The first 200 lines.
پروفسور کيم، نمي تونيم جهت رو عوض کنيم و برش ناي رو انجام بديم؟
.نه
از هرجايي کارُ انجام بديم .بچه به خاطر خونريزي شديد از دست ميره
!پروفسور کيم
.وقت نداريم .مادر داره شديداً خونريزي مي کنه
و قلبش هم ضعيفه. بايد بچه رو .از رحم خارج کنيم و شکمش رو بخيه کنيم
...پروفسور
پروفسور کيم، شما .سعي خودتونُ کرديد
.بايد دست از عمل بچه برداريم
!نه
.بايد هردوتاشونُ نجات بديم
شانس 50/50ي هست که .هر دوشون زنده بمونن
.هردوتاشون اميد دارن
.پس بايد هردوتاشونُ نجات بديم
در غير اينصورت، اوني که زنده مي مونه .ناراحت مي شه، خيلي ناراحت
.برش رو از کنار انجام مي ديم - .اينطوري سخت ميشه -
.ساختار بدني ش کلاً به هم ريخته - .ممکنه به اعصاب اون ناحيه آسيب بزنيد -
.اين تنها راه نجات بچه ست - .پس، سونوگرامُ چک کنيد -
.وقت نداريم
پارک شي اون، بيا اينجا و .محل برش ناي رو پيدا کن
گردنُ لمس کن و منطقه رو با .عکس ام.آر.آي قبلي منطبق کن
اون چطور مي تونه منطقه رو فقط با لمس کردن مشخص کنه؟
.فقط بهمون اعتماد کنيد
.اسکالپل
،پارک شي اون !زود باش
.اينجا
.دقيقاً اينجاست
اين منطقه ي حلقه ي دوم و .سوم ناي ه
.لوله ي 2.5 .زود باشيد
.ميتونيد طناب بطني رو ببريد - .باشه -
.گيره
يه نمايشگر براي بررسي .عصب فاسيال (شاخه ي عصبي صورت) گذاشتيم
.لنفانژيوم رو بر مي داريم
.اسکالپل
.همه ي کيست ها برداشته شدن
،دکتر چا، تمومش کنيد .و بچه رو به ان.آي.سي.يو منتقل کنيد
.بله دکتر .خسته نباشيد
منُ صدا کرديد؟
گفتي که هر دوي مادر و بچه يه شانس پنجاه/پنجاه براي زنده موندن دارن؟
.بله
از نظر من، احتمال مردن هردوتاشون .100درصد بود
...شروع کردن با ريسک 100درصدي مرگ
اين وظيفه ي يه جراح ه که اين ريسک .رو تا جايي که ممکنه پايين بياره
،وقتي که درصد کم شد .اون عدد تبديل ميشه به آخرين احتمال ممکن
درصد 50/50ي که تو گفتي، يه درصد .برآورد شده نبود. چيزي بود که تو مي خواستي
وقتي داري با زندگي و مرگ دست و پنجه نرم مي کني .هيچ وقت يه عدد رو در نظر نگير
متوجه ميشي؟
.بله دکتر
.مي توني بري
.پارک شي اون
.امروز کارت خوب بود
.متأسفم
واسه چي؟
که به خاطر سوالاي زيادي .که تو ميتينگ پرسيدي، سرزنشت کردم
.اشکالي نداره
اونقدر خوابم مي اومد که .حتي يادم نمياد کسي منُ سرزنش کرده باشه
به هر حال، همه ي احتمالاتي .که ازشون حرف زدي، سر عمل اتفاق افتادن
...چيز خاصي نبود
الان مغرور شدي؟
.نه مغرور نشدم
.خيلي داري از خود راضي ميشي
.من بايد مراقب اين بچه باشم
...چقدر مغرور
!خيله خب
.اتاق شيفت شب از اون طرفه
نمي ري؟
داري تا در ورودي همراهم مياي؟
.نه
به خاطر اينه که فکر مي کني اگر تنهايي برم تو تاريکي مي ترسم؟
.نه اينطور نيست
...فروشگاه محلي
.داشتم مي رفتم نون بخرم
،اگر دراوِرمُ باز کني .توش نون هست، مي توني بخوري
...نون نه
.دارم مي رم گوشي همراهمُ شارژ کنم
.تو دِراوِرم شارژر هم هست
...چکش
.دارم مي رم چکش بخرم
چکش؟
تو فروشگاه محلي چکش مي فروشن؟
.آره مي فروشن
.بريم
.پروفسور کيم
.سوار شو
.مي برمت خونه
.همين جاست .لازم نيست منُ ببريد
.سر راهم ه
.خريدن چکش يادت نره
.فردا مي بينمت
!هي
.خيلي خوشگله
.دکتر چا
!فقط بهم بگو
غذا خورديد؟
...راستي
مشکلتون با مدير چه کيونگ حل شد؟
اگر ولتون کنه چي؟
.اون وقت، ولم کرده
مي دونم همه ي استرستونُ .سر ما خالي مي کنيد
...قبلاً
.چه کيونگُ خيلي دوست داشتم
.شما واقعاً يه زوج عاشق مثال زدني بودين
...فقط فکر کردن بهش
.باعث ميشه تنم مور مور شه
.نمي دونم چرا اين روزا همه چيُ فراموش مي کنم
حس مي کنم دور و برمُ .يه سري پرده گرفته ن
.يادم نمياد چطور زندگي مي کردم
.و نمي دونم بعد از اين بايد چطور زندگي کنم
.نمي دونم کل روزُ چيکار مي کردم
احتمالاً به خاطر اينه که خيلي چيزا .داريد که بايد بهشون فکر کنيد
.متأسفم
اين حرفا رو بهت مي زنم .بايد خيلي خسته هم باشي
.اشکالي نداره
ببخشيد که نمي تونم واسه .کم کردن بار روي دوشتون کمک ديگه اي بکنم
...من خيلي بهت افتخار مي کنم
.تو حتي مي دوني بار روي دوشم چي هست
.مي رم داخل
.باشه
.امروز کارت خوب بود
.موقع رفتن مراقب باشيد
فکر کنم واقعاً تو فروشگاهاي محلي .چکش مي فروشن
.بله. زير رديف لامپ، چکش هم داشتن
هفت هزار وون؟
ابزارفروشي ته يانگ؟
يه فروشگاه محلي به اسم ابزارفروشي ته يانگ هست؟
هست؟
صورتت چي شده؟
پوست صورتت تو اين چن روز .خيلي خراب شده
.جراحياي زيادي داشتم
.بازم بايد مراقب سلامتي ت باشي
.ديگه نمي تونم از مراقبت کنم
...برنامه هات
چيزي عوض نشده؟
.فهميدم
.دو هان
من اينقدر ناراحتت مي کنم؟
قضيه اين نيست که تو .ناراحتم مي کني
.برنامه هات ناراحتم مي کنن
چه بلايي سر ما اومده؟
من بايد نگران باشم که تو .مي خواي يه مدت از هم دور باشيم
.هردوتامون بايد خيلي ناراحت باشيم
.ولي هيچ کدوم از ما چنين احساسي نداريم
اين که هيچ کدوممون هيچ احساسي .نداريم، بيشتر از حرفاي تو ناراحتم مي کنه
اومديد اينجا که بچه اي رو ببينيد؟
.بله
اسم بچه چيه؟
.فکر نکنم هنوز اسم داشته باشه
.اسم مادرش لي سو جين ه
.عمل خوب پيش رفت
.و ريکاوري هم خوب داره پيش ميره
به ديدن همسرتون رفتيد؟
اوني که بيشتر از همه داره سختي .مي کشه همسرتونه
.ولي هيچ کس کنارش نيست
مي دونيد خانم سو جين خيلي خوبن؟
.ديگه دلگير نيستن
به خاطر اين نيست که احمق ه يا .زيادي مهربونه
.اين شکلي ه که ايشون خانواده شونُ دوست دارن
.به خاطر همينه که خيلي قوي ن
.اون مادري مي شه بهتر از همه
تو بهش مي گي اعتراف به عشق؟
اين چيه؟
"غذا خورديد؟"
...جداً که
.نمي تونستم هيچي بگم
.نمي توني احساستُ بگي .نمي توني به عشق اعتراف کني
فايده ي راهنمايي کردن ـت چيه؟
بالاخره فهميدم چرا همه ي معلمام .دست از درس دادن به من برداشتن
اون خانوم بهت به چشم يه بچه نگاه مي کنه؟
.پس، اين اعتراف به عشق رو برات سخت مي کنه
،چه ازت بزرگتر باشه چه نباشه ...اگر به چشم يه بچه بهت نگاه مي کنه
.خيلي سخت ميشه
.اسم و روز تولدشو بهم بگو
،طالع تونُ مي خونم .تا ببينم زوج خوبي مي شيد يا نه
طالع؟
.آره
فقط کافي ه اسم و .روز تولدشُ بدونم
واقعاً؟
.البته
.من واسه ي همه ي دوستام که زوج ن طالع مي خونم
...اسمش - بله؟ -
...برف - ...برف -
...سفي - سفي؟ -
...يه اسم قديمي ه
و؟
...سفيد
!ولي کن .نمي خوام بدونم
.از نظر من شبيه سفيد برفي ه
تلفني با شوهرتون صحبت کرديد؟
.برام يه پيام صوتي گذاشت
.که متأسف ه به خاطر اينکه نمي تونه بياد
.احتمالا براي اون هم سخت ه
".مردم بهش مي گن "بچه ماماني
.ولي مادرشوهرم خيلي آدم خشکي ه
.هرکس ديگه اي هم کنار اون، اينطوري ميشد
.مي خوام بچه رو ببينم
.ولي به خاطر وضعيتم نتونسته م ببينمش
.يه دقيقه صبر کنيد
.من يه عکس گرفته م
.خيلي خوشگله
.عزيزم
No comments yet. Be the first to leave one.