The Neighbors

The Neighbors

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Neighbors S01E06 HDTV XviD 480p&720p
A Commentary by W_SalvaTioN
ترجمه از محمد سعادت Rapidbaz.Org

Tags

HDTV
hdtv
720p
720
XviD
480p
480
HD
Published on: 2012-11-04
Downloads: 36
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اسم من "دبي ويور" ـه

اين خانواده منه

اينم خونه قبليمون توي "بايون" در "نيوجرسي" ـه

... همسرم مارتي يه خونه تو شهرک

با همسايه هاي بهتر . و خيابون هاي خلوت تر گرفت

فقط يه مُشکل وجود داشت

تمام همسايه هامون از يه سياره ديگه ... اومدن

! خدايي

"سلام "دبي ويور

چرا در اين صبح دل انگيز ـه بهاري اينقدر سرحالي ؟

اوه ، نميدونم

يه ساعت پيش نشستم يه بسته کامل ... چُسفيل خوردم

. "اوه ، "دبي ويور

مشکل غذا خُردن تو منم سرگرم ميکُنه

"خب خداروشُکر "ديک

. برو از دیک بپرس

ميخواي به جشن تولد مَن بياي ؟

صد در صد

تولد ديگه چيه ؟

... خب ، ما 365 روز در هر سالمون داريم

ادامه بده

12 ماه ، سي روز يا يک ماه

رياضيم خوبه ، ادامه بده

خب ، وقتي که کسي به دنيا مياد اون .روز روز تولدش ميشه

و يک بار در سال ما تولدش رو جشن ميگيرم تا احساس خاص بودن بهش دست بده

کيک و هديه هم هست

و مامانم ميخواد واسم يه قصر بادی بخره

م ؟

... من نميدونم "تولد" چيه

بعد فکر ميکني بدونم "قصر بادي" چيه ؟

اوه ، خب ، همگيمون ميريم بيرون

اين اولين بارـه که به هممون اين فضا داده شده

و من سعي ميکنم واسه اين قضيه خودمو آماده کنم

که دخترم مجبور ميشه همه دوستان قديميش رو ول کُنه

و ما اون سگي رو که قول داده بوديم براش نگرفتيم

سگ ؟ چي؟ - چي ؟ -

اساساً براي والدين

يه تولد فرصتي ـه براي راحت موندن در باقي روز هاي سال

وقتي که احتمال بدي از احساسي برخورد ... کردن فرزندت بترسي ، خب

به هر حال ، قراره عالي بشه

! قراره افتضاح بشه

، يعني ، اشتباه برداشت نکنيد همسر من بهترينه ، خودتونم ميدونيد

. اصلاً شکي درش نيست

براي سه روز هر سال ! تبديل ميشه به شيطان

چون هروفت واسه اين تولد اينا برنامه ريزي ميکنه

! يه ذره رواني ميشه

ببين

! باشه ، عزيزم ، اين سومين جشن تولد "ابي" ـه

ميشه يه لبخند به من بزني

ميخواي لبخند و نشونت بدم ؟ نه -

چهل تا بچه تا 10 دقيقه ديگه ... رو سر من خراب ميشه

و تو ميگي لبخند بزدنم ؟

و تمام اين برنامه ي ديوانه وار تو يه آپارتمان نُقلي انجام شُد

حالا ، تو ديوونه بازيش ديگه آزاده

توي هزار و هشتصد متر مکعب زمين و حياط

کي ميدونه قراره چي بشه

اوه ببين ، اين شيشه ي شفاف ـه شراب سفيد ـه

... از کجــا

خيلي خب

من دروغ نميگَم

به نظرم اخلاقش به مَن ميخوره

: قسمت ششم "لري برد و تخت آهنين"

: ترجمه از محمد سعادت

من هنوز تصميم نهايي رو نگرفتم

ميخوام نظر توروهم بدونم - نظري ندارم -

و واسه همين عاشقتم

من فکر ميکنم ما بايد يه دلقک جادويي تو هال خونه بزاريم

عاشقشم

شاهزاده ي قصر هم تو حياط پُشتي ميزاريم - درسته -

... اين جوري موقعي که بخوايم خاکريز بزنيم - خاکريز ؟ -

خيلي فکر خوبيه يه فکر خوبه ديگه

تابلو ها و پرچم هارو ميزاريم وسط مهموني

اينطور که معلومه دارن براش يه کيک تَک شاخ ميگيرن

واضحه که تا حالا مزه ي تَک شاخ رو امتحان نکردن

ميخواستم بهش بگم

براي نشان دادن علاقه به کسي که مورد تولد قرار ميگيره

براش کادو ميگيرن

شايد براي "امبر" يه کادو گرفتم

نا واضح ـه ، اما ميتوني به جاش يه مرد چاق رو بزاري تو کت شلوار قرمز

که از لوله دودکش مياد پايين

باشه ، من ميرم سر کار ديگه

اوه ، داره بازم تنهاش ميزاره

احتمالاً داره ميره يه تک شاخ واسش شکار کُنه

داره ميره به محل کارش

ازت ميخوام بري و سر و گوشي آب بدي

و دليل اين کار چي ميتونه باشه ؟

دليلش اينه که ما خيلي سريع ياد نميگيريم

ما نميدونيم "تولد" چيه

ما به سختي نوع حکومتشون رو ميفهميم

! دموکراسي

اين انسان ها مسخره و احمق ان

اونا مسخره و احمق نيستن

اونا باسواد و احمق ان

بايد تلاشمون رو بکنيم

من ميرم راجع به تولد چيز ياد بگيرم

تو ميري راجع به کار ياد بگيري

لري" حالت خوبه ؟"

«من امروز تورو تا محل کارت همراهي ميکنم «مارتي ويور

خُب ، شرمندتم ... اين يکي ديگه مثل بقيه نيست

! بهانه رَد شُد

نگران نباش "مارتي ويور" من راجع به شُغل تو تحقيق کَردم

من خودم رو قاطي ماجرا ميکُنم

بفرما ، اينم شرکت بزرگ ـه "بساز و بفروش"

ما دومين شرکت بزرگ توليد کننده وسايل بچه هستيم

توي شرقي ترين کرانه دريا لري " بزارش زمين"

بزارش ... بزارش بريم

... خب اگر فهميده باشم اين

محل وحشتناک جاييه که تو پنج روز ... از هفت روز هفته رو توش سپري ميکُني

براي رسيدگي به خانواده ات که ... به سختي ميتوني ببينيشون

چون تمام وقتت رو اينجا ميگذروني

مخلص کلام ، اره

و اسير هاتون رو کُجا نگه ميدارين ؟ تو اين زندان ها ؟

! لري" ساکت"

هي ، چه خبرا "مارکوس" ؟

خيلي خب ، پسر

ميخوام بهت دفتر کارم رو نشون بدم ، باشه ؟

اما مودب باش ، جون مادرت

باشه ؟ من شغلم رو دوست دارم نميخوام از دستش بدم

... من قبلاً تو گاوداري بودم

... تا سه سال قبل

وقتي رئيسم من رو حسابدار کرد

... و بعدش من

. اينجا گيرم اومد

حالا ، ميدونم که خيلي بزرگ نيست

اما نمدونم ، من خيلي بهش افتخار ميکُنم

چرا ؟

به هر حال اين ميز منه و اينم رايانه منه

صبح بخير ، مارتي

. اه ، و اينم موهبت يک رئيس ـه

"چکارا ميکني ، "ربکا هيل

... ربکا هيل" اين يه"

... اين دوست خارجي مَن ."لري"

و ، اه ، اومده چند روزي من رو ببينه

و من وقت زيادي نداشتم که برم ببينمش

پس اگر مشکلي نداشته باشي قراره تو دفتر من بمونه

اوه ، البته ، فکر کنم مشکلي نباشه

. "از ديدنت خوشحال شدم ، "لري

خب ، "مارتي" اين گزارش دارايي چطور پيش ميره ؟

تاگارت" دوشنبه اينجاست"

اما ميخواد يه بازديدي از فعاليت هاي طول هفته داشته باشه

فردا رو ميزتونه رئيس

مشکلي نيست - خيلي با مرامي -

خودت با مرامي - اوه -

و ، اه ، "لري" ، اه

خوش اومدي ، هرچقدر خواستي ميتوني بموني

دوست "مارتي" هم دوست "بساز و بفروش" به حساب مياد

ممنون ، ربکا - خواهش ميکُنم -

باشه

"مارتي ويور"

اگر به حرف مَن گوش بدي و ... هرکاري که گُفتم بکني

ما اون رو از جايگاهش پايين ميکشيم و تخت و تاجش رو تصاحب ميکنيم

به فکرت ام نميرسه

"امبر ويور" - بچه عجيب -

من در تعجبم که اگه ... يه تولد داشته بودم

و يه کادو ميخواستم چه کادويي ميتونستم بخوام ؟

نمدونم ، مامانم واسم صندلي متحرک درست ميکنه

من بايد تمرکز کُنم

تو چي دوست داشتي واسه کادو ؟

خيلي خُب ، داري منم عجيب غريب ميکني تموم شُد ؟

ميخواستم بفهمم خُب

! دختره ترسيده

ميدونم

خُب ، فقط قصر بادي رو باد کُنيد و گورتون رو از اينجا گُم کنيد

... دبي ويور" راجع به تولد"

... يه چيزايي هست که هنوز نميفهمم - ! نپرس -

اما - ! نه -

به نظرت اين شبيه قصر شاهزاده است ؟

باشه ، قبل از هر جشن تولد من واسه خودم يه چيزي مثل سنگر درست ميکُنم

و تا وقتي مهموني تموم شه اون تو ميمونم

پيشنهاد ميکنم توهم همين کارو بکني

اون کسي که اونجاست مامان مَن نيست

... يه دايناسور ، فهميدم

ديگه منقرض شدن ... دخترم روياي چنين چيزيو

واسه مهموني باحال ميبينه

اما ميخواد که يه رويداد عالي براش باشه

اون ديناميت ـه

و در بعضي مواقع منفجر ام ميشه

ببرينش ببرينش

اوه ، ميشه بريد خونتون ؟

! بوووم

من شاهزاده تولد ام

من شاهزاده تولدم

. هي مکس ، تو هر کيف يکي

اداي شلخته هارم در نيار که .بزارم بري

جکي" شرمنده که بازم ميپرسم"

اما مطمئني که بلدي چطوري يه روبان رو گره بزني ؟

من دستيار سفينه اي بودم که 40 هزار سال نوري رو براي رسيدن به اينجا طي کرده

فکر کنم بتونم يه روبان گره بزنم

ميدونم راحته ، اما ميخوام درست انجام بشه

نميخوام ناراحت بشم واقعاً نميخوام

خب همه کسايي که اينجا اَن ميتونن کمک کنن که . من ناراحت نشم

اونم با انجام دادن کارايي که بهشون گفته شده

مثل يه نقشه ميمونه ؟

ميخوام روبان گره بزنم

ديک باتکس" چيکار ميکُني ؟"

چسبيده ، چسبيده ، چسبيده

مکس ، بهش کُمک کُن

همسر ، از کار با "مارتي ويور" خوشت نيومد ؟

البته که نه

بي معني و خسته کننده بود من که ديگه بر نميگردم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left