The first 200 lines.
...انچه در نیوامستردام گذشت
. دوست دارم
مدام دارم بهت فشار میارم که باهام حرف بزنی
. اما این باید دو طرفه باشه
و با این که بدنم داره بهم میگه
، که فقط رها کنم و بپرم . نمیتونم
. نه حتی برای تو
. من همه چیو به چنس دادم
. فقط میخواستم اون بهتر بشه
. اما هیچوقت کافی نبود
اگه مجبور نباشی براش بجنگی
. بخاطر اینه که ارزششو نداره
. یک ماه بعد
. بعد از صدای بوق پیغام بگذارید
. هی
. اه، منم
. من...دلم برات تنگ شده
. نمیتونم تو رو از ذهنم بیرون کنم
، این، اه . خیلی حواس پرت کننده س
...ام
. ما بهم چیزایی گفتیم که فقط اولش بود
...و هرگز کاملا، ام
، به هر حال، الان رفتی
و فقط این حسو میده که . انگار برای همیشه بوده
...و واقعا نیاز دارم
. نیاز دارم ببینمت
. نیاز دارم باهات حرف بزنم
نیاز دارم توی تمام راه هایی
که ارزوشونو داشتم . باهات باشم
. و کارمون تمومه
. خیلی خب. به اندازه کافی اسون بود
، همه چی بنظر خوب میاد . دکتر گودوین
. عالیه
. خیلی ممنونم - . شیش ماه دیگه میبینمت -
همه چی مرتبه ؟
حلقه منو ندیدین ؟
. مطمئنم ندیدم
مترجم: SARVIN بروز ترین سریال های جهان Instagram: @serialbox_
. باید ببینمت
. نیاز دارم باهات حرف بزنم
نیاز دارم توی تمام راه هایی
که ارزوشونو داشتم . باهات باشم
. و این یکی خیلی تنگه
. همه چی به من نمیاد
. اوه، تموم کن . تو فقط استرس داری
. موندم چرا این تازه اول
. اغاز بقیه ی زندگیته
. هی. با مکس تماس گرفتین
، الان نمیتونم جواب بدم . پیام بذارید
. سلام، ام
. خیلی از پیامت لذت بردم
، تا فردا پرواز ندارم ...اما، ام
. منم برای خودم خیال پردازیایی داشتم
. باشه
. اماده ام. فکر کنم
. نمیتونی جدی باشی - اوه، متعجب نشو -
. هیچوقت قرار نبود تا ابد اینجا بمونم
اما امروز ؟ اما امروز ؟
میخوام سعی کنم به . یه پرواز لحظه اخری برسم
. اما میخواستم با من برگردی کمبریج
. میدونم
. اوقات فوق العاده ای رو باهم داشتیم
. اما توی همه ی سالن ها مستقر شدی
. یه لباس فوق العاده داری
، و از همه مهمتر . دیگه به من نیازی نداری
. خیلی بهت افتخار میکنم
. تو منو بردی توی خونت
. هیچوقت از من دست نکشیدی
. نمیدونم چطور ازت تشکر کنم
. نیازی نیست
. لازم نیست . ما خانواده ایم
و وقتی رسیدی فرودگاه بهم پیام بده، باشه ؟
. میدم
. من فقط باید یه جای دیگه هم سر بزنم
. متاسفم دیر کردم، مامان
، حالا که اینجایی . میتونیم بریم
. یکم برات رد-رد درست کردم
پولی که به سختی به دست میاد . و روی کف چغندر خرج نکنیم
. خب، بذار من این کارو برات بکنم، مامان
. یه غذاس
. و واقعا از دیدنت خوش حالم
خوش حالم وقت پیدا کردی که منو . تو برنامه هات جا بدی
اره، اه، مینا وارد کالج کینگ
. توی کمبریج شد . هفته ی شلوغی بود
. میخواستم کمکش کنم جا گیر بشه
. پس حقیقت سر باز کرد
. مامان، اون فوق العاده س
، اون باهوشه، پشتکار داره
. و خانواده س
، و از اونجایی که دارم برمیگردم نیویورک
اسم تو رو به عنوان تماس اضطراریش دادم
...و فکر میکنم اگه فقط ببینش
. امکان نداره - . مامان -
. تو همیشه میگی نه
، نه به لندن . نه شوهر، نه بچه
من چرا باید بگم اره ؟
اما لطفا، دخترم، نوه ی اون . یکی زن رو بدی دست من
. ما هم خونیم
و از اونجایی که بابا رو از ... من دور نگه داشتن
. من باباتو ازت دور نگه نداشتم
. اون بندشو از ما پاره کرد اون رفت خونه ش تو تهران
و با همسری که براش از پیش . تعیین کرده بودن ازدواج کرد
. اون ما رو رها کرد
باشه، حالا چی ؟
هوم ؟ ما اونو ول کنیم ؟
تو هفته ی گذشته رو صرف این کردی
که مادرت رو بخاطر اون یکی . خانواده نادیده بگیری
. معلوم شد تو هم درست مثل باباتی
مامان، چند وقته این سرفه ها رو داری ؟
. چند هفته ای میشه
. یا بیشتر
. اگه بهم زنگ میزدی میفهمیدی
. زود باش . باید بریم، مامان
. بیا
. این کلینیک قدیمیته
. اره
. قطعا روزای بهتری به خودش دیده
. منو ببخشید، سلام
سلام، امیدوار بودم امروز بتونم . برای مادر چند تا اسکن بگیرم
سرفه مداوم داشته و . امروز مقداری خون پیدا کردیم
. ما کاملا رزور شدیم . متاسفم
. میتونم بذارمش برای اوایل هفته ی اینده
. بخاطر همینه که هیچوقت به دکترا زحمت نمیدم
. نه، مامان، وایستا، وایستا
. اه، متاسفم، ببخشید . اسم من دکتر هلن شارپ هست
. وقتی تو کالج بودم قبلا اینجا داوطلب بودم
، کارمو از پشت میز شروع کردم . درست مثل شما
اما این کلینیک جاییه که من . علاقم رو پیدا کردم
. و حالا من خواهش می کنم
. من باید مطمئن بشم که مادرمو میبینن
. میتونم یه سری چیزا رو تغییر بدم
. مرسی. مرسی
. نه، من هیچ پارتی بازی نمیخوام
نمیخوام دخترم پارتی بازی کنه
. فقط برای این که بزنیم تو صف
مامان، جایی که برامون باز کنن رو قبول میکنیم
. چه خوشت بیاد یا نیاد . بحث تمومه
. از این طرف . من میبرمت اون پشت
. مرسی
. نه، لازم نیست باهام بیای
. میتونم خودم انجامش بدم
هلن ؟
. تا وقتی نفس میکشم و زنده ام
. النور
. نمیدونستم هنوز اینجایی
. هنوز کارایی هست که باید انجام بشه بهونه ی تو چیه ؟
دیگه نیویورک نیستی ؟
. مامان مریضه . داره اسکن میشه
...میتونم فقط بپرسم ؟ ام
اینجا...چی شده ؟
بخاطر برکزیت مجبور شدیم . کارمندامون رو کم کنیم
و بعد بودجه ای رو که از کمبریج ، میگرفتیم از دست دادیم
. و همه چی شروع به از هم پاشیدن کرد
. ماه پیش، رئیسمون جمع کرد و رفت
. الان داریم میجنگیم که خودمونو نگه داریم
...اینجا جای خیلی خاصیه فقط برای
دکتر شارپ، میتونید بیاید پیش من ؟
. از دیدنت خوش حال شدم، النور
. اوه، منم همینطور، عشقم - . اوهوم -
. متشکرم
. من همینجام، مامان
. من جایی نمیرم
خب فقط میخواستم ببینی . امروز چی پیدا کردیم
، ازمایش خون برای تخت 26
. و بیا بفرستیمش بالا برای اکوی قلبی
چرا تخت 9 هنوز مرخص نشده ؟
. چون احتمالا یادم رفته . الان میرم
هی، تو ، اه خبری از ایگی نداری ؟
اه، نه. هفته هاست. تو ؟
. توی سکوت رادیوییه . داشتم بهش فکر میکردم
اما...اه، چی شده ؟
. هیچی. احمقانه س . حلقه ازدواجمو گم کردم
. اَیی - . اره -
. اما اشکالی نداره. چیز خاصی نیست
یعنی، اینجوری نیست که
. کلی ارزش مادی یا این چیزا داشته باشه
، فقط یه حلقه ی کوچیکه احمقه میدونی ؟
. اما باید یه جایی اینجاها باشه
باشه، کی یه کفششو گم کرده ؟
خب، کجا درش اوردی ؟
. من...درش نمیارم
نه حتی شبا ؟ - . نه -
خب، موقع اسکراب کردن چی ؟ - . نه -
نه حتی وقتی با یه خانوم قرار داری ؟
هرگز. باشه ؟ . من هیچوقت درش نمیارم
. 26ساله. تاکی کاردی روی 148
100روی 56، میزان تنفس 14 از . زخم چاقوی شکمی
از شمشیر شاه آرتور ؟ - . مراسم لباس مبدل اتفاق وحشتناکی افتاده -
. اوه، خون زیادیه برای زخم تو اون ناحیه
. بیاین دکتر رینولدز رو پیج کنیم .تخت ترامای یک
. گاز
. گاز، گاز، گاز
. لعنتی، هی میاد
، بد سوراخ شده اما نباید باعث
. از بین رفتن هوشیاری بشه
. دکتر بلوم، اینو نگاه کن
منفی ؟ P امواج
، منفی QRS و به علاوهی ولتاژ پایین ؟ ، T و امواج
این چه کوفتیه ؟
. دكستروكاردیا
No comments yet. Be the first to leave one.