The first 200 lines.
"ما اگر زنده بمونيم يا بميريم"
" ولي خاطرات زنده ميمونند".
"شايد در آينده همديگه رو نبينيم "
"پس بيا همينجا بمونيم"
"...چرا هميشه در عشق اين "
اتفاق ميافته؟" "
"...قلبهامون هردو براي "
"جدا شدن هستند"
"...چيزي نگو "
"و فقط با من بمون "
"و بذار يادها زنده بمونن"
عصر همگي بخير و به قسمت ويژه "فروم تو فرونت" خوش آمدين
...طي اين چند هفته گذشته، داستانهايي
...درباره شرايط زندانيان...
بين هند و پاکستان شنيديم و خونديم
...يه زنداني خاص که 7 سال بيشتر از
...زمان محکوميتش رو در زندان گذرونده
موضوع اصلي برنامه ماست
امروز در کنارمون خانوم کايناز اختر رو داريم
...زن پاکستاني که براي پرونده ش جنگيد
..اول از زندان آزاد شد و بعد..
اجازه داره با دخترش سحر به پاکستان برگرده
سحر يه شهروند هنديه
تو زندان بدنيا اومدم، تو خاک هند
پس کايناز نميتونه بيشتر از اين تو هند بمونه
و پاکستان هم سحر رو قبول نميکنه
کايناز، ممنون که دعوت ما رو قبول کردي
ممنونم
يکي از وزراي خارجه پاکستاني رو تو هند ملاقات کردي
بعد از اون چه اتفاقي افتاد؟
,بعد از اون ...وقتي تو راه کشمير بوديم
شنيديم چند نفر تو انفجار اتوبوس کشته شدن
يکيشون از آشناهامون بود
عمو سوري
!برگرد!اون يه قاتله
بيارشون بيرون! کجا ميري، ها؟
در رو باز کن بازش کن. بازش کن-
!هي پاکستاني!بيا بيرون
وگرنه زنده زنده ميسوزونمت
!از هند برو وگرنه ميميري
اگه ميخواد بسوزه که خوبه
بايد همچين بلايي سر پاکستانيها آورد
!زنده زنده بسوزونيشون !بسوزونيشون-
!بيا بيرون !بيرون-
چيکار ميکني؟ ديوونه شدي؟
!زنه و بچهش ميميرن
!بهتر که بميرن
تروريسته بايد زنده زنده سوخته شه
!يکي کمک کنه
يکي خاله سوري رو خبر کنه آب بيار-
وگرنه اينا ميکشن شون
ويدانت، شماره ش رو دارم برو -
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مُبين - ويرايش: سميرا
الو؟
داداش ويدانت، اينجا رو آتيش زدن
منظورت چيه؟
خونه درو رو آتيش زدن
دوتاشون تنها داخلن
لطفا زود بيا
به پليس خبر دادين؟
به پليس زنگ بزنيد سريع
زنگ ميزنم آتشنشاني
نمياي؟
سعي...ميکنم ولي اول به پليس خبر بدين.. خواهش ميکنم
چي شده؟
مامان، يکي خونه رو آتيش زده
کايناز و سحر هم تو خونه بودن
چي؟ آتيش زده؟
چي داري ميگي؟
چرا اينجا موندي پس؟ برو پيششون
...ولي مامان !بروووو-
عمل داره انجام ميشه من اينجا هستم
مطمئني؟ برو.برو-
زود برميگردم باشه برو-
اگه چيزي نياز داشتي بهم زنگ بزن
بيا بيرون بيا بيرون-
هي تروريست!بيا بيرون
!هي!عوضي !بيا بيرون-
!بيرد کنار!بريد کنار!بريد کنار
چيکار ميکنيد؟ ديوونه شدين؟
اگه کسي کاري کنه با من طرفه
پاوان تو؟ پسر سانتوش نيستي؟
تو، سانجي؟ چيکار ميکني؟
يه ذره انسانيت تو وجودتون نيست؟
خير سرتون آدمين دارين اينا رو آتيش ميزنيد
نميخواي انتقام عمو سوري رو بگيري؟
اسمش رو به زبونت نيار تو کي هستي که بخواي انتقام بگيري
ميدونين؟
،اگه عمو سوريتون اين چيزا رو ميديد ميمرد
اين پاکستانيها اون رو کشتن
اونا نکشتنش تروريستها کشتنش
شماها دارين کي رو ميکشين؟
اين بيچارهها که تا خبر رو شنيدن دارن ميان
چرا برنميگردن؟
شماها هيولاها ميخواين اونا رو بکشين سحر-
سحر سحر
همينجا بمون.همينجا بمون همينجا بمون
کمکشون کنيد.کمکشون کنيد
کمکشون کنيد کمکشون کنيد
از جات تکون نخور
بيا بيرون بيا بيرون-
بذار بسوزن بذار بسوزن-
بذار بسوزن.ولشون کن
بذار بميرن
!برو کنار!بريد کنار
کايناز بيا بيرون-
بيا بيرون سحر-
سحر بيا اينجا-
بريد کنار، اين چه کاري بود کردين؟
تو يکي دخالت نکن
... به اين عوضيها بايد
به زبون خودشون توضيح بديم تا بفهمن
!بکشيدشون !بکش عقب-
چرا اينقدر باهاشون همدردي ميکني؟
يادت رفته؟ همين آدما برادرت رو کشتن
اينا، برادرم و عمو سوري رو نکشتن
ميريزيم تو خونهشون و اونا رو ميکشيم
يادت نره که داري خونه داداشم رو ميسوزوني
چرا ازش طرفداري ميکني
آها، هر چي باشه ضد هندو هستي
...تو شغلم اينقدر با آدماي مختلف مصاحبه کردم
که با اسم مذهب، خيليها رو کشتن
و امروز، بين شما و اونا هيچ فرقي نميبينم
آره، پاکستان به تروريستها پناه داده
تو ه به اونا پناه دادي درسته-
پانديتهاي کشميري رو اجازه نميدن برن خونههاشون
ولي اين بهشون خونه ميده همه کاري ميکنه
ميخواد جلوي ما رو بگيره
...بعد از چند تا مرگ ميخواي بفهمي
که برادري هند و پاکستان چرت محضه؟
هر کسي يه نمايشي راه ميندازه تا تو تلويزيون و روزنامه نشون بده
...ايستگاه اتوبوس، قطار سامجاتا
,باليووديها هم باهاشون کار ميکنن ...بازيهاي کريکت
...همه اينکارا رو کسايي
انجام ميدن که کسي رو از دست ندادن
خيلي عصباني ام
احمق، منم عصبانيم
از اون کسايي که از اين آدماي بيگناه به عنوان سلاح استفاده ميکنن
اينا بي گناهن، نگاشون کن
وقتي نگاشون ميکني چه حس پيدا ميکني؟
بين بچه تو و بچه اون هيچ فرقي نيست
اگه کسي دخترت رو تروريست صدا کنه چه حسي پيدا ميکني؟
صورتش رو ببين چه فکري ميکني؟ اون چيه؟
پاکستانيه
من پاکستاني نيستم، هندوستاني ام
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
,وقتي 15 ساله بودم
.. درس ميخوندم.. تو مسجد روستاي کناريمون
...معلممون بهمون ياد داد که کسايي که
با غير مسلمونها زندگي ميکنن، کافرن
بايد کشته بشن
هفت ساله دارم تو هندوستان زندگي ميکنم
،پس طبق حرفاي اون منم يکي از اونام
يه کافر
شايد اونا هم همچين چيزي بهشون ياد دادن
...وقتي هر روز از پشت ميلههاي پنجره زندون
...به آسمون و کوهها نگاه ميکردم يه چيز رو ميديدم
آسمون آزاد و کوههاي که تو کشورم هم هست
طبيعت براي همه يه جوره
انسانهان که موانع رو درست ميکنن
يه بار از خواب بيدار شدم ديدم موهام نيست، کچل شدم
نميدونم چي شد موهام رفتن
همه جا گشتم خونهم خيلي بهم ريخته بود
همه جا رو گشتم ولي مويي نبود. هيچ مويي نبود
,آخر سر هم خسته شدم و گريه کردم
,گريه کردم و به خدا گفتم "لطفا موهام رو برگردون"
خوابيدم و بيدار شدم ديدم موهام برگشتن
موهام فر بودن
بايد برگردي بيمارستان
فکر نکنم کار درستي باشه تو و سحر رو تنها بذارم
سلام خاله، بفرماييد سلام-
کايناز، بشقاب بيار
بيا پسرم، تو هم بيا
شماها بخوريد خاله ما کارمون تموم شد ميايم
شام سرد ميشهها
بشين عزيزم
شما زحمت نکشيد
عزيزم، عموت خيلي از اين غذا خوشش ميومد
از هر دوتاتون خوشش ميومد
بشين
سحر، من مثل عمو سوري اول بهت شکلات نميدم
اول غذات رو کامل بخور بعد شکلات گيرت مياد
باشه؟
دو تا شکلات؟ باشه.دو تا-
ويدانت
رادا بهم گفت بابات بيمارستانه
تو برو، من اينجا پيششون ميمونم
نه خاله، مشکلي نيست بعدا ميرم
تو برو.ما هستيم
نگران نباش
برو
باشه
عمل موفقيت آميز بود مجبور شديم بالن بزنيم
ششهاش يکم مشکل داشت که اونم بزودي خوب ميشه
ممنونم دکتر
حالت چطوره؟
چي شد؟
اين همه درد و ناراحتي رو تو قلبت نگه داشته بودي
چطور تونستي تحمل کني؟
آروم، صبر کن
No comments yet. Be the first to leave one.