The first 200 lines.
اينجارو ببين
آخر هفته عروسيته - ميدونم -
فقط انقدر مونده تا دوباره سکس داشته باشم
انگار يه عمره سکس نکردم
اوه، تو و رابين اجتناب مي کردين؟
در مورد تو صحبت مي کنم، تد
قضيه از اين قراره ...هر دختر تور کردني
در آخر هفته عروسي، از نوشيدني هاي جمعه شب نتيجه ميشه...
امشب بچسب به دختر اشتباهي
تنهاي عملي که کل آخر هفته نصيبت ميشه
يه بزن قدش به خودته اما نه از نوع باحالش
بزن قدش به خودم! اين از نوع باحالش بود
خب، انتخاب بزرگيه
بزرگترين انتخابه
جمله معروف اون راهبه رو برام تداعي مي کنه
که خيلي برامون مقدسه
اينديانا جونز و آخرين جنگ صليبي
يادته؟ اونها وارد يه حجره شدن
واقعاً؟ من بايد با نازي ها همکاري کنم؟
تد، فقط...فقط...باشه؟
...مجبور بودن جام مخصوص رو
از بين جام ها انتخاب کنن...
يادم رفته چي صداش ميکردن
اما يه چيزي مثل جام مقدس بود
!دقيقاً اسمش جام مقدس بود
...متحد نازي ها انتخاب کرد و
مجبورم نکن اون کارو بکنم
...تد، تد، متحد نازي ها انتخاب کرد و
باشه، باشه
قراره بدجور بترکم
...انتخاب اون
بي خردانه بود...
...بعدش "ايندي" يه جام برداشت، و
...انتخاب تو
هوشمندانه بود...
پس هوشمندانه انتخاب کن تد
واسه کمک تو انتخاب، کل ديروز رو وقت گذاشتم
3تا از بهترين شانس هايي که داري رو انتخاب کردم
و منم کمک کردم
يا اين بود يا نوشتن پيمان نامه بود
من بدبخت
سوفيا"، دوست دوران کالج رابين بود"
و ظاهراً يکم جيغ جيغوئه
آره، در حين سکس
دقيقاً مثل اين دزدگيرهاي ماشين هاي دهه 90 صدا ميده
...ميدوني
پسرا عاشقشن
کَسي" دختر بهترين دوست مامانمه"
يه داستان بد، 12 سال پيش، حرفه ژيمناستيکش
به طور تراژدي وار به پايان رسيد وقتي سينه هاش بيش از اندازه بزرگ شده بود
گريس" همکار جديده"
تو شرکت 6تا مقام مختلف داره
و اين فقط واسه جشن کريسمس بود
پس از اونجايي که هنوز "گريس" نرسيده
من "سوفيا" رو توصيه ميکنم
قوياً احساس ميکنم که بايد قوياً بهش حس پيدا کني
پس فکر کنم تصميم گرفته شد
تد، درسته؟ - آره -
من "کسي"ام
اوه...يه چيزي بهم ميگه
اين آخر هفته قراره کُلي خوش بگذرونيم
کسي"، من "کسي" رو انتخاب ميکنم"
...انتخاب تو
بي خردانه بود...
علي و ميلاد تقديم مي کنند "فصل نهم سريال "چگونه با مادرتان آشنا شدم قسمت ششم : بصيرت شواليه
AliXrX & MiLaD : مترجمين
هي، اون کشيش ماست
...اوه، عجب نگاه مهربون پيري
ترسناک به نظر مياد
نگاه ها ميتونه گول زننده باشه ليلي
اما نه تو اين يه مورد
خيلي بدجنسه
اوه، انقدر ها هم نمي تونه بد باشه
ميارمش تو جمع
سلام جناب کشيش
من "ليلي آلدرين"ام ساقدوش عروس
خيلي هم نجابت نداري
مثل هرزه ها لباس پوشيدي
جريان چيه؟ ...چرا به زنت نميگي که
بهت پيشنهاد قاضي شدن داده شده؟...
ليلي خودش رو آماده کرده که بريم رُم
بايد رو در رو بهش بگم
...در اون صورت، ميدونم که ميتونم راضيش کنم
که بهتره که بمونيم...
"تو دادگاه بهم ميگن "قانع کننده
واقعاً اونطوري صدات ميکنن؟
قانعشون کردم که منو اون صدا کنن
اما واسه پرونده هاي دادگاهيت بايد آماده بشي
آماده صحبت کردن با ليلي هستي؟
لازم نيست خودم رو آماده کنم
ميتونم با يه روش خيلي شيک
حلش کنم
...اوه، من واقعاً
هيچي واسه دفاع از خودم ندارم...
!ريدي
!آب هم قطعه
ببخشيد تد، نميدونم
از اين روتين واقعاً خسته شدم
لاس ميزنيم، يکم مشروب ميخوريم
و آخرش هم شب رو با يه سکس بي معني به پايان ميرسونيم
آره
منم همينطور
ميخواي شب رو با يه سکس بي معني شروع کنيم
بعدش لاس بزنيم؟
خيلي رويايي فکر ميکني
بزن بريم
اوه، اوه، تماس کاريه
جواب بدم يا بيخيالش شم؟
يا جواب بدم؟ اوه...يا بيخيالش؟
فراموشش کن
ميدوني؟ جواب بده
باشه
سلام؟
...انتخاب تو
بي خردانه بود...
اخراج شدم؟
اما تدريس در اونجا شغل روياهاي من بود
و شماها تنها دوستاي من هستين
همتون ازم متنفريد؟
ميشه حداقل با شاگردام يه خداحافظي بکنم؟
همه شاگردام ازم متنفرن؟
اوه
اوه، مشکلي نيست
مي خواستيم چي کار کنيم؟
فکر کنم داشتيم در مورد "يه چيز" بي معني صحبت مي کرديم
جوراب بي معني؟ نه
هي، سلام، سلام، سلام
يه مشکل کوچولويي هست
داشتم سخت تلاش ميکردم که کشيش رو دلخور نکنم
تو و شوهرت چطوري آشنا شدين؟
هفته اول کالج بود
واسه رديف کردن استيرو نياز به کمک داشتم
رفتم به سمت راهروي پاييني و ميدونستم که دارم درست ميرم
و بايد در اين اتاق رو بزنم
مارشال در رو باز کرد
کار سرنوشت بود
سلام - سلام -
از اون زمان تا الان با هميم
ببخشيد
کجاي کار رو اشتباه رفتم؟
کجاي کار رو اشتباه رفتين؟
واقعاً دلمون مي خواست که مراسم رو برگذار کنه
کليساش به شدت جذابه
اما وقتي باهاش آشنا شديم
حيوون خونگي تو کليساي من ممنوع
آرايش غيررسمي تو کليساي من ممنوع
آدامس ممنوع لوگوي ورزشي ممنوع
جناب کشيش؟ تمومي نداره انگار
بزن قدش از نوع دعا - موبايل ممنوع -
بهتون هشدار ميدم
که بيشتر درخواست هاي عروسي رو رد کردم
مخصوصاً از طرف اين خمار هاي معتاد به سکس "مَنهَتن"ـي
...که کليساي من رو
فقط به خاطر اينکه به شدت جذابه مي خوان
ما دقيقاً برعکس اين چيزاييم
مردم از اين چيزا خوششون مياد؟
خب پس، شماها چطوري آشنا شدين
از زمان کالج با هميم
تو همون هفته اول با هم آشنا شديم
واسه رديف کردن استيرو نياز به کمک داشتم
رفتم به سمت راهروي پاييني و ميدونستم که دارم درست ميرم
و بايد در اين اتاق رو بزنم
من در رو باز کردم
کار سرنوشت بود
سلام
سلام
از اون زمان تا الان با هميم
داستان آشنايي من و مارشال رو دزديدين؟
مجبور شديم، داستانتون خيلي نازه
حتي تا قرار سوم همديگه رو بوس هم نکردين
تا قرار سوم من و رابين "من نسبت به "باب هپ
تو توي "يو اس او" بيشتر بيس زده بودم - تابلو -
حالا کشيش ميدونه که بهش دروغ گفتيم
اگه مراسم رو منتفي کنه چي؟
چي؟ خيلي کار مسخرهايه
..بارني، رابين، بايد سريعاً باهاتون
در يک مکان خصوصي صحبت کنم...
فقط مسئله از دست دادن شغلم نيست
ماشينم که همه زندگيم توش بود رو دزديدن
الان هم فکر کنم که دارم آنفولانزا ميگيرم
ببخشيد
30دقيقه ميشه که دارم يه بند حرف ميزنم
مشکلي نيست 40دقيقه! مشکلي نيست
هنوزم فکر مي کنم که ميتونم همه اين مشکلات رو مديريت کنم
اگه دوست پسرم "وزلي" باهام به هم نزده بود
چرا باهام در موردش صحبت نمي کني؟
باشه، بايد از اول واست بگم
نه، قبل تر از اول
زمستان سال 1998 بود
پسر، اين دختره خيلي داغونه
اگه زود بجنبم هنوز هم ميتونم "سوفيا" رو تور کنم
خيله خب، يه نوشيدني ديگه باهاش ميخورم و بعدش فلنگ رو ميبندم
اما کجا؟ بار يا اتاق ناهارخوري؟
بار يا اتاق ناهارخوري؟
...تو قرار چهارمم با وزلي
کسي" بيا يه نوشيدني تو اتاق ناهار خوري بخوريم"
...انتخاب تو
سلام مامان، سلام بابا
هي، ما تازه پيش غذا سفارش داديم
شما دوتا هم بشينين
No comments yet. Be the first to leave one.