The Russian Dolls (Les poupées russes)

The Russian Dolls (Les poupées russes)

Les Poupées Russes

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

BD - DVD 1080
A Commentary by oranous
برگردان و زیرنویس از اورانوس [email protected]

Tags

DVD
1080
Published on: 2014-06-12
Downloads: 31
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

. وُیلا "، من بازم توی جاده هستم "

! لعنتی

. باتری تمام شد

، تو سی سالته . باید بری خرید کنی

، هرچی به زندگیم نگاه میکنم . تأثیری نداره

من چکار کردم ؟

، من بطرز احمقانه ای عاشق یه دختر شدم ." مارتین "

. نه ، اینطور نیست

. " پس من حماقت کردم که عاشق یکی دیگه شدم ،" نئوس

... باشه

. این قضیه یه مشکل بزرگ داره

. چون من یه مشکل دارم

. بذار ببینم

. نوشتن ، یه نوع حل کردن مشکل زندگیه

، من دستور نمیدم . دستور یه نوع آشفتگیه

، خُب این منم . ماه گذشته توی یه عروسی در روسیه

. اینا کسایی هستن که عموما" میشناسمشون

، خیلی خُب . پنج سال پیش

. رفتم ،" بارسلونا "، تا اقتصاد بخونم

. همشون رو اونجا دیدم

. ما برای یکسال ، یه آپارتمان مشترکا" اجاره کردیم

، ارتباطمون قطع شد تا اینکه اینجا . توی سن پترزبورگ "، همدیگه رو پیدا کردیم

، چون ویلیام ، اون پسره . با یه روسی ، به اسم " ناتاشا "، ازدواج کرد

. با اون

. یه حادثه-ی بد ، زندگیم رو تحت تأثیر قرار داد

. یه چیز اساسی

، ولی برای شرح این که چرا انقدر اساسی بود

. یه گذر میزنیم به یکسال پیش

عـــــروســـک هـــای روســـی

. وُیلا "، حالا مینویسم "

. شغل من داستان رو تعریف میکنه

. ولی این زن ، چندتا از بهترین داستان های منو شنیده

. آقای ،" وی "، کارمند بانک من

. اونا نمیتونن دوماه به من پرداخت کنن

... ولی اونا گفتن . و این براتون جالبه

. چون من گفتم که من شبیه شما هستم

. افتضاحه . تو نمیتونی اون کار رو بکنی

. فرانسه قوانین سختی داره که از نویسنده ها حمایت میکنه

. من خیلی خیلی عصبانی شدم

چه چیزی اینجا جالب بود ؟

، خُب اونا گفتند

. چونکه اونا نتونستن بموقع به من پول بدن

، وقتی اونا پول بدن

. دیرتر مجازات میشن

. یعنی چی ؟ نمی فهمم

. چون تأخیر میکنن، بیشتر به من پول میدن

چقدر بیشتر ؟

. فکر میکنم اونا گفتند ، خیلی خیلی بیشتر

. پس شغل من اجرای آهنگ عروسیه

، ما برای شخصیت ها ، به نویسندگانی چون شما احتیاج داریم

. که خاطراتشون رو بنویسه

. و نمیتونن دوتا کلمه رو سَرِهم کنن

میتونی این کار رو انجام بدی ؟

از زبون یکی دیگه نوشتن ؟

... آره ...نه ... اون

. معلومه که من میتونم از طرف دیگران بنویسم

... به نظر من

. ترجیح دادم اونجا کار کنم

. من نمیتونم از طرف هرکسی بنویسم

. من از تخیلی که به واقعیت منتهی بشه خوشم میاد

. یه چیز بزرگی وسط کار بود

، خُب کار همینه میفهمی چی میگم ؟

. حالا من همه جا دارم کار میکنم

، یه زن تُپُل ، هم گِِرده و هم گرمه

، یه زنانگی درست ، همچنین ظرافت

. بعضی از مردها ، سوسیس و شغل آزاد رو دوست دارن

. خُب تو یه تجهیزات دیگه ای میخوای

. ابزارآلات معمولا" قابل اعتمادن

. اُ - اس - ایکس "، شرایط رو تغییر میده "

یعنی امکانات ؟ - . نه ، سواری رو -

. شیکه ، دوست داشتنی نیست ولی شیکه

. تو بخاطر من باید بری دنبال شغل آزاد - . این رنگه -

اون درختها رو از بین میبره ؟

... پس

شما چند بار در سال اونارو تمیز می کنید ؟

تو چی فکر میکنی ؟ - آره ؟ نه ؟ -

. نمیدونم . نظری ندارم

توی زمستون ، انگور پرورش میدی ؟

. تو یه ساعته داری با اعصاب من بازی میکنی

، من پاریسی هستم . این درخت لعنتی رو نمیشناسم

، منم مث تو هستم . منم دارم یه شغل مزخرف رو تحمل میکنم

، مسخره نمیکنم ، اگه سؤالهای من احمقانه-ست

. جواب نده منم بیخیال میشم

یه کمی تند میری ، درسته ؟

. ببخشید ، نخوابیده بودم

. یه روز گندی داشتم

. آره من دارم تند میرم

. شما پاریسی ها - . صبر کن ، بسه دیگه -

! " لارِنت "

، بسه ، اونطرف خوبه . سردر تمیزه

نوبت لعنتیِ تو کی میرسه ؟ - . تا دو هفته -

، بنظر میرسه مردم فکر میکنن که من . توی قصه-ی عشق کارم خوبه

، ما همین تابستون ، با نویسنده های جوان . یه داستان عشقی رو اجرا میکنیم

. اوه ، من عاشقشم

. امسال خیلی خوب میشه . من حتی یه سریال تلویزیونی هم باید بنویسم

. نوعی جاودانگی

. ما مشتاقانه داستان تورو میخونیم

، کیفیت بالایی داره ولی بعضی قسمت هاش

. حس خوبی نداشت

. حتی بیشتر از یه حس بد

. قسمت 57

، چرا ،" ژان ادوارد "، نباید توی طوفان اُدیله "، رو ببوسه ؟ "

. آره ، چرا ؟ ما میخوایم که اونا همدیگه رو ببوسن

. من میخوام که اونا همدیگه رو ببوسن

، نمیدونم . نمیخواستم خیلی کلیشه ای بشه

، ما توقع بیشتری داشتیم . اگه همدیگر رو نمی بوسیدن ، جالبتر بود

ولی چرا مخاطب ها بهره ای از لذت نبرن ؟

. حال و هوای تعطیلات رو داره

. این یه هدیه-ی بزرگیه برای بینندهای ما . از کلیشه نترس

. من کاملا" موافقم

، دنباله-ش اینه . خانه-ی جنگلی ضربه-ی بزرگی بود

، تماشاچی برای " هوس عشق در ونیز "، فریاد میزنه . برو سراغش

، همه میمیرن برای اینکه بفهمن چطوری . ژان ادوارد سرانجام عاشق اُدیله میشه

، ژان ادوارد خوشتیپه . اُدیله زیباست

، اونا توی ونیز هستن . زیباترین شهر جهان

. " راحت باش ،" زاویر

. همه-ی ما عاشق کارت پستالیم

، همگی به غروب خورشید علاقمندیم چرا انکار کنیم ؟

. بذارشون توی قایق

. من باید خونه-ی جنگلی رو می فروختم

ولی چرا ، ژان ادوارد ؟

چرا ؟

. من دارم طلاق میگیرم

همسرت می دونه ؟

. بله

. همه چی رو بهش گفتم

. ولی این حیرت آوره

. مسخره-ست

، آره ، حیرت آور

. مسخره نیست - . بیخیال -

، تو از قصه-ی عشق بیزاری . خیلی از مردم دوست دارن

. براشون مسخره نیست

پس به سرانجام رسوندیش ؟

. دوستت دارم

. خُب ، امیدوارم خوب بِخُرُنِش

. از مقاله-ی من بهتر میخُرن

پس این یعنی وداع با کتابِت ؟

. من نمیتونم همه کارها رو به یکباره انجام بدم

از اون خوشت میاد ، لوکاس ؟

. خیلی خوشم میاد

، شاید توی رؤیاهای من نبوده

، ولی باعث پیشرفتم شد . چیزای زیادی یاد گرفتم

ولی اون کی میتونه باشه ؟

منتظر کسی بودی ؟

، پنج سال پیش یه کتاب نوشتم ." هتل اسپانیایی "

، تا حالا ناشر پیدا نکردم . ولی هنوز امیدوارم

باربارا "، این معنیش چیه ؟ "

. فکر میکردم که بتونم اینجا پیدات کنم

. خُب ، اون تنهاست

، نا امیدم میکنی ... فکر کردم اون دست کم

. بله

بله ، کی ؟ بله ، چی ؟ نمیتونی بگی کی هستی ؟

همه میتونن ، تو چرا نمیتونی ؟

چی میخوای بهت بگم ؟ این مادرته ؟

، همه میتونن تو چرا نمیتونی ؟

، اجازه بده . تو از من میخوای که مث بقیه باشم

. این پدربزرگه

، گوشی

مطمئن بودم که فراموش کردی ؟

. سلام ، من " مارتین " هستم

. من روی یه خط دیگه هستم

. سریع

. باشه ، ادامه بده

... درباره-ی امشب - . اوه ، تولدت مبارک -

یادت نرفته بود ؟

تو چی ؟

. مامان ، گوشی رو نگهدار . این مارتین-ست . تولدشه

. از طرف من بهش تبریک بگو

. مادرم میگه تولدت مبارک

. ازش تشکر کن - امشب چه ساعتی ؟ -

. امشب برای شام منتظرتم - . صبر کن مامان ، تو نه -

. نمیدونم ، 9

. خوبه

. باید برم

! زاویر

. صبر کن مامان ، تو نه

، بده

. رمز

. رمز جدید خونه-ی من اینه ، 20 ب 10

. خیلی خُب ، من واقعا" دیگه باید برم

. مامان ، گوشی

." سلام خانم " لوپز - . باید نامه-ت رو برداری -

. یه هفته-ست جمع شده

میتونم یه " دی وی دی "، قرض کنم ؟

هنوز تموم نشده ؟

، من تا حالا هرچی خواستی بهت دادم ... حالا یه چیز موچیک ازت میخوام

. گوشی ، مامان

. بعدا" میام پیشت

تموم شد ؟ میتونم حرف بزنم ؟

نوبت من شد ؟

. امشب پدربزرگ رو می بینی

. من میام اونجا

،" همسایم ، آقای " بو بِیکر

. مزخرفترین مرد روی زمینه

... هی

میدونی چیه ؟

. فرضیه-ی " انفجار بزرگ کهکشانی " عمل نمیکنه

. امروز توی رادیو گفتن که شاید راست نباشه

. خُب ، کسی مطمئن نیست

. شاید فقط اون بدونه

The Russian Dolls (Les poupées russes) subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left