The first 200 lines.
..:: گـروه تـرجمه ايـران فيـلم با افتـخار تـقديم ميکند ::..
.برو براش، الحمدالله
از وقتيکه کوچيک بودم .يه سوالي توي ذهنم بود
...وقتيکه اعجايب هفتگانهي جهان رو انتخاب کردند
چرا آدمها عروسيهاي ...هندوستانيها رو هم حساب نکردن
.برو
.عروسي هندوستانيها .يکي از بزرگترين اعجايب دنياست
داري چيکار ميکني؟ .هيچي
.همه دارن ميخندن .معذرت ميخوام
.بريم .معذرت ميخوام
.سه ليوان آب آناناس .و دو وعده غذا
...و بعد از خوردن 6 کاسه بستني
اين عروسي ديگه داشت .برام بيمعني ميشد
اما يه چيز خيلي بخصوصي توي .اين عروسيها وجود داره
%طبق آخرين بررسيها، 74.3 ...داستانهاي عشقي آدمها
.توي عروسي اقوام و فاميل شروع ميشه
.%در واقع ميشه گفت 74.4
.ساهيل، ساهيل، ساهيل، ساهيل
.ساهيل، ساهيل، ساهيل، ساهيل
.ساهيل، ساهيل، ساهيل، ساهيل
.ساهيل، ساهيل، ساهيل، ساهيل
.ساهيل، ساهيل، ساهيل، ساهيل
.ساهيل، ساهيل، ساهيل، ساهيل
.آره
.عاليه
حتي بعد از برنده شدن توي ...مسابقات قهرماني دانشگاه
.هنوزم پيروزيم کامل نشده بود...
بخاطره اينکه هنوزم .بازي نهايي باقي مونده بود
ديدي که ساحل صورتش .چقدر سرخ شده بود
.زندگي من عالي بود
و وقتيکه زندگيتون بهتون همش ...جوابهاي درست ميده
...زماني ميرسه که...
مهمترين سوال رو از .زندگيتون بپرسيد
.بچهها، بچهها
.ميخوام يه خبري رو بهتون بدم چي؟
در مورد چي داري حرف ميزني؟
.همونجوري که همتون ميدونيد
من و "سينها" براي اولين بار 15 سال .پيش اينجا اومده بوديم
يادت مونده بود؟ .البته
من براي "سينها" يه .خرس عروسکي خريدم
.ما هشت سالمون بود
اون خرس عروسکي 1000 دلار .برام خرج برداشت
و "سينها" خرس عروسکي .رو همينجا گم کرد
واقعاً؟ .پس براي اولين بار همينجا ازش دزدي کردن
.بار دوم هم توي دانشگاه بوديم
...بخاطره اين اومده بوديم اينجا
.بستني بخوريم... .خانم منو فرستاده بود که براش بستني بگيرم
.يک کيلومتر بخاطرش دويدم
.بار سوم هم که تولد اون بود
براش يه لباسي خريدم .که اندازهاش نشد
.منظورت چيه ."اين که ماله چند سال پيشه، "ساهيل
امروزم دوباره اون يه .شوک بزرگ ديگه بهم وارد کرد
.شوکي که يه عالمه ارزش داشت
چي؟ منظورت چيه؟
چي؟ .آره
چي؟
."سام"
."ساهيــــــل"
!اوه خدا
سينها"، باهام ازدواج ميکني؟"
.بله
.آره، "سينها" قبول کرد
"آه خداوندا، آه خداوندا"
دلدار من، عشق احساس" "خيلي لذتبخشيه
"عشق سرچشمه زندگيست"
در يک تصوير مبهم هم" "عشق متفاوت بنظر ميرسد
قطرهاي از اقيانوس" "و يک عمر در يک لحظه
آيا بايد مطيع شوم يا" "بايد بيخيال باشم؟
"خدايا، چه بايد بکنم؟"
"خدايا، چه بايد بکنم؟"
"خدايا، چه بايد بکنم؟"
"خدايا، چه بايد بکنم؟"
"خدايا، چه بايد بکنم؟"
"خدايا، چه بايد بکنم؟"
"خدايا، چه بايد بکنم؟"
"خدايا، چه بايد بکنم؟"
"آه خداوندا، آه خداوندا"
دلدار من، عشق احساس" "خيلي لذتبخشيه
"عشق سرچشمه زندگيست"
"اين يک نشانهست"
"عشق، دنيايي از روياهاست"
قطرهاي از اقيانوس" "و يک عمر در يک لحظه
آيا بايد مطيع شوم يا" "بايد بيخيال باشم؟
"خدايا، چه بايد بکنم؟"
"خدايا، چه بايد بکنم؟"
"خدايا، چه بايد بکنم؟"
"خدايا، چه بايد بکنم؟"
"خدايا، چه بايد بکنم؟"
"خدايا، چه بايد بکنم؟"
"آه خداوندا، آه خداوندا"
"من بدون تو چه کنم؟"
"من بدون تو چه کنم؟"
"علاقهي من غير قابل کنترل است"
"مانند ابرهاي درون آسمان"
"مانند قطرههاي باران"
،کنترلم را از دست دادهام" "قلبم بيقرار شده است
"علاقهي من غير قابل کنترل است"
"يک دنيا را در خود دارد"
آيا بايد در دنياي او" "زندگي کنم يا از او دور بمانم؟
"خدايا، چه بايد بکنم؟"
"خدايا، چه بايد بکنم؟"
"خدايا، چه بايد بکنم؟"
"خدايا، چه بايد بکنم؟"
"خدايا، چه بايد بکنم؟"
"خدايا، چه بايد بکنم؟"
"خدايا، چه بايد بکنم؟"
"خدايا، چه بايد بکنم؟"
"آه خداوندا"
"آه خداوندا"
شما ميتونيد برآورد صحيحي ...از جمعيت هندوستانيها رو
توي خونهاي که قراره توش عروسي... .گرفته بشه به دست بياريد
.همهجا پر از آدمه
.برادر "ساهيل"، عروسيت مبارک باشه .موفق باشي
دوتا چيز هيچوقت توي خونهاي که .قراره توش عروسي بگيرن تموم نميشه
.زولبيا
.و فاميلهايي که هي نظر ميدن
ساهيل"، حالت چطوره؟" .خوبم
.گونجان"، پسرت خيلي خوشتيپ شده"
واي خدا! "ساهيل"، داري چيکار ميکني؟
.عمو "پوپان" داره مياد
.زودباش .آروم باش
.جووناي امروزي رو ببين
.بيا بريم، بيا
کم کم به جايي ميرسين که دلهرههاي .قبل از عروسي شروع ميشه
و همه داستان خودشون .و ازدواجشون رو برات تعريف ميکنن
،که اکثراً يا داستانشون درامه .يا خنده داره و يا داستان عشق و عاشقيه
.البته گاهي اوقات هم، ترسناکه
."سلام "ساهيل .سلام
.ادامه بدين، ادامه بدين
.عمو، عمو
حالت چطوره؟
.خوبم .اينو بگير
.سلام. سلام سلام، حالتون چطوره؟
.سلام
.خوب شد يه روغني بهت داديم که بزني
فقط زدي به ريشت؟
.تبريک ميگم. تبريک ميگم .اوه، عمو
.خدا برکتت بده
عمه نيومده؟
مگه ممکنه که من عروسي تو نيام، پسر؟
.تبريک ميگم !واي خدا
اين چيه؟ .گلِ
.آخه اين گلِ .عجب احمقي هستي
اتاقمون کجاست؟ .بياين
.اينا که گل نيستن، احمق
.بيا بريم. اتاقمون رو نشون بده
.بيا. بيا .بايد قرصهاشو بهش بدم
...اين گلها رو که موقع عروسي نميدن
.وقتي يکي ميميره از اينا گلها ميدن .بياين
من گلهايي که به منظور .يادبود عروسيم بود رو گرفتم
،اين فراموشکاري عمه "بابيتا" بود يا نشونهاي از طرف خدا؟
فقط يک نفر ميتونه .به اين سوال جواب بده
.کسي که منو از دوران بچگي حمايت کرده
.و به من ياد داده که هيچوقت اميدم رو از دست ندم
.اون فرد، ابر قهرمان منه
.برادر بزرگترم ."شراوان سينگ چُدري"
.سلام به همه
.قهرمان
.عمو، خيلي باهوش به نظر مياي
زندگي زناشوييت در چه حاله؟
.از وقتي بهم آموزش دادي، خيلي عالي شده
.بسلامتي .بفرما
رفيق مهموني مجرديت چي ميشه؟ در رسومات خارج از کشور مهماني است که به) (عنوان آخرين روز مجرد بودن عروس يا داماد گرفته مي شود
.مهموني مجردي چي داري ميگي؟
قسم ميخورم بهترين .رقاصها رو برات جور کنم
به عنوان يه هديه .از طرف من به تو
برادر، خواهش ميکنم. من از اوناييم .که فقط با يه زن هستن
جملهت خيلي قشنگي بود. اما فقط "سينها" اونو باور ميکنه. نه من. فهميدي؟
.ما رفقيم .دوستيم با هم. بيخيال
.لزومي نداره ازم مخفيش کني
.بيا بريم
.دوتا آبجو .چشم، قربان
.برادر، من دارم حقيقتو ميگم
.من تا حالا به هيچ دختر ديگهاي نگاه نکردم
پس داري ميگي که تا ...حالا با هيچ دختري به جز
.سينها" کاري نکردي"...
.من با "سينها" هم کاري نکردم
.ما منتظريم که اول ازدواج کنيم
پس يعني تا به امروز با .هيچ دختري هيچکاري نکردي
.نه
.اوه. حالا فهميدم چي رو؟
اما تو نبايد زندگي "سينها" رو .اينجوري خراب کني
ميفهمم که تو پسرها رو بيشتر .از دخترها دوست داري. عيبي نداره
.الان ديگه قانوني شده. عيبي نداره
برادر، خواهش ميکنم. چي داري ميگي؟
.من اصلاً و ابداً به پسرها علاقه ندارم
.من کاملاً نرمال و معمولي هستم
.نرمال و معمولي
تو با همون يه دوست دختري .هم که داري هيچکاري نکردي
.تو با هيچ دختري هيچکاري نکردي
.اونوقت ميگي که نرمالي .تو ديگه برادره من نيستي
.حتماً يکي تورو توي بيمارستان عوض کرده
.بفرماييد. آبجوتون .تو هم با اون آبجوت
.الان ديگه بايد ويسکي بخورم
خوش گذشت؟ .خيلي
.بايد تو مهموني زنونه خوش بگذروني
.ميدونم. رقص، آهنگ، عروسي
شما ميدونيد که من .به اين کارا علاقهاي ندارم
.ما بايد يه مهموني زنونه بگيريم
.شش ساله که ازدواج کردين
No comments yet. Be the first to leave one.