The first 200 lines.
...آنچه در «سرگذشت ندیمه» گذشت
برای آنان که واقعاً صالح هستند
گاهی خداوند برایشان پناهگاهی میفرستد
و ویلرها ترتیب همۀ اینا رو دادن؟
بله به محض اینکه خبردار شدن .ممکنه اینجا بمونید دست به کار شدن
.معرکه نیست؟ یه اتاقِ زایمان مجهزه
.میرم قدم بزنم
.به هیچ وجه
باید استراحت کنی. بچهت باید استراحت کنه
.برو تو اتاقت
یالا. یالا. خودمون رو میرسونیم
همونجاست - !بگیرنش -
!اون که کاریتون نداره
!بس کن! لامصب اون که کاریتون نداره
من هیچوقت ناامید نشدم
و تو هم هیچوقت ناامید نشدی
چون ما میدونستیم دوباره همدیگه رو پیدا میکنیم
یکی از تیمهام امروز توی منطقۀ بی طرف .جون آزبورن رو دستگیر کرده
.مَرده رو نمیخوان. ولش کنید
...نه، نه، نه، نه، ما از هم جدا نمی - چی؟ -
!نه، نه! کجا میبرینش؟ نه
چه بلایی قراره سرش بیاد؟
ازرا رو میفرستم منطقۀ بی طرف .و میگم همونجا کار رو یکسره کنه
.منم میخوام با ازرا برم .میخوام شاهدش باشم
سرینا، داری چه غلطی میکنی؟
!فقط راه بیفت
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
مترجم: سحر
کدوم گوری میریم؟ - فقط همینجور برو -
کجا برم آخه؟ تورنتو؟ گیلیاد؟
قصدت همینه؟
تا بتونن اونجا بکشنم سرینا؟
لوک چی سرینا؟
اونا چه بلایی سرش میارن؟
!لعنتی
!وای خدایا
!وای خدا! گندش بزن
شرمنده، شرمنده - حالا دیگه شرمندهای؟ -
!گور باباش
جون؟
جون، بهت شلیک نمیکنم
!جون، خواهش میکنم! جون
!وای خدایا
داری زایمان میکنی لامصب؟
البته که داری زایمان میکنی
!وای خدایا
میشه اینو بدی به من؟ همینجور اینور و اونور میچرخونیش
کی شروع شد؟
.نمیدونم. یه مدت پیش - .خیلی خب -
کیسه آبت پاره شده؟ - .اوهوم -
چه مدت بعد از شروع درد زایمانت؟
.خیلی خب، بعدش گوشی همراهته؟
.نه - .خیلی خب، بیا بیرون -
.زود باش - چی؟ -
.لطفاً از اون ماشین کوفتی پیاده شو
وای خدایا! آخه واسه چی؟ میخوای چی کار کنی؟
میخوام سعی کنم خودمون دوتا رو از اینجا ببرم بیرون. باشه؟
.ببرمت پیش دکتر
.نه
.چرا، سرینا. باید بری بیمارستان
.بیمارستان نه. اونجا پیدام میکنن
کدوم خری پیدات میکنه؟
!ریدم توش
.وای خدایا. خیلی خب
.باشه
اون یارو دیگه کدوم خری بود؟ اون یارویی که بهش شلیک کردی کی بود؟
کی بود؟
میخواستی در بری یا چیزی؟
.باشه، خیلی خب
.آخ! لعنتی
.باشه. باشه
.همراهم بیا
باید ببرمت داخل - کجا؟ -
میبرمت توی اون انباره
انبار؟ - .آره، انبار -
فکر بهتری داری سرینا؟ - نه، نه، نه، نه -
.آره. فکر نمیکردم غیر این باشه - .خیلی خب، وایسا، وایسا -
فقط نفس بکش. باشه؟
.حالا شد. حالا شد - .خیلی خب. خیلی خب -
.خیلی خوب. شاید توش آخور هم باشه
!وای چه قشنگ
.خیلی خب
.ممنون
.شرمنده دیر کردم
فرد قبل از سخرانی شوارش .نیاز به یه کم دلگرمی داشت
.میدونی که مردا چه جورین
.کاملاً درک میکنیم
اجازه بده ندیمۀ جدیدمون رو بهت معرفی کنم
.ثمرات پر برکت باد
.باشد که پروردگار ثمر افزاید
.از این طرف
.زور بزن، زور بزن، زور بزن
.نفس بکش، نفس بکش، نفس بکش
.زور بزن، زور بزن، زور بزن
.نفس بکش، نفس بکش، نفس بکش
.روز بخیر خانم واترفورد
.روز بخیر عمه لیدیا - .البته، خیر هم هست -
.نفس بکش، نفس بکش، نفس بکش
.نفس بکش و زور بزن. زور بزن
.جلال و افتخار از آن اوست
الان به مقدس ترین مرحلۀ زایمان رسیدیم
جایی که خداوند حضور باشکوه خود را آشکار میکند
این حاملِ برگزیدۀ خداوند آمادهست
.تا ثمرۀ عشقِ خداوند را به این دنیا بیاورد
.زور بزن
.نفس بکش، نفس بکش، نفس بکش
ولی دروازههای بهشت
بدون تلاشی چشمگیر باز نمیشوند
مگه نه دخترا؟
ما باید این روح جدید رو به سوی خودمون فرا بخونیم
از خواهرتون موقع زایمان حمایت کنید
.برای قوی و موفق شدندش دعا کنید
.نفس بکش، نفس بکش، نفس بکش
.و زور بزن، زور بزن، زور بزن
.آفرین! نفس بکش، نفس بکش، نفس بکش
!و زور بزن! زور بزن .زور بزن -
.نفس بکش، نفس بکش
.نفس بکش سرینا
.یالا دیگه، نفس بکش
.نفس بکش
.حالا شد
همین بود؟
!نه بابا
.خیلی سرده
آره، سردتر هم میشه
سر بچۀ اول ممکنه اینجوری بشه
من سر هانا 19 ساعت طول کشید تا فارغ بشم
.و نزدیک بود بزنه لگنم رو بشکنه
.نیکول زودتر به دنیا اومد
.البته اون زمان تک و تنها بودم
یادمه با خودم فکر میکردم اگه مشکلی پیش بیاد
جفتمون میمیریم
.و هیچکس اصلاً خبردار نمیشه
.اصلاً کسی نمیاد دنبالمون بگرده
.انگاری اصلاً از اول وجود نداشتیم
.خیلی خب
.این یکی شدیده. این یکی شدیده .ازت میخوام نفس بکشی
.نمیتونم - .وای خدا! چرا، میتونی -
تو از پسش برمیای. باید نفس بکشی، خب؟
.نمیتونم - .چرا، میتونی -
.چرا، میتونی. نفس بکش سرینا
.حالا شد
خیلی خب، من باید نگاهی بندازم. باشه؟
به چی؟ - باید یه نگاهی به دهانۀ رحمت بندازم -
باید یه نگاهی بندازم ببینم .میتونم سر بچه رو ببینم یا نه
باشه؟
!وای خدایا
!نزدیک من نشو
.سرینا، میخوام کمکت کنم
!تو من و بچهم رو میکشی
.میزنی بچهم رو میکشی - .خیلی خب، باشه -
میخوای تنهایی زایمان کنی؟ پس به درک، تنها زایمان کن
.ما پیشتیم
.دخترا، دور خواهرتون جمع بشید
.وقتی آفکلارنس بهتون نیاز داره کنارش باشید
.دعا تطهیر رو با هم میخونیم
پروردگارا کمکم کن
ممکن است تا ابد به خاطر آن محزون باشم
.آمادهست - ...هرگز راضی -
.البته، کاری که لازمه رو بکنید
.خواست خداست - هرگز فکر نکن -
.که من بتوانم به نقطۀ کمال برسم
.دخترا
.دخترا
حسادت را در من بکش به زبانم فرمان بده
.نفس را زیر پا بگذار
.مرا از وابستگی به ناپاکیها رها کن
.از معاشرتهای نادرست .از لذتِ گناه
.آفـرد، دعا بخون
.برای زندهموندنِ بچه دعا بخون
.خیلی خب. خیلی خب
.خیلی خب
.یالا دیگه
.لعنتی
.لعنتی
.برگشتی
.خیلی خب
حالا شروع میکنی از ده معکوس شمردن، خب؟
.برو که رفتیم
...ده، نه، هشت، هشفت، شش
.برو که رفتیم. پنج
.سرش رو میبینم
وای جدی؟ - .آره -
میخوای حسش کنی؟
!وای
!سر بچهته
حسش میکنی؟ - .آها -
.موهاش رو میبینم
چه رنگیه؟ - یه کم قهوهایه -
یه کم خونیه ولی داره به دنیا میاد
.موهاش قهوهایه
وای، قهوهای؟ - .آره -
دیگه تقریباً تمومه، باشه؟
بیا، حالا سر رو در میاریم
.تو از پسش برمیای. برو که رفتیم
.نفس عمیق بکش
.آروم نفس بکش
.مرتب و آروم. آروم
.مرتب و آروم
!وای خدایا! میسوزه، میسوزه، میسوزه
No comments yet. Be the first to leave one.