The first 200 lines.
داری به چی فکر میکنی؟ انقدر غرق افکارتی که نفهمید اومدم تو
خواهر چینگ چینگ حتما خیلی داره بهش سخت میگذره
رییس باید دنبال راهی برای نجاتش باشی
نگران نباش.یه راهی واسش پیدا میکنم
تمام تلاشمو میکنم تا نجاتش بدم
باید درمورد یه چیزی باهات حرف بزنم
بگو
فکر میکنم... ما نباید ازدواج کنیم
منظورم اینه که فعلا ولش کنیم
خواهر چینگ چینگ دستگیر شده و مشکل کرم مرطوب کننده هنوز حل نشده
نمیتونم وقتی همچین مشکلی هست به ازدواج فکر کنم
تیان تیان تو خیلی مهربونی
وایسا وقتی که مشکل خواهرم حل شد واست یه مراسم عروسی بزرگ ترتیب میدم
-پس میتونی بهم یه قولی بدی؟ -بگو
قبل نجات دادن خواهرم کاری بدون اجازه ی من انجام نده
این واسه چی بود؟
حدس بزن
رییس اینجوری بهم زل نزن
اینطوری چشمات خسته میشه
ولی اگه خسته شدی, میتونی شونمو یه ساعت قرض بگیری
دو ساعت میخوام
خانم روان ، به این زودی دارید میرید بیرون؟
اول بیا تو
نباید رییسو بیدارکنی باید برای انجام یه کاری برم بیرون
ولی دارید کجا میرید؟
- میخوام خواهر چینگ چینگو نجات بدم - چی؟
خواهر چینگ چینگ تنها خویشاوند نزدیک به رییسه باید نجاتش بدم
فکر کنم باید یه حرکتی بکنم
ولی خانم روان چیکار میخواید بکنید؟ خطرناک نیست؟
خانم اسمیت از کرم صورت خواهر چینگ چینگ استفاده کرده و فکر کنم بتونم یکاری بکنم
نمیتونم خودمو بزنم به بیخیالی باید یه کاری واسه نجات خواهر چینگ چینگ انجام بدم
فقط خودم
باشه خانم روان کمکتون میکنم
قربان چی میخواید؟
میخوام درمورد یکی سوال بکنم
بفرمایید بپرسید. تو این روستا چیزی نیست که من ندونم
خوب بپرسید
این چند وقتی دختری رو ندیدید که
قدش اینقدر باشه و دامن پاش بوده باشه
لاغر با چشمای خیلی بزرگ و موهای فرفری بلند
خیلی هم خوشگله دیدیش؟
باتوجه به حرفتون چند روز پیش یه دختری اومد اینجا
ولی فقط یه مدت اینجا بود بعدش رفت
میدونی کجا رفته؟
اون درمورد مسیر شانگهای ازم پرسید
ولی از اینجا تا شانگهای خیلی طولانیه
یکی تو شهر هست که اغلب میره شانگهای
بهش گفتم بره شهر
که اینطور مرسی
- قابل نداره - مرسی
- رییس - صبح بخیر
گویو ، تیان تیان بیدار شده؟
نه, خانم روان هنوز خوابن
رییس جواب آنالیز کرم صورت اومد
گزارش میگه که هیچ مشکلی نداشته همه چیزش استانداره
از گزارش کپی بگیر و عمومیش کن
بعدش برو بیمارستان. ببین چه داروهایی خانم اسمیت مصرف میکنه
- چشم رییس - راستی آچون
به آچیو بگو بیاد اتاق مطالعم
چشم
اینجا خیلی بزرگه
- ببخشید که مزاحم میشم - دنبال کی میگردید
خانم اسمیت
- من دوست خانم اسمیتم - یه لحظه
رییس دنبال من میگشتید؟
آچیو باید بریم بیرون میخوام با خارجیا یه صحبتی داشتم باشم
این گزارش آنالیز کرم صورته مراقبش باش
چشم رییس
رییس
گویو
- گویو - بله رییس
مراقب خانم روان باش.نباید بذاری پاشو ازین در بیرون بذاره
چشم
جدی بگیرش
خانم روان. باید سالم برگردی
باید خانمو از مخمصه نجات بدی
قربان یه زنی اومده اینجا ادعا کرده دوست خانمه
بیرون منتظره
- خانم میتونید بیاید داخل - مرسی
سلام میشه بگید تا حالا دختری با این قد و لاغر که دامن پاشه
- و موهای بلند داره دیدید یا نه؟ - ندیدمش
ممنون
سلام میشه بگید تا حالا دختری با این قد و لاغر که دامن پاشه
با موهای بلند فرفری دیدید یا نه؟
اون چشمای بزرگی داره و گوشواره به گوششه و خیلی خوشگله
دیدم
شنیدم که یکی دزدیده بودتش
پس الان میدونید کجاست؟
حتما الان رسیده شانگهای
اون یه روز اینجا موند بعدش رفت
- فهمیدم مرسی - خواهش میکنم
بفرمایید
- ممنون - ممنون
بفرمایید
خانم میشه یکم منتظر بمونید
من همیشه براساس صداقت کار میکنم
اگه کسی منو گول بزنه حالشو میگیرم
فقط یه اشاره و تلفن لازمه
کلاهبردارا باید بمیرن
نگران نباشید پس دیگه میرم
آن آن امیدوارم سالم به خونه برگشته باشی
میگید که دوست زن منید
ولی من شما رو تا حالا ندیدم
آقای اسمیت سلام من روان چینگ تیانم
من قبلا با همسرتون غذا خوردم.اگرچه تازه همو دیدیم
خانمتون به ارتباطات رادیویی علاقه نشون دادن
باهم صحبت خیلی دوستانه ای داشتیم
ارتباطات رادیویی؟
پس شما باید نامزد رییس رن باشید؟
بله
چرا اومدید اینجا؟
این چیه؟
این همون کرمیه که خانم اسمیت ازش استفاده کردن
اومدم اینجا که به شما و همسرتون ثابت کنم که
مواد داخل کرم صورت رن چینگ چینگ بی ضررن
این وضعیت وقتی پیش اومده که صورتشون بخاطر خارش ملتهب شده
فکر کنم مشکل از صورت خودشونه
چون من یه همکلاسی تو مدرسه دارم که هروقت ماهی میخوره
علائم حساسیت اونم خارش بود
پس فکر کنم مشکل همسرتون مثل همکلاسیمه
پس طبق صحبت تو, صورت همسرم بخاطر خودش اینجوری شده؟
منظورم این نبود. سوء تفاهم نشه
میتونم خودم شخصا از همون کرم استفاده کنم
چون مطمئنم مشکل از کرم نیست
چینگ چینگ عزیزم, نگران نباش. همکاری کن
بزودی درت میارم. عشقت فنگ
آقای اسمیت, حالا باور کردید؟
کرم مرطوب کننده خانم رن چینگ چینگ هیج مشکلی نداره
صورت همسرتون بهش حساسیت داشته
قربان, خانم تب کردن. بدنشون خیلی ضعیف شده
- شوخی میکنی؟ - من
چرا تب کرده؟
فقط با یه بار استفاده کردن تو چیزی ثابت نمیشه
افراد بگیریدش. اون کرم مرطوب کننده هم بدید که از دستش خلاص شم
من خیلی وقته ازون استفاده میکنم آقای اسمیت
من
باشه باهات خوب رفتار میکنم
- ولی تو قصد دیگه ای داشتی - من
گفتی که اون کرم مشکلی نداره
پس همینجا منتظر بمون
ازین کرم استفاده کن و بهم ثابت کن
من منظور بدی ندارم.من همیشه از چاقو واسه مراقبت خودم استفاده میکنم
نمیخوام آسیبی برسونم لطفا واستون سوء تفاهم نشه
من قصد بدی نداشتم آقای اسمیت
چرا تو خونم نیاز به مراقبت داری؟
- خب - حتی اگه میخوای گولم بزنی باید بهانه ی بهتری داشته باشی
بسه ببریدش زندانیش کنید
آقای اسمیت گوش کنید
آقای اسمیت
برو تو
خواهر چینگ چینگ! خواهر چینگ چینگ! خوبی؟
چرا تو اومدی اینجا؟
میخواستم یه راهی واسه نجاتت پیدا کنم. ولی
تو خیلی بدردنخوری
آماده باش ولی نباید بدون دلیل از اسلحه استفاده کنی
تیان تیان حالش خوبه. تا قضیه حساس تر نشده باید حلش کنیم
چشم رییس
شما نمیتونید بیاید داخل
اقای اسمیت فرمودن که تا وقتی که خودتون نتونید ثابت کنید کرم مشکل نداشته
نمیتونید اون کرم رو بفروشید
در آینده, نمیتونید هیچ تجارتی در رابطه با کرم مرطوب کننده داشته باشید
فقط بعد تایید ایشون خواهر و نامزدتون آزاد میشن
- نامزدم؟ - بله خانم روان یکم زودتر از شما اومدن
- روان چینگ تیان - ایست
رییس
چرا درو بستن؟ مادر و تیان تیان مسافرتن؟
قربان دنبال این خانواده هستید؟
بله نمیدونید کی برمیگردن؟
اونا به عمارت رییس رن نقل مکان کردن
چرا برگردن به همچین آشغال دونی ای؟
رییس هیئت تجارت جوانان؟
رن هائو مینگ؟
ممکنه درمورد مشکلم خبر داشته باشه؟
پس از قصد دزدیدتشون؟
نه باید برگردونمشون خونه
گویو
گویو
گویو
رییس
گویو! ازت خواستم مراقب تیان تیان باشی ، نگفتم؟
خانم روان گفتن یه راهی واسه آزاد کردن خانم دارن
میترسیدن باهاش مخالفت کنید. برا همین نذاشتن بهتون بگم
نمیدونی منطقه انحصاری فرانسوی ها چجور جاییه؟
چطور تونستی بذاری تیان تیان تنهایی بره؟
تیان تیان ساده لوحه, تو هم هستی؟ میدونستی و بهم نگفتی
اگه این همه سال تو هر وضعیتی کنارم نبودی دیگه نمیذاشتم اینجا کار کنی
رییس میدونم اشتباه کردم ازم بگذرید
رییس فهمیدم
درسته که جوش روی صورت خانم اسمیت بخاطر کرمه
چون زودتر نفهمیدن تب کرده
هیچ اثر دیگه ای نداشته. خوب شدنشون یکم زمان میبره
آقای اسمیت حتما میدونسته
ازونجایی که از قبل خبر داشته و خواهر و نامزدم هنوز پیششن
حتما یه قصد دیگه ای دارن
پس الان باید چیکار کنیم؟
چطوره از ژنرال کمک بخوایم؟
خواهر چینگ چینگ
چرا خودتو انداختی اینجا؟
هائو مینگ فقط لازم بود منو نجات بده, حالا تو هم اضافه شدی
همیشه تو دردسر میندازیش
No comments yet. Be the first to leave one.