The first 200 lines.
خواهرت ميخواد ببيندت
...آنچه گذشت
!اسکات! کمکم کن !نه، نه
پس نقشه چيه؟
ميخوام از درگاه رد بشم
پيتر ديگه کيه؟ - بابام -
يه چيزي دستشه
استايلز، خودتي؟
فقط کنعان رو يادتون باشه
ما ميايم دنبالت
.نه، نميتونيد نميتونيد پيدام کنيد
آهاي؟
!صبر کن
!اينا واقعي نيست
!واقعي نيست
!اينا واقعي نيست
...واقعي
مـحـمـدامـيـر و مــانـــي بـا افـتـخـار تـقـديـم مـيکـنـنـد Mani Vampire - M.Amir
" فصل ششم - قسمت ششم " " تاريخ ترجمه: 1395/10/15 "
خيليخُب، يه صدايي از بيسيم شنيديد
...و حالا معتقديد که صداي
استايلزه، پسرت
و اگر يه صدايي باشه که تصادفاً وارد سيگنالتون شده چي؟
پيتر کليد اون جيپه رو بهمون داد
و کليداي همون جيپه بود جيپ کلاديا
صبر کن ببينم، کارم به جايي رسيده که بايد به پيتر هيل اعتماد کنم؟
ازتون ميخوام به من اعتماد کنيد
من صداي استايلز رو از اون بيسيم شنيدم، مطمئنم
...اگر شما هم شنيده بودينش - خُب، حالا که نشنيدم -
...آره، اما اگر شنيده بوديد - کافيه اسکات! تمومش کن -
يه گردونک ديدي؟
و يه علامت بزرگ که روش نوشته بود کنعان
و مردم توي دود ناپديد ميشدن
تا حالا شده يه خواب خوب ببيني؟
بايد به کنعان بريم
خيلي خوب ميشد اگر چيزي راجع به اونجا ميدونستيم
خيلي به شهرداري زنگ زدم اما هيچکس جواب نميده
تنها نقشهاي که ميتونم توش پيداش کنم، مال 30 سال پيشه
تا به الآن تنها چيزي که راجع به کنعان ميدونم، اينه که کجا ـست
فقط هم همين رو لازمه بدونيم
اسکات، ماليا و ليديا دارن به کنعان ميرن
گفت طبق نقشه پيش بريم البته تا زماني که خونهخرابش نکنيم
کدوم نقشه؟
نقشهي تو
من که نقشهاي ندارم
خودت گفتي يه سري فکرا
راجع به گرفتن يه روحسوار داري
همهاش يه ايده بود که خيلي هم بد بود
و بعدش يه ايدهي خيلي بدتر به سرم زد
ايدهاي نداري که عملي بشه؟
دارم، اما افتضاحه
عاليه. انجامش ميديم
بايد قايمکي وارد انبار معلمان بشيم
تا بتونيم کل شهر رو از دست روحسوارا نجات بديم؟ مشکلي نيست
داره پخش ميشه، مگه نه؟
عمراً دلت بخواد بدوني
آخه کدوم شلاقي همچين اثري داره؟
شلاق يه روحسوار بوده
دکترا فکر ميکنن ميتونن با عمل جراحي
گوشت مُرده رو جدا کنن
تا يه ساعت ديگه برات يه عمل جراحي در نظر گرفتن
...هي... هي
!صبر کن ببينم داري چيکار ميکني؟
اين يه سم ماوراءالطبيعه اس
اگر سعي کنن جداش کنن تو کل بدنم پخش ميشه
بگو چي لازم داري
من نميتونم وارد اتاق جراحي بشم
زنده ازش بيرون نميام
پس بايد از اينجا ببريمت
کجاييم؟
طبق جيپياس، همينجا ـست
همينجا ـست
کنعان شهر ارواحه
صداي يه ضربان قلب هم نميشنوم
منم هيچ بوئي حس نميکنم
موندم چرا استايلز ما رو فرستاده اينجا
اينجا همون جاييه که توي آينه ديدم
به دکتر گاير بگو ميخواستن قبل جراحي
چندتا آزمايش ديگه هم انجام بدن
البته اگر پرسيد
احتمالاً نپرسه، اما اگر پرسيد همين رو بهش بگو
مامان؟ کايلي؟
اين همون خونوادهايه که به سرپرستي قبولت کردن؟
ميدونم داري چه فکري ميکني اينکه خودت هم بايد همراهشون ميمُردي
بذار تو اين مورد کمکت کنم
ليست رو داري؟
حفظم
اگر چيزي رو فراموش کني چي؟ به نظرت فکر خوبيه؟
اگر در حين دزديدن وسايل مدرسه بگيرنمون
اينطوري خيلي عاليتره
خيليخُب باشه
نميتونيم بريم يه برقگير بخريم؟
چرا تونيم؟ تو 2500 دلار داري؟
اينجا چيکار ميکنيد؟
اينجا مخصوص معلمانه
پس چرا شما داريد ميريد؟
داريد چيکار ميکنيد؟
دوشاخه و سيم؟ داريد شوکر درست ميکنيد؟
نه نه معلومه که نه
اونا رو ديديد، مگه نه؟ - شما بايد سر کلاستون باشيد -
شب بازي لاکراس ديديدشون؟
رعد و برق و اون آدما و اسبا رو ديديد؟
خيلي زياد بودن
بعد چي شد؟
هرج و مرج شد
همهجا بودن
بعضي از بچهها داشتن فرار ميکردن
اما واسه بقيه، انگار هيچي اونجا نبود
هيچي رو نميتونستن ببينن
ما ديديم
و اگر واقعاً دلتون ميخواد که باهاشون بجنگيد خيلي چيزاي ديگه هم ميتونيم بهتون بگيم
آهاي؟
!هي
مامان؟
چيزي نيست، مامانت اينجا نيست
حالت خوبه
مادرم رو ديدم
و سرش
انگار يکي جمجمهاش رو گاز گرفته بود
واقعي نبود
آره، اما انگار واقعي بود
انرژي اينجا باعث توهمات ميشه
نميتونيم اينجا بمونيم
نميتونيم هم بريم، نه تا وقتي که نفهميديم چرا استايلز ما رو به اينجا فرستاده
آخه از کي ميخوايم بپرسيم؟ هيچکس اينجا نيست
از اون ميتونيم بپرسيم
!هي
حالا چيکار کنيم؟
!بايد بريم دنبالش
فکر کنم جفتمون مطمئنيم که اين درمان هم جواب نميده
پس ميخوام نظرم رو بگم
يه فکري دارم، اما درخواست زياديه
يعني بدتر از اينه که ازم خواستي شغلم رو
با گم کردن يه بيمار بيمارستان به خطر بندازم؟
نُه تا داروگياهيه پادزهر نه تا زهر ماوراءالطبيعه ان
اگر داروگياهيها اشتباه ترکيب بشن
قدرت زهر رو افزايش ميدن
...پس اگر گند بزنم
من رو ميکُشي
ميتوني توضيحش بدي؟
آره، ميتونم سعي کنم
خُب، چارهاي نداريم
وقت زيادي برات نمونده
خيليخُب، چي هستن؟
فقط اسمشون رو به زبان سلتي بلدم
بسيارخُب
اوليش ماگورتـه
بايد برام هجيش کني
آره
آهاي؟
کسي هست؟
مهمون؟
باورم نميشه برامون مهمون اومده
اوه، کيلب از ديدنتون خيلي خوشحال ميشه
از وقتي که همبازي داشته خيلي ميگذره
اوه، حتماً تشنه هستيد
بيايد تو و بشينيد تا برم يه چيزي واسه نوشيدن براتون بيارم
جداً؟ اون چشه؟
همون زنيه که توي آينه ديدم
ماگورت
ماگورت، خيلي آشنا ـست
البته، واسه اضطراب تجويز ميشه
بيشتر اين داروگياهيها تو داروهاي امروزي استفاده ميشن
،پس با دستبرد زدن به داروخونهي بيمارستان جور درمانيِ مرکز شهر
و يه ميز سالاد
به گمونم بتونم همهشون رو پيدا کنم
آره، تا بتونم زود برميگردم
تو هم سعي کن هشيار بموني
...مل
همينجام
...مل... بايد بهش اضافه کني
...بايد بهش اضافه کني
چي؟ چي رو بايد اضافه کنم؟
صاعقه با ميله برخورد ميکنه
و رعد و برق رو به تونل ميفرسته
ما روحسواره رو ميگيريم هلش ميديم توي پناهگاه
و اونجا گيرش ميندازيم
خيليخُب
چطور ميخوايد جلوش رو بگيريد که دوباره با صاعقه برنگرده
قبل از اينکه وارد تلهاش کنيد؟
خُب، اگر دوباره صاعقه بزنه به ميلهي برقگير برخورد ميکنه
اونقدري نزديکش نيست که بتونه باهاش بره
اما نبايد فرض بر اين باشه که روحسوارا
روي جايي که صاعقه برخورد ميکنه کنترل دارن؟
فقط چون فيزيک از توضيحش ناتوانه
بدين معني نيست که توضيح منطقياي پشتش نباشه
پس اگر کنترل داشتن چطوري جلوشون رو بگيريم؟
بايد يه صاعقه رو جذب کنيم
ميتونيم اينکار رو بکنيم؟
نه با چيزايي که اينجا داريم
من نميتونيم لولهاي درست کنم
که قدرت جذب نصف اين انرژي رو هم داشته باشه
به جاي لوله، شايد بتونيم يکي رو پيدا کنيم که صاعقه رو جذب کنه
فکر نکنم کيرا هم از پس اينکار بربياد
جاش ميتونه. اون ميتونه برق رو جذب کنه
جاش مُرده
آره، اما قدرتهاش باهاش نمُردن
شايدم مُرده باشن نميتونيم بهش دسترسي پيدا کنيم
ما که مطمئن نيستيم
داري چي ميگي؟
No comments yet. Be the first to leave one.