Strike

Strike

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

💢 C B Strike s04e02 720p webrip hevc x265 rmteam ENG 💢
A Commentary by M_I_S
💢 works with all WEBRip 💢

Tags

webrip
web
720p
720
BRip
x265
HEVC
Published on: 2020-09-20
Downloads: 22
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

من جاسپر چیزول هستم جناب وزیر؟

من توسط دو مرد مورد اخاذی قرار گرفتم گرینت وین و جیمی نایت

من به چیزی احتیاج دارم که بتونم علیهشون استفاده کنم,

اینطوری , همه چیزی برای از دست دادن دارن

تو به عنوان فرزند خوانده وزیر که داره انترنی رو میگذرونه ظاهر میشی

تحت این پوشش توی دفتر یکی از این باجگیرها میکروفون کار میذاری

انجمن سازمان یافته مقاومت

یعنی برگرداندنه چیزی که متعلق به ماست به خودمون

قراره اونها دنبالم بگردن؟

فقط کاریو که بت گفتمو انجام بده, و بعدش ازت مراقبت میکنم.

میخواستم یه کار بت پیشنهاد بدم. انجام کارهای پلیسی؟

وقتی بیلی میگه, "کمکشون کرد...

میتونه منظورش خانواده چیزول باشه؟

اصلا میدونیم داریم برای کی کار میکنیم؟

دختری که دیدم کشته شده, او در دره پشت کلبه پدرم دفن شده.

میتونم استخونهارو ببینم.

M_I_S

باید بریم, ولش کن.

عجله کن, بجنب

اوه! یالا

متشکرم.

نمیتونیم به ماشین برسیم!

انبار! برو سمت انبار!

دستت چطوره؟

چیزی نیست. چند تا هستن؟

نمیدونم. فکر کنم دوتا.

میتونی اینو نگه داری؟ اره

میخوام فرار کنم سمت ماشین , سوار ماشین میشم میارمش جلو در

تو نمیتونی بدوئی. مهم نیست.

داری میلنگی. بیا واقع بین باشیم.

خب اینکاریه که میکنیم! تو باید توجهشونو جلب کنی.

سر و صدا کن. مثلا سگهای بد!!

بیسکویتی در کار نیست. ر. ر. مثل این

و هر اتفاقی بیوفته... رابین

چکار داری میکنی؟

اینکارو نکن!

رابین,بدو!

فکر می کنم بقایای جسد یه انسانو پیدا کردم

اسممو به شما نمیگم.

اما محلشو بتون میگم.

شرکت خسارتو پرداخت میکنه.

لازم نیست. احتیاج به تعمیر نداره.

مثه یه تانک محکمه!

تو نباید اونکارو میکردی.

تو نباید میگفتی اونکارو نکن.

تو میدونستی از تو سریعترم.

قرار نیست که دوباره منو اخراج کنی, مگه نه؟

اوندفعه درس عبرت گرفتم.

خب, حالا چی؟

تا یه ساعت دیگه, پلیس جسدو پیدا میکنه

و اگر با بیلی حرف بزنن, اونها هم یه شاهد خواهند داشت.

و خب بیلی چی...؟

ما حتما باید پیداش کنیم.

سلام؟ سلام, رابین.

من ایزی هستم.

اِ, بهتره امروز به دفتر نیای.

پلیسا اینجان. چرا, چرا, چی چی شده؟

نمیتونم چیزی بگم. فردا میبینمت...

مگه اینکه بهت زنگ بزنم....

چیزی هست که بتونم کمک کنم؟

اون سیاستمداره بود؟ اره.

خب, ا, دفتر دارش.

چی میشه اگه به خاطر چیزی که گذاشتی گیر بیوفتی

مثلا, سرویس امنیتی بفهمه کار تو بوده؟

حتی بش فکر نکرده بودی نه؟

با بازرس واردل حرف زدم هوم؟

او نمیتونه در مورد اینکه چه اتفاقی سر استخونها اومده چیزی پیدا کنه

این ملک یه وزیر دولتیه, خب اونها احتیاط زیادی میکنن.

او اینو به من داد.

بیلی شش سالش بود وقتی دختری که خفه شده رو دیده,

الان به نظر اواسط بیست سالگیشه.

خب, تقریبا بیست سال پیشه.

واردل یه بررسی روی تمام دخترایی که همون سالها گمشدن انجام داد.

با سوکی لاین مطابقت داره.

او از محل زندگیش که کمتر از,

ده مایل از ملک چیزول فاصله داره مفقود شده.

دوازده سالش بود, اما جثش کوچک بود,

با موهای بلند و تیره.

اگه بیلی بتونه اونو شناسایئیش کنه, ما واقعا یه چیزی داریم

چایی؟ اره, لطفا.

سم بارکلی هم تماس گرفت.

جیمی امروز صبح با ماشین به خانه ای در آلما گروو در جنوب لندن رفت

داشته غذا میبرده

بارکلی را وادار کرد تو ماشین بشینه, خب ممکنه بیلی داخل باشه.

میخوام یه نگاهی بندازم.

تو خوبی؟

اره, من فقط اِ....

اگه چیزول به خاطر قتل دستگیر بشه,

بعدش تمام خونه هاشو در لندن و اکسفورد شایر میگردن, درسته؟

و دفاترشم جستجو میکنن

من میکروفونارو تو جعبه گذاشتم,

اونها خیلی سریع پیداشون میکنن

و اگه یه گشتی تو دفتر... وین بکنن

اره, میدونم داری به چی فکر میکنی. اثر انگشتم همه جا هست

مجبورم تمام سعیمو بکنم بیارمشون بیرون

متاسفم, می‌دونم که این کار من بود... نه, من ازت خواستم...

نه, چیزی نیست

نه خودم ترتیبشو میدم. صادقانه میگم

باشه. امروز صبح این کار را بکن

اونها ازم نخواستن امروز برم سر کار بشون توجه نکن

بگو باید کاری انجام بدم که زمان خیلی مهمه و سریع تموم میشه.

هوم, اونها از اونجور افرادی نیستن که عادت به نادیده گرفتن باشن

پس براشون خوب خواهد بود

اوه, یالا دیگه!

اینجا چکار میکنی؟

میخواستم منگنه قرض بگیرم.

نشونم بده.

چی؟

بهت اعتماد ندارم.

نشونم بدش.

خب, نتونستم یکی پیدا کنم.

اوه,هوو...

داشتی گوشیمو ورانداز میکردی. نه, نمیکردم دروغ نگو.

داشتی وارسیش میکردی. حالا, خواستی چکار کنی...

با وارسی گوشیم...? ببین, من دیرم شده, من...

ببخشید؟ نه تا وقتی جواب سئوالمو ندادی.

اینجا چند نفرو میشناسی؟

چون من شش نفرو میشناسم که میتونن ترو تا

آخر روز اخراج کنن.

پس با گفتن این مزخرفات با من لاس نزن.

چی، پس تو می تونی همینطوری بیای داخل...

میتونم منگنه رو قرض بگیرم یا نه؟

چون اگه نمیشه گورتو از سر راهم گم کن قبل از اینکه بندازمت بیرون؟

ادمایی مثل تو ... اره.

ما کارهارو اداره میکنیم, میدونم,

چطور چنین چیزی ممکنه اینقدر لعنتی پیچیده باشه تو تحویلدار هتلی

معلومه که شما صورت‌حساب منو در پرونده دارین …

پس این یا از تنبلیته یا از بی لیاقتیت؟

یالا کدومش؟

! مدیرو پیداش کن بهم زنگ بزنه، سریع

صبح بخیر جناب وزیر, سلام ایزی

قرار نبود؟ اوه, طولش نمیدم

تمیز کاری ضروری که میدونین چیه

فقط بیا تمومش کنیم

باشه

اِ, یکی از موکلا میخواد ایده اش در مورد مالیات جدید بحث کنه ... نه

ولش کن. بعدیو بگو.

دو روستا درخواست جشن دادن نه

مارگارت کانوت درخواست کرد اگر او... مطلقا نه

مهربانانه رد میشه, پس.

اونها میگن خودشونو خیس میکنن وقتی میمیرن

حقیقت داره, چیزول؟

حذفش کن.

جناب وزیر, مسئله ایه که ما می تونیم کمک کنیم؟

این در مورد چی بود؟

این فقط بدبختیه براش.

صادقانه فکر میکنم کار اشتباهی نکرده

من فکر می کنم زیادی سفارش دادم ، بازم

نه اینطور نیست.

بیشتر از دوتا چنگال داری؟

یه قاشق بدین به من. آبجو؟

هوم, بله, لطفا.

می دونی که ما بیشتر از ۵۰ تا پیغام داشتیم

اره, میدونم یکیو لازم داریم.

ممنونم

با میکروفونها چطور پیش رفت؟

بدستشون اوردم

خب, آیا ما با چیزول به عنوان یک مشتری همراه هستیم؟

دلم می‌خواد اونو نزدیک نگه دارم، تا وقتی که مطمئن بشیم بیلی در امانه

پس توی "آلما گرو" چیزی دستگیرت نشد؟

او اونجا بود.

ولی دیگه نیست.

و ردهایی از خون تو کل خونه است

روی نرده هم خونه .

شاید سعی کرده وقتی کشان کشان میکشیدنش خودشو نگه داره.

یا, اِ, شاید خودشو زخمی کرده.

یکی از اون اسبها هم کشیده بود

من یه بررسی در اداره ثبت املاک انجام دادم

متعلق به خانم کولیر است.. به نظرت تماس نمیگیره؟

نه.

ما پول نداریم که آن را تحت نظر داشته باشیم.

میدونی, در مورد اینکه بهتره بچسبیم به چیزول حق با توئه.

یکی امروز پیامی براش گذاشته بود.

فکر کنم در مورد دختری که بیلی دیده بود

چه نوع پیامی بود؟

درست رو منشی تلفنی ضبط شده, یه مردی بود که گفت,

"انها وقتی میمیرن خودشونو خیس میکنن."

"انها وقتی میمیرن خودشونو خیس میکنن"? نگفت, "او خودشو خیس کرد"

نه. نه. من مطمئنم.

و تو دیدیش او اینو گوش کرد؟

خب,فقط, او یراست رفت بیرون.

احساس کردم که ایزی چیزی میدونه.

اما او به خانواده‌اش وفاداره. اون حرف نمیزنه

شاید یکی در مورد اینکه پلیس داره تحقیق میکنه خبر داره؟

او کارشو خوب انجام داده تا به روزنامه ها درز پیدا نکنه.

تو هنوز امیدواری خبری بشه که جسد مرده یه دختر در املاک

چیزول پیدا شده

چیزول بهم زنگ زد

بصورت حضوری یه گزارش میخواست.

ما باید تا خونش در آکسفوردشایر رانندگی کنیم

چیزی هست که بتونیم بهش ارائه بدیم؟

فکر کنم کمی از علفی که جیمی معامله میکنه.

خب, مگه اینکه یک کیلو باشه

وگرنه کافی نیست.

همسر سابق جیمی رو پیدا کردم.

میتونیم تو راه که میریم سراغ چیزول ببینیمش.

سلام. اِ... من با دان قرار ملاقات دارم

میخوای باه‌اش چیکار کنی، عزیزم؟

ازم میخواین یه صفای کلی به سروضعش بدم؟

من برای اصلاح مو نیومدم اینجا. اما خوشحال میشم پولشو بدم.

More Farsi Persian subtitles for Strike

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left