The first 200 lines.
!سه هوا
اون دو نفر به خوبی و خوشی زندگی کردن
مریض نشدن و آسیبی ندیدن
کلی بچه خوشگل به دنیا آوردن و در حالیکه خوب بزرگشون میکردن
با شادی زندگی ای طولانی ای داشتن
و با هم پیر شدن
دوباره دروغ
همه اش دروغ بود
کی هستی؟
کجاییم؟
چرا اینجام؟
آدمایی که کُشتی رو دیدم
فریادهاشون رو شنیدم
چی میگی؟
کی رو میگی کشتم؟
کین؟
کسانی که با دعای خیر به دنیا اومدن و خانواده یه نفر بودن
کسانی که که قرار بوده کسی که قراره عاشقش بشن رو ببینن
آدمایی که رویای آینده ای رو داشتن که با کسی پیر بشن
تو با بیرحمی در یه آن
رویاشون رو نابود کردی
من چیزی نمیدونم
اونم تموم میکنم
زندگیت رو یه صفحه خالی میکنم
اینطوری نمیتونی چیزی رو به یاد بیاری
در نتیجه نمیتونی بخشیده شی
افسانه دریای نیلگون
!اوه، واقعا که
جلو پاتُ بپا
ما...ما دا یونگ؟
.112، درسته؟ همین الان ما دا یونگ رو دیدم
!همون فراریه
...برای آخرین بار میگم
نه، خواهش میکنم
لطفا حرفام رو باور کن
حرفهایی که میزنم رو باور کن و بیا فعلا با هم از اینجا بریم
من نمیام
چت بود؟ چرا اینقدر صدات بلند بود؟
خیلی خب، نصبشون کامل شد
ممکنه تا مدتی چند تا حشره ببینید
نگران نباشید چون روی اونایی که عمل میکنه میان بیرون
بله، دفعه بعد میبینمتون روز خوبی داشته باشید
قسمت هفدهم
چرا صحبتتون رو ادامه نمیدید؟
اگه یهویی ساکت بشید مثل این میمونه که داشتید در مورد من حرف میزدید
حرف زیادی نزدیم خیلی وقت بود ندیده بودیمتون
چرا این اواخر جلساتمون نمیومدید؟
اینجا بشینید
هنوز نیومده؟
نه
اوه، کانگ سو هی هم اینجاست
کانگ سو هی؟
درسته که کانگ سو هی ای
اوه، اما امروز کی دعوتت کرده؟
از قصد دعوتت نکردم چون میترسیدم احساس ناراحتی کنی
برای همین گفتم نیای
چرا؟ چرا باید ناراحت شم؟
چی میخواستی بگی؟
...گذشته از چیزی که میخواستم بگم
خواهر، بیا تو
ها جون جه واقعا از اینجا خوشم میومد
اولین خونه ام بود
بیا داخل
!اوه خدا جونم، چی کار کنم
!بده بستون
وقتی تنهاییم
.وقتی تنهایی...هر کاری که دوست داری بکن
مهم نبود بیرون چقدر سرد باشه همیشه یه جای گرم بود که بتونم برگردم
...که با تو حرف بزنم، بخندم، باهات خوش بگذرونم
.کسی نمیتونه بره خونه، مخصوصا تو
ترکت نمیکنم
...میتونستم هر وقت خواستم ببینمت...
جایی که میتونستم هر چقدر میخوام دوستت داشته باشم
اما اگه توی این خونه بمونم
فکر نمیکنم بتونم کنار تو بمونم
پس میرم
اما چون اومدی
چرا امروز رو با هم نباشیم
فکر میکنم خوب باشه قبل رفتنت دلیلش رو بشنوی
بله، خب مطمئنا از اس ان اس با خبر شدید
که این خواهر کنار من
چونگ ها "همسر سابق رئیس "ها
همسر قبلیشونه
...به محض طلاقش
این خواهر از پسرش جدا شد
اما چند وقت پیش این دو نفر به صورت دراماتیکی دوباره هم رو دیدن
همون پسری که از خونه رفته بوده؟ - بله -
جاش رو نمیدونستن؟ - بله -
خدا جونم مبارکه - بله مبارکه، دست بزنید -
بهت گفتم
حتما جون جه ام رو پیدا میکنم و
همه چیز رو به جای اصلیش برمیگردونم
منتظرش باش
خیلی بهت تبریک میگم
خیلی تاثیر گذاره که پسرت رو پیدا کردی
اما برگردوندن پسرت به جایگاه اصلیش اصلا آسون نیست
اون جایگاه ناپدید شده
چی؟
شاید هنوز نشنیده باشید اما
چند وقت پیش شوهرم در مورد خانواده و املاک خارج
سهام ها، پول نقد، سرمایه نقدی همه چیز
وصیت نامه اشُ محضری کرد و همه چیز رو
.برای من و چی هیون گذاشت
میدونی اگه چیزیش بشه کسی که احتمالا اون موقعیت رو به ارث میبره
چی هیون من میشه، نه؟
امروز چهره همه کسانی
که اینجا جمع شدن رو خوب به خاطر میسپارم
همینطور که دارید زندگیتونُ میکنید
دعا کنید هیچوقت روتون به من نیافته
فکر میکنی حرفی که زد، درسته؟
اگه درست هم باشه پس رئیس "ها" دیوانه است، نه؟
میدونم درسته؟ چرا باید پسر خودشُ ول کنه و همچین کاری بکنه؟ چی میتونه اینقدر فوری باشه؟
!همینُ میگم
اگه این حرفها واقعی باشه !رئیس ها، یه عروسک خیمه شب بازیه، یه عروسک
ال...الو؟
منم - کی هستی؟ -
چی؟
تویی؟
چی میگی؟
مردم دنبالم کردن اما نمیدونم چرا، باید بدونم؟
چت شده؟
گفتم داروهاتُ بخور
بالاخره دیوانه شدی؟ کجایی؟
نمیدونم کجام، یا کیم
بابا کجاست؟ - طبقه دوم -
و اون آدما؟
تازه رفتن
.شنیدم یکی میگفت "بابا"! توی اتاق رئیس
اما ممکنه اشتباه هم شنیده باشم
بله
بابا؟ - بله -
حالتون بده؟
چی هیونی - بله -
کسی اومد اینجا؟
کی؟
خدمتکار میگه که چند تا کارگر داشتن تو خونه میچرخیدن
واقعا؟ خواب بودم
نمیدونم
باشه
سعی کردیم بررسی کنیم اما سیستم برای دو ساعتی خاموش بوده برای همین چیزی ضبط نشده
پس میگید هنوز نمیدونید چه خبر بوده؟
معذرت میخوام همچین اتفاقاتی به ندرت میافته، کل سیستم رو چک میکنم
عوضیا! الان به چه دردی میخوره؟
این همه مدارکه مطمئن شدم که وصیت نامه هم محضری شده
واقعا این میگه که پدر جون جه همه چیز رو برای کانگ سو هی و پسرش گذاشته؟
شاهدها هم امضاش کردن؟ تموم شده؟
ظاهرا کاملا ولت کردن
چرا حس میکنم خالی شدم؟
مدرکی نیست که پدرم وصیت نامه رو خونده باشه
منظورت چیه؟
...پدرم
بیشتر بینایشو از دست داده بود
جراحت قرنیه - مطمئن نیستم اما -
بهم خیره شده بود اما منو نشناخت
پس چرا تنهایی اومدی بیرون؟ بعد از اینکه این همه راه رو رفتیم اونجا چرا با خودت نیاوردیش بیرون؟
،گفت نمیتونه حرفامُ باور کن چون یه کلاهبردارم
در مورد اینم لطفا تحقیق کنید از اتاق اون زنه است
چیه؟ سوزنه؟
چیزی که باهاش به قرنیه صدمه زدن؟
هی این یکی برای منم ترسناکه
اینم
کانگ سو هی به شدت مشکوکه که خودش داروها رو میگیره، شاید اینا رو به پدرم داده
ترکیبات داروها رو پیدا کن و ببین کی تجویزشون کرده
یه چیز دیگه
اتاقش پر این گلها بود به نظر مشکوک میومد برای همین ازشون عکس گرفتم
چه گلیه؟
قاتل الذئب شمالی؟
چی؟ - بهش سم مادرخوانده هم میگن -
تو زمان رومیان، مادرخوانده ها از این گل برای به قتل رسوندن شاهزاده سلطنتی در حالیکه برای نشستن به تخت جدال میکرد استفاده میکردن
...اگه واقعا قاتل الذئب شمالی باشه چند سال پیش توی ژاپن، همینطور توی کشور ما
مشخص شد که یه سری آدم اینو میگرفتن و میجوشوندن تا ادما رو بهش معتاد کنن و بکشن
کارآگاه لطفا بهمون کمک کن وقت زیادی نداریم
چون این مدارک رو داریم، باید بتونیم سریع حکم بگیریم و بریم داخل خونه
...هی فکر میکنی به این راحتیا است
سریع انجامش میدم نگران نباش
ما دا یونگ، منم، کانگ سو هی
!منم کانگ جی هیون
سلام تو دا یونگی؟ من کانگ جی هیونم
انداختنت بیرون؟
رئیس پرورشگاه بهم گفت که دوباره برمیگردم اون خونه
اما چرا انداختنت بیرون؟
چون به خاطر کابوسهای ترسناکم هر شب جیغ میزدم و گریه میکردم
پولدارن؟
خواهر دوقلوم رفت خونه یه خانواده پولدار
ای کاش منم اینطوری میشدم
حتی بعد از فرزند خواندگی هم
میتونم اگه سوالی داشتم برات نامه بنویسم؟
مرسی چی میکشیدی؟
یه پری دریایی کوچولو؟
طبقه بالا
!هی
چی کار میکنی؟
مریضی؟ چی شده؟ اتفاقی افتاده؟
چی کار میکنی؟
بذار ببینم
چرا اینقدر سردی؟
برو - چی؟ -
برو نمیخوام به فکرام گوش بدی
باید به یه چیزی فکر کنم اما خطر اینکه تو میشنوی
باعث میشه نتونم خوب بهش فکر کنم و ذهنم بهم ریخته است
No comments yet. Be the first to leave one.