Strike

Strike

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Strike S03E02 - AMZN WEB
A Commentary by starn
★ AMZN WEB-DL هماهنگ نسخه ★

Tags

webdl
Published on: 2025-01-12
Downloads: 87
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫برامون یه پا فرستادند ‫پای یه آدم

‫کسی اینجاست؟

‫بنظرت پای کی بود؟

‫شاید مال یه دختر به اسم ‫بریتنی بروکبنک باشه

‫هنوزم فکر می‌کنی کار یکی از اون سه نفره؟

‫ویتکر دوبار از قتل قسر در رفت

‫لنگ از همه دلبری می‌کرد ‫درحالی که زنش ازش وحشت داشت

‫بروکبنک متجاوز به بچه‌ها بود

‫که تونست همه رو قانع کنه ‫اونه که موقع دستگیری صدمه دیده

‫موقع خارج شدن از هتل مراقب باش ‫دیشب تعقیبمون کردند

‫- با هم رابطه دارید؟ ‫- رابز، خواهش می‌کنم...من...

‫جسد یه دختر رو توی یه ساختمون

‫در خیابان وایت‌چپل پیدا کردیم

‫فهمیدیم که تو اونو دعوتش کرده بودی

‫تا حالا ندیدیش؟

‫کلسی پلت

ترجمه از ‫مصطفی .:: ElSHEN ::.

‫بذار از عکس شروع کنیم

‫توسط دوستی نگران برای روزنامه فرستاده شده ‫درست میگم؟

‫بچه‌باز و مظنون به قتل

‫توی نمودار ون زیاد جای معروفی نیست

‫- فکر می‌کنی عکس‌ها ساختگین؟ ‫- نه

‫ببخشید، این صندلی مال کسیه؟

‫- نه ‫- ممنون

‫به همین سادگی

‫اگه بخوای منو آدم کثیفی نشون بدی لحظه‌ای می‌رسه که وقتی بهم نگاه کنی

‫منم بهت نگاه کنم

‫عکس توی اون لحظه گرفته شده

‫که بنظر می‌رسه داشتیم با هم حرف می‌زدیم

‫باید کسی که این عکس رو گرفته پیدا کنید...

‫تا قاتل کلسی پیدا بشه

‫احتمالا کسیه که بهش اعتماد داره ‫دیگه چی؟

‫اون دختر یه تاپ پوشیده ‫بنابراین هوا گرم بوده

‫احتمالا نزدیک 5 ماه پیش گرفته شده ‫و یه مجله هم دستشه

‫اگه برای روزنامه عکس باکیفیت فرستاده باشن ‫می‌تونید تاریخ عکس رو مشخص کنید

‫دیگه چی موند؟ ‫یه بطری آب دست کلسیه

‫کی میره کافی‌شاپ تا بشینه و آب بخوره؟

‫نظر من اینه که فقط اومده تا کنار من بشینه

‫تا اینکه بخواد

‫از یه نوشیدنی کافئین‌دار تازه لذت ببره

‫انگار عصبانی شدی

‫سه نفری که به واردل گفتم رو پیدا کردید؟

‫نمی‌تونم درموردش حرف بزنم

‫- چون شدم جزئی از پرونده‌ی قتل؟ ‫- دقیقا

‫- برام مهم نیست، جریمه‌ی سیگار کشیدن رو میدم ‫- من آسم دارم

‫ببخشید

‫از صفحه‌ی خیریه‌ی دونالد لنگ ‫چاپی داریم؟

‫آره یه‌جایی هست ‫کجایی؟

‫توی پاسگاه داشتیم گپ می‌زدیم

‫- صحیح...سرنخی دارن؟ ‫- آره من، بنابراین بهتره زودتر دست به کار بشیم

‫دارم میام

‫این ساختمون استراتاست ‫خیابون الفنت‌اند‌کسل

‫می‌تونیم ازش استفاده کنیم ‫تا محله‌ش رو پیدا کنیم

‫- البته نمیشه گفت هنوز اونجا زندگی می‌کنه ‫- عالیه

‫دیشب به بروکبنک زنگ زدم

‫گفت توی شوردیچ همدیگه رو ببینیم ‫اما بعد قطع کرد

‫می‌دونیم که توی کلاب‌های لختی مختلف کار می‌کنه

‫- بنابراین میشه از اونجا شروع کرد ‫- آره

‫فک کنم با یه دختر کوچولو زندگی می‌کنه

‫خیلی‌خب

‫برو به الفنت‌اند‌کسل

‫اگه لنگ رو دیدی، نزدیکش نشو

‫هوا که تاریک شد کار تعطیله ‫از خیابون‌های شلوغ برو

‫چشم، قبلا هم تجسس کردم

‫اگه دست من بود می‌گفتم توی ‫یورکشیر بمونی تا بگیریمش

‫پا رو واسه تو فرستاده ‫تو رو تعقیب کرده

‫- این الگوییه که فعلا داریم ‫- می‌دونم، و مراقبم

‫خیلی‌خب، پس برو سراغ لنگ ‫من میرم دنبال بروکبنک

« تـنظيـم زيـرنویـس از: « آرِ‌ن زُهرابـی

‫اینو می‌شناسید؟

‫نه، فک نکنم رفیق ‫شرمنده

‫- قبلا هم اینجا اومدی عزیزم؟ ‫- نه

‫- می‌دونی اینجا چیه؟ ‫- آره فک کنم

‫می‌خوای برقصی؟ ‫با خودم تنهایی؟

‫- من دنبال یه دوست می‌گردم ‫- من میشم دوستت

‫متاسفانه نه از اونجور دوستا

‫شاید دوستم رو بشناسی ‫نایل بروکبنک؟

‫- یکم بهم بدهکاره ‫- دس اخراجش کرد

‫اگه حمله‌ی عصبی به آدم دست بده و ‫خودشو خیس کنه دیگه بدرد نگهبانی نمی‌خوره

‫کسی آدرسش رو داره؟

‫فک کنم با الیسا زندگی می‌کنه

‫همیشه مردای بدی رو انتخاب می‌کنه

‫- یکی از رقاص‌ها بود؟ ‫- دس اونو هم اخراج کرد

‫توی یه خونه‌ی همگانی ‫توی منطقه‌ی بو زندگی می‌کنن

‫الیسا دائم ازش گله می‌کرد اما ‫مهدکودکش رو واسه بچه‌هاش دوست داره

‫میشه با دس آشنام کنی؟

‫ممنون بابت نوشیدنی عزیزم ‫اما حس می‌کنم تو دردسری

‫معمولا از دردسر خوشم میاد...

‫چی شده؟ ‫چه خبره؟

‫هیچی، من خوبم ‫محله‌ی لنگ رو پیدا کردم

‫می‌تونه یکی از این صد تا خونه باشه اما...

‫قبل از غروب خورشید برگرد خونه

‫- کلابای لختی چطورن؟ ‫- گرون!

‫همین حالا سوار تاکسی شو ‫من نمی‌تونم...

‫کورمورن، نباید جوری باهام رفتار کنی ‫که انگار بخشی از مشکلم

‫من امشب با مامانم شام بیرونم ‫همین رستوران کنار دفتر

‫- بنابراین جام کاملا امنه ‫- خیلی‌خب

‫- مت نباید بهت زنگ می‌زد ‫- خوشحالم که زد

‫من از کارم کنار نمی‌کشم ‫واسه هیچکس

‫هرکاری که می‌کنی ‫همیشه حمایت من و بابات رو داری

‫اما رابین ‫فکر می‌کنم وقتشه که تصمیمت رو بگیری

‫روز عروسی داره می‌رسه

‫این آقا رو می‌شناسید؟ ‫دونالد لنگ

‫- نه ‫- ممنون

‫- سلام ‫- سلام، این آقا رو می‌شناسید؟

‫نه

‫می‌خوای یه مدت برگردی به ماسام؟

‫- یکم مراقبت باشیم؟ ‫- نه، ببخشید

‫نمی‌خواستم اینجوری بگم ‫فقط اینکه...

‫می‌ترسم اگه...

‫می‌ترسم که دوباره مثل قبل بشم

‫انگار که از کل دنیا فرار کردم

‫می‌خوام توی دنیا بمونم

‫تو کورمورن استرایک معروفی؟

‫- دانی لنگ ‫- اومدی دیدن من؟

‫من که عفو مشروط نخوردم

‫حالا دیگه یه کاراگاه خصوصیم

‫جدی؟ خب... ‫اومدی اینجا چیکار؟

‫اخیرا با یه زن توی کوربی حرف زدم

‫- لورین که نبود، نه؟ ‫- خودشه

‫من هیچوقت اونو نزدم ‫فهمیدی؟

‫دفعه‌ی اول درسمو گرفتم

‫طلاهاش رو دزدیدی؟

‫اومدی دنبال...؟ ‫اون قضیه مال چندسال پیش بود

‫ارزش معنوی براش داشته

‫بهش بگو متاسفم ‫اما طلاهاش رو خیلی وقته که فروختم

‫حقیقته ‫از کارم خوشحال نبودم

‫بهش خبر میدم

‫- فقط همین کارو داشتی؟ ‫- آره

‫عجب کاراگاه خصوصی خوبی شدی!

‫افتادی دنبال یه سری جواهر بی‌ارزش

‫این 500 پونده

‫می‌تونه پول پیش یه خونه ‫واسه اجاره کردن باشه

‫یا می‌تونه پول یه جفت کفش عروسی ‫خیلی خوشگل باشه

‫کورمورن؟

‫- ممنون ‫- من...

‫اومدم چندتا پرونده رو بردارم و تو...

‫گوش کن، من یکم پول گیرم اومده

‫فقط 500 پونده اما اگه قبض‌ها رو ندیم

‫دیگه نمی‌تونیم اینجا کار کنیم

‫یکی می‌خواد منو نابود کنه

‫فکر نمی‌کنم واسه سرمایه‌گذاری ‫مورد مناسبی باشم

‫توی شرایط فعلی ‫روی اسب شرط ببندی مطمئن‌تره!

‫اینجا برام بهتره

‫بذار این یه‌کارو بخاطر جفتمون بکنم

‫- لعنتی! ‫- چیه؟

‫باید می‌رفتم سر قرار

‫دختر خوش‌شانس کیه؟

‫سوئدی، خوشگله ‫هیچی به پشمش نیست

‫فوق‌العاده‌ست

‫بهتره برم توی تخت

‫درضمن ممنون بابت دونالد لنگ

‫اما بن‌بسته

‫اون از منم چلاق‌تر شده

‫واقعا دوست ندارم توی تاریکی بیرون باشی ‫یه تاکسی بگیر

‫حتما

‫شب بخیر

‫شب بخیر

‫اینا چیه؟

‫قزل‌آلای نایجل اسلتر که دوست داری رو درست کردم ‫

‫ممنون ‫من با مامان غذا خوردم

‫حالش چطور بود؟

‫- خوب ‫- خوبه

‫گوش کن، باید یچیزی بهت بگم

‫کاری که من کردم قابل بخشش نیست

‫21 سالم بود ‫درد زیادی می‌کشیدم

‫بشدت تنها بودم و یه اشتباه کردم

‫تو عشق زندگی منی

‫و می‌خوام باهات ازدواج کنم

‫بیشتر از هر چیز دیگه‌ای

‫اما تصمیمش با خودته

‫دوباره ازت می‌پرسم

‫و اگه جواب رد بدی ‫قبول می‌کنم

‫و صبح از اینجا میرم

‫عاشقشم عزیزم

‫روزی تو هم همین حس رو ‫نسبت به کسی پیدا می‌کنی

‫چاقو کشیدی ‫باریکلا

‫داشتم قفل رو چک می‌کردم

‫اون در پشتی زیاد...

‫زیاد فایده نداره

‫باید چندروزی برگردم به ماسام

‫واسه درست کردن لباس و اینا

‫می‌دونم زمان خوبی نیست ‫اما اشکالی نداره؟

‫نه، خیلی هم...

‫خوبه

‫اینجوری در امنیتی

‫خوبه

‫باید یه قفل بندازیم روی اون

‫سلام بابا

‫مامان کجاست؟

‫ تا حالا ندیدیش...

‫ کلسی پلت؟

‫گوش کن من...

‫وای خدا ‫توئی

‫می‌خوام درمورد خواهرت ازت بپرسم

‫- خواهش می‌کنم ‫- کیه عزیزم؟

‫کور...

‫کورمورن استرایک

‫اومده اینجا چیکار؟

‫در رو ببند

More Farsi Persian subtitles for Strike

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left