیاد اون جا
وقت آزمایش خون-
کنترل قند خون-
خانوم نام وول رن هستین؟
برای کنترل قندشون باید برن کلینیک
باشه خداحافظ
شما ولی پارک جون دان هستین؟
کشتی بیمارستانی فردا نمی تونه بیاد اون جا
دکتر داروی چربی خون تجویز کردن
وقتی از اون اطراف می گذشتیم براتون می یاریم
بهش زنگ بزن و چک کن-
شما آقای گو گاب دونگ هستین؟
بله
No comments yet. Be the first to leave one.