Prêt-à-Porter
The first 200 lines.
شرکت فیلم میراماکس تقدیم میکند
فیلمی از رابرت آلتمن
مسکو؟
این درباره چیه؟
بذارش رو میز
آقای دو لا فونتین عزیز... بلابلا، بلابلا
بلابلا، بلابلا
رابین
رابین
!گفتم این کارو نکن
!کثیفه
!نباید این کارو کنی
!نه تو خونه
.تو یه احمقی
کیتی پاتر از شبکه افاِیدی هستم، از صحنه گزارش میکنم
در حال حاضر مد پاریس یه خستهکننده هیجانانگیزه
اما از فردا ممکنه همه اینا تغییر کنه
فردا اولین روز نمایش کالکشنهای "پرَت ا پورتِر"ه
لحظهای عجیب و نشاطآور برای مد
...تنها قانون اینه که
هیچ قانونی وجود نداره
با کیتی همراه باشین
میریم پشت صحنه و با همه مدلهای برتر دایت کوک مینوشیم
و با طراحانی از فوقستارهها تا گمنامترینها آشنا میشیم
حالا، بیاین بریم پشت صحنه
و وارد کارگاههای شلوغ بعضی از بزرگترین ذهنهای مد بشیم
بریم؟
میتونیم شروع کنیم؟
کیتی پاتر از پاریس هستم و اینجا در کنار تیری موگلر حضور دارم
طراح مد پیشرویی که به خاطر تاکتیکهای شوکهکننده پوشاکش معروفه
...تیری، تیری، میدونین
...گفته میشه لباسهای شما یه جورایی
زیرمتن جنسی آشکار و افراطی دارن
...که کاملاً در تضاده
با تصویر زنانی که توانا و مستقل از مردان هستن
...خب، فقط میخواستم بدونم، واقعاً مخاطبای ما دوست دارن بدونن
نظر شما در مورد این چیه؟
خب، همهاش درباره خوب به نظر رسیدنه
کمک به فرم بدن
و همهاش درباره یه حال حسابی کردنه، عزیزم
خب، ممنونم. خیلی ممنونم. ممنونم
خب، این تیری موگلر، طراح مد، بود که دیدگاههای منحصر به فردشو در مورد سبک توضیح میداد
کیتی پاتر از پاریس هستم و ما پشت صحنه با افاِیدی هستیم
چقدر زیبایی
بازرس تانتپیس هستم
میخوام سگم، لد رو معرفی کنم
اوه بله. سگتون رو یادمه
!بیا کنار، لد
میخوام موهاتو پفدار کنم
تندتر راه میری، آره؟
باشه، حالا تموم کن
و میخوام کیکی و دِین رو ببینم. باشه، ممنون. همین
باشه؟ باشه
ولی سریع، چون خیلی دیرمون شده. باشه، کیکی. بیا
کیکی، میتونی سیگار کشیدنو تموم کنی، لطفاً؟
اوه، کی اونجاست؟ سیمون
!فوقالعادهست
آره، خب، اتفاقای عالی برام میفته. دوقلو، نه؟
تخمک و اسپرم و اونا عاشق همدیگه شدن
نه، سهقلو
آلبرتین، تو یه رازی رو از ما پنهون کردی
مرد بدشانس کیه؟ خب، شاید خودت باشی، عزیزم
بیاین، کیکی، دِین
دِین، کیکی، بیاین
متاسفم سیمون، امسال نمیتونم دفیله (شو لباس) شما رو انجام بدم
اوه، نگران نباش. مشکلی نیست
"اِو" رو برام میاری، آره؟ "اِو"؟
آلبرتین. اوه، اینجا چی داریم؟
!چه ماهی گندهای تو صندوق عقب
چقدر عجیب
و این کی اتفاق افتاد؟
حدود هشت و نیم ماه پیش. دقیقاً
این کراوات الهی چیه؟
کوررنگی داری یا زنت بهت داده؟
دارم یه مقاله در مورد صنعت مد مینویسم
نه، نه. این یکی قدیمی بود
نه، نه، لطفاً. عجله دارم
من دیگه برای نیویورک تایمز هیچ جذابیتی ندارم
چون تازه کارمو ول کردم
برعکس، من دوست دارم حتی بیشتر با شما صحبت کنم
...مقالهای که دارم مینویسم
کجا میرین؟
به فرودگاه
تو فرودگاه شو لباس هست؟
نه، باید با کسی ملاقات کنم
برای شام میبینمت؟
من اینجا مشغول کارم
نمیدونم چقدر طول میکشه
ممنون
همین اینجا چطوره؟ خوبه. خوبه
فکر کنم این... آره، ولی من دنبال مال خودم میگردم
این یکی بزرگ که داره میاد مال منه
باشه، اون یکیه. حالا، من... فکر نکنم اون مال من باشه
میدونین چمدون من چه شکلیه؟
آره
مطمئنی سبز بود؟ بله، مطمئنم سبزه، عزیزم
سبزه، قهوهایه، بزرگه
اهل کجایین؟ از تگزاس
اون لهجه رو دوست دارم. دوستش دارم. چقدر مؤدبانه
و شما از مجله ووگ هستین؟ میگین "ممنون خانم محترم"؟
.میشه اینو یه بار واسم بگی؟ این پسره داره منو از خنده میکشه
.خب، شاید بعداً
اون میدونه که عکسای پولاروید نباید توی جعبه بمونن، اوکی؟
.الان باید تو هتل میبودم
.اوه، متاسفم. واقعاً متاسفم. اشکالی نداره، اشکالی نداره
حالت خوبه؟
.چمدونم رو گم کردم
.خب، فقط باید اونجا به قسمت بار گمشده گزارش بدی
...نه. بار
.خب، اونجوری نیست. من اونو تو بار فرودگاه هیوستون جا گذاشتم
.من از اونجا اومدم
.من از پرواز میترسم
.واسه همین رفتم اونجا که یه خورده دل و جرأت پیدا کنم، اگه متوجه باشی چی میگم
.میشه برچسبها رو بخونی عزیزم؟ خیلی ممنونم
!هی
.ویوین. بیا خودمون برداریم
.میدونی، پیداش میکنن. اونا تو این کار خیلی خوبن
.و فقط کافیه بهشون بگی، همین
.خوبه که اینو میگی، میدونی. خوبه که اهمیت میدی
.آخه، ببین، من فرانسه بلد نیستم
.قضیه اینه، من فرانسه بلد نیستم
.خب، دبیرستان، ولی، میدونی که واقعاً حساب نیست
.و، میدونی، من حتی کلمه فرانسوی "بار" رو هم بلد نیستم
."باگاش" میشه. درست مثل "بَگِج" خودمون. باگاش
کارتها رو آماده کردی؟
حاضری؟
.ما یه سیم بلندتر واسه این نیاز داریم. این داره رو اعصابمه
.اولیویه د لا فونتن. سعی کن بفهمی چرا اینجاست
.سلام، اولیویه! سلام، کیتی
.چه کراوات قشنگی. تازه روش هم گربه داره
.و منم کیتی هستم! بامزه است
.بذار حدس بزنم
شاروه؟
یا دیور؟
!نه، دیور، طبیعتاً. بینگو
.کیتی پاتر از فرودگاه شارل دوگل هستم
جایی که به قول خودم، نخبگان بینالمللی
.مد با تمام تغییرات متنوعش، دارن دور و برم از راه میرسن
ما امروز منتظر شخص خاصی اینجا هستیم؟
خاص؟
.خاص
کل پاریس درباره یه سوپراستار
.به اسم لیزا، و احتمالاً حضور قطعیش (شاید!) روی صحنه شنل، حرف میزنن
.و من میدونم که اون هر لحظه ممکنه برسه
امکانش هست که شما به خاطر اون اینجا باشید؟
.خب، من اینجا هستم تا به خبرنگارها و خردهفروشها خوشآمد بگم
.من اینجام که به شما خوشآمد بگم، کیتی. خوش اومدین
.فکر میکنم فصل عالیای خواهد بود
.خب، همه میدونیم که لیزا چقدر عاشق جلب توجهه
...واسه همین داشتم فکر میکردم که شاید بتونید یه خورده به ما
.فقط یه خورده راجع به این موضوع برامون توضیح بدید
اولیویه؟
اولیویه، آقا؟
.به نظرم امکانات جدید ما عالیه
.این یک گام بزرگ رو به جلو برای مد پاریسه
.طراحها هیجانزدهان
خب، شرط میبندم که هستن. میشه اجازه بدید؟
.خب، اینم از اون
.با همان وقار یک چراغ مطالعه مهندس معمار
شما برای پرت ا پورته اینجا هستید؟
.من از "هیوستون کرونیکل" هستم. دستیار سردبیر مد
.قرار بود رئیسم بیاد ولی مریض شد، در واقع سکته کرد
.من وقت صبحونه نداشتم
.مجبور شدم پیرهنم رو عوض کنم تا این کراوات مسخره رو بزنم
.و اینجا ما تروئیکای پاریس رو داریم
.سه قدرت حاکم در دنیای سردبیری مجلات
.سیسی وانامیکر بیوقفه فوقالعاده از مجله "هارپرز بازار"
.سلام، سیسی. سلام، کیتی. سلام
.نینا اسکنث بیوقفه شیک از "وگ بریتانیا"
.خدای من، تا حالا نشنیده بودم کسی منو اینطوری توصیف کنه
.سلام، سلام
.و رِجینا کروم بیامان هنری از "اِل"
.هی. هی
.به پاریس خوش اومدید، دخترا
.چه نوعیه؟ ژامبون
.توی مسکو ژامبون نیست
.من بهترین مدیر هنری رو توی یک دهه اخیر دارم، شاید هم تا حالا
.بهترین عکاسها
.مدلهای درجه یک، بهترین نویسندهها، بهترین سردبیرها
.ولی فکر میکنم صدای زنگ "اِل" رو درست پشت سرت میشنوم
.کلمه کلیدی اینجا "پشت" سرته
.من واقعاً علاقهای به رقابت برای موقعیت ندارم
.من فقط فکر میکنم ما در "اِل" دوران فوقالعاده هیجانانگیز و حیاتیای رو سپری میکنیم
.این روزا مقالات زیادی درباره سکس هست، توی "اِل"
.فکر میکنم جالبن
.هر دو مجله خیلی سرگرمکنندهان
.ولی هنوزم فکر میکنم "وگ" حرف آخره، کیتی
.فکر میکنم اینجا باید با من موافق باشی
.من باید برم! اوه، نرو. اوه، نرو
.لطفاً دنبالم تا ماشینم بیاید
.فکر کنم منو یادتون نمیاد. میجر همیلتون
.مارشال فیلدز، شیکاگو. مدیر مد
.اوه، بله. بله. از دیدنتون خوشحالم
من یه کم وقت دارم. مایلید یه مصاحبه کوتاه داشته باشیم؟
.ما واقعاً مصاحبههای بدون برنامه قبلی انجام نمیدیم
.آقای اوبراینگان، ایرادی ندارید... من ایرادی ندارم
مطمئنید؟ ...چندتا سوال جواب بدید؟
.مایلو. مایلو. یک دقیقه. یک دقیقه
.سلام. چطورید؟ اگه به من احتیاج داشتید، من همینجا هستم
کیتی پاتر. کیتی پاتر. حالت چطوره؟
No comments yet. Be the first to leave one.