The first 200 lines.
قسمت ششم ســــريال وارثــــآن
. دوستـــَم ... دلم برات تنگ شده بود
. خوش اومــــدي
. راحت باش . نمي خوام هيچ کاري رو عجله اي انجام بدم
. بـــزار فقط به همديگه خوش آمد بگيم . بچــــه ها مي تـــرسن
چان يونگ ، کجــــايي ؟ -- همين الان رسيدم مــــدرسه
جعبه هديه، اين ديگـــه چيه ؟
بدونِ اينکه يونيفرمِ دبيرستانُ بپوشي ، اومــدي ؟
. دنبـــــالم بيا
! خيلي عصباني شــــدم
. منـــَم همينطور
خوش آمد گويي تون تمـــوم شد، درسته ؟
... يه لحظه اينجـــا بمون
. خواهر، برادر هنوز حرفاش تموم نشـــده
چطوري امکان داره که خوش آمد گويي مون بدون اينکه همديگرُ در آغوش بگيريم يا گريه کنيم، تموم شه؟
! بـــــزار برم
در آغوش گرفتن يکم زياده ... اما اگه دوست داري . گريه کني، بهم بگو . ميتونم کاري کنم، گريه کنـــي
. ديدي! همين الانم خيلي سرگرم کننده شده
. از اين به بعد هر روز صبح هيجان زده به مدرسه ميام
. اگه نگـــرانت مي کنه، به فکــر منتقل شدن از اين مدرسه باش
چيکار مي تونم بکنم ؟ مـــادرم رئيس . اين مـــدرسه است
پس اين وجـــه تمايز بينِ مــادر و مامان براي توئـــِه ؟
... امــروز روزِ اوله نکنـــه خيلي جلو رفته باشم ؟
. فقط خيلي خوشحالم، چون خيلي وقته گذشته
. خوب ديگـــه، اين اطراف مي بينمت
. من اول ميــــرم
! هي، چويي يونگ دو ! بيـــا با هم بريم
. بيا حـــرف بزنيم
اين همون کيم تـــاني هست که در موردش يه عالمه شايعه شنيده بودم ؟
شايعات مي گن که اون حتي از چويي يونگ دويِ . شيطان صفت هم بدتره، اما اون خيلي خوش قيافه اس
به همين خاطره که شيطان صفته، با داشتن اين . صورت جذاب و زيبا همه بچه ها رو عذاب مي ده
چطوري اونُ مي شناسي ؟
. احمق، اون عشقِ اولمــــِه
!واقعاً ؟ با هم قرار مي ذاشتين؟ کيم تان و تـــو؟
چطور ممکنه چنين ضربه هايِ بزرگ و تکون دهنده يي يه دفعه با هم اتفاق بيوفتــــن ؟
. حداقل بايد جو ميونگ سو رو يه غذا مهمون کنم
، اگه از اون شايعات رو نشنيده بودم که برگشتي . بايد جلويِ همه بهت خيره خيره نگاه مي کردم
. نامزدت، بين همه اون مــردم
. براش يه غذايِ گرون قيمت بخـــر
نکنه تو هم تويِ منتقل شدنِ اون دختر به اين دبيرستـــان نقش داشتي ؟
نمي تونم کاملاً پامو از اين قضيه بيرون بکشم . چون مادرم کسي بود که اونُ به اينجا منتقل کرد
. دارم ازت مي پرسم، تو بودي که پيشنهادِ انتقالشُ دادي
از کي تا حالا نظراتِ ما مهمتر از نظراتِ خانواده هامون شده؟
. من تويِ نامزدشدنمون هم، نظري نـــدادم
... منتقل شدن چا ايون سانگ و من
. من با هيچ کدوم از اينـــا ارتباطي ندارم
. باشه . پس بيا راجع به خودمون صحبت کنيم
. در موردِ چيــِه خودمون ... صحبت کنيم
، اگه بهم زنگ مي زدي . مي تونستيم با هم به مدرسه بيايم
. اين تو بودي که بايد بهم زنگ مي زدي
چرا بهم نگفته بودي که کيم تان پســـرِ دومِ رئيس گروهِ امپراطوري هست؟
. پس بالاخره فهميــــدي
اگه قرار بود هرطور شده متوجه بشم، اين تو بودي . که بايد از همــون اول واقعيت رو بهم ميگفتي
اگه بهت مي گفتم، از اون خونه نقلِ مکان مي کــــردي ؟
به همين خاطر بود که بهت نگفتم، با توجه ، به همـــهِ موانعي که سرِ راهت هست
فکر نمي کردم دونستنِ هويتِ واقعيِ . کيم تـــان خيلي مهم باشه
به جاش، در موردِ چيزايِ مهمي که الان . در مقابلت هست و باهاشون رو به روميشي، صحبت ميکنم
. چرا داري اينطوري رفتار مي کني؟ داري منُ مي ترسوني
، با دقت به حرفام گوش بده. تويِ اين مدرسه . سيستمِ سختِ طبقاتِ اجتماعي وجود داره
طبقاتِ اجتمــــاعي ؟
. طبقهِ اول
". گروه وارثــــآن تجار هستن "
چويي يونگ دو، با اين بازي ات مي توني . جـــزو انجمنِ حرفه هايِ گلف باشي
. ساده تر بگم، فرزند پسر و فرزند دختر چائه بول
. هتلتون مديران و کارمنداش رو عوض کــرده مگه به تـــازگي بازسازي رو انجام ندادين؟
سبکِ پدر من اينطوريـــِه، به چيزايي . که نمي تونه انجامشون بده، فکر نمي کنـــِه
بهرحال، شنيدم که شرکتتون ده تا فروشگاه . رو همـــزمان بازگشايي کـــرده
سبکِ مادرم اينطوريـــِه. اون فقط بايد . داشتـــه هاش رو مديريت کنــِه
. طبقه دوم، وارثـــآن گروه سهامدارها هستن
، قـــرار نيست اونا کسب و کار خانوادگي شون رو به ارث ببرن . امـــا بازم اونـــا از سهامدارهاي عمده هستن
. سون بائه نيم، بايد اينروزا خيلي خوشحال باشي
به خاطر اينکه کيم تائه هي يه درام تويِ شبکهِ تلويزيون . ما بازي کرده . ارزشِ سرگرمي مگا خيلي بالا رفتـــِه
بايد درست در موردش صحبت کني. به خاطرِ کيم تائه هيِ ما . بوده که ارزشِ رســــانه شما بالا رفتـــِه
. تجـــارت سهام بورس خيلي بالا و پايين داره . هيچ وقت نمي فهمي که ارزش بورس کي مياد پايين
چـــــي ؟
. طبقه سوم، وارثـــآن گروههاي محترم هستن
... وزراء، سياستمداران، قضات ديوان عالي
، صاحبان شرکتهايِ حقوقي . بچه هايي که از اين خانواده ها هستن، در اين گروه جاي ميگيرن
. ارشد، اين دفعـــه کار پدرت از هميشه سختتره
همونطوري که از پدرم شنيدم، اين بار . بيشتر شواهد و سوابق به نفعِ متهم هست
از کـــي پرونده هايِ دادستاني بر اساس سوابق مورد بررسي و قضاوت قرار گرفتن ؟
تا وقتي که عدالت زنده است، کسي که کارِ . اشتباهي انجام ميده، مجازات ميشه
و طبقهِ چهارم، گروهِ رفاهِ اجتماهي هست . افرادي مثل من و تو، تويِ اين گروه جا ميگيرن
گــــروه رفاه اجتماعي ؟
اين اسم گــروي از افرادِ . که بورسِ تحصيلي رفاهي ميگيرن
من مهم نيستم ، اما تـــو چرا ؟
نظام اصناف رو نمي شناسي ، مگه نه ؟ پســــر يه منشي ؟
. من يه شودرا هستم . تويِ اين هـــرم از همه پايينتـــرم
اگه تو جزء پايينترين طبقات اجتماعي هستي پس من چه طبقه اي دارم ؟
من ... مي تونم چنين چيــزي رو تحمل کنم ؟
. حداقل، تو يه نفـــرُ داري که پشتت وايسته و ازت حمايت کنه
. بقيهِ بچه ها تنها هستن، حتي خودِ من تنهام
دانش آموزِ انتقال، معلم ازت . خواسته به دفترش بري
من نماينده کلاس هستم، پس هر وقت . و هر چيزي خواستي مي توني بياي و از من بپرسي
. ممنونــــَم
باشه پس بزار سوال اولم رو ازت بپرسم دفتـــر معلم کجاست ؟
. بشيــــــن
مي توني کلاسهايي که تويِ اين برنامه نوشته شده . بهشـــون نياز داري رو انتخاب کني
. بايد خودت اختياري برنامه رو تنظيم کني
دقيقاً مثل کالج که دانشجو ها برنامه هاشون . رو اختياري انتخاب مي کنن
. اين فـــرم رو هم، همين الان پر کن
....:: ~ShOhrEh~ ترجمه و زيرنويس : شهـــــره ::....
شنيدم که مادرت يه خدمتکاره، به همين خاطره که از هزينه هايِ کلاسهات چشم پوشي کردن، درسته ؟
. اون يه خانمِ خونه دار هم هست
. باشــــِه
. اولين کلاست با منـــِه . اين کلاس از کلاسهاي ضروري ت هست
. خوب انجامش بده
ايشون دانش آموز انتقالي هستن که از امروز . به بعد تويِ کلاس شما، با شما درس مي خونه
. بهش خوش آمد بگين
... سلام، من
من چا ايون سانگ هستم . از هر نظر که . فکرشو بکنين ساده و پيش پا افتـــاده ام
. من کسي هستم که همه جا ميتونم از پس هرکاري بربيام . به همين خاطر توجه و ترحم شما رو رد مي کنم
. دريافت کمک از نظرم تحملِ يه بارِ سنگينـــِه . از ديدنِ همتــون خوشحال شدم
. يه صندلي خالي پيدا کن و بشين . بياين کلاس رو شروع کنيم
. يه سوال از دانش آموزِ انتقالي دارم
چطوري تونستي به اين مدرسه راه پيدا کنـــي ؟
. يه دانش آموزِ جديدِ ديگه هم به اين کلاس اضافه شده
کسي هست که تويِ مدرسهِ ما، کيم تان رو نشناسه ؟
. بازم، بايد به بچه ها سلام کنم
. مي توني بــري ؟ نوبتِ منــــِه
... من کيم تان هستم . قبلاً تويِ اين مدرسه درس ميخوندم
. حتي اگرم بهتون بگم، شايد متوجه نشين
. مدتِ زيادي نيست که از امريکا برگشتم
منم ، ميخوام . از يه زندگي ساده و . پيش پا افتــــاده لذت ببرم
. خواهش مي کنم باهام همکاري کنين
! خانم
! خانم
يعني کجا رفتــــِه ؟
چـــرا چنين لباسهايِ ناراحت کننده يي پوشيدي؟
. تا يکم حال و هوام عوض بشـــِه
بعد مي خواي با حال و هوايِ من چيکار کني؟
قصد داري تويِ يه فيلم يا همچنين چيزي بازي کني؟
چرا تويِ همه فيلم ها، خدمتکــارا مردهايِ صاحب خونه رو گول مي زنن، و چرا مردِ خدمتکارُ انتخاب ميکنه؟
بلـــوزِ کلاسيکِ من رو نديدي ؟
... اون لباسي که فقط دوتاش به کـــُره اومده
. يکيش رو جئون جي هيون و يکي ديگش رو من خريدم
. خشک شويي
! درستــــِه
. بدونِ اون لباس، يکم همه چي سخت ميشه
اون چشم ديدن و انتخاب کردن کارهايِ هنري رو داره؟ حتي مي دونه که بايد چي به ديوار آويزون کنه ؟
....:: ~ShOhrEh~ ترجمه و زيرنويس : شهـــــره ::....
ديوونه شدي! مي دوني اينجا کجاست ؟ چطوري جرات کردي از مرزت خارج بشي ؟
، به عنوان والدينِ بچه ها اومدم . تا مديرِ مدرسه رو ملاقات کنم
چــه مادري ؟ داري چي مي گي؟
تانـــَم ... اين اولين روز اومدن به مدرســشه همه تويِ مدرسه هيجان زده هستن، درسته ؟
ديوونـــه اي، مگه نه ؟
اجازه دادم اتاق خوابِ اصلي مالِ تو باشه. و همه چيزايي . که خواستي رو مالک شدي، پس فقط دهنتو ببند و اينجا بمون و جايي نرو
نمي دوني که من و تو، نبايد جايي با هم گير بيوفتيم؟
نمي تونم بيام بيرون و از نسيم لذت ببرم ؟ من راپونزل يا يه همچين چيزي هستم ؟
. اگه ميخواي از نسيم لذت ببري، به رودخانه هان برو . ديدنِ گالري هايِ اينجا ... به معني خروج از محدوده تــِه
چــرا بايد به آب نزديک بشم ؟ امکان داره کسي اونجا باشه و بخواد هلم بده و متوجه نشم ؟
... چــــي ؟ تـــو
چـــرا ؟ دوباره مي خواي کتکم بزني ؟
. دفعهِ اول خيلي سختـــِه . اما فکر نکنم دفعهِ دوم... خيلي سخت باشه
اينُ ديدي ؟
. دکتر گفته که برايِ بهبودم به دو هفته زمان نياز دارم
رفتي و از دکتر دست خط گرفتي ؟
. فقط يه بار درد کشيدم . اما برايِ دفعه دوم درد نمي کشم
اگه دکتر بگه که دو هفته براي بهبود به زمان نياز دارم بعدش مي رم و ازت شکايت مي کني! مي دوني، مگه نه ؟
افسردگي، اختلال هواس، ترس اجتماعي ؟
ترس اجتماعي ؟ از همش بهتـــره مگه من آدمِ بزرگي نيستم ؟
اگه بخوام بهت راست بگم و باهات صادق باشم . نـــه، تو اصلاً آدمِ بزرگي نيستي
فکر نمي کني که يه آدم بزرگ حداقل بايد صد و شصت و هشت سانت قدش باشه ؟
پس ترس از شکايت زماني رخ ميده که کسي نتونه شکايت کنـــِه ؟
پس ازم شکايت کنه . اينطوري ترس از تشکيل . پرونده هايِ حقوقي به ليست تشخيص هات اضافه نميشه
. مطمئن شو اينکارُ مي کني، فهميدي؟ حالا بــــرو
فکر مي کني نمي تونم چنين کاري بکنم ؟
! اگه نتونم ازت شکايت کنم، منم کتکت مي زنم
. از اينجـــــا برو
! نمي خواي بــــري ؟
چـــرا خودت رو با در زدن، اذيت کردي ؟
. باهام خوب و مهربون باش . يه سالي مي شه که همديگرُ نديديم
. ميتوني بلند شي و بهم خوش آمد بگي، اگه دوست داري
چـــــرا ؟
مي خواي بغلت کنم ؟
. کاري مي کني قلبم تندتر بزنه
اتفاقِ خاصي نيوفتاد؟ خوب درس خوندي؟
مثلِ يه تکيه از کيک بود. اومدي براي هميشه بموني يا فقط اومدي همه رو ببيني و بري؟
من حتي يونيفرم هم پوشيدم اين به اين معنيــه . که برگشتم تا براي هميشه بمونم
چطور يه استوديو پخش تويِ دبيرستان انقـــدر امکاناتِ زيادي داره ؟
. همش به اين خاطره که پدرت خيلي پولداره
حالا که اومدي، مي خواي يه آزمون بدي؟ بهش فکر کردي که يه تهيه کننده بشي؟
. براي تهيه کننده شدن، بيش از حد خوشکل و خوش تيپم
لي بونا ، همه چيـــز برات خوب پيش رفته ؟
. همه چيــز خوبه
يون چان يونگ الان کجاست ؟
! چان يونگ هيچ کارِ اشتباهي مرتکب نشده
. همينُ گفت
پس نکنه من کارِ اشتباهي مرتکب شدم ؟
چــرا داره دنبالِ چان يونگ مي گرده ؟ نکنه مي خواد باهاش دعوا کنه يا مسئله چيزِ ديگه اي هست؟
چــرا کيم تان بايد با چان يونگ دعوا کنــــِه ؟
چـــرا ؟ معلومه شايد اون هنوزم به . من يه احساسي داشته باشه
منظورم اينکه چرا خودش رو نشون داده ؟
من فقط مي خواستم همه چيز رو پشت سرم . بزارم چون فکر مي کردم گذشته، فقط گذشته است
. واي خداي من، خيلي ازش متنفرم اما خيلي باحاله
... خوب، اون خيلي خوشکلـــِه، اما
وقتي که ديدم دوتاش کنارِ هم وايستادن، فکر کردم . يونگ دو خيلي از کيم تان بهتــــره
چـــــي ؟
هي، شما بچه ها دارين به چي فکر مي کنين ؟
در موردِ چــــي ؟
No comments yet. Be the first to leave one.