The first 200 lines.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
صبح بخیر آقا میتونید یکم جلوتر برید آقا؟
تو داری جلوی منو میگیری
یک جای دیگه پارک کن
ببخشید؟
گفتم میتونی جلوتر بری؟
تو داری جلوی منو میگیری
جنده سیاه
الان منو چی صدا کردی؟
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
لعنتی
ریو
من در دوران خودم ضربه های زیادی خوردم اما این؟
حرکت کن سایو ساید قاتل ؛ تو مهمون داری
به گفته منابع مرکز پارکر
یک قاتل زنجیره ای جدید به جامعه سیاهپوستان شهر حمله کرده
و پلیس لس آنجلس تمام تلاشش رو می کنه تا اون رو نادیده بگیره
ریو ؛ تو در گروه ضربت بودی
بنظرت ما چشم هامون رو بستیم؟
منظورم این نبود میدونم منظورت این نبود آره
تو فقط یک خبرچین لعنتی رو گرفتی و تقریبا داشتی اونو کور می کردی
تو خوش شانسی که هیچکس اونجا دوربین نداشت
اون یک دلال بدرفتار بود
دویدن دخترها در بعضی از بدترین نقاط خیابون های گوشه جنوبی
یا این مهم نیست چون اون یک سیاهپوست دیگه بود درسته؟
تا حالا شنیدی من از این اصطلاح لعنتی استفاده کنم؟
شما مجبور نیستید قربان
بچه ها در اینجا و اونجا از موقعیت تو استفاده می کنند
درگیری انسانی در کار نبود
وقتی مردم در برنت وود زندگی کنند هرگز این رو نمی شنوند
من تعجب کردم که مقاله کوچیکت به پایان نرسید
من اون مقاله رو ننوشتم ستوان مگه تو منبع نبودی؟
من خوب میدونم که اون مک کینی نبود
رفتی پشت سرم
کاری که تو کردی ؛ سرپیچی مستقیم از دستور بود
فعلا با مطبوعات صحبت نکن
میخوای منو از پرونده برداری؟ میتونی بهم یک لطفی بکنی
معلومه که نه؛ من مک کینی رو می کشم
الان مسئولیت های این پرونده با توئه
تو به این شهر گفتی که یک قاتل سریالی جدید در راهه
حالا این تپه توئه که باید همونجا بمونی
زود اومدی
آره دوست دارم وقت بذارم
بدون اینکه مثل شاهین مراقب من باشی
من فقط برای گرفتن فرم های سفارش اینجا هستم
به کمک نیاز داری؟
تو مثل شاهین به من نگاه می کنی
دارم میرم ؛ دارم میرم باشه
مغازه باز نیست
عروسک احمق
فقط سرتو بالا بگیر ؛ ستوان میخواد تو رو ساعت ۲ ظاهر ببینه
درباره اتفاقیه که امروز صبح افتاده؟
من و مک کینی نمی تونیم چشم تو چشم هم نگاه کنیم من به یک همکار جدید نیاز دارم
ستوان ازم اسم خواست و من هم اسم تو رو دادم
معلومه که آره ؛ داری باهام شوخی می کنی؟
آره ؛ آره؛باعث افتخارمه
آروم باش
ببخشید من فقط هیجان زده شدم
راستش از وقتی که اومدم دنبال ترفیع بودم
اگه بهت بگم که منبع اون مقاله هفتگی من بودم چی؟
با اين مشکلی نداری؟
برای صحبت با مطبوعات در مورد یک پرونده سریالی؟
پس اونا نایت اسکاتر رو دستگیر کردند درسته؟
اگه گیل کاریو از طریق رسانه ها با مردم ارتباط برقرار نمی کرد
کی میدونه ؛ ممکنه چند قتل اتفاق افتاده باشه
من یک پلیس کتک خورده بودم وقتی این اتفاق افتاد
من و کاریو یک سمت بودیم
این دلیلیه که من میخواستم روی پرونده قتل کار کنم
آره اما دنبال کردن نایت استاکر در فضای مجازی چیز دیگه ایه
و با کار کردن روی پرونده یک قاتل سریالی خیلی فرق داره
مطمئنی که براش آماده ای؟
اون قبلا کشته شده تو این کار رو شروع نمی کنی
آره ؛ نبود شواهد فیزیکی
نه اثری هست نه تار مو هیچی
فکر می کنم قربانی رو می شناخته چرا؟
خب ؛ وحشیگری
...تمام تلاش هایی که برای تحقیر اونا انجام داد
حس می کنم شخصیه
انتقام جویی
قربانی های اون میتونستند جانشین کسانی باشند که در زندگی واقعیش باهاشون مشکل داشته
مثل باندی؟
همه اون زن ها رو کشت فقط به دلیل اینکه شبیه يکي بودند
تنها زنی که قلبش رو شکست؟
باید روی سوابق پژوهشی اداره کودک و خانواده کار کنیم
من فکر می کنم ممکنه قاتل در بچگی از خونه مات رفته باشه
ببین کسی در اون ریجستری ها سابقه ای داره
اگه یکی از اونا کورتیس مینارد رو میشناخت
دریافت شد
خوب چرا اونارو در فضاهای کوچیکی مثل این قرار داده؟
اون سعی نمی کرد اونارو پنهان کنه
خب اون ردی از محصولات تمیزکننده به جا گذاشت
عملا ما رو به سمت بدن مات هدایت می کنه
...و با مبلمان پایین راهروی اتاق مینارد ؛ این
مثل اینه که اون به ما اشاره می کنه
اون می خواسته ما اونارو ببینیم
آره ؛ میخواد ببینیم چی میشه
برای اون
اگه احساس کنه پنهان شده چی؟
مثل زودیاک؟ پسر سام؟
جای تعجب نیست
اگه بخواد به طریقی باهامون ارتباط برقرار کنه ؛ مثل اونا
اون توجه ما رو میخواد
سلام
میتونم بیام داخل؟
آره آره
...پس
حدس بزن امروز چیکار کردم
چی؟
من کارم رو ول کردم
باید دیدم رو بالاتر ببرم
...ادموند ؛ من واقعا اشکالی نداره
مثل اینه که میگند نیاز مادر اختراعاته
حالا باید يک نقش بازی کنم
بخت و اقبال به جسورها علاقه منده
آره
این واقعا مهمه
اما منظورم اینه که
من باید تو رو بخاطر دنبال کردن رویاهات تحسین کنم
تو چطور؟
رویاهای تو چیه؟
من توي دبیرستان بازیگری می کردم
اما نمی دونم ؛ وقتی بچه دار بشی سخته
اینطور نیست که من تا حالا آرزو داشته باشم که یک مسئول پذیرش باشم
اما هزینه ها رو پرداخت می کنه می فهمم
دنیا هم نیاز به پذیرش داره
خب ؛ خب ؛ اشتباه نکن من کارم رو دوست دارم
آره
و من عاشق همکارام هستم
ما یجورایی مثل خانواده هستیم ؛ میدونی؟
و گروهی از ما معمولا جمعه ها بعد از کار برای نوشیدنی بیرون میریم
کی؟ تو و دوست دخترت؟
آره
...این منم کورتنی ؛ استلا
و دونوان
آره دونوان آدم شلوغیه
همون یارو عکاسه؟
آره
دستیار بازیگراست
ببخشید یک لحظه
باید برم دستشویی
ادموند چیکار می کنی؟
ادموند
ادموند، این خنده دار نیست
ادموند بس کن من نمی تونم
من نمیتونم
این تصویر خودت رو از سرم بیرون کن
ادموند، لطفا
وایسا ...تو
تیکه تیکه
لطفا کات ؛ من یک پسر دارم ؛ یادت میاد؟
کنی رو یادته؟
ادموند اون بهم نیاز داره
لطفا این کار رو نکن
لطفا
...این
این یک پیشرفت عالی بود
...یعنی من
من واقعا ترس تو رو احساس کردم
حالم چطور بود؟ خوب بودم؟
آره
آره آره
داره دیرم میشه باید برم
اداره پلیس ؛ ریو هستم
تو یکی از کاراگاه های قتل هستی؟
که در هفته نامه گزارش اسمش اومده بود؟
درسته ؛و تو کی هستی؟
باید فردا منو ببینی
من اطلاعات دارم
و اسمت چیه؟
خیابان ۳۴ شمالی ساعت ۸ صبح
دو قتل دیگه هم رخ داده
...باشه ؛ خب از کجا میدونی که
الو
الو
سلام؟
کسی هست؟
کاراگاه ریو از پلیس لس آنجلس هستم
آهای
تو همونی که به من زنگ زدی؟
ویکتور
چرا توي تاریکی بايد همدیگه رو ببینیم ویکتور؟
اینجا مغازه پدر و مادرته؟
اونا طبقه بالا زندگی می کنند
...گفتی اطلاعاتی از قتل ها داری
خواهرهای من هم اینجا زندگی می کردند
سو یون و سو یانگ
حالا اونا مردند
خواهرام رو کشتند
ماه گذشته دو جنازه ای که دیشب دربارشون گفتی اونا بودند؟
اونا چطور مردند ویکتور؟ نه
اول بهم بگو که پدر و مادرم رو اذیت نمی کنی
بیست ساله که اونا در آمریکا هستند
اونا آدمای خوبی هستند ...باشه ؛الان ازت میخوام که آروم باشی
اونا به اندازه کافی مصیبت پشت سر گذاشتند
آروم باش
من نیومدم اینجا که کسی رو اذیت کنم
پلیس ها
از پدرم بازجویی کردند
اونو تحقیر کردند
اون کاري نکرده بود
No comments yet. Be the first to leave one.