The first 200 lines.
لطفاً لطفاً .نگران نباش. نگران نباش
.اينجا خيلي شلوغ پلوغه
.از اين ميترسم که وقت کم بياريم
دارم زياده روي ميکنم؟
اما من ميخوام خيلي دقيق باشم .ما هم ميخوايم
اما ما داريم زيادي سخت ميگيريم چرا ما بهترين نباشيم؟
.صبح بخير .صبح بخير
در مورد گلها يکم راهنمايي ميخوايم .آهان درسته فريژا فريژا
.همه جا فريژا باشه .بابا عاشق گل فريژاست
.صبح بخير. صبح بخير .اوه . سلام . سلام
نورپردازي؟ ".نور"
نه خيلي روشن .نه خيلي هم تاريک
من دنبال يه نور نارنجي روشن هستم
مناسب رقص سر شب
!اگر غذا يه نثر از پارتي باشه
!پس نور هم ميشه شعرش
عجب چيزي گفتما . اگه غذا يه نثر از پارتي باشه !پس نور هم ميشه شعرش
خوشم اومد . اگه موسيقي غذاي عشق بود پس موسيقي بزن مثل اينکه دارم عقلم رو از دست ميدم
صبح بخير آقاي پريش
نظرت درباره اينا چيه هلن؟ خوشکلن
اليسون هم ميگه ممکنه رئيس جمهور هم بياد
رئيس جمهور بايد کارهاي بهتري از اومدن به تولد من انجام بده مثل چي؟
بابا؟ يه چند لحظه وقت داري؟ .صبح بخير. اليسون
.نه زياد .يه روز بزرگ تويه يه شهر بزرگ
چي تو سرته ؟ آتيش بازي هم روبراه شد
ما داريم شصت و پنجمين جشن تولدت رو روي يک قايق باربري برگزار ميکنيم
کماندارهاي دانشگاه ايالتي نيو پالتز تيرهاي آتشين رو از روش رها ميکنن
وقتي آتش بازي به پا شه به ما حسي شبيه يه مراسم تدفين وايکينگي رو ميده
اما بدون هيچ حس ناراحتي
مقام ارشد رودخانه هادسون ميگه که اونا .يه برنامه ويژه اي رو برات ترتيب دادند
خب البته يکمم خرج داره
واسه اداره آتش نشاني پوکيپس که اونجا حضور داره
خب نظرت چيه؟
خوبه؟ خوب نيست؟
اليسون من به کارت اعتماد دارم نظر ، نظر خودته
اما اين تولد شماست من از آتش بازي متنفرم ، عصبيم ميکنه
صبح بخير بابايي صبح بخير عزيزم
صبح بخير ، صبح بخير ! تو عزيز بابايي ، من فقط آليسون
اوه
اوه ، راستي بابا درو از تو هليکوپتر تماس گرفت .تا دو دقيقه ديگه ميرسه اينجا
درو هم مياد ؟ هوووم
ميخواد پشت سر شما بياد
چرا راحت نميشيني يکم غذا تو شکم کوچيکت بکني؟
تو مياي؟ نه
بايد صبور باشي !من سه تا سرآشپز عصبي آوردم
يکيشون عاشق شکلات مغزداره !اون يکي متنفره ازشون
!سوميشون هم اصلاً نميدونه شکلات مغزدار چي هست
از مهموني بازي بدم مياد اما پدرم بايد آروم باشي
قسم ميخورم که خوشت مياد
نميشه يه آدم 65 ساله رو زمين باشه بدون اينکه يادش بيفته که 65 سالشه؟
نوچ
آروم ميشي؟ ميدونم ، امروز روزه يه معامله بزرگه
تو از کجا ميدوني؟ .درو بهم گفت
همه چيز رو بهت ميگه؟
.اميدوارم بگه
دوستش داري ، مگه نه؟
.خب فکر ميکنم آره
...من نميخوام دخالت کنم ، اما .پس دخالت نکن
خوبه ، پسرمون داره مياد
اجازه هست؟
باشه .سلام خوشکله
.سلام
صبح بخير ، درو .مرسي واسه اومدنت
خب ، روز بزرگيه خواسته بوديد .قبل از شروع به صف شيم
فکري ، نظري ، تغييري ... چيزي؟
.نظري که نه .ديشب يه صداهايي ميشنيدم
صدايي؟ .تو خوابم
چي ميگفت؟ .بله
بله واسه معامله؟ شايد ، کي ميدونه؟
.ميدوني که صداها چطورين
هووم؟ متشکرم ، دليا
باشه ، بزن بريم .دليا ، خودکارت
سلام بيل چطوري؟ صبح بخير
من خوبم ، تو چطوري؟ منم عاليم
همينه روز بزرگ نه ؟ نشنيدم؟
روز بزرگيه .ميخوايم به جان بزرگ نزديک شيم
يه نگاه به خودت بنداز بيل !مثل يه گربه خونسردي
تو همين روز بزرگ باهات شرط ميبندم .که اون ميرينه تو شلوارش
همه يادشون باشه مهموني بزرگ امشب خونه ي بابا
به صرف شام ، با تو هم هستم درو .آخرش کلي خوش ميگذرونيم
ديگه بعدش تولدي برام در کار نيست؟ !بابايي ، فقط يه بار 65 سالت ميشه
.از خدا ممنونم ، حالا بريم که روز رو شروع کنيم
!يادتون باشه ، شام تو شهر تو خونه ي بابا
.هوووم .واقعاً خنده داره
درو رو دوستش داري؟
نه هيچ کاري نکن ...دقيقاً بمون همونجاييکه
درو رو دوستش داري؟ .ديگه پيشنهادي بهتر از اين که نميخواد بده
منظورت ، مثل عشقي که به مامان داشتي؟ .قضيه من و مادرت رو فراموش کن
ميخواي باهاش ازدواج کني؟
شايد بخوام
گوش کن ، من ديوونه اين بابام باهوشه ، زرنگه
اون ميتونه ارتباط پريش رو با قرن 21 برقرار کنه و من هم کنارش هستم
هووم خب ، پس مشکل چيه؟
اين خصوصيات کار کردنش با منه اما من دارم در مورد تو حرف ميزنم
اينا چيزي که نيست که بخواي در مورد درو بگي اينارو که نميگي
شايد گوش نميدي
اوه ، چرا گوش ميدم
...من اصلاً شور و شوقي نميبينم .اين رابطه بايد شاد باشه
مثل دو تا کبوتر عاشق
ازت ميخوام که از جات بلند شي
ازت ميخوام که از خود بيخود شي
ميخوام با جذبه بخوني و برقصي درست مثل يه درويش
اوه ، همش همين؟ آره ، خوشحال باش
يا حداقل يکم از خودت بيا بيرون
.باشه
خوشحال باشم ...من
بايد حداکثر تلاشم رو بکنم
ميدونم که رفتارتون کسل کننده است
اما عشق علاقه ست
دل مشغوليه
.کسي که نميتوني بدون اون زندگي کني
.من ميگم سرت رو بگير بالا
کسي رو پيدا کن که ديوانه وار دوستش داشته باشي .و اون هم همين احساس رو بهت داشته باشه
چجوري بايد پيداش کني ؟ خب عقلت رو بذار کنار
به صداي قلبت گوش بده ، چيزي نميشنوي
چون عزيزم ، حقيقت اينه که تو زندگي هيچ حسي بدون اين احساس وجود نداره
...اگر سير و سياحت کني اما عميقانه عاشق نشي
خب ، تو اصلاً زندگي رو تجربه نکردي که بشه اسمش رو گذاشت زندگي
اما بايد تلاش کني ، چون اگه تلاش نکني زندگي نکردي
باررريک
بي احساس
ببخشيد ، باشه
يه بار ديگه بهم بگو اما خلاصه تر
باشه ، گوش کن
کي ميفهمه؟ .رعد و برق ميتونه خطرناک باشه
آره؟
آره
نظرت چيه؟ فقط يه هيئت اجراييي هستيم
يا اينکه شما آقايون قصد استفاده کردن از منو دارين؟
ممنون بابت پيشنهادت اما همه چيز براي من و بيل رديف شده
آدماي بيشتر ممکنه ، ميدونم ميدونم اظهار فضل کنند ، بعد کارها خراب ميشه
هان ؟ من فقط داشتم به کوئينز ميگفتم ...که ما بهش احتياجي نداريم تا اينکه
صدايي نشنيدين؟ چرا ...اما من فقط داشتم به کوئينز ميگفتم
نه ، نه، تو نه چيزي شده بابا جون؟
چيزي نشده ، ببخشيد
رقص مثل يه درويش؟ بابا ، چي شده؟
چيزي نشده ، فقط داشتم با خودم حرف ميزدم منو ميشناسين ديگه
نه ، تو اصلاً با خودت حرف نميزني
اوه خب باشه ميخواي برسونمت؟
نه ميخوام با تاکسي برم گوش کن ، مطمئني حالت خوبه ؟ آره
همه چي مرتبه ، و آماده ام واسه بزن بزن
باشه ... برو حسابشون رو برس
خاطرت جمع .باشه
اوووهوم .... اوووهووم
قبلاً نشنيدم
ببخشيد ، بايد بهت ميگفتم
عزيزم ، عزيزم؟ سلام ، جرج
عزيزم ، بايد بري دنبال آينده ات
باشه ؟ آخه هر کاري يه وقتي داره
الان وقتشه که درستش کني
متاسفم ، ببخشيد
نه ، دوستش داشتم اما الان ديگه دوستش ندارم
چون تو عزيز دلمي
هر کي با تو در بيوفته ، انگاري با من در افتاده
نگرانتم بزار بدونم چي شده
آره ، وقتي تلفنم رو درميارم اولين نفر به تو زنگ ميزنم ، قول ميدم
برو سراغ درسات ، خر خوني کن ، مدرکت رو بگير بعدش يه روزي برنامه فان ميزاريم دوتايي
چطوره؟ هوووم؟ باشه
روبراهي پس؟ باشه
از پسش بر مياي ، تو ازون پدر سوخته هايي
دوست دارم خدافظي
صبح بخير صبح بخير
شرمنده ام ،اون ور داشتم بلند حرف ميزدم
نه بابا
داشتي خرش ميکردي
آهان ، داشتم خر ميکردم ، کي رو؟
اوم خب ، عزيز دلت رو
خواهر کوچولوم بود اوه
...جديداً با دوست پسرش کات کرده و داشت فکر ميکرد که
از مدرسه حقوق بياد بيرون
آخ ، متاسفم ، نه چيزي نيست
راهيه بين زن و مرد ديگه ، درسته؟ چه راهي؟
کات کردن
اوه ، آره ، موافقم
واقعني؟ چرا؟
فقط علاقه مندم بدونم
فقط خواستم باهات موافق باشم
باشه ، خيله خب تعجب کردم
اوه ، خب فقط هرچيزي پاياني داره
مشکل عزيز دلم ، دوست پسرش بود اون نميدونست چي ميخواد آخه
اون و گول زده و خواهرم همراهش شده
ميدوني ، مثل اينکه پسره تک پر نبوده و يه دختر براش کافي نبوده
خب ، پس تو ، تک مي پري؟ آره ، تک پرم
اصلش هم همينه درسته
خب ، در واقع جديداً دارم دنبال همچين آدمي هم ميگردم
هوووم ، کسي چه ميدونه؟ !شايد اون تو باشي
نه ، نخند من تازه اومدن به اين شهر
يه شغل جديد گرفتم
دارم سعي ميکنم يه آپارتمان نقلي هم بگيرم
بگذريم پس تو يه دکتري
اوههوم تو از کجا ميدوني؟
بخاطره اينکه اين ورا ، دکترا ميپلکن
خب اين ورا همه با روپوش و شلوارهاي سبز هستن
اون يارو که منتظرم خونه رو تخليه کنه
دکتره اون دکتره
دکتر چي هستي؟
من دکتر داخلي هستم
خب ، پس اگه دکتر نيازم شد تو هستي ديگه؟
آره ميتونم باشم ، آره
پس تو ميتوني دکتره باشي
No comments yet. Be the first to leave one.