The first 195 lines.
SANDS Movie
آنچه در کراس گذشت...
دیروز سر میز بلک جک باهاش آشنا شدم.
- این... - تویی؟
آره. از اینکه پیشم بودی خوشم اومد.
برید بیرون! برید بیرون! زود باشید!
وزارت کار تازه کارگرهای زیر سن قانونی پیدا کرده.
به محورهای گفت و گو و استراتژی مدیریت بحران احتیاج داریم.
میتونم لنس دوراند رو نابود کنم.
ولی با مدارکی که توی این درایو بهم دادی، میتونم کل این سیستم لعنتی رو نابود کنم.
فقط میخوایم در مورد ریموند پرایس باهات چند کلمه حرف بزنیم.
اون هفته پیش توی گاردنز تیر خورد.
نمیتونم هیچ اسمی بهت بدم.
ولی میتونم حروف اول اسم هاشون رو بهت بگم.
ببینید، دارم بهتون میگم، من اصلاً کسی به اسم تی کِی نمیشناسم.
شما عوضی های روانی.
مامورهای فدرال توی کازینو هستن.
- اونا پیداش نمیکنن. - لوز،
خودت گفتی زندگی هیچکس مهم تر از ماموریت نیست.
اون قانون خودت بود، حالا میخوای زیر پا بذاریش؟
باید همینجوری باشه.
مرد اسپانیایی، ۳۳ ساله.
سوژه خالکوبی های متعددی داره.
بزرگ ترین خالکوبی، یه قطعه روی قفسه سینهست.
یه زن جوان با موهای تیره که بین گل ها قرار گرفته.
شاید یه قدیسه.
زاویه ورود گلوله و آسیب بافتی نشون میده که شلیک از یه فاصله خیلی نزدیک بوده.
ذره های باروت دور زخم ورودی با ذره های پرتابی و بقایای باروت روی دست راست...
احتمال قویِ خود زنی بودنِ زخم رو تایید میکنن.
مرگ توی چند ثانیه اتفاق افتاده.
دخترم...
خدا بیامرزتت.
« کراس » « فصل دوم : قسمت پنجم »
اگه قاصد رو بکشی، دیگه خبری بهت نمیرسه.
لعنتی، بابی! توی خونه من چیکار میکنی؟
خب، یه سوال ازت دارم، مامور کریگ، و فقط باید ببینم که تو...
فقط باید ببینم که چجوری بهش جواب میدی.
یه چیزی پیدا کردی.
آره خانم.
نشونم بده.
اوه، از این طرف. اوه.
خرج این با عمو سمه، مگه نه؟
من هنوز دارم هزینه جراحی شونهم رو میدم.
به دفترهای مالی بد ریلیجن احتیاج داشتم
فقط تماشا کن.
کمک.
- حالت خوبه. - کمکم کن.
چیزی نیست.
تمومش کن.
خواهش میکنم تمومش کن.
لعنتی.
اون من نیستم.
خنده داره. قطعاً شبیه خودته.
نه اینجوری نیست... این یه، یه دیپ فیکه.
این یه... این یه دیپ فیکه.
- مردم این کار رو میکنن، مخصوصاً آدم های من. - هوم.
آره، ولی چرا باید بخوان این کار رو با تو بکنن؟
چون یه... یه موضوعی هست که داره برملا میشه.
خیلی خب، این یه برنامهست که نمیخوان مردم ازش باخبر بشن.
و دارن سعی میکنن همه این کثافت کاری رو بندازن گردن من.
پس داری میگی هیچ نقشی توی اون نداشتی؟
- داشتم، من... من... - نه.
نداشتم. من... من...
اسلحه های غیر قابل ردیابی، و... و سربازهای گزینش شده برای یه تحقیق رو فروختم.
ولی قسم میخورم که اصلاً روحم هم از این کثافت کاری خبر نداشت.
میتونیم ثابتش کنیم.
آدمِ تو میتونه صورتم رو از روش برداره؟
منظورم اینه که اگه ببینیم کی زیر اون صورته، میفهمیم کی پشت این ماجراست.
آره.
فعلاً با همین جوابِ تو پیش میریم.
ولی اگه اون زیر فقط بازم صورت کایلا کریگ باشه، اون موقع من کسی ام که صورتت رو از جا میکنه.
خیلی خب. روش کار ما اینجوریه.
اگه همینجوری به سفارش دادن ادامه بدی، باید کم کم شروع کنیم به تری جان صدا کردنت.
من مطمئنم که کسب و کارت رو سر پا نگه دارم، خانم تانا.
خب، وضع ما خیلی هم خوبه، ممنون.
بذار همینجوری بمونه.
بله، خانم.
از کالبد شکافی خبر جدید و خوبی هست؟
نکته اصلی اینه که جاندو میگه مرگ استبان...
- با خودکشی مطابقت داره... - هوم.
البته تا تکمیل تحقیقات بیشتر به خاطر شرایط مشکوک.
صحنه سازیِ خودکشی با شلیک گلوله سخته.
اثر انگشت روی اسلحه هست، بقایای باروت و مسیر شلیک هم مشخصه.
همه چی با هم جور در میاد.
میدونم، ولی یه جای کار میلنگه.
استبان عصبانی بود، نه ناامید که بخواد خودکشی کنه.
پس چرا اون زن مرموز توی کازینو باید بخواد اون رو از پا در بیاره؟
نمیدونم.
ولی... این رو ببین.
- همم. - اون عکس اون زن رو...
روی سینش خالکوبی کرده.
از مدلِ طراحیش اینجوری به نظر میاد که اون همون نوری بوده که ازش حرف میزد.
- هوم. - میدونم.
و به صورتش نگاه کن.
این همون زنی نیست که توی تونل متروی شیکاگو نقاشیش کرده بود؟
اینجوری که حتی کمتر منطقی به نظر میرسه
این یعنی جفتشون داشتن سعی میکردن لنس دوراند رو از پا در بیارن.
و آخه چرا آدم باید بخواد کسی از تیمِ خودش رو بکشه؟
خب، شاید من و کایلا بیش از حد به هم نزدیک شدیم.
هوم.
این موضوع اون رو به یه ریسکی تبدیل میکرد که اون زن نمیتونست از پسش بر بیاد.
- اوهوم. - چه بی رحمانه.
و اصلاً نمیدونیم این زن کیه؟
نه.
ولی میدونی کی ممکنه بدونه؟
لنس دوراند.
پسر، اصلاً نذار دهنم رو در موردش باز کنم.
هی، فیلم های حمله توی تولدو رو دیدی؟
اینجا از بچه ها به عنوان نیروی کار اجباری استفاده میکردن
این مرتیکه عوضی از روز اول داشت بهمون دروغ میگفت.
میدونم قبلاً بهش فشار آوردی، ولی لب باز نکرد.
اون که فقط یه نوازش بود.
این کثافت امروز قراره حسابی حالش جا بیاد.
ما هم از شنیدن...
چیزی که توی اخبار بود شوکه شدیم.
خیلی پیش نمیاد که...
آدم بتونه قهرمان هاش رو ببینه، مگه نه؟
آره، و من متوجه شدم که شما و، اوم...
- رئیس جمهور اوباما الان دوست های خوبی هستید؟ - اوم...
اوم، موقع استراحت اشاره کردید که اون دیروز با شما تماس گرفت.
اون چی گفت؟
اوم، اون، اوم، اوم، صادقانه بگم، فکر میکنم اون ناامید شده.
تماس های زیادی از طرف دوست هام داشتم که ناامید شدن، در مورد، میدونید، اتفاق های چند روز گذشته.
بله. این مربوط به افشاگری هاییه که... من دارم اونا رو میخونم...
صنایع کرست بروک از بچه های مهاجر بدون مدرک استفاده کرده تا توی کارخونه و مزارع اونا کار کنن.
و، اوم، تو چی گفتی؟
منظورم اینه که، دوست دارم بدونم، چون اون میتونه...
برای گرفتن جواب مستقیماً با شما تماس بگیره، ولی خیلی از مردم عادی آمریکا هم از شنیدن این خبر، شوکه شدن.
اوم، منم موقعی با خبر شدم که بقیه مردم آمریکا فهمیدن.
و، واضحه، این...
قلب من رو شکست.
این من نیستم... این شخصیت واقعی من نیست.
این اون چیزی نیست که کرست بروکه.
گفتن اینا خیلی خوبه، ولی به نظر میاد فقط توجیه رسانه ای باشه.
هیلاری، بذار واضح بگم.
مـ... من نمیدونستم، ولی این عذر موجهی نیست.
خب؟ بی اطلاعی، یه، یه دفاعیه محسوب نمیشه.
من فقط، میخوام همین الان جلوی تماشاگرهای استودیو و.... یه لحظه وقت بذارم.
و، اوم...
بیننده های توی خونه.
میخوام بدونید که من...
مسئولیت کامل این اتفاق رو قبول میکنم.
که من...
عمیقاً شرمندهم.
و بابت این اتفاق خیلی متاسفم.
من هر مجازاتی رو که منتظرم باشه، قبول میکنم.
و فکر میکنم مهمه به این حقیقت اعتراف کنم که درک میکنم اصلاح این وضعیت به عهده منه.
نه. نه، نه. واقعاً. بابتش ممنونم، ولی...
میتونم از این لحظه استفاده کنم تا سؤالی رو بپرسم که به نظرم...
سؤال اصلی و بزرگ تر اینجاست، یعنی...
چرا خانواده ها دارن بچه هاشون رو به کشور ما میفرستن تا کار کنن؟
هوم؟
و جوابش اینه که، اون خانواده ها غذای کافی برای خوردن ندارن.
به خاطر همینه که دارم از طرح قانونی کاهش گرسنگی جهانیِ سناتور پیت اشفورد حمایت میکنم.
این یه کلیده برای اینکه بتونیم بذر شکوفایی خودمون رو توی سراسر جهان گسترش بدیم.
بذر شکوفایی ای که جایی رشد میکنه که هیچ چیز دیگه ای رشد نمیکنه.
و با اون، برای همیشه به گرسنگی توی جهان پایان میدیم.
ممنونم.
ممنونم.
بله، ممنون. ممنونم.
با ما همراه باشید.
به نظرم اینجوری... راستش فکر میکنم خوب شده.
شاید همینجوری بذارم بمونه...
واقعاً خیره کننده بود.
- ممنون. - ما هر روز با...
دروغگوهای حرفه ای روبرو میشیم.
- اوه، شاید بهترین کسی باشی که دیدم. - ولی نه.
نه بهتر از رمزی.
- اوه، آره. خب، تو... - آره.
- دومین نفر. دومی. - آره. آره.
ببخشید، خبر جدیدی دارید یا فقط دارید من رو دست میندازید؟
فقط یه سوال.
این زن رو میشناسی؟
اوم، باید بشناسم؟
سوال رو با سوال جواب نده.
- مردم از این کار متنفرن. - ما دلایلی داریم که باور کنیم...
اون ممکنه قاتل ما باشه.
خب، من قبلاً هیچ وقت اون زن رو ندیدم، پس نمیدونم چرا فکر میکنید میشناسمش.
خب، تو از همون اول داشتی به ما دروغ میگفتی...
- پس ما فقط میتونیم فرض کنیم که... - مراقب لحنت باش، کراس.
شاید بتونی با مجرم ها اونجوری حرف بزنی، ولی نه با...
کارشکنی توی عدالت یه جرمه.
قاچاق انسان یه جرمه.
پس، اگه مثل اردک راه میره...
باشه. برید بیرون.
و قبل از اینکه به آسانسور برسید، با مَک اِلهانون تماس میگیرم.
- میدونی چیه؟ تو مراقب لحنت باش. - باشه، خیلی خب.
خیلی خب نَت، ببین این، این سوال سختیه.
و ما توی کرست بروک، از سختی ها استقبال میکنیم.
پس، خب، بذار یه سوال ازت بپرسم.
چیزی هست که کرست بروک بتونه انجام بده تا تو، میدونی، توی کارت بهتر عمل کنی؟
گوش کن، من برای کرست بروک کار نمیکنم.
نه، نه. تو برای اداره پلیس مترو کار میکنی، درسته؟
ولی ماموریت الان تو چیه؟
پیدا کردن و متوقف کردن کسیه که میخواد کی رو بکشه؟ من رو، لنس دوراند...
No comments yet. Be the first to leave one.