The first 200 lines.
و حالا لحظهی نبردی فرا رسید که
ما را بهسختی آزمود، نه اینکه نشانی از تردید
یا رفتار ضعیفی دیده شود، اما این بسیار وحشتناک است که آرام
به سوی خطر قدم برداری و ببینی و حس کنی که هر ثانیه، احتمال
مرگت بیشتر از ثانیهی قبل است
تمایل به رها شدن، دویدن
شلیک کردن، یا انجام هر کاری، فرقی نمیکرد چه باشد
بسیار قویتر از تمایل به راه رفتن بود
ما زیر آتش بودیم و با قدمهای تند پیش میرفتیم
فشرده در انبوه جمعیت... در ده صف تو در تو
ما تقریباً به اندازهی یک انبار کاه، هدف خوبی برای دشمن بودیم
ستوان ارتش اتحادیه، «جان مید گولد»، تجربهی هنگ خود را
هنگام پیشروی به سوی نبرد در
«آنتیتام» در هفدهم سپتامبر ۱۸۶۲ توصیف کرد
نبردی که به خونینترین روزِ مبارزه
در تاریخ آمریکا تبدیل شد
این نبرد نقطهی پایانی بر لشکرکشیِ مریلندِ
«رابرت ای. لی» بود
ژنرال «لی» پس از پیروزی در دومین نبرد «ماناساس»
ارتش خود را از رودخانهی «پوتومک» عبور داد و وارد
مریلند کرد تا به شمال حمله کند
او میخواست درگیری را از ویرجینیای محبوبش خارج کند
و نیروهای تازهنفس را از مریلندی جذب کند که انتظار داشت
مردانش از آنها به عنوان آزادیبخش استقبال کنند
اگرچه مریلند با اتحادیه باقی ماند
اما ایالتی بود که بردهداری در آن رواج داشت
بسیاری در مریلند نسبت به آرمانهای
جنوبیها ابراز همدردی میکردند
«لی» معتقد بود اینها همان مردانی هستند که اگر فرصتی
به آنها داده شود، به ارتش او خواهند پیوست
«لی» و رئیسجمهور کنفدراسیون، «جفرسون دیویس»
همچنین امیدوار بودند که یک لشکرکشی موفق در شمال
قدرتهای اروپایی را به حمایت سیاسی و نظامی
از کنفدراسیون ترغیب کند و همچنین بر انتخابات میاندورهای
پیشرو در اتحادیه تأثیر بگذارد
تا دموکراتهای صلحطلب بیشتری وارد کنگره شوند
موفقیتهای اخیر کنفدراسیون در دومین نبرد «بول ران»
یا دومین ماناساس، باعث شده بود برخی رهبران اروپایی تمایل پیدا کنند
که کنفدراسیون را به عنوان یک دولت
مشروع به رسمیت بشناسند و با هر دو جبههی جنوب و شمال
به عنوان دو کشور مجزا معامله کنند
و در اتحادیه، مردم از ناتوانیِ
لینکلن در پایان دادن سریع به جنگ، سرخورده شده بودند
«لی» و «دیویس» امیدوار بودند که یک تهاجم موفق
واقعاً بتواند پایان جنگ را تسریع کند
اما نه به سودِ اتحادیه
«لی» معتقد بود با کمترین مقاومت روبرو خواهد شد
چرا که ارتشِ «پوتومکِ» اتحادیه به دلیل شکست در
ماناساس روحیهاش را باخته بود و هفتهها طول میکشید تا دوباره سازماندهی شود
با رسیدن به «فردریک» مریلند
«لی» بیانیهای خطاب به مردم مریلند تنظیم کرد
او اعلام کرد که ارتشش آمده تا به آنها کمک کند
«یوغ بیگانه» و استبداد دولت ایالات متحده را از گردن بردارند
اما مردم مریلند با آغوش باز از «لی» استقبال نکردند
بسیاری از مریلندیهای طرفدارِ جداییطلبی
مدتها پیش به جنوب رفته و به نیروهای
کنفدراسیون پیوسته بودند
کسانی که باقی مانده بودند، از این تهاجم وحشتزده شدند
علاوه بر این، ارتش خسته، گرسنه و بد لباسِ «لی»
جوانان را برای پیوستن به آرمان آنها ترغیب نمیکرد
سپس «لی» نیروهایش را تقسیم کرد و «استونوال جکسون» را
با نیمی از ارتش برای تصرف «هارپرز فری» فرستاد
تا سلاحها و مهمات ذخیره شده در آنجا را تصاحب کرده و
خطوط تدارکاتی خود را در جنوبِ دورتر تأمین کند
ژنرال جکسون و سی هزار سربازش توانستند
بر دوازده هزار سرباز اتحادیه
مستقر در «هارپرز فری» غلبه کنند
باقیماندهی ارتش «لی» به سمت شمال غربی، یعنی «هگرزتاونِ»
مریلند و از میان کوهستانِ جنوبی حرکت کردند
اما یکی دیگر از فرضیات فرماندهی جنوبیها
غلط از آب درآمد
به جای اینکه سازماندهی مجدد نیروهای اتحادیه هفتهها طول بکشد
ژنرال «جورج مککللن» این کار را در عرض چند روز انجام داد
ژنرال «جان پوپ» پس از فاجعهی
دومین ماناساس از سمت خود برکنار شد
ارتش او در ویرجینیا با ارتش «پوتومکِ»
مککللن ادغام شد
مهارتهای سازماندهی برترِ مککللن
و علاقهای که سربازان به فرماندهشان، «مک کوچک»، داشتند
روحیهای تازه به نیروهای شمالی بخشید تا برای مقابله با
تهاجم، به سوی مریلند حرکت کنند
ارتش اتحادیه درست چند روز پس از خروج ارتش «لی»
وارد «فردریک» شد
«لی» با آگاهی از نزدیکی نیروهای اتحادیه
به تمامی فرماندهانش دستور داد که در خارج از
«شارپسبرگِ» مریلند، در نزدیکی نهر «آنتیتام» تجدید قوا کنند
از بخت بدِ «لی»، یک کپی از دستورات او در سیزدهم سپتامبر
به دست مککللن افتاد
با داشتن این دستورات، مککللن این فرصت را داشت که با نیروی
عظیم خود، ارتش «لی» را تکهتکه نابود کند
اما مککللن همیشه بیش از حد محتاط بود
و همیشه تعداد نیروهای دشمن را بیش از حد برآورد میکرد
او بسیار آرام و با احتیاط حرکت کرد و زمانی نیروهایش را
در هفدهم سپتامبر وارد نبرد کرد که
بیشتر نیروهای «لی» در نزدیکی «شارپسبرگ» به او ملحق شده بودند
ارتشها در مزارع باز و ذرتزارها
در امتداد جادهها و در کنار پلی که بعدها به نامِ
ژنرالِ اتحادیه، «برنساید»، نامگذاری شد، با هم جنگیدند
ستوان «گولد» تجربهی هنگ خود را چنین توصیف کرد:
آتش دشمن با هر قدمی که برمیداشتیم
کشندهتر میشد و مردان یکی پس از دیگری بر زمین میافتادند
نبرد برای ما بسیار سخت و طاقتفرسا بود
چرا که در فاصلهای بسیار نزدیک درگیر بودیم
و با نیروهایی میجنگیدیم که بسیار بیشتر از ما
تجربهی جنگ داشتند
گلولههای دقیقِ شورشیان که از کنارمان
زوزه میکشیدند، همرزمانمان را میکشتند و زخمی میکردند و
گاهی با بیرحمی لباسهایمان را میدریدند
مسلماً ما را بسیار مضطرب کرده بود
نبرد «آنتیتام» شاهد بیست و سه هزار
تلفات، از جمله کشته، زخمی
اسیر یا مفقودالاثر بود
یکچهارم ارتش «پوتومک»
و بیش از سی درصد ارتش ویرجینیای شمالی
بیش از شش هزار سرباز آمریکایی - از شمال و جنوب -
جان خود را در آن روزِ نبرد از دست دادند
همانطور که «جیمز مکفرسونِ» مورخ اشاره میکند، تلفات آمریکا در
آنتیتام چهار برابرِ تلفات آمریکا در «نورماندی»
در ششم ژوئن ۱۹۴۴ بود
علیرغم تلفاتی که در روز هفدهم متحمل شدند
ژنرال «لی» و ارتشش با طلوع سپیده در روز هجدهم
همچنان در مواضع خود ایستادگی کردند
آنها در مقابل ارتش بزرگترِ مککللن ایستادند
ارتشی که شامل بیست هزار نیروی تازهنفس بود که
روز قبل نجنگیده بودند، و خود را برای
حمله آماده کردند
اما آن حمله هرگز اتفاق نیفتاد
در نهایت، «لی» نیروهایش را از رودخانهی «پوتومک» عقب کشید
از یک منظر، هیچکدام از طرفین پیروزِ آن نبرد خونین نبودند
علیرغم اینکه تعدادشان بسیار کمتر بود، فرماندهیِ برترِ
«رابرت ای. لی» به ارتش کوچکش اجازه داد تا
آسیبهای قابل توجهی به نیروهای اتحادیه وارد کند
در عین حال، تردید ژنرال مککللن
و تصمیمش برای نگه داشتن یکسوم ارتش در ذخیره
مانع از آن شد که ارتش «پوتومک» کار ارتش «لی» را
یکبار برای همیشه تمام کند
اگرچه مککللن توانست ارتش بزرگی برای
لینکلن بسازد، اما نتوانست به درستی از آن استفاده کند
ستوان «چارلز بروستر» از هنگ دهم ماساچوست
هنگامی که در مرکز عضوگیری در «کمبریج» کار میکرد
از نتایج آنتیتام باخبر شد
او در نامهای به مادرش در خانه نوشت:
میبینم که اخبار نبردهای اخیر برای جبههی ما
کمتر امیدوارکننده شده است
در ابتدا میگفتند «تمام ارتش شورشی را به دام میاندازیم»
اما حالا آنها «به ویرجینیا عقب رانده شدهاند» که اصلاً
جای مناسبی برای به دام انداختنشان نیست
اما هرچند مککللن میتوانست به دستاوردهایی
بسیار فراتر از آنچه در آنتیتام انجام داد برسد
با این حال، این یک پیروزی استراتژیک برای اتحادیه بود
ارتش «لی» متوقف شد
تهاجم به شمال با شکست مواجه شد
ارتش ویرجینیای شمالی به ویرجینیا بازگشت
شکست در آنتیتام، شانسِ به رسمیت شناخته شدنِ
کنفدراسیون توسط اروپا را از بین برد
«کارل مارکس» که در لندن زندگی میکرد، جنگ داخلی
آمریکا را بهدقت دنبال میکرد
و مقالات متعددی دربارهی آن مینوشت
در اکتبر ۱۸۶۲، او با بیانِ آنچه بسیاری از قبل
بر آن اتفاقنظر داشتند، نوشت:
لشکرکشی کوتاه در مریلند
سرنوشت جنگ داخلی آمریکا را رقم زده است
هرچند که ممکن است بخت و اقبالِ جنگ، باز هم برای مدتی کوتاه یا بلند
بین طرفین درگیر نوسان داشته باشد
در انتخابات نوامبر
هرچند دموکراتهای صلحطلب کرسیهای بیشتری نسبت به
قبل به دست آوردند، اما حزب جمهوریخواه لینکلن
کنترل مجلس نمایندگان را حفظ کرد
به همراهِ طرفدارانِ اتحادیه که آنها هم مصمم بودند
اتحادیه را از طریق نظامی حفظ کنند
آنها اکثریت آرا را در اختیار داشتند
تهاجم به مریلند در تمامی اهدافش با شکست روبرو شد
اما رنج و عذابِ آنتیتام توسط هر دو طرف حس میشد
ستوان دوم «بی.اف. بلکسلی» از
هنگ داوطلبان شانزدهم کنتیکت، نوشت:
در اتاقی به ابعاد تقریبیِ چهار در شش متر
میز خونینی قرار داشت و پنج جراح دور آن بودند
مرد مجروحی را روی میز میگذاشتند و فقط چند ثانیه
طول میکشید تا تصمیم بگیرند چه کار کنند
و فقط چند دقیقه وقت میبرد تا آن را انجام دهند
اعضای قطع شده را از پنجره به بیرون پرتاب میکردند
در عرض چهل و هشت ساعت، به اندازهی دو چرخدستیِ
پر از پاها، ساقها و دستهای قطع شده
در آن توده جمع شده بود
مردان زیادی، که بیشترشان جراحت سطحی داشتند
سخت مشغولِ جابهجاییِ زخمیها به اینطرف و آنطرف بودند؛
تختهایی از کاه درست میکردند، هیزم میکشیدند و میبریدند
و به هزاران شیوهی دیگر کمک میکردند
آنتیتام در حافظهی آمریکاییها جایگاه ویژهای دارد
نه صرفاً به خاطر لیست بلندبالای تلفات
بلکه به این دلیل که اولین نبرد بزرگی بود که
بهطور کامل با عکاسی مستند شد
عکاس، «الکساندر گاردنر»
که برای عکاس مشهور «متیو بریدی» کار میکرد
تصاویری از وحشت واقعی جنگ را برای اولین بار
به خانهی آمریکاییها آورد
«بریدی» این عکسها را
در گالری خود در نیویورک به نمایش گذاشت
در بیستم اکتبر ۱۸۶۲، «نیویورک تایمز» تأثیرِ
این تصاویر بر غیرنظامیان در خانه را چنین توصیف کرد:
No comments yet. Be the first to leave one.