The first 181 lines.
Kara
آیوفیلم تقدیم میکند
وقت ناهار تموم شده، پس چرا من انقدر خوابالودم؟
،از اونجایی که کسی متوجهم نمیشه باید بتونم یه چرتی سر کلاس بزنم
یا این چیزی بود که تا الان فکر میکردم
کسی که کنارم میشینه، کوبوسان میتونه ببینتم
.خوابیده
برای کوبو سان غیرعادیه که وسط کلاس بخوابه
شیرایشی کون
ها؟
صب بخیر
صبح به
.اوه، دوباره خوابید
Kara
آیوفیلم تقدیم میکند
اون مسابقهی طولانی منو خسته کرد
،وقتی با یه گروه از مردم میدوم .یارم گمم میکنه
!میزوهارا کون
!دارم از خط پایان عبور میکنم
وقتی از خط پایان گذشتم باید خودم بگمش
!اوه! حله
انصافاً خیلی سخته! من ورزشکار نیستم در نتیجه توی شرایط سختی از نظر جسمی و روحی قرار میگیرم
اما مجبورم، یا اینکه بذارم زمانم رو ثبت نکنن
!اوه، شیرایشی کونه که
!چطوریایی
پس پسرا تموم شدن؟
کوبو سان
ام.. ها؟
اوه، فقط اینکه الان من خیس عرقم
احتمالاً بوی گند میدم
.منو که اذیت نمیکنه
اما من که گفتم خیلی مهم نیست
اونجوری که اون فاصله رو کم کرد برای قلبم بده
!همینه
!یه ثانیه صب کن
کوبو سان حتی بعد از کلاس ورزش هم بوی خوبی میده
.موهاشو پونیتیل بسته بود .واقعاً قیافهشو عوض کرده بود
سطح قدرتش خارج از خارج از دادههامه
،اگه من مدل موم رو تغییر بدم
فقط شبیه یه کاراکتر پس زمینهی دیگه میشم
کوبو سان شگفت انگیزه
!بوو
!آه
!واکنش عالی
،اگه با این عرقت رو پاک کنی دیگه مشکلی برای وقتی که بو میگیری نداری
بفرما
ممنون
قربانت
اوم، چرا اینجوری بهم خیره شدی؟
...اوه فقط
ما الان یه بو میدیم
مثل هم
کوبوچی! بریم لباس عوض کنیم
!باشه
بعداً میبینمت شیرایشی کون
...مثل هم
هی کوبوچی، داری پوزخند میزنی
اتفاق خوبی افتاده؟
اوه، یعنی چی میتونه باشه؟
این جالب نیست که راز نگه داری
اونجوری نیست
کوبوچی، یه دستمال بم بده
ها؟
!امروز نه
!چی؟ اما تو همیشه بم اجازه میدی یکی بردارم
این به خوشحالیت ربطی داره؟
. نه اصلا
خیلی آسون میشه دستشو خوند
!کوبوچی، بدجنسی
!بالاخره روزی که انتظارش رو میکشیدم رسید !روزی که آخرین جلد مانگای شمشیر و جادو منتشر میشه
!دارم میرم بیرون
!مواظب خودت باش
!ها
!شیرایشی کونه
در اوتوماتیک براش وا نمیشه
!اینجوریه که بعضیا خرد میشن
!اوه
اوه یه چیزی توجهش رو جلب کرد
اوه! دکمهی لمس کنید
خیلی معذبه
اوه، بیا بریم کتابفروشی
فکر خوبیه
اوه یه زوج دارن میان پشتش
موندم کار میکنه؟ ...
نمیدونم
!اوه
باید تا وقتی در هنوز باز بود رد می شد
این افتضاحه شیرایشی کون
شیرایشی کون عقب نمیکشه
اوه! باز شد
!کوبو سان وضوم
خدایا
یاهو شیرایشی کون
توی وضعیت واقعاً سختی بودیا
از کی داری نگام میکنی؟
این اتفاق همیشه برات میافته؟
نه همیشه
اما هیچ در اتوماتیکی توی تلاش اول برام باز نمیشه
اون درا فقط امروز بهم بی توجهی میکردن
فهمیدم
پس اومدی اینجا چی بخری؟
!آه
!انگاری شیرایشی کون خیلی خوشحال شده
امروز آخرین جلد منتشر میشه و من حاضرم بمیرم تا به دست بگیرمش
پس من باید میخریدمش
چرا دارم وراجی میکنم؟
فهمیدم
باید عاشق این مانگا باشی
خیلی جالبه
مثل درویشا شدی
میخوام بخونمش
!جلد یکو ندارن
این افتضاحه
!فهمیدم
!میتونم از تو قرضش بگیرم
...ام، کوبو سان
مشکلی باهاش داری؟
نه مشکلی نیست
!عالی شد! ممنونم
!یادت نره فردا مانگا رو بیاری مدرسه
باشه
خب، من از این طرفه خونهم
منم باید همون طرفی برم
این نزدیکیا زندگی میکنی؟
پنج دقیقه راهه ا اینجا
خدایی؟
پس بیا بریم خونهی شما
شیرایشی کون
فقط برای قرض گرفتن مانگا
!زودباش
درسته. فقط برای مانگا
بفرما
من بهت سه جلد اولشو میدم تا شروع کنی
اگه تصمیم گرفتی بخونی ادامهش رو بهت قرض میدم
!باشه ممنون
خب، عجب غافلگیری
اصلاً نمیدونستم خونههامون انقدر نزدیکه
الان تقریبا پنج دقیقه از خونهمون دوریم
اوه، باشه
هی شیرایشی کون
ساعت چند راه میوفتی بری مدرسه؟
هممم، ساعت هشت تقریباً
اوه، تو یکم زودتر از من راه میوفتی
به همین خاطره که ما هیچ وقت همو توی راه مدرسه ندیدیم
چرا میپرسی؟
همینجوری
ممنون برای مانگا
فردا تو مدرسه میبینمت
باشه
شاید فردا یکم زودتر راه بیوفتم بریا مدرسه
اینجوری موهام رو ببندم؟
یا پونی تیل؟
یا نیمه آپدو یکم بالغانه تر؟
هممم.. اینجوری به نظر میرسه که خیلی تلاش میکنم؟
اوه
عطر موی خواهرم
بوی خوبی میده
صبح بخیر آکینا
صبح بخیر ناگیسا
اوه؟ زودتر از قبلا بلند شدی
مامان کجاست؟
شیفت صبحه
اوه باشه، امروز دوشنبهست درسته؟
!ممنون برای صبحونه
امروز قراره تو مدرسه تفاق خاصی بیافته؟
نه چیز خاصی نیست؟
واقعا؟
این چیه دیگه؟ چندشم میشه
هیچی نیست فقط به این فکر میکردم که چقدر نازی
شک دارم
!دروغ نمیگم به قرآن
،مثلا تو گفتی اتفاقی نمیافته تو مدرسه
اما تو از عطر موی گرونم استفاده کردی
خیلی دوست داشتنی
رو کسی کراش داری؟
نه. اصلا هم اینطوری نیست
باشه
اوه عزیزم
!باید الان برم
صب کن
معمولا 10 دقیقه دیرتر میری که
No comments yet. Be the first to leave one.