The first 200 lines.
سوپرمن حمله برينياک
کريپتونايت, زهر نهائي سوپرمن
. اگر اين فقط به بزرگي سر من بود
من دو سال و سه ميليارد دلار ...خودمو صرف استخراج فضاي بيرونيش کردم
و اين دانه سبز برنج تمام چيزيه... که مجبورم بهش نشون بدم ؟
. عجب سبز خوشرنگه
مگر اينکه اونقدر ازش داشته باشم که ...بتونم باهاش سر سوپرمن را بترکونم , مرسي , عزيزم
اين از اون مدل سبزهائي نيست که مورد علاقه من باشه....
ضررهاي خونين ميليوني هرباره لکس کورپ ... بخاطر مرد فولادي
برنامه هاي مرا براي دستيابي... و سلطه بر جهان خنثي ميکنه
بهرحال ,مگه اون چي در مقابل تجارت آزاد داره ؟
... و هر روزي که سوپرمن محبوب تر ميشه
منو يک پله ديگه به پائين شهر متروپليس تنزل ميده ...
خب , فکر کنم شگفت انگيز هستيد . آقاي لوتور
. من بهت حقوق ميدم تا فکر کني من شگفت انگيزم , مرسي
... اما جستجوهاي بازار نشون ميده اين مهم نيست که
چقدر از پول لکس لوتر به درون اين اقتصاد وارد شده ...
مردم فقط دنبال قهرمان هاشونو ميگيرن
پس امروز لکس کورپ از تولد قهرماني ديگر پرده برميداره
بالا , بالا و بالاتر بر فراز متروپليس ...براي دفاع از شهرمان , جهانمان
عليه شهاب سنگهاي خودسر ... و تهديدات بيگانه ها
لکس 9000 : حتي سوپرمن هم نميتونه مدار زمين را ظرف 24/7 دقيقه دور بزنه
نشان مي دهد LX7 ابر رايانه ديوهائي ممکنه هنوز توي اون مخروبه ها باقي مونده باشند
که ممکنه يک حقيقت تلخ را واسه زمين رقم بزنند
برنامه لکس 9000 را روي تست قرار بدهيد
... سرعت سيرش از نمودارها بيشتره , تاثيرش از
, من ميدونم چه زماني . به من بگو کجا
همينجا , دقيقا داره به سمت ما مياد
ازاينجا خارج بشيد
اطلاعات, ميليونها از جريان بيتي
. فکر کنم بايد خودم , به خودم کمک کنم
برينياک به آزمايشگاه لکس حمله کرده
... اگه باز هم مثل دفعه آخر
... تمام کامپيوتر هاي متروپليس را فلج کنه ...
ميخوام صفحه اولم قبل اون بيرون اومده باشه ....
. من ميرم سراغش , رئيس فقط لازمه يک کوچولو صبر کني
. اما من هنوز دستهام خيسه , خانم لوئيس
با جورابهات پاکشون کن و دوربينتو بردار , جيمي
, اگر کنت ما را با يک قاشق ديگه بزنه . من رسما جذابيت خودمو از دست ميدم
. کمربندتو ببند
. آقاي لوتر , قربان برينياک توي آزمايشگاه لکس فرود آمده
... اما لکس 9000
لازمه ليموزين را بيارم ؟
. وقته خاموش شدنه
, اما من تشنه دانشم پسر کريپتون
. و دانش هم قدرت است
لازمه بري سراغش
از اونطرف رفت , خانم لين ما بايد چيکار کنيم ؟
يک فرشته ديگه ازش در بيار
چرا از کنت ياد نميگيري؟
. اون هيچوقت نمي ناله
, هک , نيمي از وقتمون . من حتي نفهميدم اون اينجاست
. بهتره اينهمه نترسي يک روزنامه نگار بهتر باش , والا در خروجي از اونطرفه
آقاي لين , ميدونيد داره چيز بدي اتفاق ميافته
چرا هميشه خودتو توي اين شرايط قرار ميدي ؟
. اون دليلشه , جيمي
. بارگذاري کامل شد
قدمي ديگر در تکامل من به سمت تبديل شدن به عقل نهايي
و اين اطلاعات خيلي باارزش ميشد اگر من تنها شخصي بودم که داراي آنها بودم
تنها شخصي که داراي آنها بود
... تلاش زيبائي بود , پسر کريپتون
اما من به گزينه بهتري مجهزم ...
... اين ممکنه کريپتونايت نباشه
. اما نميتوني قدرتش را ناديده بگيري...
. من خيلي خوشحالم
. نه , صبر کن
. من ناراحتم - قربان ؟ -
لکس 9000 قراره شهاب سنگها را خورد کنه , نه سوپرمن را
. اخبار اينجوري ميتونه منو خراب کنه
خب , نميتونه کنار تشک را بزنه
مرسي , يکم پاپ کورن آماده کن
. اوه , پسر
! خانم لين
! کمک! کمک
.. چقدر مضحکه که توسط يک دستگاه به زانو در آمدي
خيال داشتم از راهي که ميخواستم سوارت بشم ...
... با حذف کردن تو , پسر کريپتون
ديگه هيچ چيز نميتونه جلوي منو از تخيله اطلاعات سياره تو بگيره ...
فکر ميکنم بشريت از بازگشت به دوران تاريک خودش لذت ببره
. برين يخ زد
خانم لين , شما واقعا بايد بيشتر مواظب باشيد
, تو هميشه منو وقتي در حال سقوطم ميگيري سوپرمن
علاوه بر اين , ديگه چجوري ميتونم بيشتر بشناسمت , سوپرمن ؟
برينياک و لکس 9000 واقعا تيم جفت و جوري شده بودند
اونها به عظمتشان نزديک شده بودند , پسر آبي پيشاهنگ
تا زماني که سوپرمن کله بريانيک را ترکوند ...
يا اينکار را کرد ؟
. لطفا , لطفا , منم طرف خوبم
نميدونستم تو يکي هم اونطرفي
. متاثر شدم , لين
. خوش اومدي , سوپرمن
ميخواستم يک اسپرسو مهمونتون کنم , ولي ظاهرا برينياک ايستگاه استراحتمون را خراب کرده
آقاي لوتر , مراقب عملکرد اين عملياتهاي شهاب سنگي خودتون هستيد ؟
. هي , من فقط اين چيز را ساختم
بمن چه که تفاله هاي بين کهکشاني ازش استفاده ميکنند , بد ميگم , سوپرمن ؟
.... اگه همون اول کارو تموم ميکردم , و برينياک را سرنگون ميکردم
لازم نبود همچين مکالمه اي با هم داشته باشيم....
تکنولوژي هاي جديد هميشه نياز به ريز تنظيم دارند
, اما سوال واقعي اينه که کي هزينه همچين خرابکاري را ميده ؟
ازت ممونم , سوپرمن , برينياک در هيچ شرايطي واسه من چک نميکشيد
نوچ , هيچ شرايطي از زندگي اينجا نيست
کنت , تو يک روزنامه نگار خوب هستي . شايد بهترينش
... بدون اينکه عرق کني با فرصتها روبرو ميشي
حتي بدون اينکه مثل لين خودت را در معرض خطر قرار بدي ...
. مطمئن نيستم چطور قسر در ميري
خب, فکر کنم فقط خودمو روي داستان متمرکز ميکنم و انگشتهامو روي کليدهاي کيبورد
کنت , آرزو داشتم در مورد پيشنهادم در خصوص خبرنگار خارجي ما تجديد نظر کني
مشتق شدن بعد از همه چيز , اين يک سياره روزانه است
. اوه , نميدونم , آقاي وايت
من متنفرم که خيلي از پايگاه و گروهم دور بشم
سرت کجا بنده , کودکستان ؟
پيشنهاد ميکنم وقتي داري تسويه ميکني نگران دورشدن از خانه نباشي
. مرسي - . مجموعه زيبائي اينجا جمع کردي , جيمي -
توصيه ميکني کدومشو واسه داستان خودم استفاده کنم ؟
اين يکي مورد علاقه منه
بندازش اونور , جيمي . دختره زنده زنده ميخورتت
سارا واقعا سرعتش از تو بيشتره
سارا ؟ همون دلقکه ؟
ما هيچ چيز مشترکي نداريم
. هر دوتون توي روزنامه کار ميکنيد
. اون منتقد غذا شناسيه - وعده هاي غذائي رايگان -
. هيچوقت مجبور نيستي چکت را برداري
من سيب زميني سرخ کرده با سس قرمز دوست دارم
اون چي چي دوست داره
کاراش هم شبيه چي چيه
: ميدوني چي ميگن , جيمي . زيبائي پوست چيز عميقي نيست
, ببين کي داره اينو ميگه خانمي که چشاش فقط روي سوپرمنه
من همچين چيزي را انکار نميکنم
... يک مرد پرنده توي يک لباس تنگ منو تکون ميده
اما وقتي به چشمهاي يکي نگاه ميکني و ... .... احساستو بهش متصل ميکني
... انگار که هميشه ميشناختيش ...
.اون موقع است که ميدوني اون آدم درسته .....
خب , جيمي , پشت عينک را ببين , باشه ؟
هي , کسي حرف سيب زميني سرخ کرده زد ؟
آره , حدود چهار ساعت پيش
خب , شما دوتا شوخيهاتون را بکنيد من يک داستان در مورد سوپرمن دارم که بايد تمومش کنم
ببين چطور پريدم آقاي ک
... مرسي ممکنه براي طرف تاريک کار کنه
اما من فکر کنم اينم به جذابيتهاي خطرناکش اضافه ميشه ...
. من نميتونم بفهمم , جيمي اون دقيقا از انتخابهاي من نيست
سلام , کسي خونه هست ؟
چي ؟ من کجام ؟
اميدوار بودم اولين کلمه ات "دادا " باشه
تو کجائي ؟
. و لکس لوتر چشمش را به او داد ...
لکس لوتر ؟ - . در جسم -
... ميدونم از طريق من - ...اکتساب دانش -
... از طريق اختراعات سوپرکامپيوتر لابراتوار لکس ....
هنوز از صداي شما لحن دوستانه اي شنيده نميشه , آقاي لوتر
... ميدوني , اين فقط يک مدل بلوفه
که تو بيتهاي مغزت را در اولين مکان کسب کني ....
. توسط فرزند کريپتون , بله ...
دارم توي اينجام عشق را حس ميکنم , تو هم همينطور ؟
بريني , عزيزم , من و تو هردومون يک جور فکر ميکنيم
... هردوي ما در فکر سلطه بر جهانيم
و هردومون ابر قدرتمندان متروپليس را خوار ميشماريم ...
. اگه حرفي داري , در خدمتم
... من ميتونم بهت يک فرصت نهائي بدم
... براي نابودي سوپرمن. - و در عوض؟ -
تو به من اجازه ميدي يک انتقام در ملاء عام از مرد فولادي بگيرم
يک نمايش بزرگ ميسازي , بازي کردن قهرمان , تعقيبي بر روي زمين
... بعد تو ميري سراغ دنياهاي ديگه
و سلطه بر زمين را براي من باقي ميگذاري ...
ما هر دو خوش و خرم زندگي مي کنيم. پايان.
. ما متحدان عجيبي هستيم , لکس لوتر
اما از دست دادن زمين قرباني کوچکي است
در راه رهايي از دشمنان فاني من در کهکشان
بريم باز بسازيمت , رفيق
. من يک نهاد بيوتکنيک هستم
تمام چيزي که نياز دارم نزديکي به يک فن آوريه ...
براي پيوسته کردن عظمت خودم ...
هي , منظورم اين نبود که روي هر مهره داري انگشت بگذاري
... اما در صورتي که
... عوض اينکه با يک چيز توي مايه هاي ...
اجاق توستر ترکيبت کنيم ...
...با يک چيز بهتر
. ماهيچه اي تر ترکيبت کنيم ...
کلارک , چيزي نگرانت کرده ؟
اصلا به مرغ و کوفته ات دست نزدي
آره , هميشه معمولا شش بشقاب ميخوردي
. مواظبم چاق نشم , مامان
خب , ما خيلي خوشحاليم که واسه تعطيلات آخر هفته به خونه پرواز کردي , پسر
, از وقتي رفتي متروپليس . ما به سختي ميبينيمت
. کارهات خيلي سرت را بند کرده
. يا شايدم يک خانم
هيچ فکري داري که اينجا بندت کنه ؟ - روي زمين ؟ -
. اوه , من اينجام که بمونم
. لوئيس هم توي سرمه . دوباره
اوضاع داره باهاش چطور پيش ميره ؟
به عنوان سوپرمن؟ عاليه
اما کلارک کنت به چشم اون نمياد
. خب , شايد از عينکته
فکر عمل جراحي ليزر را در نظر داري ؟
اون به عينک احتياج نداره
درسته , درسته , بينايي اشعه ايکس. , ميدونم
ببين , لوئيس يک خبرنگار درون بينه . بهترينش
...اين فقط مربوط به زمان ميشه که کي اون عينک را بردارم
. ديدنش از طريق جامه مبدل ...
... ميترسم هيچوقت بهم اعتماد نکنه
. يا بازم به سوپرمن ....
No comments yet. Be the first to leave one.