The first 200 lines.
اقامتگاه ماداراو
. . .هـــــــــــــه
.پس اینجا اقامتگاه ماداراوـست
!چه لابی قشنگ و دلبازی
به نظر فارق از فصل اسکی .اینجا شلوغ نمیشه
!عـــــــــه، تو یه نگاه منظرهش دلم رو برد
اون کوه میوکوئه؟
. . .آه، عم. . .خب
. . .میگم، عم. . .عام
!اَی خِدا! دیگه نِمتونم
چه منظرهای
!نمیتونم به اتفاقی که افتاد فکر نکنم
!تا حالا میزوهارا رو اینطوری ندیده بودم
!!چه صحنه شرمآوری
!یعنی چی میخواست بگه؟
. . .خیلی خجل شده بود و
!اون چشما نازش چی بودن دیگه؟
اون موقع مثل سومی - چان !شده بود
«خب، عام. . .؟»
،یه بار حرفت رو بخوری درک میکنم !ولی دوبار؟
«خب. . .میگم، عام. . .عم»
!دو دفعه
!اینطور به نظر نمیرسید که فکرش رو عوض کنه
میخواست به زور حرفش رو بزنه، ولی !یهویی حرفش رو خورد
. . .یطوری بود که
انگار که میخواست !عشقش رو به من اعتراف کنه
. . .اخیراً، خیلی، عم. . .فوقالعاده بودی
!مسخرهست
تکون
تکون
!هرگز این کار رو نمیکنه! نه با من
چی شده؟
گرما زده شدی؟
!نه، ریگ رفته تو کفشم
.خوشآمدید! میتونید تشریف بیارید اتاق رو تحویل بگیرید
.آه، ممنونم
سنگ خوشبختی
!هــــــــــــــــــــــــــــه؟
!فقط یه اتاق داریم؟
بله. یائموری - سان فقط .یک اتاق برای دو نفر رزرو کردند
. . .الکی
!الان دیگه نوبت توئه
!جدی جدی اینکارو کرده
!نمیتونم
تو یه اتاق بخوابیم؟
!قلبم میاد تو حلقم که
مــ میشه کاریش کرد؟
!!گولمون زدن
. . .باز هم اتاق داریم
چه قیمتن؟
.هر اتاق شبی 18,000 ین قیمت داره
.صـ صبر کن
باید حواسم بهش میبود
ایــ این تقصیر منه که گذاشتم .یائموری - سان اتاق بگیره
،یه اتاق دیگه برات میگیرم .حتی اگه از جیب پرداختش کنم
هاه؟
واسا! میزوهارا؟
.اینطورم نیست که بار اولمون باشه
میدونی که ولخرجها عاقبت خوشی ندارن، نه؟
یاهراجـا رتـخـد تسـود
"دوست دختر و برداشت نهایی"
قلوپ
.هیچ وقت به همراه با میزوهارا خوابیدن عادت نمیکنم
بهتره وقتی برگشتیم یه صحبت .حسابیای با یائموری - سان داشته باشی
بهش بکو حواسش به کارهاش باشه
.صـ صد البته
ولی، به نظرم تقصیر ما هم هست .که به اشتباه انداختیمش
میریم که لوکیشن رو یه نگاهی بندازیم، نه؟
.داره تاریک میشهها
!!قوی باش
. . .ووهــــــــــــــــــــ
!چه زیباست
. . .آره
،اگه برات سوال شده .اجازه فیلمبرداری رو گرفتم
دلم میخواد از تپه !قِل بخورم برم پایین
،هیچ برفی نیست .ولی بازم جون میده برا اسکی
.خوشحالم همچین روز قشنگیه
اینجا فیلمبرداری میکنیم؟
.آ - آره
.میتونیم تریپاد رو اینجا بذاریم
کی ضبط رو شروع میکنیم؟
،قبلتر از پرسنل هتل پرسیدم
.و گفتن که نیمه شب آسمون پر ستارهای خواهیم داشت
اوه. . .میخوای یه دور آزمایشی بگیریم؟
.آ - آره. فکر خوبیه
.اوکی، یه چیزی بگو
خودشه، نه؟
.میزوهارا رفت تو جلد بازیگری
!اینجاییم که فیلمبرداری رو تموم کنیم. به خودت بیا
!نمیتونم خرابکاری کنم
خودشه، نه؟
کیوکو در کادر بسته
دست چپ در کادر بسته دستش رو بلند میکنه
و همینطور که به آسمان ستاریای نگاه میکنه دستش رو به سمتش میبره
.سلام
!وایـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
!!یوکاتا
!آخیش، حموم عمومی یه حال دیگهای داره
رفته آب تنی کرده
.غذا هم عالی بود
تاپ
تاپ
صبح بازم یه سر میزم
.ولی برای فیلم اینجاییم، پس یه جورایی ناراحتم
همشیه بعد حموم توی چشمه آب گرم .یوکاتا تنم میکنم
جوری لذت میبرم که انگار فردایی نیست
کــ که اینطور؟
!خدا! میزوهارا توی یوکاتا یه چیز دیگهست
داری چیکار میکنی؟
. . .استوری بورد رو نگاه میکنی
.فقط برداشتهای نهایی رو چک میکنم
!نزدیکـــــــــــــــــــــــــه! نزدیکـــــــــــــــــــــــــه !نزدیکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
،میدونم میخوای موفق بشی ولی بهتر نیست نفسی تازه کنی؟
.مسیر زیادی رو طی کردیم .الانم که حمامها رایگانند
.هـ همین که کارمون تموم شد میرم
.چیزی نیست. خواسته خودمه
.واو، یه جوری تاریکه بترسی
!یا خود خدا
.خوب شد قبلتر اومدیم اینجا
.جلو پام هم نمیتونم ببینم
.خب، تست انجام شد
.عالیه
.بیا تمومش کنیم
.هی، گوش بده
.نظرم عوض شد .باید یه چیزی بهت بگم
عه؟ چی؟
میخواد حرفش رو بزنه؟
. . .همچین حس خوبیـ
!چی، الان؟ تو این وضعیت؟ راه نداره
.وقت خوبی نیست
نمیتونم تا کارمون تموم میشه صبر کنی؟
نه! تصمیم گرفتم قبل از !پایان کارمون بهت بگم
بله. . .چش شده؟
.بهش نمیخوره انقدر پافشاری کنه .نمیدونستم انقدر سمجه
!صورتشم که دوباره عِینِهو لبو شد
.تابلوئه که میزوهارا - سان، شیشو رو دوست داره
.زیر آسمونی تاریک
!نور بارون شده با ستارهها
!یه جای عاشقانه، و یه موقعیت عاشقانه
!میدونستم
. . .خودشه
. . .میخواد بگه دوستـ
!واسا، تمومش کن
.میدونی، پدر بزرگم رو خیلی دوست داشتم
.ولی سه سال پیش در گذشت
اولین باری که گفتم میخوام .بازیگر بشم خیلی تشویقم کرد
با هم عهد کردیم که درخشیدن من .روی صحنه رو به چشم میبینه
.ولی تو حادثه رانندگی در گذشت
.پس میخوام مادر بزرگم به جای اون تماشام کنه
حس میکردم اگه اون ببینه .باباجونم هم توی بهشت میبینه
. . .ولی بعدش مریض شد
.یه مدت فکر میکردم، همه چی تمومه
. . .هیچ تست بازیگریای هم شرکت نمیکردم
انگار که قرار نبود بتونم از .پسش بر بیام
. . .میزوهارا
.پس باعث خوشحالیم شد
،وقتی گفتی باهم فیلم بسازیم
.خیلی خیلی خوشحال شدم
.ممنون
.فهمیدم که هنوز ازت قدردانی نکردم
.با بازیگریم دینم رو ادا میکنم
.سکانس 172، برداشت اول
!حرکت
. . .راستش، بعد از اون
.خیلی منقلب شدم
بی اراده به خاطر عواطف میزوهارا و ،خوشحالی خودم اشک میریختم
.و هرطور میتونستم به دوربین نگاه میکردم
«نور تنظیم شده؟»
.واو، چه آسمان پر ستارهای
«میکروفون داره درست کار میکنه؟»
. . .ذهنم درگیر همچین چیزهایی بود، ولی
،ورای اینها
میزوهارا تو این صحنه بیشتر .از هر وقت دیگهای میدرخشه
. . .کاش میتونستم غرق در آسمان بشم
ساخت این فیلم برای میزوهارا .درستترین تصمیم بود
.در اون لحظه، خیالم راحت شد
.باباجون، تو وقت اضافهایها
درسته که فانیام
.تو از کجا میدونی
.همه میمیرن
بیـــــــــــــــب
.خیلی هم مینوشی
ساکه دوای هر دردیه، نمیدونستی؟
.قبلنا هم سیگار میکشیدی
.هـ هوی، ترکش کردم
.نمیتونی که 200 سال عمر کنی
پس گفتن اینکه تا وقتی .بازیگر بشم ازم حمایت میکنی خیلی الکیه
.الکی، هاه؟ شاید اینطور باشه
. . .خنده میکنی
!ولی بازم، باید باورم کنی چیزورو
،اگه به پیشروی ادامه بدی ،و باور داشته باشی که رویاهات محقق میشن
یکی جلوی راهت سبز میشه
!و همه جوره حمایتت میکنه
تا وقتی تسلیم نشی دری باز خواهد شد
.خیلی خیلی خوشحال شدم
. . .میوزهارا
رفتش به حموم
. . .خیلی جذاب شده بود
تو باقالیاست
،لبخند محسور کنندهای به لب داشت . . .غرق در این آسمون ستارهای شده بود
No comments yet. Be the first to leave one.