A Man on the Inside

A Man on the Inside

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

A Man on the Inside S02E04 Spirit Week 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 4 A Man on the Inside 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-20
Downloads: 25
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

جولی، شانزدهم اکتبر، ساعت ۸:۴۴ صبحه

سه هفته از شروع افشای ایمیل‌های برنجر می‌گذره

امروز صبح یکی دیگه هم پخش شد

جزئیات بیشتری درباره حقوق نجومی‌ش

یه تئوری جدید دارم که به نظرم خوبه، و بیشتر بهت گزارش می‌دم

وقتی که بعداً تو دفتر برنجر ببینمت

نیووندایک

ویلر چی پیدا کرد؟ ببخشید؟

ویلر چی پیدا کرد؟

هیچ نظری ن... اشتباهه!

آخ!

کسی اینو دید؟!

خیلی متاسفم. باید در موردش بهت می‌گفتم

سنت گلد راش اینه که باید به معمای ویلر جواب بدی

وگرنه بمب اکلیلی می‌شی

نمی‌دونم یعنی چی

فقط... باشه، یه پله برگرد عقب

باشه. گلد راش یه هفته کامله

از فعالیت‌ها و سنت‌ها

مهم‌ترینش معمای ویلره

درست جواب بدی، یعنی گرفتیش

یه ویلری واقعی هستی و یه دستمال سر قرمز می‌گیری

غلط جواب بدی... اینو می‌گیری

هی. خب، جواب معما چیه؟

باید خودت پیداش کنی

کل قضیه همینه. اینطوری یکی از ما می‌شی

باید قدردان باشی

تو روزای اول گلد راش، گل می‌انداختن

چون گل... چیزیه که باید الک کنی تا طلا پیدا کنی

می‌بینی؟ تو راهی

با این ماجرا همراه شو، رفیق

تو از گلد راش معاف نیستی

فقط چون باهوش و مهربونی

و باسن سفت و محکمی داری

فکر می‌کنی من باسن سفت دارم؟

مثل یه روکش استخر

این تقصیر اونه

سلام. ویلر چی پیدا کرد؟

تو هم می‌تونی انجامش بدی؟

اینا این چیزا رو خیلی تحریک‌آمیز نشون می‌دن

آره، اگه یه اسپانسر بزرگ شرکتی پیدا کنم، ۵۰ هزار دلار اضافه می‌گیرم

خب که چی؟ یه وضعیت برد-برده

واقعاً از پارک کردن تو پارکینگ سرپوشیده پپسی/تی-موبایل لذت می‌برم

با حمایت سفورا

دلم می‌خواد همین الان برم سراغ اون روزنامه

و ازشون بخوام منابعشون رو لو بدن

این فکر خیلی بدیه، جک. نتیجه عکس می‌ده

اونا نخود فرنگی یخ زده‌ن؟

آره. من میگرن دارم. این تنها چیزیه که کمک می‌کنه

هالی حق داره

و به یه شکلی، این واقعاً خوبه

باج‌گیر داره دستش رو رو می‌کنه تا ما بتونیم از این فرصت برای نزدیک شدن استفاده کنیم

بهتره که پیداش کنی

می‌خوام اون لپ‌تاپ فوراً پیدا بشه

راستش، یه سرنخ جدید و هیجان‌انگیز داریم

معلوم شد حداقل یه دانشجو تو محوطه دانشگاه بوده وقتی لپ‌تاپ شما دزدیده شده

مظنون جدیدمون؟

کلر چانگ

اون تو رویداد وینیک به عنوان مسئول پذیرایی کار می‌کرد

اون عکس با عینک جاسوسی من گرفته شده، شبی که نقاشی سوخت

چارلز خیلی زیرکانه اون رو به عنوان دستیار پژوهشی استخدام کرده

تا بفهمه آیا انگیزه داره یا نه

و عملیات کلر همین الانش هم شروع شده

استادها هنوز مظنونین اصلی هستن

پس در حالی که چارلز روی کلر تمرکز می‌کنه

من مصاحبه‌های رسمی رو ادامه می‌دم

باشه، اگه تمومه، بزن بریم سر کار

آه!

آره، متاسفم

با هوش مصنوعی درستش کردم

باشه، پس جعبه یک اطلاعات مربوط به پایداریه

و طراحی پل معلق

جعبه دو کلی مقاله در مورد تاریخچه پل‌های معلقه

جعبه سه مقالاتی در مورد جف بریجز

افتادم تو یه گودال خرگوش ولی اون آدم جذابیه‌ها

و جعبه چهار لباس‌های چرک منه پس بازش نکن. چندشه

خیلی دقیق

آره، من هیچی در مورد این موضوع نمی‌دونم

واسه همین هرچی پیدا کردم جمع کردم

کار دیگه‌ای هست که شروع کنم؟

هرچی زودتر بهم بگی، بهتره. من ۱۲ تا کار دیگه تو دانشگاه دارم

آره. اوه، شوخی نمی‌کنم

واقعاً ۱۲ تا شغل دیگه دارم

وای. کی می‌خوابی؟

تو کلاس

شاید باید از رئیس برنجر یه کم پول بخوای

این روزا انگار حسابی پولدار شده

اوه خدای من، اون یارو افتضاحه

اوه نه، دوستته؟

نه. اوه، خدا رو شکر

اون پسرمه

شوخی می‌کنم. ببخشید

استاد! نتونستم خودمو نگه دارم

باهاش در ارتباط هستین؟ ببخشید. باید برم لباسامو بشورم

ساعت آزاد بعدی که خواهم داشت، وقتیه که ترم آخر باشم

باشه. نه، خواهش می‌کنم، برو. برو

ممنون

صبح بخیر! همه برگه‌های میان‌ترمتون رو تصحیح کردم!

حالا همه‌تون روزنامه‌نگارای واقعی هستین

شرط می‌بندم فکر می‌کنید این شما رو ستاره‌های راک لعنتی می‌کنه

خب، حدس بزن چی؟

آره، واقعاً همینطوره!

شماها عالی هستین، چون اهرم‌های قدرتی رو لو میدید

که نخبه‌ها باهاش سر مردم عادی مثل من و شما رو کلاه می‌ذارن.

به قول جورج اورول،

«ژورنالیسم یعنی چاپ کردن چیزی که کسی نمی‌خواد چاپ بشه.»

«بقیه‌ش روابط عمومیه.»

اون یه سری چیزای خیلی بد هم در مورد همجنس‌گراها گفته.

اون زمان فرق می‌کرد.

ایمیل‌های برنجر داره به روزنامه لو می‌ره.

شما مشاور دانشکده‌ی روزنامه هستین.

سردبیرهای دانشجوِ دیلی ویلر ۱۰۰ درصد استقلال تحریریه دارن.

روز اول میان و من میگم: «حقیقتو بگید...»

و همین.

چیزای دیگه هم هستن. چیزای دیگه که باید بگم.

باید در مورد رمز وای‌فای حرف بزنم و ترموستات تو کمد قراضه‌س.

پس باید کلیدشو بزنید.

یه همچین چیزایی، ولی بیشترش...

آره، بیشتر همون قضیه حقیقته.

باشه. خب، نظرتون راجع به برنجر چیه؟

ویلر قبلاً رئیسای خوبی داشت.

می‌دونین، بومی بودن، به آینده ویلر اهمیت می‌دادن.

برنجر... یه انگلِ شرکتیه.

هیئت مدیره استخدامش کردن تا اینجا رو مثل یه بیزینس اداره کنه.

دارن نتیجه‌ی کارشون رو می‌بینن.

آقای گریفین، من واقعاً می‌خوام به کالج ویلر کمک کنم.

تا وقتی ندونم کی پشت این لو رفتناست، نمی‌تونم این کارو بکنم.

خانم کوالنکو، براتون راحتش می‌کنم.

حتی اگه می‌دونستم کی لو داده، بهتون نمی‌گفتم.

من ترجیح میدم برم زندون و دیگه هیچ‌وقت... سوار موتورسیکلتم نشم،

تا اینکه به یه منبع خبری خیانت کنم.

حالا، با اجازتون،

ماشینم خیلی دور پارک شده.

تا جایی که پارکم با اینا نمیرم.

فهمیدم. خوبه.

ویلر چی پیدا کرده؟ اوه خدایا.

باشه. ببین، واقعاً می‌تونی...

من یه جلسه دارم، و ترجیح میدم نه.

اوه، فقط انجامش بده.

باشه، ویلر چی پیدا کرد؟

بی‌ادب. بلوط که کون نداره.

سلام بابا. یه سوال سریع.

ویلر چی پیدا کرد؟

اوه خدایا. گلد راشه‌؟

آه، گلد راش بهترینه.

اکلیلی شدی؟ چند بار؟

خیلی زیاد. ببین، خواهش می‌کنم بس کن.

فقط جواب این معمای مسخره رو بهم بگو.

تو چته؟ میدونی که نمیتونم.

امیلی، نمی‌تونم... من باید...

همین الان جوابو بهم بگو وگرنه تنبیه میشی.

بابا. می‌دونم مسخره به نظر میاد ولی واقعاً مهمه.

باید خودت بفهمی.

دوستت دارم. با اکلیلت خوش بگذره.

آخرین اطلاعات لو رفته در مورد برنجر و پاداش‌هاش رو دیدی؟

بهت میگم، اون یارو مشتقیه.

نوه دارم، واسه همین وقتی پای صحبت با جوونا میاد وسط...

کارم حرف نداره.

اوکی، قبوله.

دوست من یکی از سردبیرهای روزنامه‌ست.

یه اکانت ناشناس به اسم «ویلر گاردین»

داره براشون ایمیل و فایلای محرمانه و از این جور چیزا می‌فرسته.

اوم. فکر کنم برنجر هک شده.

همه فکر می‌کنن خیلی خنده‌داره.

خب، کسی از اون یارو خوشش نمیاد، نه؟ واقعاً هیچکس.

تقریباً درست قبل از اینکه من بیام اینجا، اون رئیس شد.

و قرار بود برم یه اردوی کمپینگ

برای ورودی‌های سال اول، که اون لحظه آخر برنامه رو کنسل کرد.

آره، دخترم سال‌ها پیش به اون اردوی کمپینگ رفت.

اونجا با شوهرش آشنا شد.

می‌بینی؟ چه عالی. آره.

برنجر اصلاً به چیزای اینطوری اهمیت نمیده.

ویلر فقط دانشگاه من نیست، میدونی؟

خونه منه، و اون داره خرابش می‌کنه.

قرار بود ۲۰ دقیقه پیش بیای تو اتاقم ببینمت.

مجبور شدم از «فایند مای فرند» استفاده کنم. خدایا.

کلاً حواسم به زمان نبود. اه... استاد، ایشون هیلی، هم‌اتاقیمه.

خوشوقتم.

ببخشید که وسط حرفتون میام، ولی واسه تمرین قایقرانی دیرمون شده.

سردم بود، واسه همین سویشرتتو کش رفتم.

اوه، اشکالی نداره. منم سرهمی تو رو برداشتم.

اوه خدایا. چقدر بهت میان. می‌دونم، مگه نه؟

قول میدم این کارو هر چه زودتر انجام بدم.

اشکالی نداره. برو. خوش بگذره. باشه.

نگهشون دار. واقعاً؟

آره. اون پلیور رو می‌خوای؟

شوخی میکنی؟ آره. خیلی بامزه است.

ویلر چی پیدا کرد؟

هر کاری که قراره انجام بدی، دوبار فکر کن.

آه، ب... بله، خانم.

هی. هی جولی. خبر عالی.

همه بچه‌ها اینجا فکر می‌کنن من خیلی باحالم.

ضمناً، کلر از برنجر متنفره.

و اون به روزنامه دسترسی داره، پس هم انگیزه داشت هم ابزار.

بهت میگم، یه چیزی اینجا داره اتفاق میفته.

باشه. بهم خبر بده.

اوکی، قبوله.

اه.

هی. ویلر چی پیدا کرد؟

آه، بیخیال! باید خودت تمیزش کنی!

More Farsi Persian subtitles for A Man on the Inside

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left