The Pendragon Cycle: Rise of the Merlin

The Pendragon Cycle: Rise of the Merlin

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

T P C R O T M S01E05 1080p 10bit WEBRip 2CH x265
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-02-16
Downloads: 165
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫وورتیگرن مرده.

‫شک ندارم اورلیوس تخت پادشاهی رو ‫ برای خودش تصاحب میکنه.

‫جان اورلیوس در خطره تا موقعی که پادشاه های ‫ بریتانیا ادعای اون رو به رسمیت بشناسن.

‫دقیقاً با کلی داوطلب روبرو نیستیم.

‫تو تنهایی نمیتونی از پس بربرها بر بیای.

‫هفتصد نفر برای مقابله با هنگیست ‫زیاد نیست

‫اون قصد داره قبل از تموم شدن تابستان ‫تخت رو تصاحب کنه و این کار رو هم میکنه.

‫اگه اونقدر درگیر جنگ بین خودمون ‫باشیم که نتونیم

‫علیه اون سلاح به دست بگیریم، اینجوری تو ‫میتونی متحد خیلی باارزشی برای هنگیست باشی.

‫ساکسون.

‫میگن مرلین با دست های خودش، ‫هفتاد نفر رو توی همین دروازه ‌ها از پا در آورد.

‫اون توی کاتای پونصد نفر رو کشت.

‫اونجا جهان سوخت ‫و زمین از خشم اون لرزید.

‫هیچ انسانی نمیتونه این کار رو کنه.

‫هیچ انسان فانی ‌ای.

‫اون تقریباً یه موجود ماوراییه.

‫مورکاد!

‫بدون حضور پادشاه های بریتانیا کنارمون، ‫هیچ پیروزی ای در کار نیست.

‫بدون حضور مرلین کنارمون.

‫من و پیوس سمت شمال، ‫به طرف گوتای میریم.

‫کاستانن هنوز به کیلات‌ هون ‫حکومت میکنه؟

‫خون آتلانتیسی اون قدرتمنده، ولی ما... ‫ما اونجا مورد استقبال قرار نمیگیریم.

‫اگه به شمال برگردی، ‫کاستانن تو رو میکشه.

‫راه دیگه ای نیست.

‫به اونا نگاه کن، ‫که با افتخار میدرخشن.

‫میگن تو قدرتمندترینی.

‫چرا دستور دادی یکی از ‫سنگ ‌های مقدس اونا بیفته؟

‫تو همون مردی هستی که ‫اون رو برمی‌افرازه؟

.‫شاهین

‫برادرانم، من به نام نور بزرگ ‫به شما درود میفرستم...

‫کسی که اومدنش توی این حلقه مقدس ‫پیشگویی شده بود.

‫شما از درود من بیزارید.

‫چرا؟

‫اگه برادرانم ساکتن، شاید به خاطر اینه که ‫دیگه اطمینان ندارن

‫کی اونا رو به عنوان آرک، ‫دروئیدِ بیشه مقدس، صدا میزنه.

‫کی این حرف ‌ها رو میزنه؟

‫شنیدیم که میگن آیین ‌های قدیمی رو رها کردی ‫تا از یه خدای جدید پیروی کنی...

‫یه خدای بیگانه.

‫ما از روزگار باستان دنبال دانش بودیم تا ‫حقیقتِ همه‌ چی رو پیدا کنیم

‫مگه غیر از اینه؟

‫هست؟

‫پس چجوری توی درک حقیقتی که ‫پیش روی ما اعلام میشه، وقت تلف کنیم؟

‫ما حقیقت‌ های زیادی رو میشناسیم، ‫استاد

‫امروز چه حقیقتی اعلام میشه؟

‫حقیقت نهایی!

‫پس تو پیرو این یسوع شدی.

‫اون همون نور بزرگیه که ‫اجداد ما از اون حرف میزدن.

‫اون همون کسیه که همیشه دنبالش بودیم ‫و بدون هیچ اطلاعاتی می‌پرستیدیمش.

‫و کشیش های اون بودن که درخت های ما رو بریدن ‫و مکان ‌های باستانی‌ ما رو خراب کردن.

‫انسان ‌ها از روی نادانی عمل میکنن، ‫ولی حقیقت پابرجا میمونه.

‫همه میدونیم این افکار از کجا میان.

‫همه میدونیم کی اون نیمه ‌گان بزرگ رو به گمراهی کشوند

‫تالیسین بزرگ‌ ترین آوازخوانی بود که ‫دنیا تا الان به خودش دیده

‫اون به محفل برادری ما خیانت کرد.

‫اون بزرگ ‌ترین حقیقت رو ‫به محفل برادری ما بخشید.

‫دروغه!

‫شما لایق حقیقت نیستید!

‫هتک حرمت!

‫این چجوری ممکنه؟

‫خیانت!

‫هیچکس نباید پا به جایگاه مقدس ‫بذاره

‫حتی خودِ دروئیدِ اعظم.

‫ای خادم های حقیقت، ‫به من گوش بدید!

‫چرا تعجب میکنید که دانا ترینِ شما، ‫به نامِ یسوع به شما درود بفرسته؟

‫همون کسی که خودش رو ‫راه و حقیقت نامید.

‫چجوریه که شما، که از هر راهی به دنبال ‫حقیقت هستید، الان در برابر اون کور شدید؟

‫فکر میکنید این بیشه مقدسه؟

‫این سنگ ‌ها؟

‫آیین ‌های نو؟

‫آیین ‌های قدیمی؟

‫من میگم، همون که سنگ‌ ها و درخت ها رو ‫ آفرید بزرگ تره، و همچنین آیینِ اون.

‫کافیه، مرلین!

‫مرلین!

‫بسه!

‫مرلین!

‫پیشکارِ پادشاه تالدریگ قبل از اینکه راه بیفتیم، ‫اجازه داد هر چی دلم بخواد از آشپزخونه بردارم.

‫یکم پیاز خام، زردک خام ‫و تره ‌فرنگی خام داریم.

‫پنیر.

‫هویج.

‫اونا هم خامن.

‫نان جو.

‫و کلی آلو برای اینکه ‫به هضم همه اینا کمک کنه.

‫قبلاً اینجا بودی.

‫یه بار.

‫خیلی وقت پیش.

‫باید وقتی به مرز کوستانین نزدیک شدیم، ‫بهمون هشدار داده بشه.

‫تو بهتر از هر موجود زنده‌ ‌ای میدونی که ‫غم چه بلایی سر یه مرد میاره

‫آره، فکر کنم همینطوره.

‫اینکه خدا تو رو با خودش برد، ‫واقعاً همون چیزی بود که تو رو کشت.

‫با اینجوری شمردن، فکر کنم کل ارتش ساکسون‌ ها ‫ میتونستن بی ‌صدا غافلگیرت کنن.

‫نباید تو رو با اون باسن شاهانه‌ت ‫روی زمین مینداختم.

‫دیدی؟

‫اون زیبا من رو برگردوند.

‫رنگ ‌پریده و صحیح و سالم ‫و رها از بند افسون.

‫آره.

‫چند نفر؟

‫بیشتر از ده هزار نفر.

‫ولی اون مداخله‌ گرِت کارش رو کرد.

‫مردهای غرب همراه‌مونن.

‫امروز صبح اونا رو ‫توی اردوگاه دیدم.

‫همشون شجاعن.

‫امیدوار بودم بیشتر باشن.

‫اونا با کوه‌ ها میجنگن.

‫هر کدوم از این جنگجوها کم کم ‫با سه ساکسون پیاده برابری میکنه.

‫این ما رو توی چه وضعیتی ‫قرار میده؟

‫امیدوار بودم بیشتر باشن.

‫ما از طرف شاه لوث از اورکنی اومدیم، ‫متحد هنگیست بزرگ.

‫خواست خدایان اینه که ‫اونا برای ما بجنگن.

‫خوش‌ اقبالید که شما هم دارید.

‫سرورم، هنگیست.

‫اون لرد نیست.

‫اون برت ‌والداست.

‫سرورِ تمام سروران.

‫برت‌ والدا.

‫با هدیه هایی اومدم.

‫از طرف پدرم، شاه لوث.

‫و همسرش.

‫تشکر من رو به پدر و مادرت برسون.

‫بانو مورگان مادر من نیست.

‫من از گوشت و خون ‫اون جادوگر نیستم.

‫مراقب باش، پسر.

‫نمیخوای بیشتر از فایده‌ت برای اون، ‫زنده بمونی

‫یا برای من.

‫قسم به زئوس و خون تازه، ‫برگشتی برادر.

‫جلوگیری از کشت ‌و کشتار این حرومزاده‌ ها، ‫کار خیلی سختیه.

‫این کافرانِ دیمیتری رو داریم.

‫مهر پرستان.

‫مسیحی ها.

‫خیلی زود کشت ‌و کشتار زیادی ‫راه میفته

‫فقط افتخاری که به دست میاریم رو ‫تصور کن

‫هر افتخاری که با کشتار باشه.

‫من دیگه ازش سیر شدم.

‫اینا حرف های کیه؟

‫موقعی که توی انیس آوالاک بودم، ‫چیزهای زیادی یاد گرفتم.

‫البته که یاد گرفتی.

‫با شاه ماهیگیر صحبت کردم.

‫اون از سرزمین غربی به من گفت، ‫از جایی که مردم پری ‌زاد اومدن.

‫اون از قلمرو خودش و ‫هزار سال صلح بهم گفت و...

‫اینکه چجوری جنگ بین پادشاه هاش، ‫نزدیک بود مردم خودشون رو نابود کنه.

‫اونا مثل پیرزن‌ هایی که کتان میریسن، ‫قصه می‌بافن، برادر.

‫پادشاهی همراه خون و عرق ریختنه.

‫تو این رو میدونی، برادر.

‫من اونجا چیزهای بیشتری یاد گرفتم.

‫یاد گرفتم که راه مسیح رو پیش بگیرم

‫و من پیرو اون شدم.

‫چه اهمیتی داره؟

‫خدای جدیدی انتخاب کن.

‫اصلاً دوجین خدا داشته باش، ‫برای من فرقی نمیکنه.

‫شانس ما رو بیشتر میکنه.

‫موضوع فراتر از این‌ حرف هاست، ‫لوتر

‫من دیدم که شاه ماهیگیر و مردمش...

‫برای نیازمندها و زخمی ها ‫چیکار کردن

‫من مهربونی اونا رو دیدم، ‫و این از قدرت ارتش‌ ها هم قوی تره.

‫این آینده‌ بریتانیاست، ‫و باید آینده‌ ما هم باشه.

‫مگه عقلت رو از دست دادی؟

‫لوتر، من برادر آرون رو ‫از اینیس اِولاک آوردم.

‫اون اومده تا اصول عقاید کلیسا رو بهت یاد بده ‫ و تو رو به نام سرور ما یاسو غسل تعمید بده.

‫من رو غسل تعمید بده؟

‫من هر کاری برای تو انجام میدم.

‫سپاه جنگیت رو رهبری میکنم.

‫دشمن هات رو میکشم.

‫زانو میزنم و تو رو پادشاه ‫صدا میزنم

‫ولی خواهش میکنم، ازم نخواه که ‫این کار رو انجام بدم

‫به اونا نگاه کن.

‫پسرهایی که مشغول بازیِ پادشاه هان

‫خوب بازی کردن، ‫همونجوری که وورتیگرن میتونه گواهی بده.

‫اونا شاید اون غاصب رو ‫ریشه ‌کن کرده و بدهیِ...

‫خونی‌ خودشون رو تسویه کرده باشن، ‫ولی این اورلیوس رو پادشاه والای من نمیکنه.

‫حالا مراقب باش، دوست من.

‫کسایی هستن که ممکنه سوء برداشت کنن ‫و این حرف ها رو خیانت ‌کارانه بدونن...

‫مخصوصا الان که سپاه ساکسون‌ ها ‫نزدیک میشه

‫میدونم شما دو نفر، مورکام، فکر میکنید که ‫حاضرید پیش هر کسی زانو بزنید.

‫یا شاید هم داری توی ذهن اون تار عنکبوت می‌تنی؟

‫برادرها با کمک سپاه اقوامشون، ‫وورتیگرن رو شکست دادن.

‫سپاهی که همین الان به طرف آموریکا ‫در حال حرکته

‫چند نفر برای اونا باقی مونده که ‫بتونن فرا بخونن؟

‫۲۰۰ نفر.

‫و تو علنا علیه اونا ‫وارد عمل میشی؟

‫با پیشروی ساکسون ‌ها علیه ما، ‫من رو احمق فرض کردی؟

‫ولی کی میدونه توی روز جنگ، ‫اونا

‫همون کسایی هستن که ما رو ‫به پیروزی و افتخار میرسونن؟

‫میگن امریس رو با خودشون دارن.

‫من و مگنوس ماکسیموس، تالیسین، ‫و خودِ برن متبرک.

‫من این به اصطلاح امریسِ اونا رو ‫دیدم

‫و مرلین، اگه اصلاً وجود داشته باشه، ‫خیلی وقت قبل از تولد من و تو مرده.

‫حالا، اون پسرها دیگه تنهان.

‫من خوبم.

‫واقعاً مادر

باید برای سر پا موندن ‫یه چیزی بخوری.

‫اون مدت ‌ها بود که توی دلش ‫دچار دودلی شده بود.

‫فکر میکنم حالا که همه چی تموم شده، ‫بالاخره احساس آزادی میکنه.

‫دودلی؟

‫بین یسوع و خدایان باستان.

‫ولی چجوری میتونه ‫خوشحال باشه؟

‫انجمن برادری حتی بعد از اون هم ‫همچنان از باور کردن خودداری میکرد.

‫هر کسی انتخاب نمیکنه که ایمان بیاره ‫و از نور اطاعت کنه، شاهین کوچیک من.

‫مرده ها بلند میشن ‫و سنگ ‌ها توی هوا میرقصن.

‫و هیچ کاری از تو یا هیچکس دیگه ای ‫برای تغییر اون ساخته نیست.

‫روشنایی روز داره تموم میشه، مرلین.

The Pendragon Cycle: Rise of the Merlin subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left