The first 124 lines.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
کمک ؛ یتس اینجاست
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
ببین ؛ فهمیدم؛ باشه؟
تو در یک خونه و مدرسه جدید هستی و این برات زیادیه
چیکار می کنی؟
گوش کن
...من این قانون رو دارم ؛ مثلا وقتی اتفاق بزرگی میفته
من تغییر می کنم
و میدونی ؛ ممکنه کوچیک بنظر برسه
اما تو باید بفهمی میخوای چیکار انجام بدی و میخوای چه کسی باشی
من میخوام کی باشم؟
از کجا باید میدونستم که میخوام کی باشم؟
من ۱۲ سالم بود
بیشتر عمرم لباس هایی پوشیدم که بقیه برام خریدند
با این باور که من کسی هستم که بقیه میگند
اما بخشی از بزرگ شدن به این معناست که به خودت فکر کنی
خودت انتخاب هایی بکنی
ما بهت نیاز داریم
من فقط تونستم مدت زیادی سرم رو تو شن فرو کنم
قبل از اینکه مجبور شدم به سختی به آیینه نگاه کنم
و با حقیقتی که بهم خیره شده بود روبرو بشم
حدس میزنم احتمالا اینجایی
روز شانسته
این بچه با تمام توانش فرار کرد و تصادف کرد
آلیستر موریس
آدرس داره؟ باورت نمیشه
اما این نمی تونه درست باشه
بیا ؛ بزار کمکت کنم
من همین پیراهن رو در مارینارا دارم
من و چند نفر دیگه به این موضوع فکر کردیم
آخر هفته گروهی برای رقص بریم تو هم میخوای بیای؟
آره حتما
همه چیز تو خونه مادرت مرتبه مکس؟
آره
ما یک نامه از مدرسه دریافت کردیم اونا برای تیم رقص دنبالت هستند
بن ؛ تو میخوای بری؟
آره
با کی؟
فقط چندتا از دوستام
تو چطور مکس؟ آره
با کنی؟
میتونم معذرت خواهی کنم؟
بن ؛ شاید بعد بهتر باشه
میتونی چندتا از اون عکس هایی رو که داشتی درست شون می کردی رو بهم نشون بدی؟
البته ؛ یا میتونی بیای و دوباره به حریم خصوصی من سرک بکشی
بن
باشه
ببین ؛ شاید بهترین زمان برای این کار نباشه که بدونند ما این کار رو داوطلبانه انجام دادیم
...فیل اونجا رو برات ساخت تاریکخونه
آره ؛ میدونم و سقفی بالای سرم گذاشته
و حواسش هست که هر روز غذای مورد علاقه خودم رو میخورم
چی میخوای بگی؟
بن
ازت میخوام تلاش کنی
بچه ها، صبحانه
ممنونم خواهش می کنم
من نباید بی خبر اونا رو برمیداشتم
از اول نباید اونجا می بودی
خب نه
بن من هنوز هم پدرتم و به امنیت تو اهمیت میدم
من اجازه دادم به جایی که انتخاب می کنم برم
اما تو والدین من نیستی بن
اشکالی نداره
بن ؛ ببین
تو میتونی عصبانی بشی ؛ باشه؟
از زندانی ها فاصله بگیر
باشه می تونی ادامه بدی
پنج دقیقه دیگه آقایون ؛ پنج دقیقه
ممنونم
خب آلیستر ؛ من کاراگاه کندی هستم
من باید ازت چندتا سوال بپرسم
دیروز یک حادثه در مرکز خرید رخ داد
من سعی دارم این مرد رو پیدا کنم
نمی فهمم
...من اینجا بودم ؛ من که نمی تونم تو نیستی
میدونم
میدونم
این چطور ممکنه؟
یکی اونجاست الیستر
از صورت تو استفاده می کنه
هویت تو
همه چیز تو
خونه من
حتی اون
بهم گوش کن
کسی که داخل این عکسه ؛ دنبال دخترمه
پس من باید تمام تلاشم رو بکنم که اونو پیدا و متوقف کنم
متوجه میشی؟ آره ؛ بله قربان
اسمش یتس اسکورکه
این برات آشناست؟
یتس اسکورک برای من همه چیزه
درسته کاراگاه کندی ؛ من میدونم تو کی هستی
من میدونم دخترت کیه
و حتی میدونم همسرت کی بود
خب اون شکل تو رو نگرفت ؛ درسته؟
اما من بهش دادم
آره و بعد از اینکه بقیه سعی کردند همه چیز رو ازش بگیرند اون برای کمک به من اومد
پس من بهش کمک کردم
آره پس چی بهش دادی؟
تو یک دزدی
من خیلی بیشتر از اینا هستم کاراگاه کندی
من میتونم هر چیزی رو بدزدم
حتی قدرت ها؟
آره
چطور؟ تو که نمی تونی چیزی رو که درونت هست رو ...منتقل کنی
آره این همون چیزیه که در مرکز درباره ما باور کردند
بچه ها مراقب باشید اگه ندونید چیکار می کنید ممکنه به خودتون آسیب بزنید
اما باور کن ؛من میدونستم دارم چیکار می کنم
من خودم رو فدای یتس کردم و یک روز اون برای این کار بهم پاداش میده
اون بهت اهمیتی نمیده
اون ازت استفاده کرد همونطور که از بقیه استفاده کرد
تو نمی دونی درباره چی صحبت می کنی
یتس سراغ همه شما میاد به خصوص دخترت
...فکر می کردم با هم توافق کردیم که هرگز قرار بود هرگز به دیدنت نیام
این خیلی مهمه
این همه چیزه ؛از جمله جایی که احتمالا اونجا اقامت داره
خونه آلیستر موریس
ممنونم
خیلی خب
بن
بن
ببین، میدونم میترسی
و میدونم که این مبارزه تو نیست ؛ اما مال منه
No comments yet. Be the first to leave one.