Release info

[AnimWorld]TsukigaMichibikuIsekaiDouchuu-06[720p][MOMAN M111&AnimeKhor]
A Commentary by MOMAN_M111
MOMAN_M111

Tags

720p
720
TS
Published on: 2021-08-12
Downloads: 25
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

انجمن ماجراجویان سیگه

!هوی، کی بوده؟

کی بوده که درخواست رمبرانت رو قبول کرده؟

.یـ... یکی بود با یه ظاهر عجیب

قدش کوتاه بود .و یه ماسک روی صورتش داشت

شرکت بازرگانی رمبرانت

گفتید که اسمتون کوزونوها دونوئه، درسته؟

،من مدیر شرکت تجاری رمبرانت .پاتریک رمبرانت هستم

.خوشبختم

بنا به دلایلی، مجبورم از این طریق .با شما صحبت کنم

...کـ... که اینطور

راستی، چند وقته که به سیگه اومدید؟

...من از زتسویا به اینجا اومدم

.و دیروز رسیدم

...خب معذرت میخوام

.که اینطور

من اکثر ماجراجوها می‌شناسم .ولی اسم شما رو تا حالا نشنیده بودم

.هستم و لولم یکه E من رتبۀ

.درضمن، این اولین مأموریت منه

من تو این فکر بودم ...که کسب و کار خودم رو راه بندازم

و قصد دارم به زودی .در انجمن بازرگانی هم ثبت نام کنم

.که اینطور

پس هدفت برقراری ارتباط تجاری .با شرکت من بوده

.تو کاملاً در اشتباهی

.شرمنده ولی دیگه حرفی با تو ندارم

.ناامیدم کردی

شب ششم مرد خوشتیپِ غمگین

بهتر بود درمورد چشم یاقوتی‌ها .کمی تحقیق می‌کردی

.خب واکنشش طبیعیه

.چشم یاقوتی‌ها، هیولاهای خیلی نادری هستن

...یه ماجراجو با لول تو نمی‌تونه

.اینم کالایی که درخواست کرده بودید

!باورم نمیشه! اینا واقعی هستن

!واقعاً معذرت میخوام

با اینکه جنستون اصل بوده .ولی بهتون شک کردم

میشه بگید چرا به این چشم‌ها نیاز دارید؟

،به عنوان عذرخواهی برای بی‌ادبیم .بهتون میگم

برای تولید یه داروی خاص .بهشون نیاز دارم

داروی خاص؟

.یه داروی جادویی همه‌کاره به اسم آمبروسیا

همسر و دخترانم ...به خاطر یک طلسم دارن رنج می‌کشن

.و برای درمانشون نیاز به این دارو دارم

معذرت میخوام، منظورتون از طلسم چیه؟

یه نفرین خاص .که با مراسم جادویی خاصی فعال میشه

بانو و دو تا دخترش .با یه طلسم سطح 8 نفرین شدن

تقریباً هیچ راه درمانی .به جز استفاده از آمبروسیا وجود نداره

...اجرا کنندۀ طلسم رو دستگیر کردیم

،ولی غیر از سطح نفرین .تا آخرین لحظه هیچی بهمون نگفت

تا آخرین لحظه"، ها؟"

.پس یعنی دیگه توی این دنیا نیست

من علاقه دارم موقع ساخت این دارو .حضور داشته باشم

آخه چرا؟

در واقع من یکی رو می‌شناسم که .استاد کیمیاگریه

با کمک خواستن از اون .می‌تونیم در زمان صرفه‌جویی کنیم

!اوه! از این بهتر نمیشه

...تا حالا فقط به در بسته می‌خوردیم

ولی بالاخره می‌تونیم .یه قدم رو به جلو برداریم

یه قدم؟

درسته، واسه تولید دارو برای هر نفر .نیاز به دوتا چشم هست

،پس در این صورت .می‌تونیم همه رو نجات بدیم

...ارباب

...موریس

!هورا

!خیلی خوب شد

!از همگی ممنونم

معلومه کارمندهاش .خیلی دوستش دارن

.بابت این هیاهو عذرخواهی می‌کنم

.این رسید تکمیل درخواسته

.دارو رو در روز دیگه‌ای آماده می‌کنیم

خیلی خب، پس من دیگه .میرم به انجمن بازرگانی

اوه، هنوز ثبت نام نکردید؟

.امیدوارم با موفقیت در آزمون قبول بشید

.بله، خیلی ممنونم

!چی؟

!آزمون؟

انجمن بازرگانی

بله، برای پیوستن به انجمن بازرگانی .لازمه در دو تا آزمون قبول بشید

آزمون کی برگزار میشه و شامل چه مواردی میشه؟

.زمان آزمون دادن آزاده

.آزمون اول، آزمون نوشتاریه

برای اطلاعات بیشتر .می‌تونید کتاب راهنمای انجمن رو مطالعه کنید

،اگه در آزمون نوشتاری قبول بشید ...در آزمون بعدی که عملیه

.باید یه سری اجناس خاص رو تهیه کنید

میشه مثال بزنید چه جور اجناسی؟

معجون

از اجناس ساده‌ای مثل ...بطری خالی معجون گرفته

تا اجناس دشواری مثل .دندون‌های گرگ هاول

...اگه تونستی در هر دو آزمون قبول بشی

...باید قدرت سرمایه‌گذاری خودت رو

.با سپرده و عوارض سالانه نشون بدید

خب بدون سرمایه کافی .تجارتی هم نمی‌تونی کنی

...درضمن، اگه نتونی در آزمون قبول بشی

تا نیم سال اجازۀ شرکت .در آزمون مجدد رو نداری

.متوجه شدم می‌تونم این کتاب راهنما رو داشته باشم؟

.قیمت هر نسخه 2 سکۀ طلاست

!چه گـــرون

.لازم نیست به خودت فشار بیاری تا بخریش

اکثراً برای شرکت‌های تجاری کار می‌کنن .و در این بین به تحصیلشون هم ادامه میدن

.نه، مشکلی نیست

چی؟ میخواید کتاب رو بخرید؟

هنوز مقداری از پول‌هایی که از فروش .میوه‌های میان‌بعدی برام مونده رو دارم

!شوخی می‌کنی؟ !باید اینا رو امتحان بدم؟

.ای بابا، بی‌چاره خشکش زد

،بنده خدا حق داره .آخه مطالبش خیلی سخته

...میگم، خیلی ببخشید، ها

درمورد مطالب توی کتاب سؤال داری؟

اگه مشکلی داری .می‌تونم توی بعضی‌هاشون کمکت کنم

.نه، می‌تونم همین الان آزمون بدم

!ها؟

...خیلی خب

تقریباً تونستم اکثر اجناس ممنوعه .و محصولات مجاز رو حفظ کردم

.ببخشید منتظرت گذاشتم

.تا زمان شروع آزمون برگه رو برنگردون

.اینم واسه امروز پیش من می‌مونه

.مترجم: جوری بهش گفت که یعنی امتحان رو رد میشه و بعداً لازمه دوباره بخونش

.خیلی خب، زمان آزمون شروع میشه

همونطور که حدس میزدم .سؤالات حفظی کمی توی آزمون اومده

می‌مونه سؤالاتش محاسباتی ...که سختـترین‌شون

...در مقایسه با سیستم آموزشی ژاپن

!درحد سؤالات دوران ابتداییه

،اینا واسه من که یه دانش‌آموز دبیرستانی‌ام .مثل آب خوردنن

خیلی سخته، نه؟

.تموم کردم

چی؟! هنوز بیش از !نصف زمان آزمونت باقی مونده

می‌دونم خیلی سختن ...ولی نباید شانسی جوابشون بدی

تا حالا سابقه نداشته کسی !توی این زمان کم با نمرۀ کامل قبول بشه

!این یه معجزه است

.بدجوری حرصش گرفته

...ولی سطح تحصیلات این دنیا

.در حدیه که انگار هیچ مدرسه‌ای ندارن

ولی آزمون دوم !که تهیۀ اجناسه خیلی، مشکله

.یه دونه توپ از توی جعبه بردار

...این شماره

،کریستال راید، مِیز فورما ...ایلومیناتاکس و دندون گرگ هاول

!فقط همین چهار تا کالا

!ها؟

دندون گرگ هاول؟ همون آیتم سختی که گفته بود؟

باید این کالاها رو ظرف سه روز .تهیه کنی و به اینجا بیاری

!تو واقعاً بدشانسی، ها

!خودم اینو خوب می‌دونم

همون موقع که اون الهۀ عوضی .منو شوت کرد بیرون، متوجه شدم

متأسفانه برای جمع‌آوری این کالاها .حداقل باید لول 50 باشی وگرنه محاله

چی؟ لول 50؟

...اگه اشتباه نکنم گروه توآ سان

رانینا لول 122

هازال لول 114

هازال لول 114

هازال لول 114

هازال لول 114

هازال لول 114

هازال لول 114

لوییزا لول 108

لوییزا لول 108

لوییزا لول 108

لوییزا لول 108

لوییزا لول 108

لوییزا لول 108

توآ لول 125

توآ لول 125

توآ لول 125

توآ لول 125

توآ لول 125

توآ لول 125

رانینا لول 122

رانینا لول 122

رانینا لول 122

رانینا لول 122

رانینا لول 122

پس اونا همگی لول بالا بودن، ها؟

اگه اونا به سختی تونستن ...اون هیولاها رو شکست بدن، پس در این صورت

اجناسی با ارزش یکسان رو می‌پذیرید، مگه نه؟

!چشم و شاخک زنبور چشم سرخ

!همینطور دندون‌های مورچۀ آرواره داسی؟

!پسر، اینا رو از کجا گیر آوردی؟

وقتی یه گروه ماجراجو رو با درشکه‌م رسوندم .اینا رو به عنوان تشکر بهم دادن

یعنی با همچین ماجراجوهای !ماهر و سخاوتمندی ارتباط داری؟

.بهت تبریک میگم

تو اولین کسی هستی که بدون اطلاع قبلی اومدی .و با نمرۀ کامل قبول شدی

.هورا! خیلی خوشحالم

یالا یه کم بیشتر !از خودت خوشحالی نشون بده

!این یه اتفاق شگفت‌انگیزه، ها

!واقعاً خوشحالم... هورا

...نشون دادن احساس

...با بالن نوشتاری

.خیلی سخته

،فردا کارت انجمن شما آماده میشه !پس دوباره تشریف بیارید

.به این میگن تغییر ناگهانی در برخورد

.حسابی گرسنه‌م شد، برم یه چیزی بخورم

.فکر کنم وقتشه یه تماسی با توموئه بگیرم

می‌تونید خوشحال باشید که جزوی از !تمرینات من در عزلت بودی

پسر، کی فکر می‌کرد توی بیابون .خرچنگ هم پیدا میشه

شنیدم خرچنگ‌های غول‌پیکر .خیلی خوشمزه‌ن

اونا خیلی قدرتمندن .ولی تا حالا به این بزرگیش رو ندیده بودم

واقعاً باعث افتخاره .اجازه دادید به شما ملحق بشم

توموئه ساما، عیبی نداره به ارباب جوان اطلاع ندادیم؟

.مشکلی نیست

توی خاطرات ارباب جوان دیدم که مردم ...خرچنگ رو در سکوت می‌خورن

یا شایدم خوردن خرچنگ مردم رو وادار به سکوت می‌کرد؟

!اوه، حق با شماست

اونقدر خوشمزه است !که نمی‌ذاره از پاش بلند بشیم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left