Shetland

Shetland

Download Farsi Persian Subtitle

Season 7

Release info

Shetland S07E03 1080p AMZN WEB-DL DD+2 0 H 264-playWEB
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 7 قسمت 3 Shetland زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-21
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اون شبیه اون جسدِ استرامنس وُو بود، مگه نه؟

دورِ سرش پلاستیک بود

بذارید منتظر کالبدشکافی باشیم

تو اینجا بمون و با کارگرا حرف بزن

چون باید بفهمیم اون ماشین مال کیه

و چطوری اومده اینجا

من میرم که با تیم توی خونه‌اش هماهنگ کنم

پس اگه کارشناسای صحنه جرم چیزی پیدا کردن، بهم خبر بده

سلام، آلیسون، چطوری؟

اوه خدای من

کـ... کی؟ چی شده؟

مامان، حالت خوبه؟

چی شده؟

بـِرایدِه. جسدشو پیدا کردن

اون مرده

استیوی؟ تو ماشین رو آوردی؟

آره، امروز صبح. توی سندویک رها شده بود

کشاورزه زنگ زد، می‌خواست بکسل بشه

نمی‌دونستم، قسم می‌خورم

اگه می‌دونستم اون اون توئه، این کارو نمی‌کردم

معلومه که نمی‌کردی. تو هیچ مشکلی نداری

من فقط باید بفهمم چی واسش اتفاق افتاده

پس چیز غیرعادی توی ماشین بود؟

نه واقعاً. یه کم داغون بود

پلاک‌هاش کنده شده بود ولی معمولاً اینجورین

و وقتی ماشین رو برداشتی، کشاورزه اونجا بود؟

نه، پول کار توی داشبورد بود

این روزا معمولاً تلفنی پرداخت می‌کنن

باشه، و کسی رو هم اون اطراف ندیدی؟

اونجا خیلی دورافتاده بود

باشه، خب باید بهم نشون بدی

کجا ماشین رو برداشتی، اگه اشکالی نداره. و پول نقد رو هم.

باید بفرستیم کارشناسای پزشکی قانونی نگاهی بهش بندازن

باشه

باشه. اوه، سلام، بیلی

اِم، می‌خوام یه چیزی رو برام چک کنی

کارمون اینجا تقریباً تموم شده. خب؟ چیزی؟

نه، همه چیز دست‌نخورده به نظر می‌رسه

خبری از لپ‌تاپ نیست

و هم‌خونه‌اش میگه معمولاً اینجا می‌ذاشتش

چک کردم

و قطعاً توی اتاقش توی محل کارش هم نیست

شاید هیچی نباشه

ولی به نظر میاد این پنجره به زور باز شده باشه

هم از داخل و هم از بیرون اثر انگشت‌برداری کردیم

باشه

اتاق خوابش طبقه بالاست؟

آره، اولی سمت چپ

یعنی من دنبال همون قاتل می‌گردم؟

شباهت‌های مشخصی توی شیوه کار (قاتل) هست

ضربه به سر و بعد خفگی

هر دو جسد از هرگونه آثار پزشکی قانونی پاک شده بودن

هر دو تو پلاستیک پیچیده شده بودن

چی؟

مطمئن نیستی؟ متقاعد نشدی؟

قطعاً جزئیات با دقت کمتری رعایت شده بود

و دستای بِراید سالم بود

تلاشی برای از بین بردن سرانگشتاش نشده بود

به نظر میاد یه نوع مواد باقی‌مونده توی حفره بینی‌اش هست

و توی خط رویش موهاش درست پشت گوش‌هاش

چیز دیگه‌ای؟

گزارش کامل من رو اول صبح خواهید داشت

حتی اگه تمام شب طول بکشه

ممنون، کورا

ممنون که این کار رو کردی

باید خیلی ناراحت‌کننده بوده باشه

نه، لازم بود

لازم بود ببینم که واقعیه

شما دو نفر با هم صمیمی بودید؟

آره، من و بابای بِراید وقتی اون خیلی کوچیک بود از هم جدا شدیم

و من برگشتم فولِر تا نزدیک پدر و مادرم باشم

همیشه فکر می‌کردم ازم کینه به دل می‌گیره بابت اینکه اون رو بردم

به یه جای اینقدر دورافتاده، ولی اون هیچ‌وقت اینطور به نظر نمی‌رسید

آخرین بار کی باهاش حرف زدی؟

دیروز صبح

نگران کانِر بود

ببخشید، کانِر رو دیده بودی؟

اوه، آره. آره، دوبار

یه بار وقتی رفتم لِرویک

و یه بار هم اون رو عید پاک آورد فولِر

نظرت راجع بهش چی بود؟

اونقدر خوب نمی‌شناختمش

ازش خوشت اومد؟

مطمئن نبودم

یه چیزی... فقط یه جوری بود، می‌دونی؟

بِراید بعد از اینکه با اون آشنا شد، فرق کرده بود

یه جورایی دورتر شده بود

بیشتر به نظر می‌رسید داره رازهایی رو نگه می‌داره

ولی نمی‌خواست، می‌دونی؟

و فکر می‌کنی این به کانِر ربط داشت؟

اون خیلی متقاعدکننده و جذاب به نظر می‌رسید

ولی شاید من همه‌چی رو اشتباه فهمیدم

شاید من اصلاً اون رو نمی‌شناختم

مادرش چی؟ سرنخی بهت داد؟

اون خیلی موافق کانِر نیست انگار

به نظرش میومد بِراید از وقتی با اون آشنا شده، تغییر کرده

گفت که اون آدم متقاعدکننده‌ای بود

فکر می‌کنی کانِر تونسته این کارو بکنه؟

اون توانایی کشتن رو داره؟ یعنی...

اصلاً به شخصیتش نمی‌خوره

آدم‌ها همیشه کارهایی می‌کنن که ازشون بعیده.

دو تا قتل و یه نفر هم که گم شده.

برای اولین هفته‌ت بعد از برگشتن، خیلی کار ریخته سرت.

نه، خوبم. تیم خوبی هم دارم.

هویت اون جسد دوم چی شد؟

اِ... نه، هنوز هیچی.

تشخیص چهره رو سریعتر پیش بردن.

خب، من فردا میرم، پس خبر خوبیه.

از سرت باز میشم.

باشه، اِ... ممنون که خبر دادی.

اون یکی از کارشناسای صحنه جرم بود، تو حیاط ماشین.

یه چیزی تو صندوق عقب ماشین پیدا کردن.

فکر می‌کنن انگشتر کانره.

می‌تونید تایید کنید این مال کانره؟

کجا پیداش کردین؟

نمی‌تونم بهتون بگم.

هنوز داریم روی یه سرنخ کار می‌کنیم.

مال اونه. مال... مال کانره.

یه علامت کوچیک گوشه پایین حرف "C" هست.

و مطمئنی روزی که گم شد اونو دستش داشت؟

آره.

مطمئنی؟

آره، کاملاً مطمئنم.

من تو مراسم رونمایی کتاب بودم.

و بهش گفتم بهش افتخار می‌کنم.

و بعد ازش خواستم یه نسخه از کتابش رو امضا کنه.

و دستش بود.

باشه. ممنون.

خب، حالا چی میشه؟

نمونه DNA برداشتیم، فقط باید منتظر نتایج باشیم.

انگشتر کانر رو پیدا کردن.

دارن روش آزمایشات پزشکی قانونی انجام میدن.

برای برید چی؟ می‌دونید چی شد؟

نه، هنوز نه.

انگشتر رو همون‌جا که جسد برید رو پیدا کردید، پیدا کردید، مگه نه؟

نه، نه، من اینو قبول ندارم.

کانر برید رو خیلی دوست داشت.

اون هیچ‌وقت به اون دختر صدمه نمی‌زد.

باید با مارتین حرف بزنید!

اون همیشه دنبال برید بود.

شاید اون چیزی بدونه.

عکاسه؟ آره.

اون یکی از مشتری‌های دائمیمونه. اطلاعاتشو دارین؟

آره، براتون میارمشون.

و بعد می‌تونی بدرقه‌اش کنی؟

ما نباید این کارو کنیم. داریم زیادی ریسک می‌کنیم.

حالا که اینجاییم.

تو خوب باشی. تو خوب باشی.

خداحافظ.

گزارش پزشک قانونی زمان مرگش رو میگه...

بین نیمه شب تا ۲ صبح.

یعنی خیلی طول نکشیده که گمشده.

قبل از اینکه به قتل برسه.

دوربین‌های مداربسته چی شد بیلی؟

فعلاً فقط فیلم‌های داخل سالن‌ها رو داریم.

بقیش امروز صبح باید برسه.

باشه.

پزشکی قانونی تایید کرده که انگشتر پیدا شده...

تو حیاط اسقاطی‌ها قطعاً مال کانره.

DNA اون روشه و مال هیچکس دیگه نیست.

و مادرش هم تایید کرده...

که اون صبح قطعاً دستش بوده.

که یعنی یا کانر...

به نوعی در قتل برید دست داشته، یا...

خودش تو همون ماشین نگه داشته شده.

کانر توانایی قتل داره؟

فکر نمی‌کنم بتونیم ردش کنیم.

منظورم اینه که ممکنه روی دیگه‌ای از کانر باشه که ما هنوز ندیدیم.

اگه اینطوره، داریم میگیم...

که کانر ممکنه مسئول بوده...

برای جسد توی استرومنس وُو هم؟

تا وقتی که هویتش رو کاملاً تایید نکنیم، نمی‌دونیم...

ارتباطی که داریم سعی می‌کنیم پیدا کنیم چیه.

برای جسد تو چمدون به بازسازی چهره نیاز داریم.

ردیابی مالک...

ماشینی که برید توش پیدا شد، به کجا رسید؟

شماره سریال روی شاسی...

با یه ثبت مالکیت همخوانی داشت.

ولی مرده گفت چند ماه پیش فروخته.

نقدی فروخته بود. اسم خریدار یادش نیست.

داریم سعی می‌کنیم بفهمیم.

باشه، خب، دنبالش باش چون میتونه خیلی مهم باشه.

عکاس از "نوس ویو" یه قایق رزرو کرده...

برای برگشت از موسا، امروز صبح.

حدود ساعت ۱۰:۱۰ باید برسه.

اگه الان راه بیفتم، احتمالاً می‌رسم، نه؟

باشه، ممنون از همگی. ادامه بدین. برمی‌گردم.

داشتم به شینا دیویدسون فکر می‌کردم.

برید فکر می‌کرد اون داره ابی رو زیر نظر می‌گیره.

اما چی میشه اگه در واقع برید رو زیر نظر می‌گرفت؟

آره، بیارینش و آلبی‌ش رو بررسی کنین.

و اگه دوربین‌های مداربسته پیدا شد، ببینین اون توش هست یا نه.

باشه، قبل از اینکه شروع کنیم...

خیلی از شماها خانم فلمینگ رو می‌شناختین.

مخصوصاً اونایی که تو سالن‌ها زندگی می‌کنین.

ممکنه شایعات زیادی بشنوین.

اما سعی کنین توش شرکت نکنین.

مخصوصاً که ما حقیقت ماجرا رو نمی‌دونیم.

اما به عنوان معلم راهنما، می‌دونین که می‌تونین بیاین با من حرف بزنین...

اگه با این موضوع کنار اومدن براتون سخته.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left