Wide Sargasso Sea

Wide Sargasso Sea

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Wide Sargasso Sea 2006 - Farsi
A Commentary by Harisman
معرفی و تحلیل فبلمهای روز { @film_baz.z. <--- آدرس اینستاگرام ما }

Tags

other
Published on: 2020-05-04
Downloads: 18
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ديگه قرار نيست کلک بزني و قرار نيست فرار کني

پشت اين ديواراي محکم جات امنه

اگه از من بپرسي اينجا بهتره براي يه زن

نسبت به دنياي سرد و تاريک بيرون

کي قراره بريم انگلستان؟

احمق . اينجا انگلستانه

تو چيزي نداري که ازش بترسي

من ازت محافظت ميکنم

ادوارد داري چيکار ميکني؟

... متاسفم . اين فقط

توي اين جزيره همه چي اينجوريه

فقط بدرد سيخونک زدن و لگد کردن ميخوره؟

نه همه چيز

مطمئنم ناراحتي من سوژه ي خوبي

براي سرگرم شدن پدرمه

صداي خنده ش احتمالا سراسر خيابون پيکادلي رو گرفته

بي معنيه . اون فقط نگرانه ...

ببينه شما روي پاي خودتون مي ايستيد

... مطمئن باش ريچارد پدر من فقط نگرانه اينه

تا اعتبار نام خاندان روچستر رو حفظ کنه

وظيفه اي که تقريبا همش ميفته بر دوش برادرم

يه اسم و رسم خوب براي يه مرد ميتونه بهترين سرمايه باشه

ظاهرا اره

کي قراره انجامش بدين

بايد استراحت کنم سفر دشواري داشتم

البته . استراحت کنين انرژي خودتونو بدست بيارين

بعدش ما از شما ميخوايم يه تاثيرخوب ايجاد کنين

نميدونستم لازمه که کسي رو تحت تاثير بذارم ريچارد

نه لازم نه

ولي مطمئنم بهرحال اينکارو ميکنين بعد از اينکه استراحت کردين

ريچارد تو به طرز عجيبي وقت شناسي

بذار دوستمو معرفي کنم ادوارد روچستر از انگلستان

ادوارد. سرکار خانم هارپر

باعث افتخاره خانم

و خواهر ناتني من آنتونت کاسوي

باعث افتخارمه آشنايي با شما خانم کاسوي

ريچارد خيلي در مورد شما حرف ميزد

اوه

واقعا؟

بله . فقط از خوبياتون گفتم

lميبينم که اغراق نکرده بود

اوه شما خيلي لطف داري

پدرم خيلي به ادوارد علاقه داشت آنتونت

اون خيلي مشتاق بود شما دوتا رو ببينه

... خب خيلي متاسفم که

اينجا نيست که ما رو بهشون معرفي کني

اين بزرگترين حسرت من هم هست

... مرگ آقاي ميسون

براي همه ما يه تراژدي بود اقاي روچستر

جاي خالي اون آدم پر شدني نيست

بفرمايين بشينين

الان خدمتکار برامون چايي مياره

مدت زيادي توي جزيره بودين آقاي روچستر؟

حدودا يه هفته

ولي متاسفانه بيشتر توي تختم بودم

از وقتي به خشکي اومدم يه دوره تب زمين گيرم کرده بود

... بله . آب و هواي اينجا

باعث ضعف بدن ميشه

ظاهرا بخاطر جو سنگيني که داره

که بخاطر همينه که شما

مدت کمي اينجا اقامت ميکنين درسته؟

اين خيلي بدشانسيه

راه درازي رو سفر کني و وقتي رسيدي مريض بشي

راستش الان که اينجا هستم

بنظرم اين سختيها بهاي ناچيزي بود

توي عمرم فقط يه تصوير از انگلستان ديده بودم

و هميشه سعي ميکردم تصور کنم

اونجا چجوري ميتونه باشه ولي غيرممکن بود

همونجوري که تصور کردن جامائيکا براي من ناممکنه

تا وقتي رسيدم اينجا

من يه دوستي دارم که با يه مرد انگليسي ازدواج کرد

اون درباه اش برام نوشت

اون ميگفت انگلستان مث يه روياست

بايد بگم که در اون لحظه

که دقيقا جزيره براي من هم همينجوري بنظر ميومد

غير واقعي . مث رويا

ولي اين رودها و کوهها و درياها ميتونن غير واقعي باشن

... چجوري ميليون ها ادم و هزاران ساختمان

و خيابونها ميتونن يه رويا باشن؟

اوه به آسوني . خيلي آسون

درواقع من فکر ميکنم يه شهر بزرگ بايد مث يه رويا باشه

بيشتر از جزيره کوچيک شما؟

هنوز به روياهاتون فکر ميکنين آقاي روچستر؟

مطمئن نيستم خانم کاسوي

شايد هنوز از دست تب تون خلاص نشدين

شايد من هنوز آمادگي کامل نداشتم براي بلند شدن

نگفته بودم اين خيلي قشنگه

حق با توئه

دارم سعي ميکنم بهتون غلبه کنم

اينجوري کمتر دلتنگ خونه ميشين

خب موفق شدين . من تسخير شدم

من اينجا رو به خوبي ميشناسم

يکي از جاهاي مورد علاقمه

فقط يکي از جاها؟

اوه بله . جاهايي هستن که حتي ازينجا هم زيباترن

دوس دارم بدونم کجان

ما يه خونه تابستوني توي کوه داريم

اون بهتر از اينجاست بهتر از هرجاست

شايد يه روز بخوام ببينمش

خب شايد يه روز نشونتون بدم

ريچارد چيزي درباره مزرعه نگفت؟

اره يه بار قبلا گفت اون مربوط به پدرم بود

پس اون يه برده دار بود؟

بله اون مال زمان قبل از برده داريه

... تصورش سخته چطوري يه مسيحي خوب

ميتونه برده داري رو بپذيره

اون زمان همه چيز اونجوري بود

اون مرد و ما اونجا تنها مونديم

و بعدش مادرم با آقاي ميسون ازدواج کرد

پس شما توي اسپانيا بزرگ شدين؟

بله

مامانم فوت شد و بعدش آقاي ميسون سفر کرد

ولي اون ازم حمايت کرد

و منو توي يه مدرسه صومعه گذاشت

اوه متاسفم

نباش . اونا با من مهربون بودن

و بعضي وقتا هم پيش عمه کورا بودم

وقتي که ميومد اينجا

... بنظر خيلي غيرمنصفانه مياد که شما

توي اين زندگي کوتاه اينقدر سختي کشيدين

ولي اونا مربوط به خيلي وقت پيشه

نبايد بذاريم امروزمون رو خراب کنه

خانواده اي دارين؟

يه پدر و يه برادر بزرگتر

من پسر دومم

بخاطر همينه که اينجام

برادر بزرگم شهرت و املاک پدرمو به ارث ميبره

و برادر کوچيک بايد راه خودشو به تنهايي پيدا کنه

پس تو به اين جزيره اومدي دنبال سرنوشتت

مث دزدان دريايي

اره گمونم مث اونام

ولي اين هيجان انگيزه

تو بايد خوشحال باشي نه افسرده

مخصوصا توي چنين عصر دل انگيزي

با شکوهه

احساس ميکنم ميتونم پرواز کنم

انگار ميتونم دستامو باز کنم و مث يه پرنده برم تو آسمون

تو دوس داري چيکار کني؟

محکم روي زمين بمونم

آماده باشم اگه سقوط کردي بگيرمت

خب تصميمتو گرفتي؟

خودشه؟

اون توي موقعيتي نيست بخواد رد کنه

منم همينطور

خب پس چرا معطليم؟

چرا دوس داري از دستش خلاص شي؟

من فقط دوس دارم ببيينم جاه طلبي هاي پدرم برآورده شده

بنظر مياد ما هردو براي يه چيز تلاش ميکنيم

... ادوارد ، واقعيت اينه که

بزودي اونه که از دست من خلاص ميشه

من که نگهبانش نيستم

من اون ويژگي هايي که پدر در تو ميبينه رو ندارم

تو از من ميخواي شوهرش بشم

ريچارد ، نه نگهبانش

اين کار سختيه؟

دختره زشتم نيست

نه ، دوس داشتنيه . پرنشاطه

و اينا جهيزيه ست؟

اره البته . جهيزيه ست

پدرت فکر کرد اين سخاوتمنداننه ست

همونقدر که پدر دوس داره از دستم من راحت شه

همونقدر تو ميخواي از اون دختر خلاص شي

تو يه مرد راستگو و نجيب هستي

عضوي از يک خانواده خوب و نيکوکار

آنتونيت بايد از اسم و رسم خوب تو خوشحال باشه

تو دقيقا چيزي هستي که اون ميخواد

بهش پيشنهاد ميدي؟

پدر عزيزم

... همه چيز خوبه و براساس

ميل و برنامه شما پيش ميره

ميخوام با دختر خونده آقاي ميسون ازدواج کنم

سي هزار پوند بهم پرداخت ميشه

بدون هيچ سوال و شرطي

عزيزم

... اين سخاوت متواضانه يني که

من هيچوقت باعث سرافکندگي تو و برادر عزيزم نميشم

نه نامه ي التماس گونه

نه هيچ درخواست ديگه اي

نه هيچکدام از حرکت هاي شطينت آميز و بي پرواي پسر کوچيکت

بسلامتي خواهر نانتي دوس داشتني ام آنتونيت

و دوست خوبم ادوارد

براي عشق

براي عشق

براي عشق

من روحم رو فروختم

يا تو اونو فروختي؟

ولي شايد اين معامله بدي نباشه

دختره بنظر زيبا ميرسه

نه واقعا زيباست ... ولي هنوز

از دست ريچارد عصبانيم

اون تو رو بدون حمايت مالي ازت رها کرد

پدر خوانده ات اون پولو براي تضمين امنيتت گذاشته بود

اون احمق اجازه نداشت اونو به يه نفر ديگه منتقل کنه

من خودم هيچ اختياري روش ندارم؟

هيچي

ولي ادوارد داره

تو به امنيت نياز داري

چي؟ واسه وقتي که اگه جدا شديم؟

من هنوز باهاش نخوابيدم ولي تو داري جدايي ما رو پيشبيني ميکني

فک ميکردم تو براي من خوشحال هستي

Wide Sargasso Sea subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left