Time Limit

Time Limit

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Time Limit (1957) 720p BluRay
A Commentary by alireza__soleimani

Tags

BluRay
480p
480
1080
720p
720
Published on: 2022-03-12
Downloads: 35
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.اردوگاه زندانیان "جیجی"، کره‌ی شمالی

"محدودیت زمانی"

.ببخشید که دوباره مزاحمتون شدم

.باید دیرتر میومدم .هنوز یه ربع دیگه مونده

.نه، ستوان .دقیقاً ساعت 4 و ربعه

.سیگار داری؟ مال خودم تموم شده

.اینجا. اینجا. بفرما

ستوان، می‌خوای چیزی بخونی؟

.یه مجله‌‌ی "اسکوایر" عالی پیدا کردم .درست توی کشوی پایینیه

مطمئنی؟

"ستوان، داری دنبال اردوگاه "جیجی می‌گردی؟

ها؟ - دنبال اردوگاه "جیجی" می‌گردی؟ -

اون اینجاست؟ - .آره حتما -

ما همه‌ی اردوگاه‌های زندانیان کمونیستی .رو با سنجاق مشخص کردیم. بذار ببینیم

."جیجی" ."جیجی"

.اینم از جایی که هستیم .چهل و سه درجه

.این باید یه جایی همین اطراف باشه ...بذار ببینم

."چهل، اینم از این "سمن". نه، نه، "جیجی

."اینجا. "جیجی

.آره

خب، فکر کنم به نقشه نیاز نداری که اون آشغالدونی رو بیاد بیاری، ها؟

.فکر نکنم

.سرهنگ تا چند دقیقه‌ی دیگه میاد، ستوان

.این چیزیه که 20 دقیقه پیش گفتی

.ستوان، این فقط یه بازجویی عادیه

.چیزی نیست که نگرانش باشی - .نگران نیستم -

فقط می‌خوام داستان رو .راجع به این قضیه بدونم

.مرخصی گرفتم که بیام اینجا

همه‌ی ما باید اینجا بمونیم و توی این دادگاه نظامی شهادت بدیم؟

خب، قربان، ممکنه این .حتی دادگاه نظامی هم نباشه

یعنی چی؟

.ببین، قربان، سرهنگ تو اینجا بازپرسه

حالا، اون فقط حقایق رو کنار هم .می‌ذاره و به ژنرال یه توصیه نامه می‌ده

اون موقع نوبت ژنراله که ...تصمیم بگیره که دادگاه نظامی

.برگزار بشه یا نه... - ،"آره، اما تو یه پرونده مثل "کارگیل -

هیچ شکی نیست، مگه نه؟

خب، فکر نکنم. بازم سیگارمو می‌خوای؟

ممنون. فقط آرزو می‌کنم .بتونن با این قضیه کنار بیان

.ستوان، نگران نباش

سرهنگ "ادواردز" هر مرخصی‌ای .که بتونه بهت می‌ده، باور کن

در حال حاضر، نباید فکر بدی در مورد .اون کنی. فقط بخاطر اینکه افسر ستاده

اون همیشه یه پشت میز نشین .پیاده نظام نبوده

"می‌دونی، ما تو جنگ "آردنن .با هم بودیم، اون و من

.یه مرد دانشگاهی

.قیافه، هوش، شخصیت و همه چیز داره

فقط یه نقطه کور داره .که با گروهبانا حال نمی‌کنه

.سرهنگ "ادواردز"، خیلی خوبه که برگشتی

.آره. متاسفم. "میلر" رو منتظر گذاشتم

.اینطور نیست .قربان، ژنرال شما رو فرا خوند

.دوبار

.اوه

آره؟

کارم داشتین قربان؟

.بله "بیل". بیا تو، بیا تو. منتظرت بودم

متاسفم قربان، مجبور بودم از یه سری .آدم در مورد پرونده‌ی "کارگیل" بازجویی کنم

خارج از پستت؟ - .بله، قربان -

این بهترین راه برای .دیدنشون بود. غیر نظامیان

خب، بیل، خیلی بیشتر از همیشه .توی این پرونده وقت داشتی

.چند ماهه که داری روش کار می‌کنی

.بله، می‌دونم

ما یه عالمه پرونده .داریم که باید انجام بدیم

.اونا پیگیرن که کارا رو سریع‌تر انجام بدم

.متوجه‌ام، قربان

بیشتر از این نمی‌تونیم .معطلشون کنیم

.منصفانه نیست که مردم دخالت کنن

به همین خاطره که امیدوار بودم هر چه زودتر این یکی رو تموم کنی، باشه؟

خب، قربان، بیشترین تلاشمو .انجام میدم. آخرین شاهدم منتظرمه

آخریش؟ - .بله، قربان -

.خوبه. این چیزیه که می‌خوام بشنوم

.خیلی خب، قربان

.یه ابزاری هست که تو دستته، ستوان

.بذار ببینیم، 15 می 1954

.اوه، ماه کامل

چجوری با این چیزا زمان رو تشخیص می‌دی؟

.فکر کنم یه کم به تاخیرت بندازه

...اینو توی آشغال‌دونی بردم - ."بیکر" -

آره؟ - اینو به "م.ا.ج" ببر، باشه؟ -

.باشه، قربان

.بشین، ستوان .ببخش که منتظرت گذاشتم

.متوجه نبودم که این همه دیر کرده باشم - .مشکلی نداره قربان -

.زیاد طول نمی‌کشه، فقط چندتا سوال عادیه

بذار ببینم، دیروز کجا بودیم؟

"سوال "قبلاً سرگرد "کارگیل" را می‌شناختی؟

"با اون توی اردوگاه "جیجی" زندانی بودی؟"

جواب این بود " نه قربان، هیچ ".کدوم از ما این کارو نکردیم

.ممنون. خیلی خب

قبل از اینکه "کارگیل" رو بندازن توکلبه‌ی شما، چند وقت تو اردوگاه زندانیان بودی؟

.حدود 4 ماه قربان - .آها -

و این یعنی همه‌ی شما 9 ماه قبل از اینکه این اتفاق بیفته با هم زندگی کردین؟

.بله، قربان، همین طوره

،خب، بگو ببینم، ستوان چطور این اتفاق افتاد؟

خب، قربان، خیلی ناگهانی اتفاق .افتاد. همه‌ی ما رو غافلگیر کرد

آره، اما چطور؟

.قربان، شما باید این رو بدونی .فکر کنم اینجا داریشون

من شهادتنامه‌ی 14 تا شاهد .مختلف رو اینجا دارم، ستوان

.ولی هنوزم نسخه‌ی خودت رو نیاز دارم - .بله، قربان -

الان بیا نسخه‌ای که تو .به یاد میاری رو گوش بدیم

بله، قربان، درست .همون طوری که یادم میاد

.خب، یادمه که اون روز خیلی سرد بود، سرد بود

تا زمانی که نرفتی کره‌ی شمالی .نمی‌دونی معنی سرما، دقیقاً یعنی چی

مثل هر روز، سپیده‌دم ما .رو از خواب بیدار کردن

مجبورمون کردن که جمع بشیم و .بریم به اون سخنرانیاشون گوش بدیم

.درست مثل همیشه بود، به جز یه چیز

.سرهنگ "کیم" دیر کرده بود

.پیرمرد کچل داره میاد

.بله، سرهنگ "کیم" بزرگوار

می‌خوام بدونم این‌دفعه چه .بلایی سر "کارگیل" اومده

.کاری که همیشه می‌کنه .اونو می‌ندازه تو سیاه‌چاله

آره، اما من شرط می‌بندم .اول اون "کیم" رو گول زده

.نگران "کارگیل" نباش

اگه می‌خوای در مورد کسی .نگران باشی، نگران "کیم" باش

.بشینید، آقایون

.بشینید

.امروز سخنرانی دیروز رو مرور خواهیم کرد

تاریخ تمامی جوامع پیشین

.تاریخ مبارزات طبقاتی بوده ‌است

.مبارزه‌ای بین ستمگر و ستم دیده

:حالا تکرار کنید کمونیسم صلح است." آماده‌اید؟"

…کمونیسم

.خب، رفقا

از اونجایی که من رو برای ...گوش دادن انتخاب نکردین، شاید

.رفیق "کارگیل"، کلاس مال توئه

می‌دونم که این براتون ...یه سورپرایزه، ولی

.ولی امیدوارم که با من همکاری کنید

،برای اولین جلسمون

ما از منظر تاریخی به .موضوع خواهیم پرداخت

...اون

همون‌طور که سرهنگ "کیم" گفت، تاریخ

تمامی جوامع پیشین، تاریخ

.مبارزات طبقاتی بوده

بورژوازی که مالک و کنترل‌کننده‌ی وسایل

،و ابزار تولیده

از طبقه‌ی کارگر که به اون .وابسته‌اس سو استفاده می‌کرد

اما بدین وسیله

.بورژوازی سلاح‌های انهدام خودش رو ساخت

...اون

.خیلی خوب داری پیش می‌ری، سرگرد

.اون اینجا به من نیاز نداره. ادامه بده

.اوه، بله. یه هشدار

هر آسیبی که به این رفیق برسه .تلافیش رو سر همه در میارم

بدین وسیله بورژوازی .سلاح‌های انهدام خودش رو ساخت

...اون انسان‌ها رو تبدیل به کسایی کرده که

.باشه، اون رفت

.انسان‌‎ها رو تبدیل به سلاح ابزاری کرده

،اینها پرولاتاریاها هستند .موانع یکسان مردم

.اون رفت

.آرمان‌شهر جدید

…این دلیلیه که همه‌ی مردمی که حسن‌نیت دارن

می‌تونند انرژی، استعدادها .و زندگی خودشون رو وقفش کنن

توی کمونیسم تنها یه طبقه وجود .داره که اونم برای صلح کار می‌کنه

.کمونیسم صلح است

.صبر کن... ببین. صبر کن، گوش کن

.قهرمان بازی در نیارید

.این مرد منظورش معامله‌ی الانه .باید نتیجه رو نشون بده

."میلر"

می‌فهمی؟

!"میلر" !تو می‌فهمی

.من نمی‌فهمم

.حتی تا امروزم نه، قربان .نمی‌فهمم

این اولین نشونه‌ای بود که کارگیل" رفته بود طرفشون، ها؟"

بله، قربان، این اولین .نشونه‌ایه که ما داشتیم

بعد از اون موقع، اون به این فعالیت‌ها ادامه داد؟

بله قربان، درست تا زمانی که ما .جیجی" رو برای مبادله‌ی اسیران ترک کردیم"

.متوجهم

..."خب، "میلر

چه کار دیگه‌ای انجام داد که شما به عنوان همکاری در نظر بگیرنش؟

خب، قربان ما شنیدیم که اون براشون .برنامه‌ی رادیویی اجرا کرده

که ایالات متحده از سلاح‌های .میکروبی استفاده کرده

.البته. ما فقط دربارش شنیدیم

می‌دونم که اون یکی از اعترافات .سلاح‌های میکروبی رو امضا کرد

.چون یکی از اونا رو دیدم

مثل این؟

.بله، قربان، خودشه

اون برای دشمن برنامه‌ی اخبار اجرا می‌کرد؟

.برنامه‌ی اخبار؟ آره

.نه، قربان. نه، نمی‌تونست

میلر"، به دلیل خاصی فکر می‌کنی" که چرا اون همچین کاری کرد؟

.بسیار خب، قربان داشتم فکر می‌کردم که

ممکنه که شاید اون یه جاسوس بوده باشه؟

می‌دونی، اون همیشه یکی از اونا بود؟

دیروز شهادت دادی که .هیچ‌کس به اون مظنون نشد

حالا می‌خوای شهادتنامه‌ات رو عوض کنی؟

نه، قربان. حالا که در موردش فکر می‌کنم

فکر کنم اون می‌تونست باشه، مگه نه؟

خب، منظورم اینه که من انتظار .نداشتم که "هری" بیشتر از برادرم باشه

تو و "کارگیل" دوستای صمیمی بودین؟

.من و "کارگیل"؟ نه، قربان

خب، اونجوری که تو حرف می‌زنی فکر .کردم ممکنه با هم دوست صمیمی باشین

.نه، قربان، ما مثل بقیه با هم دوست نبودیم

اون دوست خاصی تو اون مجتمع داشت؟

.نه، قربان

چرا؟

خب، تو 48 ساعت قبل از اینکه .کارگیل" کم بیاره، دوتا مرد مردن"

... کاپیتان "کانرز" و ستوان

هاروی". قربان؟"

."آره، درسته. ستوان "هاروی

،اتفاقاً هاروی" چطور مرد؟"

.اوه، فکر کردم می‌دونی، قربان - .نه -

ستوان "هاروی" به خاطر یه .مورد حاد اسهال خونی فوت کرد

و کاپیتان "کانرز"؟ - .اونم همینطور، قربان -

Time Limit subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Time Limit

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left