Parenthood

Parenthood

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Parenthood 2010 S02E20 New Plan 720p BluRay DD5 1 H 264-BTN
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 20 Parenthood.2010 زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-23
Downloads: 13
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

باردار نیستم. باشه.

چهار ماهه دارم تلاش می‌کنم.

یه چیزیه به اسم زخم داخل رحمی.

یعنی چی؟

خیلی می‌خواستم یه بچه دیگه داشته باشم.

تمام شب رو داشتی می‌نوشتی.

مادرت یه نمایش‌نامه نوشته و فوق‌العاده‌ست.

گیل‌یام تی. بلانت.

می‌خوای نویسنده بشی؟ آره.

شاید بتونم کمکت کنم.

بگو چرا علاقه‌مندی بری برکلی؟

دانشگاه عالیه.

امروز با رئیس پذیرش صحبت کردم و قبول نشدی.

اوه.

کاری که با من کردی حالمو بد می‌کنه. کاری که با خانواده‌مون کردی حالمو بد می‌کنه.

ما یک خانواده‌ایم. هر کاری می‌کنم که منو ببخشی. قسم می‌خورم.

ما تو یه عروسی همدیگه رو دیدیم.

و، ام... نمی‌دونم چطور، اما...

منظورم اینه که خب فکر کنم همه تو عروسی شانس میارن.

بعدش یه دختربچه پنج ساله دوست‌داشتنی سر و کله‌ش دم خونه‌م پیدا شد.

می‌دونی، این قد بود و چشمای خیلی درشت.

و یه لبخند بامزه.

خب وقتی ازش خواستم باهام ازدواج کنه، تنها چیزی که داشتم یه حلقه عنکبوتی پلاستیکی بود.

پس ظاهراً یه راه درست و غلط برای پر کردن ماشین ظرفشویی وجود داره.

بعد شروع می‌کنه که "تو هیچ‌وقت نمی‌خوای تصمیم بگیری،"

یا "تو یه بازیکن تیمی نیستی،"

یا "نمی‌تونی بچه‌تو تربیت کنی." بچه‌ی من!

موهاش همیشه بوی بابونه و وانیل می‌داد از شامپوش.

واسه همین یه بطری خریدم که بتونم بوش کنم.

این دختر برای داداشم کار می‌کرد.

تنها چیزی که یادمه اینه که آب پرتقال همه جا پخش شد.

باهام حرف نمی‌زنه. تماس‌هامو جواب نمی‌ده. ایمیل‌ها رو جواب نمی‌ده.

اگه جبار نبود، فکر نمی‌کنم حتی باهام سر و کله می‌زد.

من فقط می‌خوام همه چیز رو درست کنم. می‌خوام خانواده‌م رو برگردونم.

و می‌خوام بخشیده بشم.

و یه خونه برای خودمون بسازم که همه‌مون با هم توش زندگی کنیم، می‌دونی؟

اینا مثل جایزه قرعه‌کشی (در ورودی) یا چیزی شبیه به اونن؟

اینا ستاره‌ان و قراره آویزون بشن و سوسو بزنن.

قراره رمانتیک باشه. تمش "نیمه‌شب در پاریسه."

آها، ولی البته، "پَری."

آره.

می‌خوای بریم؟

کجا بریم؟ پاریس؟

ام، به جشن پرام (پایان سال).

اوه.

من فقط...

فکر نمی‌کنم من اهل پرام باشم.

فکر می‌کنم خیلی خوش بگذره.

و فکر می‌کنم با کت و شلوار خیلی بامزه می‌شی.

احمقانه به نظر می‌رسه؟

هَدی، باعث افتخارمه که همراهت تو جشن پرام باشم.

باشه. اوم‌هوم.

عالیه. خب...

بله، جولیا، سوالی دارید؟

سلام. وای.

می‌دونم مسخره‌ست. ممنون.

تو اسکیت‌باز روی یخ خیلی بدی.

نه، من اسکیت‌باز خوبی‌ام. فقط یه اتفاق افتاد.

متاسفم. درد می‌کنه؟ بگذریم.

نه. خوبه. بگذریم. اینا برای شماست.

اوه، خیلی ممنون. خواهش می‌کنم.

الان کاغذ رو خیلی سریع تموم می‌کنم.

خوبه. خب این آقای تهیه‌کننده چیکار می‌کنه؟

اوه خدای من، مهلت تعیین می‌کنه و حمایت می‌کنه.

و باعث می‌شه حس کنی همه چیز واقعیه، می‌دونی؟

خوبه. ببینیم چی میشه.

خب این قضیه بچه دار شدن چطوری پیش می‌ره؟ فقط کنجکاوم.

ام، تا الان که سرگرم‌کننده بوده.

اوه، خب...

ولی، ام، راستش حالا که بحثش رو پیش کشیدی...

با دکتر صحبت کردم و...

برای من باردار شدن دوباره خیلی سخت خواهد بود.

اوه، اونا همیشه اینو میگن. نه واقعاً امکانش نیست.

خب. منظورت اینه که دیگه هیچ‌وقت؟

مشکلی نیست.

اوه، جولیا. نه. خوبه (مشکلی نیست).

کاملاً خوبه. وقتی فهمیدم ناراحت شدم، البته.

ولی من خیلی خوشبختم.

من یه دختر فوق‌العاده و یه شوهر فوق‌العاده دارم.

و من فقط قراره روی... هر روزی که با اونها دارم تمرکز کنم.

آره. خب، بله.

روی هر روز تمرکز کن چون تا به خودت بیای دارن برای دانشگاه درخواست میدن.

کاملاً بزرگ شدن.

درسته. اوه خدای من، اَمبِر چطوره؟

خوبه. حالش خوبه.

واقعاً عالیه. باشه، خوشحالم اینو می‌شنوم.

می‌دونم چقدر قضیه برکلی براش سخت بود.

اوه.

وای، چه خوب.

فکر کنم یاسمین خوشش بیاد.

چقدره؟

اونا همین الان قیمت رو پایین آوردن.

اونا قبلاً یه خونه دیگه خریدن و باید (این رو) منتقل کنن. به ۱.۱ (میلیون) رسیده.

اوه، می‌تونم اینو بردارم؟

آره. باشه.

۱.۱.

ببخشید بابت اون.

اوه، این یکی چقدره؟

چهارده غلطه. همین داره کارت رو خراب می‌کنه. واقعاً؟

بله و این نوستالژی رو اینجا ایجاد می‌کنه.

وای خدا. خیلی سخته. چه حرف بزرگی.

چرا بهم نگفتی؟

امم...

نمی‌دونم.

ببخشید. قرار بود بگم.

و فقط جا زدم.

فقط، نمی‌دونستم چطوری بهت بگم.

چی رو بگی؟

تو برکلی قبول نشدم.

فکر کردی عصبانی می‌شم؟

من فقط...

ازش ناراحت بودم، واسه همین، و می‌دونستم که ناامید میشی. و من فقط...

ازت ناامید نیستم. برای تو ناامیدم.

وای خدا.

می‌خوام کمکت کنم بفهمی قدم بعدی چیه.

مامان، دقیقاً واسه همین بهت نگفتم.

چون آماده نیستم برای قدم بعدی برنامه‌ریزی کنم.

آماده نیستم اینطوری بهش فکر کنم.

دربارش احساس آسیب‌پذیری، ناراحتی و حساسیت می‌کنم.

و نمی‌خوام نصیحت یا ایده بدی. فقط می‌خوام گوش کنی.

و هنوز نمی‌تونم اینطوری دربارش باهات حرف بزنم، باشه؟

چون هنوز خیلی دلم شکسته. باشه؟

چی شده؟ مشکل چیه؟

انتظار اینو نداشتم، باشه؟ و دوستش ندارم.

عزیزم، پرامه.

همه می‌خوان برن پرام.

فکر نمی‌کردم الکس بره چون اون بزرگتره، ولی...

آره، من رو اون حساب کرده بودم.

چیز مهمی نیست.

عزیزم، خیلی مهمه. پرامه، می‌دونی که.

پرام درباره سکسه.

پرام یه کلاب مِدِیه که پدر و مادر و مدرسه برای نوجوون‌ها تاییدش کردن.

واقعا؟ آره. تو می‌دونی، من می‌دونم.

هر کی تا حالا به پرام رفته، می‌دونه.

و فکر می‌کردم از این قضیه قسر در رفتیم.

خب، ما باید بهش اعتماد کنیم.

عزیزم، این ربطی به اعتماد نداره.

این درباره یه اتاق پر از نوجوون و هورمون‌های سرکش اون‌هاست که باعث میشه کنترلشون رو از دست بدن.

می‌دونم. منم به پرام رفتم.

آره، می‌دونم که به پرام رفتی.

اوه، این چی؟ این رنگ قشنگیه.

خب، اینو دوست داری؟ نه.

اون یه امتحان بود، قبول شدی. ممنون.

می‌خوای با این لباست پات رو نشون بدی؟ خب، هدفت همینه.

بس کن. مثلاً چی می‌خوای بپوشی؟

این یه جورایی باحاله. آره، خوبه.

روی کاناپه خونه. یه کم زیادی زرق و برق داره، نه؟

مگه تو فشن‌باز نیستی؟

لباس خودت چی؟ چی می‌پوشی برای پرام؟

عمراً اگه برم پرام، ولی از اینکه پرسیدی ممنونم.

چرا نرفت؟ در واقع پرام توئه.

تو سال آخر هستی. چون به حال و هوای من نمی‌خوره.

البته که نمی‌ری. ول کن بابا.

می‌تونیم همه‌مون با هم بریم و لباس ست بپوشیم. اون ترسیده.

من از چی می‌ترسم؟ رقصیدن؟

و تو فکر می‌کنی واسه همین نمی‌رم؟ چون از رقصیدن می‌ترسم؟

خب، چرا نمی‌خوای بری؟

رقصیدن تو پرام جلوی همه؟

اون می‌ترسه که همه‌مون بفهمیم...

چقدر زیباست که نمی‌خواد ما بدونیم.

چه روانشناسی معکوس عالی‌ای. چاپلوسی، خوشم اومد.

فقط می‌گم که رفتن باحال می‌شه. با تو.

این خیلی لطف داری که می‌گی. و ممنونم، ولی من...

پس میای؟

چی؟ یعنی فقط ما سه نفر می‌شیم؟

می‌تونم همین‌طور بین شماها سر و کله‌م پیدا شه وقتی دارین رقص آروم می‌کنید.

نه، می‌تونی یه همراه بیاری. اَمبر: آره.

یه همراه بیار. بذار ببینم کدوم یکی از دوستای عصبانی و خالکوبی شده‌م...

دوستای پسر بزرگترم. که باهام بیان پرام.

منظورم اینه که براندون آزاده.

آره، براندون، اوه از مرکز اجتماعی.

بی‌خونه‌ست؟ جذاب‌ترین پسره.

نه، بی‌خونه نیست. موهای بلوند قشنگی داره.

ازش خوشت میاد. بامزه‌ست.

فکر می‌کنم باحال می‌شه. فکر می‌کنم همه‌مون باید با هم بریم.

و خوش بگذرونیم و عکس‌های مسخره بگیریم.

واقعاً باحال می‌شه.

آره.

دربارش فکر می‌کنم. خوبه؟ کافیه؟

آره.

اون‌ها هر سال فقط سه تا آمریکایی می‌پذیرفتن، واسه همین افتخار بزرگی بود، می‌دونی؟

همینطوره.

من اولین کارآموزیم رو در کمپانی رویال شکسپیر دارم انجام می‌دم.

باورنکردنیه.

با سِر پیتر هال که هملت رو کارگردانی می‌کرد.

و هر شب میومد به گیشه فروش بلیط.

و رسیدهای اجرای اون شب رو می‌خواست.

خب، یه شب یه نفس عمیق کشیدم، تو چشم‌هاش نگاه کردم و گفتم...

"چرا اون مونولوگ رو حذف نمی‌کنی؟"

صبر کن، چی؟ تو بهش گفتی باید حذف کنه...

"بودن یا نبودن."

درست. درست، درست. از "هملت"؟

خب، حالا بهش فکر کن. فقط بهش فکر کن. جلوی روند نمایش رو می‌گیره.

هزار دلار باهات شرط می‌بندم که توی اجرای اصلی نبوده.

چون هیچ ربطی به بقیه داستان نداره.

و من گفتم "حذفش کن،"

و صحنه مثل قطار حرکت می‌کنه.

بهش فکر کن. و اون میگه "اخراجی."

شرط می‌بندم که همین کارو کرد.

بهش فکر کرد.

More Farsi Persian subtitles for Parenthood

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left